جنجالی ترین رویدادها در تاریخ جام های جهانی

نهایتاً فینالیست های جام جهانی این دوره از مسابقات که به میزبانی روسیه برگزار می شود هم مشخص شد و تیم های ملی کرواسی و فرانسه هستند که برگزار کننده این مسابقه فینال خواهند و نکته جالب برای تیم ملی کرواسی و مردم کشورش این است که آن ها برای نخستین بار است که می توانند راهی مسابقه فینال این مسابقات شوند و با تیم خوبی که در اختیار دارند، امکان تحقق یک رؤیای فوق العاده و تاریخی برای کشورشان دارند. به بهانه این دیدار اما، قصد داریم فوتبال و دنیای آن را از زوایه ای مورد بررسی قرار دهیم که به احتمال بسیار زیاد کمتر در خصوص آن مطلب خوانده و شنیده اید. حقیقت این است که فوتبال هم همانند هر فعالیت و سرگرمی پول ساز دیگری، مسائل و مشکلات مربوط به خود را دارد و گاهی همه چیز به این سادگی که به نظر می رسد نیست و اتفاقات عجیبی در آن رخ می دهد. در طول تاریخی که از فوتبال می گذرد، گاهی پیش آمده است که گروه های شبه نظامی (البته بدون اسلحه) وارد تماشاگران شده و اقدام به سر دادن شعار هایی در حمایت از گروه و عقیده خود کرده اند. تندرو های نژاد پرست نیز از این قافله جا نمانده و گاهی خود را به سکوهای تماشاچیان رسانده و صدای خود را به گوش دیگران رسانده اند. گاهی ستاره های فوتبال به خاطر مصرف مواد مخدر مورد بازخواست قرار گرفته و توجه عموم مردم را به خود جلب کرده اند. گاهی نیز داور مسابقه بیش از اندازه وقت شناسی از خود نشان داده و با در پیش گرفتن رفتاری موشکافانه، تغییر بزرگی در نتیجه حاصل کرده است. در این مقاله قصد داریم شما را با جنجالی ترین و بعضاً شرم بار ترین اتفاقاتی آشنا کنیم که تا کنون در طول تاریخ مسابقات جام جهانی رخ داده است. با سیارک همراه باشید.

داور وظیفه شناس

کلایو توماس، نام داوری است که لقب «کتاب» را برای او در نظر گرفته شده بود و این لقب تنها به این خاطر برای او انتخاب شد که داوری فوق العاده مقرراتی بود و در کار خود به هیچ عنوان از چیزی چشم پوشی نمی کرد و زمان اضافی به اندازه می گرفت و مسائل دیگر این چنینی. جام جهانی 1979، مسابقه ای حساس میان دو تیم برزیل و سوئد برگزار شد و کلایو توماس، شخصی بود که قضاوت این بازی را به عهده داشت. بازی ای که کلایو در آن حتی از معیارهایی که تا آن زمان برای خود به وجود آورده بود هم فرا تر رفت. بازی با نتیجه مساوی یک بر یک در حال اتمام بود و به محض این که نودمین دقیقه بازی فرا رسید، کرنری نصیب زردپوشان برزیلی شد و ناگهان امید به اردوی تیم ملی این کشور بازگشت، چرا که حالا قادر به تغییر نتیجه مساوی با پیروزی بودند. توماس، اجازه داد ضربه کرنر به روی دروازه سوئدی ها ارسال شود، با این وجود، زمانی که توپ به محوطه جریمه آن ها رسید، سوت پایان را به صدا در آورده بود. این در حالی بود که بازیکن مشهور آن زمان برزیلی ها، زیکو، توانست ضربه سری به سمت دروازه سوئدی ها روانه کند. برزیلی ها شروع به اعتراض کردند، اما سوت پایان بازی به صدا در آمده بود و امکان بازگشت زمان وجود نداشت.

نتیجه مثبت آزمایش مصرف دخانیات مارادونا

دیگو مارادونا از آن بازیکنانی است که به جرأت می توان گفت همان اندازه که افتخار و فتح قلل بزرگ در کارنامه فوتبالی خود دارد، سقوط و انجام کارهایی که او را از چشم بسیاری می انداخت نیز داشت. به همین خاطر بود که در چهار چوب مسابقات جام جهانی 1994، کسی از این که نتیجه آزمایش مواد مخدر مارادونا مثبت شده بود، تعجب نکرد. این خبر بلافاصله پس از پیروزی آرژانتین مقابل یونان، تیتر روزنامه ها شده بود؛ بازی ای که مارادونا هم در آن خوش درخشید و پایش به گلزنی باز شد. پیش از آن نیز مارادونا پانزده ماهی به واسطه استفاده و استعمال کوکائین، از همراهی تیم ملی کشورش محروم شده بود و پیش از بازی آرژانتین مقابل نیجریه بود که دوباره نگرانی ها از بابت محروم شدن مارادونا شروع شد، چرا که نتیجه آزمایش وجود یا عدم وجود مواد مخدر در خون او مثبت شده بود. پس از اعلام رسمی این خبر به مسئولین آرژانتینی، مارادونا برای ادای توضیحات احضار شد و تمام توضیحی که توانست در این خصوص بدهد این بود که آزمایش به این دلیل نتیجه اش مثبت شده است که داروی افدرین مصرف کرده بوده است و نیز مربی ای که وی را تمرین می داده است، به اشتباه، نوشیدنی انرژی زای دیگری را برای او همراه آورده است و در نهایت هم که جواب آزمایش مثبت شد. البته این توضیحات به هیچ عنوان برای مسئولین ذیربط قانع کننده نبود و مارادونا در کمال ناباوری و با حالتی مغموم و خجالت زده به وطن بازگشت.

انقلاب از نوع فرانسوی

 

در سال2010 و درکمپ فرانسه، در چهار چوب رقابت های جام جهانی آفریقای جنوبی، شرایط به شدت تنش زا بود و سرمربی آن زمان تیم ملی فرانسه، ریمون دومنیک، از تاختن به بازیکنان خود در معرض دید عموم و ایجاد درگیری های لفظی، در حالی که تمامی دوربین های ورزشگاه ها روی آن ها خیره شده بود، ابایی نداشت. تمامی جهان شاهد درگیری هایی بود که میان کادر فنی و بازیکنان تیم ملی فرانسه شکل گرفته بود و روز به روز به شدتش افزوده می شد. درگیری هایی که بسیاری از روابط شخصی میان بازیکنان و اعضای کادر فنی را به گونه ای شکر آب کرد که هنوز که هنوزه کسی قادر به برقراری ارتباط مجدد میان آن ها نشده است. تازه این همه اتفاق زمانی افتاد که حتی استارت رسمی مسابقات نخورده بود و هنوز بازی ها به طور رسمی شروع نشده بود. پیش از شروع بازی مقابل مکزیک، درگیری بین فلورنت مالودا و دومنیک تا حدی شدت گرفت که نزدیک بود کار برای نخستین بار از درگیری لفظی فرا تر رفته و واقعا با یکدیگر درگیر شوند و این در حالی بود که نیکلاس آنلکا هم در میان دو نیمه همان بازی، به حمایت از هم تیمی خود برخاست و فحش های رکیکی به سرمربی خود داد. در نهایت کار به جایی کشید که کمیته انضباطی رأی مبنی بر اخراج آنلکا از اردوی تیم ملی فرانسه صادر کرد و همین مسئله باعث شد تا سایر بازیکنان تیم، به سرکردگی کاپیتانشان، پاتریک اِورا، از ادامه تمرینات سر باز زده و متنی مبنی بر اعتراض شان از اخراج آنلکا در اختیار مسئولین قرار دهند.

راز رونالدو

در سال 1998، شاید به جرأت بتوان گفت که هیچ بازیکنی به خوبی رونالدو ضربه آزاد نمی زد؛ علاوه بر این که قدرت و سرعت توپ بی اندازه بالا بود، از لحاظ تکنیکی هم ضربات رونالدو فوق العاده بود و همین باعث می شد که هر بار که پشت توپ می ایستد تا ضربه آزاد بزند، همگان منتظر دیدن یک صحنه گل شگفت انگیز باشند. رقابت های آن سال به میزبانی کشور فرانسه انجام می شد و رونالدو توانست در مسیر راه یابی تیم ملی برزیل به فینال مسابقات مقابل تیم میزبان یعنی فرانسه، نقش یک قهرمان فوق العاده را برای تیم اش ایفا کند؛ رونالدو توانست در این رقابت ها و تا پیش از رسیدن به بازی فینال، چهار گل به ثمر رسانده و سه پاس گل در اختیار هم تیمی هایش بگذارد.

متأسفانه اما در آن سال اتفاقی افتاد که نه تنها برزیل و مردمش، بلکه تمامی فوتبال دوستان دنیا را شوکه کرد. روزی که قرار بود مسابقه فینال مقابل فرانسه برگزار شود، نا گهان همگان در کمال تعجب مشاهده کردند که نامی از رونالدو در فهرست نهایی تیم ملی برزیل وجود ندارد و کمی بعد مشخص شد که به صورت دستی نام او را اضافه کردند و همین باعث شد کمی امیدواری در خصوص حضور رونالدو به وجود بیاید که البته امیدی واهی بود، چرا که کمی بعد مشخص شد رونالدو دچار تشنج و شوک عصبی شده و در کمال ناباوری مسابقه حساس فینال را از دست خواهد داد. در نظر داشته باشید که رونالدو در آن سال ها در اوج خود بود و نقشی همانند پلهِ اسطوره ای برای برزیل داشت. و البته جای تعجبی هم نبود که پس از این شوک روحی، فرانسه توانست با نتیجه سه بر صفر برزیل را در هم بکوبد و نخستین جام قهرمانی جهان خود را بالای سر ببرد.

پیروزی مشکوک آرژانتینی ها

جام جهانی 1978، به میزبانی آرژانتین برگزار شد و این در حالی بود که در آن سال، به واسطه اتفاقاتی که در کشور رخ داده بود، کنترل کشور به دست یک حذب نظامی بود و تنها دو سال پیش از شروع جام جهانی و در سال 1976 بود که تغییرات عمده ای در اوضاع و احوال این کشور به وجود آمده و ایزابل پرون از کار بر کنار شده بود. در آن دوره از مسابقات، آرژانتین عملکرد چندان خوبی در دور گروهی مسابقات از خود به نمایش نگذاشته بود و همین مسئله سبب شد که در بازی آخرشان که مقابل پرو انجام می شد، برای صعود به دور حذفی رقابت ها به پیروزی ای با اختلاف چهار گل نیاز داشتند و تنها در این صورت بود که تفاضل گل بهتر آن ها اجازه صعود به مرحله بعد را برایشان به ارمغان می آورد. تیم ملی پرو در آن سال ها از لحاظ فوتبالی در شرایط بدی به سر نمی برد و به خاطر همین بود که کسی امید چندانی به پیروزی آرژانتین آن هم با چنین اختلافی را نداشت، با این وجود در نهایت آرژانتینی ها توانستند با پیروزی شش بر صفر پرو را از پیش رو برداشته و به دور بعدی مسابقات راه پیدا کنند. همین مسئله باعث شد که مسئولان آرژانتینی به زد و بند کردن با کسانی که عهده دار برگزاری مسابقات و این گونه کار ها بودند، متهم شوند و هنوز هم که هنوزه بسیاری بر این باور اند که دولت آرژانتین به طور مستقیم وارد این قضیه شده بوده و تدابیری اندیشیده بوده تا از پیروزی تیمشان اطمینان حاصل کرده باشند.

اعتراضات کویتی ها

تیم ملی فوتبال کویت، برای نخستین بار توانست در چهار چوب رقابت های جام جهانی 1982 که به میزبانی اسپانیا برگزار می شد، حضور پیدا کند. آن ها در گروه خود با تیم ملی فرانسه هم گروه شده بودند و در بازی مقابل آن ها با نتیجه سه بر یک عقب افتاده بودند و به بازگشت به بازی و جبران گل های خورده امیدوار که اتفاق عجیبی رخ داد. میرسلاف استوپار، داور آن مسابقه بود و درست در زمانی که بازیکنان کویتی با این فکر که سوت داور مسابقه را شنیده، از بازی دست کشیده بودند، فرانسوی ها به بازی خود ادامه داده و گل چهارم را نیز وارد دروازه حریف خود کردند. اما این تمام ماجرا نبود و اتفاق به همین جا ختم نشد. شاهزاده فَهَد که در آن سال رئیس فدراسیون فوتبال کویت بود، به شدت از این تصمیم داور ناراحت شده و از صندلی و جایگاه خود خارج شد و وارد زمین شد تا با داور مسابقه در خصوص گل صحبت کند؛ صحبتی که بی نتیجه نماند و در نهایت داور مسابقه رأی را به نظر شاهزاده کویتی تغییر داد و نتیجه بازی همان سه بر یکی شد که پیش از آن بود.

معامله ای در گیجون (ناحیه ای در اسپانیا)

در همان رقابت های سال 1982 اسپانیا، به واسطه قرعه کشی هایی که پیش از شروع مسابقات صورت گرفته بود، دو کشور آلمان غربی و اتریش که در قاره اروپا همسایه های یکدیگر بودند و روابط نزدیکی با یکدیگر داشتند، در یک گروه قرار گرفته بودند. اتفاقات در این گروه به گونه ای رقم خورد که بازی آخر میان این دو کشور از اهمیت بالایی برخوردار شد و اگر آلمان می توانست با اختلاف یک یا دو گل، حریف خود را شکست دهد، به مرحله حذفی و دور بعدی صعود می کرد و همپای آن، اتریش هم به عنوان تیم بعدی صعود می کرد. این در حالی بود که این پیروزی آلمان، شانس صعود را از الجزایری ها می گرفت و اتفاقات در بازی آخر به گونه ای رقم خورد که دقیقاً همین اتفاق افتاد. در همان اوایل بازی بود که آلمان به گل پیروزی بخش خود دست یافت و هشتاد دقیقه باقی مانده بازی، به گونه ای سپری شد که کاملاً مشخص می کرد که هیچ یک از دو تیم دیگر علاقه و تمایلی به زدن گل دیگری ندارند؛ این بازی فوق العاده خسته کننده، ترکیبی شده بود از پاس های رو به عقب متوالی و شوت های بی هدفی که بدون هیچ گونه دقتی روانه دروازه می شد. نحوه بازی بازیکنان به گونه ای بود که کاملاً مشخص شد، هر دو تیم به این نتیجه راضی هستند و مشکلی با حذف الجزایر ندارند.

از کوره در رفتن هارالد شوماخر

باز هم جام جهانی پر ماجرای 1982 و باز هم اسپانیا. این بار دو تیم ملی آلمان غربی و فرانسه بودند که نقش های اول ماجرا را بازی می کردند. این دو تیم در رقابت حساس نیمه نهایی آن سال به مصاف یکدیگر رفته و در نهایت با یک تساوی سه بر سه، در پایان وقت های معمولی و اضافه، به اتمام رسید و دو تیم روانه ضربات پنالتی شدند. آلمان غربی در ضربات پنالتی عملکرد بهتری از خود به نمایش گذاشت و در نهایت هم توانست حریف خود را مغلوب کند. البته این بازی به خاطر مسئله دیگری است که در ذهن همگان ماندگار شد و آن برخورد بسیار شدید دروازه بان آلمان غربی، هارالد شوماخر با پاتریک باتیستون، مدافع پیش تاخته فرانسوی ها بود. شرح این حادثه از این قرار بود که میشل پلاتینی فرانسوی، توپی را در محوطه جریمه آلمان غربی ارسال کرد و پاتریک باتیستون با تمام توان به سمت توپ پرید تا آن را وارد دروازه شوماخر کند. این در حالی بود شوماخر هم از سمت دیگر با تمام قدرتی که در خود سراغ داشت از دروازه خود دور شد و به سمت توپ حمله ور شد تا آن را دفع کند. اتفاقی که افتاد این بود که او به هیچ عنوان قادر به لمس توپ نبود و تنها مدافع فرانسوی ها را نقش بر زمین کرد. شدت ضربه به حدی بود که باتیستون، هوشیاری خود را از دست داد و در نهایت از زمین مسابقه خارج شد و بعد ها مشخص شد از ناحیه ستون فقرات هم دچار آسیب شده بود. البته شوماخر آن گونه که باید به خاطر این حرکت غیر عمدش جریمه نشد و داور مسابقه به اعلام یک ضربه کاشته برای فرانسوی ها اکتفا کرد.

نبرد سانتیاگو

اولین مسابقه بین تیم های ملی ایتالیا و شیلی، یکی از آن مسابقاتی است که در تاریخ جام های جهانی از اسم و رسمی برخوردار شده و بسیاری آن را به خوبی به خاطر دارند. حتی پیش از آن که سوت شروع مسابقه زده شود، مطبوعات ایتالیایی خبر از اقدامات احتمالی کشور میزبان و تنش حاکم بر شرایط جوی و حال و هوای مسابقه می دادند؛ گویا قرار بود کشور میزبان مسابقات، انتقام خود را در زمین مسابقه از ایتالیایی ها بگیرند. در بازی ای که تقریباً همه چیز شده بود به جز یک مسابقه فوتبال و در حال حاضر، از آن با نام «نبرد سانتیاگو» یاد می کنند، تنها دو بازیکن از زمین مسابقه اخراج شدند که در نوع خود بسیار عجیب بود، چرا که خشونت حاکم بر بازی تا آن زمان سابقه نداشت. لئونل سانچز که در تیم ملی شیلی توپ می زد، مشت محکمی نثار ماریو دیوید کرد و حتی خشونت خود را تا جایی پیش برد که در درگیری با هومبرتو ماسچیوی ایتالیایی، بینی او را شکست و معلوم نشد که داور مسابقه چگونه از اخراج او خودداری کرد. این در حالی بود که دیگر بازیکنان شیلی هم از قافله عقب نمانده بودند و هُنُرینو لاندا هم چند باری از مشت خود برای آسیب رساندن به ایتالیایی ها استفاده کرد و همانند هم تیمی اش، قِسِر در رفت. شرایط بازی به گونه ای خارج از کنترل شده بود که در چهار صحنه جداگانه، نیرو های پلیس وارد زمین مسابقه شده و سعی در برقراری آرامش بر بازی کردند. یکی از این صحنه ها، آن جایی بود که جیورجیو فِرنینی ایتالیایی، پس از درگیری با بازیکنان شیلی و دریافت کارت قرمز حاضر به خروج از زمین مسابقه نمی شد و در نهایت با فشار نیرو های پلیس بود که توانستند او را به رختکن ببرند.

ژست فاشیستی ایتالیایی ها

مسابقات جام جهانی سال 1934 که به میزبانی ایتالیا برگزار شد، در نهایت با قهرمانی میزبان رقابت ها به پایان رسید. چهار سال بعد هم ایتالیایی ها به عنوان مدعی اصلی قهرمانی راهی فرانسه شدند تا باز هم خوش بدرخشند. در بازی مرحله یک چهارم نهایی مسابقاتی که در فرانسه برگزار شد، ایتالیا به کشور میزبان خورد و صحبت ها بر سر این بود که کدام یک از دو تیم باید لباس اول خود که آبی رنگ است را بپوشد و کدام تیم لباس دوم خود را به تن کند. در نهایت اما این تیم میزبان بود که زورش به ایتالیا چربید و نتیجه این گفتگو ها این شد که در نهایت بازیکنان ایتالیا مجبور به تن کردن لباس دوم خود شوند. با این وجود، ایتالیایی ها هم راهکاری به ذهنشان رسید که به وسیله آن اعتراض خود را اعلام کرده باشند؛ آن ها به جای لباس یک دست سفید خود که لباس دومشان بود، به دستور مستقیم بنیتو موسولینی (روزنامه‌نگار، سیاستمدار و رهبر ایتالیای فاشیست طی دوران جنگ جهانی دوم) اقدام به تن کردن لباسی یک دست مشکی کردند که به سرعت ناراحتی و خشم فرانسوی ها و بسیاری دیگر را بر انگیخت. این البته تمام ماجرا نبود و روی تمامی لباس های ایتالیایی ها یک آرم مخصوص فاسیو لیتوریو هم وجود داشت و علاوه بر آن، هنگامی که دو تیم مقابل تماشاچیان صف آرائی کرده بودند، بازیکنان ایتالیا ژست مخصوص فاشیستی به خود گرفتند که در تصویر مشاهده می کنید. تمامی این اقدامات باعث شد تا تنش های بسیاری میان دو کشور رخ دهد و تا مدت ها بعد ادامه پیدا کند.ترجمه  itrans.ir

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.