ضرب المثل های انگلیسی بخش سوم

 

He that has a great nose thinks everybody is speaking of it

او که بینی بزرگی دارد، فکر می کند که همه در مورد آن صحبت می کنند. منظور افرادی است که مدام دغدغه های ذهنی شان به صحبت های مردم در مورد کار آن ها است. آن ها فکر می کنند که اگر بخواهند کاری انجام دهند، همه مردم در مورد آن صحبت خواهند کرد. به اصطلاح عامیانه افراد دهن بینی هستند.

He that has no children knows not what love is

کسی که بچه ندارد نمی داند که چقدر دوست داشتنی است. منظور این است که تنها در موقعیت یک شخص می توان در مورد آن قضاوت کرد. معادل فارسی آن می شود: اگر می خواهی راه مرا بروی، کفش های مرا بپوش.

He that lies down with dogs must rise up with fleas

کسی که با سگ می نشیند، با کک برخواهد خواست. منظور این است که هم نشینی با افراد پست و فرومایه باعث پایین آمد درجه و مقام خود فرد نیز می شود.

Honesty is the best policy

صداقت بهترین سیاست است!

Honey is sweet, but the bee stings

عسل شیرین است اما زنبور هم نیش دارد. منظور این است که انجام برخی از کار ها هرچند که به نظر پر منفعت می رسند، اما در بیشتر مواقع ضرر و زیانی که از انجام کار حاصل می شود بیشتر از سود کار است و در اصلاح انجام آن نمی صرفد.

Hunger breaks stone walls

گرسنگی حتی دیوار های سنگی را نیز می شکند!

If there were no clouds, we should not enjoy the sun

اگر ابری وجود نداشت، ما از نور خورشید لذت نمی بردیم. منظور این است که تا سختی ها در زندگی وجود نداشته باشد ما نمی توانیم قدر و ارزش روز هایی که خوب و راحت اند و بعد از سختی می آیند را بدانیم.

If you cannot bite, never show your teeth

اگر نمی توانید گاز بگیرید، دندان های خود را نشان ندهید. منظور این است که اگر توانایی انجام کاری را ندارید، پس به وسیله ی دروغ و ریاکاری سعی نکنید خود را بالا بکشید.

If you cannot have the best, make the best of what you have

اگر شما نمی توانید بهترین ها را داشته باشید، آن چه را که دارید به بهترین تبدیل کنید.

If you want a thing well done, do it yourself

اگر می خواهید کاری به خوبی انجام شود، خودتان آن را انجام دهید.

In every beginning think of the end

در شروع هر کار به پایان آن فکر کنید.

In the country of the blind one-eyed man is a king

در کشوری که همه کورند، فردی که یک چشم دارد پادشاه است.

It is never too late to learn

هیچوقت برای آموختن دیر نیست!

Keep a thing seven years and you will find a use for it

چیزی را هفت سال نگه دارد. حتما برای استفاده از آن راهی خواهی یافت. منظوراین است که برخی اوقات ما چیز هایی را دور می اندازیم و فکر می کنیم که به درد نمی خورند، غافل از آن که می توان از آن ها نیز استفاده هایی برد(معادل فارسی آن می شود: آنچه خاراید روزی به کار آید).

Keep your mouth shut and your ears open

زبان خود را نگه دارد و چشم هایت را باز نگه دار. منظور این است که بیشتر از آن که صحبت کنید بشنوید و بیاموزید.

Liars need good memories

دروغ گو ها به حافظه ی خوبی نیاز دارند. معادل فارسی آن می شود: دروغ گو کم حافظه است.

Like father, like son

پسر به پدر شبیه است.

Like mother, like daughter

دختر به مادر شبیه است.

Like parents, like children

کودک شبیه به والدینش است.

Lost time is never found again

زمان از دست رفته هیچ گاه برنمی گردد. منظور این است که زمان با ارزش است و اگر هدر برود نمی توان آن را دوباره بازگرداند.(معادل فارسی آن می شود: وقت طلا است).

Many a fine dish has nothing on it

بیشتر ظرف های خوب چیزی در روی خود ندارند. منظور این است که برخی از چیز ها ظاهر دلفریبی دارند اما از باطن خراب و به درد نخور هستند.

Men may meet but mountains never

مردم یک دیگر را دوباره می بینند، اما کوه ها هرگز! معادل فارسی آن می شود: کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه. 

Money is a good servant but a bad master

پول خدمتکار خوبی است اما رئیس بدی نیز هست. منظور این است که پول تا زمانی مفید است که در خدمت انسان باشد.

My house is my castle

خانه ی من قصر من است. منظور این است که هر شخص در خانه ی خود مختار و صاحب اختیار است.

Necessity is the mother of invention

نیاز مادر اختراع است!

Necessity knows no law

نیاز هیچ قانونی نمی شناسد!

Never do things by halves

هیچ کاری را نصفه نیمه رها نکنید.

Never too much of a good thing

هیچ وقت کار خوبی را زیاد انجام ندهید.

New lords, new laws

اربابان جدید، قوانین جدید.

No living man all things can

هیچکس آن قدر زنده نیست که هر کاری که می خواهد انجام دهد.

No news (is) good news

بی خبری، خوش خبری است! 

No pains, no gains

بدون درد و رنج، هیچ دست آوری میسر نمی شود.

Nothing so bad, as not to be good for something

هیچ چیز انداه ی این که برای هیچ کس سودمن نباشی، غم انگیز نیست.

One lie makes many

یک دروغ، دروغ های بیشتری را به دنبال دارد.

One swallow does not make a summer

یک پرستو تابستان را ایجاد نمی کند. معادل فارسی آن می شود: با یک گل بهار نمی شود.

Open not your door when the devil knocks

وقتی شیطان در می زند، در را باز نکنید.

Repentance is good, but innocence is better

توبه خوب است اما پاک دامنی بهتر است.

Respect yourself, or no one else will respect you

اگر شما به خود احترام نگذارید، هیچ کس دیگری هم به شما احترام نخواهد گذاشت.

Rome was not built in a day

شهر روم یک روزه ساخته نشده است. منظور این است که تمام چیز هایی که اکنون پیچیده به نظر می رسند و بسیار مشکل می نمایند، در یک روز ساخته نشده و حاصل تلاش طولانی مدت است.

Self done is soon done

کاری که خود انجام می دهید، زودتر انجام می شود.

Self done is well done

کاری که خود انجام می دهید، بهترین نوع کار است.

Speech is silver but silence is gold

سخن نقره است اما سکوت طلا است.

Success is never blamed

موفقیت هیچ گاه سرزنش نمی شود.

The best is oftentimes the enemy of the good

بهترین ها اغلب دشمن خوبی هستند.

The darkest hour is that before the dawn

تاریک ترین ساعات شب، اندکی مانده به صبح است!

The face is the index of the mind

رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.

The heart that once truly loves never forgets

قلب عشق حقیقی که بار اول به وجود آمده است را هیچ گاه فراموش نمی کند.

The morning sun never lasts a day

خورشید صبح گاهی هیچگاه روز را از دست نمی دهد. منظور این است که افراد سحر خیز همواره وقت بیشتری برای انجام کار های خود دارند.معادل فارسی آن می شود: سحر خیز باش تا کامروا باشی.

The work shows the workman

کار است که صاحب کار را نشان می دهد.

There is no fire without smoke

هیچ آتشی بدون دود نیست. 

They must hunger in winter that will not work in summer

افرادی که در تابستان تلاش نمی کنند، در زمستان گرسنه تر خواهند بود.

Think today and speak tomorrow

امروز فکر کن و فردا صحبت کن.

We know not what is good until we have lost it

ما نمی دانیم چیزی چقدر خوب است مگر آن که آن را از دست بدهیم.

When angry, count a hundred

هنگام عصبانیت تا هزار بشمار.

When children stand quiet, they have done some harm

وقتی کودکان ساکت می شوند، مشغول انجام یک کار خطرناک اند.

You cannot eat your cake and have it

نمی توانی هم کیکت را بخوری و هم آن را داشته باشی. معادل فارسی آن می شود: هم خدا را می خواهد هم خرما را. 

در سیارک بخوانیم:

ضرب المثل های انگلیسی 

ضرب المثل های انگلیسی بخش دوم 

اهمیت آموختن زبان انگلیسی 

اصطلاح های انگلیسی بخش اول

اصطلاح های انگلیسی بخش دوم

اصطلاح های انگلیسی بخش سوم

اصطلاح های انگلیسی بخش چهارم

اصطلاح های انگلیسی بخش پنجم

اصطلاح های انگلیسی بخش ششم 

تفاوت های بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.