کشف بقایای اجساد سلاخی شده مربوط به 1500 سال پیش

(سیارک) درسال 2010 باستان شناسان درحال حفاری در یک قلعه متعلق به قرن پنجم در یکی از جزایر کشور سوئد متوجه یک جفت استخوان پا شدند که در چهارچوب در و زیرخاک دفن شده بود. این مسئله برای باستان شناسان بسیار عجیب بود، چراکه جسد کسی که می میرد در قبرستان دفن خواهد شد نه در قلعه ای که ظرفیت حدود 200 نفر انسان را داشت. پس از ادامه حفاری آنها پی بردند که این استخوان ها متعلق به کسی است که به قتل رسیده است. درست در کنار این بقایا، استخوانهای شخص دیگری را نیز یافتند که شواهد حاکی از این بود که به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود. پس از این کشف، کنجکاوی آنها بیشتر شد و با ادامه حفاری ها در خیابانها و خانه های اطرف متوجه بقایای بسیاری شدند که بوسیله شمشیر و تبر، سلاخی شده اند.

کلارا آلفسدوتر که یکی از اعضای تیم باستان شناسی اعزامی بود گفت: «متوجه شدیم که یک سلاخی تمام عیار درکار بوده است. شواهدی که به دست آوردیم نشان می دهد که آنها خانه به خانه را گشته اند و پیر و جوان را از دم تیغ گذرانده اند.»

این خانم باستان شناس، به همراه سایر اعضای تیم، تاکنون موفق به کشف بقایای 26 انسان شده اند که در حدود 1500 سال پیش، یعنی در زمانی که میان تاریخ نگاران به عصر آهن معروف است، در جزیره اولاند دریای بالتیک، به طور وحشیانه ای به قتل رسیده اند. از نکات قابل توجه و ناراحت کننده دیگر این بود که در مشاهدات و آزمایشهای که روی بقایای استخوانها انجام شد، آنها متوجه آثاری شدند از قبیل جمجمه هایی که به شدت مورد ضربه قرار گرفته بود، استخوان شانه ای که زخم برداشته بود، استخوان دنده ای که کاملا باز شده بود. در میان این بقایا، استخوانهای یک نوجوان نیز کشف شد که سر از تنش جداکرده بودند. بقایای یک نوزاد هم یافت شد که به نظر می رسید چندماهی بیشتر از عمرش نگذشته بوده.

این بقایا نشان می دهد که قربانیان حادثه غافلگیر شدند، درست مثل صحنه هایی که در سریال "بازی تاج و تخت" می بینیم. آلفسدوتر اضافه کرد که آنگونه که از ضربات وارده به استخوانها پیداست، بیشتر حملات از پشت سر و از کنار قربانیان صورت گرفته است. در ضمن به نظر می رسد که قربانیان هیچگونه دفاعی از خود نکرده اند و این نشان از یک قتل عام دارد تا یک درگیری. تاکنون نزدیک به 10 درصد سایت حفاری شده است و باستان شناسان توانسته اند بقایای 53 خانه را پیدا کنند. آنها براین باورند که صدها استخوان دیگر در زیرخاک مدفون است و باید به حفاری ادامه دهند. با این حال پیشرفت آنها در حفاری قابل ملاحظه بوده و تاکنون اطلاعات زیادی در رابطه با ساکنان این منطقه به دست آورده اند.

شاه ماهی های نصفه و نیمه خورده شده در خانه ها نشان از این داشت که حمله کاملا ناگهانی صورت گرفته است. مردم منطقه همانند سایر مردم آن زمان، گوسفند و سگ نگه داری می کرده اند. بقایای یافت شده نشان می دهد که این حیوانات پس از حمله به حال خود رها شده اند و از گرسنگی و تشنگی تلف شده اند. بسیاری از قربانیان، جواهراتی گران قیمت و ارزشمند با خود داشتند. سکه های رمی نیز در خانه ها کشف شد و این نشان از آن دارد که حمله پس از سقوط امپراطوری رم غربی صورت گرفته است. این می تواند علتی برای حمله باشد، چراکه پس از سقوط یک حاکمیت بزرگ، قدرت هواخواهان زیادی پبدا می کند و درگیری ها آغاز می شود.

هلنا وکتور، یکی دیگر از افراد تیم باستان شناسی عنوان کرده: «قربانیان حادثه پس از اینکه به قتل رسیده اند، سرجایشان رها شده اند. کسی تلاشی درجهت انتقال یا دفن آنها صورت نداده است. چیزی که ما اکنون بقایای آنرا می بینیم، مربوط به صحنه جنایت است، اما در عین حال می توان نکاتی دررابطه با زندگی روزمره مردم آن روزگار مشاهده کرد.»

در یکی از خانه ها تیم باستان شناسی با صحنه عجیبی روبه شدند؛ آنها استخوان پیرمردی حدودا شصت ساله را پیدا کردند که بخشی از آن سوخته بود. قبل یا بعد از اینکه توسط مهاجمان به قتل رسیده روی آتشدانی که برای گرمای منزل تعبیه شده بوده افتاده است. اما این تمام ماجرا نیست، و چیزی که واقعا تعجب برانگیز بود کشف یک مشت دندان گوسفند در دهان پیرمرد بیچاره بود. مهاجمان پس از حمله به او که به نظر می رسد رهبر مذهبی بوده باشد، یک مشت دندان گوسفند در دهانش فرو کرده بودند. دکتر وکتور در این باره گفت: «احتمالا آنها می خواستند کاری کنند که عذابی دردناکتر از مرگ متحمل شود. قصد تحقیر کردنش را داشته اند. درآن زمان رسم بر این بود که به همراه جنازه کمی سکه های طلا دفن می کردند تا وی بتواند در دنیای پس از مرگ خود از آنها استفاده کند. دکتر وکتور اضافه کرد که آنها احتمالا بدین خاطر دندان گوسفند در دهان پیرمرد کرده اند تا او در دنیای پس از مرگ نتواند مسیر خودرا پیش بَرد.

تمام بقایای یافت شده تاکنون متعلق به مردها بوده است، و این برای تیم باستانشناسی بسیار تعجب برانگیز است چراکه سرنوشت زنان دهکده نامعلوم است. با توجه به بقایای نوزادان و جواهراتی که کشف شده آنها مطمئن اند که زنانی هم در این سکونتگاه حضور داشته اند. حال دو حالت متصور است: یا اینکه در ادامه حفاریهای آنها به بقایای زنان نیز خواهند رسید و یا اینکه اینگونه نخواهد بود که دراین صورت، نشان از این خواهد داشت که زنان به اسارت گرفته شده اند و مهاجمان آنهارا با خود برده اند.

البته این تنها نقطه مبهم ماجرا نیست و سوالات بسیاری مانده که باید پاسخی برای آنها یافت شود: مهاجمان چه کسانی بوده اند؟ چگونه به قلعه حمله ور شدند؟ و چرا اینگونه روستانشینان بیچاره را سلاخی کرده اند؟

پاسخهایی احتمالی برای این سوالات وجود دارد. برای مثال باستانشناسان بر این باورند که حمله از روستاهای اطراف و یا سکونتگاهی درخود جزیره صورت گرفته است، چراکه روستا به خوبی درمقابل حملاتی که از سمت دریا متوجه آنها می شد، مقاوم شده بود. برای مثال یک دیوار 13 پایی در ساحل دریا درست کرده بودند. بنابراین حمله از طریق دریا و کسانی چون دزدان دریایی بسیار بعید به نظر می رسد. یکی دیگر از حدسیات تیم باستانشناسی این است که مهاجمان، از حمله خود انگیزه جاه طلبانه و سیاسی داشته اند و تنها به قصد قتل و غارت وارد روستا نشده بودند. جواهرات زیادی از جنس برنز، نقره و طلا در خانه ها پیدا شده که دست نخورده باقی مانده اند. بنابراین هدف غارت و دزدی نبوده است. یکی دیگر از باستانشناسان در باره اذعان کرد: «به نظرم هدف مهاجمان این بوده که به مردم سایر روستاها نشان دهند که کسی که با آنها سر مخالفت داشته باشد، بلایی این چنینی سرش خواهد آمد. به نظر می رسد چیزی شبیه به حمله های تروریستی امروز بوده. آنها از این سلاخی به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده کردند.»

حال سوال دیگری که مطرح می شود این است که چگونه وارد روستایی شده اند که به خوبی توسط دیواری مستحکم ایمن شده است؟ دکتر پاپمل عقیده دارد که پای یک خائن درمیان بوده. کسی از اهالی خود روستا. زمانی که مردم به خواب فرو رفته اند، بیدار شده و دروازه را بروی مهاجمان باز کرده است. و در پاسخ به اینکه چرا این شخص این کار را انجام داده، گفت که احتمالا از سوی مهاجمان مورد تهدید قرارگرفته است که اگر اینکار را نکند مجازات سختی در انتظارش خواهد بود. یکی دیگر از نکاتی که حائز اهمیت است، این است که این روستا برروی بقایای یک قبرستان ساخته شده است. امکان دارد که مهاجمان از این اتفاق نارحت شده بوده باشند و برای انتقام گرفتن از این بی توجهی انها این بلارا به سرشان آورده باشند. دکتر پاپمل در خاتمه صحبتهایش گفت: «با بلایی که به سر این مردم آمده اگر قلبی از آهن هم داشته باشید، دلتان برایشان می سوزد، اما انگیزه مهاجمان و اینکه چرا اینکار را کرده اند برما آشکار نیست. شاید می خواستند انتقام چیزی را از آنها بگیرند.»(سیارک)

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.