خانه های هوشمند

(سیارک) آقاي موزر به چراغ حمام اشاره می کند كه هنگام ورود او با شدت نور كم روشن مي شود. او مي گويد:"سيستم پايين ترين سطح نور يا حرارت را انتخاب مي كند تا در مورد صرفه جويي انرژي سرزنش نشود، و اگر من از این تصميم سيستم ناراضي باشم بايد به او شكايت كنم." براي بيان اين ناخشنودي او كليد روي ديوار را با دست روشن مي كند كه باعث مي شود سيستم نور را زيادتر كند و خودش را تنبيه می نمايد به طوري كه دفعه بعدي كه او وارد حمام مي شود، شدت نور بيشتري انتخاب مي شود.
همانقدر كه خانه از صاحب خود ياد مي گيرد، صاحب خانه هم از خانه ياد مي گيرد. وقتي موزر تا ديروقت در دانشگاه كار مي كند، گاهي اوقات احساس مي كند كه بايد به خانه برود چون خانه منتظر اوست، خانه با وظيفه شناسي تمام سيستم حرارت و آب گرم را روشن كرده، و منتظر رسيدن اوست. اينجا يك سوال مهم مطرح مي شود: چرا او با خانه تماس نمي گيرد و بگويد دير مي آيد؟ مشابه اين، تلاش هاي او براي شناسايي و رفع برخي عيوب سخت افزاري منجر به سيستمي شد كه مي تواند تشخيص دهد که فردی بيش از حد در حمام مانده است. پس از اينكه مشكل سخت افزاري حل شد، يك پيام رسان دوربرد در سيستم تعبيه شده است چراكه فيدبك مناسبي در مورد زمان صرف شده توسط ساكنين به آنها ارسال مي كند. بنابراين آيا حالا اگر ساكنين زمان زيادي را در حمام صرف كنند، خانه به آنها هشدار مي دهد؟ اگر چنين باشد كه اين خانه واقعا يك نق نقوي واقعي است.

اتوماسیون و خطاهاي احتمالی 

آيا اين خانه هوشمند است؟ در اينجا توضيحات ديگري از خود آقاي موزر در مورد محدوديتهاي هوش سيستم كنترل مي آوريم:
«پرو‍ژه خانه انطباق پذير، الهام بخش ايده هاي جديدي براي گسترش این پروژه در آينده بوده است كه اكثر اين ايده ها در مسيری نادرست قرار گرفته اند. يكي از ايده هايي كه اغلب دنبال مي شود، كنترل سيستم هاي سرگرمي خانه است-مثل استريوها، تلويزيونها، راديوها و غيره. مشكل انتخاب سرگرمي هاي صوتي تصويري توسط سيستم هوشمند اين است كه اولويت ساكنين در اين زمينه ها بستگي به احساس و وضعيت ذهني افراد دارد و علائم اندكي مستقيما در محيط وجود دارند كه مرتبط با حالت روحي آن لحظه افراد باشند. درنتيجه به احتمال زياد سيستم اكثر اوقات اشتباه پيش بيني مي كند و بيشتر از آنكه ساكنين را پشتيباني كند به آنها آزار مي رساند. اين آزردگي با اين واقعيت تشديد مي شود كه وقتي ساكنين به دنبال سرگرمي هاي صوتي تصويري هستند، معمولا قصد خاصي از انجام اين كار دارند. اين قصد متفاوت است با مثلا تنظيم دماي خانه چراكه آنها معمولا آگاهانه به دماي خانه توجهي ندارند مگر آنكه دماي هوا نامطلوب شود. اگر ساكنين نسبت به مقاصد و اهداف خود آگاه و هوشيار باشند، رسيدن به اين هدف به سادگي با فشردن يك دكمه امكان پذير مي شود و خطاهاي احتمالي ناشي از هوشمندي سيستم –مثلا صداي بسيار بلند استريو وقتي صاحب خانه در حال تمركز روي يك مساله مهم است- تقريبا حذف مي شوند. بنابراين معادله هزينه فايده در اينجا به نفع كنترل دستي است.»
كاش خانه مي توانست ذهن صاحب خانه را بخواند. اين ناتواني در خواندن اذهان يا از منظر دانشمندان، ناتواني در حدس زدن نیت افراد است كه باعث شكست اين سيستم ها مي شود. در اينجا مشكل، چيزي فراتر از فقدان زمينه هاي مشترك است، چيزي كه افرادي كه با هم زندگي كرده اند كاملا آن را مي فهمند. ممكن است افراد روي بسياري از كارها و رفتارهاي يكديگر شناخت داشته باشند اما هنوز هم مشكل است دقيقا بدانند طرف مقابل نیت انجام چه كاري را دارد. از نظر تئوري، ممكن است پيشخدمت افسانه اي بريتانيايي خواسته ها و اميال ارباب خود را بتواند پيش بيني كند، اما دانش من در مورد اين موفقيت از رمان ها و تلويريون نشات مي گيرد- نه منابع موثق. حتي در اين مورد هم موفقيت پيشخدمت به اين دليل است كه زندگي اربابان او كاملا منطبق با هنجارهاي اجتماعي است به طوري كه اين زمانبندي، فعاليتهايي كه بايد انجام شوند را به فرد تحميل مي كنند.
سيستم هاي اتوماتيكي هم كه در هر حالتی تصميم مي گيرند برخي كارها را انجام دهند قطعا يا صحيح يا غلط مي باشند. عيب ها به دو شكل ظهور مي يابند: آلارم هاي از دست دادن و آلارم هاي غلط . از دست دادن به اين معني است که سيستم نتوانسته است وضعيتي را تشخيص دهد و بر حسب آن فعاليت مطلوب را انجام دهد. آلارم نادرست به اين معني است كه سيستم زماني عمل كرده كه نبايد عمل مي كرده است. مثلا سيستم اعلام حريق خودكار را در نظر بگيريد. آلارم غلط در اينجا يعني اعلان آتش سوزي در حاليكه حريقي رخ نداده است. اين دو شكل خطا هزينه هاي مختلفي دارند.
خطا در تشخيص آتش مي تواند پيامدهاي بسيار خطرناكي در بر داشته باشد، اما تشخيص هاي نادرست هم مي تواند مشكلاتي را ايجاد كند. اگر تنها فعاليت صورت گرفته توسط اعلان كننده آتش به صدا در آوردن آژير باشد، آلارم غلط باعث آزار و اذيت مي شود و در عين حال اعتماد به سيستم را هم كاهش مي دهد. اما اگر همين آلارم غلط، سيستم آب پاش را فعال كند و به سازمان آتش نشاني هم اطلاع دهد چه خواهد شد؟ در اين وضعيت هزينه بسيار بيشتر خواهد بود بويژه اگر آب به وسايل باارزش خانه آسيب بزند. اگر يك خانه هوشمند اهداف ساكنين را نادرست پيش بيني كند، هزينه هاي آلارم هاي از دست دادن و آلارم هاي غلط معمولا كم است. اگر به اين دليل كه خانه هوشمند به اشتباه فكر كند ساكنين تمايل دارند موزيك گوش دهند و سيستم پخش موزيك ناگهان روشن شود، اين كار آزاردهنده هست اما خطرناك نيست. اگر سيستم هر روز صبح با وظيفه شناسي كامل سيستم گرمايش را روشن كند حتي زماني كه ساكنين به مسافرت رفتنه اند، پيامد چندان شديدي نخواهد داشت. اما در يك خودرو اگر راننده به عملکرد سيستم كاهش سرعت خودرو هنگام نزدیک شدن بیش از حد به اتومبيل جلويي، اعتماد كند در اين حالت آلارم از دست دادن خطر جاني در پي دارد. و در مورد آلارم غلط مثلا اگر خودرو به اين دليل كه فكر مي كند راننده از مسير جاده منحرف شده است، تغيير جهت دهد يا به دليل اينكه به اشتباه فكر کرده چيزي روبروي ماشين است، ترمز نمايد، خودروهاي اطراف از اين حركات ناگهاني شوكه مي شوند و قادر به عكس العمل سریع نيستند كه همه اينها خطرات جاني در پي دارند.
آلارمهاي غلط چه خطرآفرين باشند و چه تنها رنجش آور باشند، باعث كاهش اعتماد مي شوند. بعد از چند آلارم غلط، به سيستم آلارم ديگر توجهي نمي شود و اگر يكبار آتش سوزي واقعي هم رخ دهد ساكنين پيش خود مي گويند "باز هم يك آلارم غلط ديگر". اعتماد در طول زمان شكل مي گيرد و بر اساس تجربه و تعاملات مطمئن پيوسته توسعه مي يابد.
سيستم خانه آقاي موزر براي او کارایی دارد و جواب مي دهد چون خود او آن را اختراع كرده است و اشتباهات ضمنی سيستم را مي بخشد.ترجمه  itrans.ir 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.