دو چالش کلیدی مدیریت زنجیره تأمین جهانی / تحقیقات انجام شده

(سیارک) مدیریت زنجیره تأمین جهانی GSCM دارای دو چالش کلیدی است:
• در مقایسه با شبکه های سنتی، اهداف اقتصادی گسترش یافته است که دربرگیرنده آن اهداف محیطی می شود. شما باید دو نوع نیاز برای جلوگیری از مشکلات بهینه سازی محلی یا موضعی را در نظر بگیرید. این به معنی افزایش در پیچیدگی شبکه تدارکات و گاهی ناسازگاری، اگر چه اغلب ظاهری، بین نیازهای اقتصادی و محیطی می باشد؛
• منابع خاص برای پاسخ به اهداف اقتصادی و محیطی مورد نیاز هستند. این منابع و همچنین ایفاگران متعلق به نهادهای مختلف، لزوماً مشابه با شبکه های معمولی نیستند. یک برنامه ریزی منابع با دقت اندک، اغلب علت شکست در ساختار یک زنجیره تأمین جهانی GSC می باشد. با در نظر گرفتن همه چیز، سه جنبه کلیدی وجود دارند که می توانند بهره وری از یک زنجیره تأمین جهانی GSC را تحت تأثیر قرار دهند: خرید سبز، ارتباطات مشتری و انتخاب تأمین کنندگان.
محققان ابزارهای بسیاری برای معیارهای چندگانه تصمیم گیری و بسیاری از آخرین منطق فازی یکپارچه را توسعه داده اند. از تجزیه و تحلیل مقالات، این تحقیق، روش های تصمیم گیری چندمعیاره در هر دو روش فردی و یکپارچه را به کار گرفته است.
محققان هندفیلد و همکاران در 2002 مورد فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP را به عنوان یک ابزار پشتیبانی تصمیم گیری برای کمک به مدیران در درک موازنه بین ابعاد محیطی نشان دادند. آنها نشان دادند که چگونه فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP می تواند برای ارزیابی اهمیت نسبی صفات مختلف محیطی و برای دسترسی به عملکرد نسبی چند تأمین کننده در راستای این ویژگی ها یا صفات استفاده شود.
شیو و همکاران در  2008 نیز فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP را تنظیم و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی FAHP را برای انتخاب تأمین کنندگان سبز با استفاده از 6 معیار با 24 معیار فرعی استفاده کردند. کاربرد این ابزار برای تعیین اهمیت نسبی انتخاب تأمین کنندگان سبز در سراسر یک محیط چند فرهنگی از جمله صنایع الکترونیک آمریکایی، ژاپنی و تایوانی در چین بود.
گریسی و همکاران 2010 یک فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP فازی را برای ارزیابی تأمین کنندگان سبز با استفاده از روش 7 مرحله ای اجرا کردند. منطق فازی برای غلبه بر عدم اطمینان ناشی از قضاوت کیفی انسان به تصویب رسید.
شو و هو در  2007، 2009 فرآیند تحلیل شبکه ای ANP را برای انتخاب تأمین کننده سبز برای یکپارچه سازی بیشتر وابستگی های متقابل بین اجزای ساختار تصمیم گیری به کار بردند. استدلال آنها این بود که فرآیند تحلیل شبکه ای ANP هر دو شرایط کمّی و کیفی را ایجاد می کند که یک نتیجه واقعی تری را منعکس کرده که بینش های مدیریتی را در حالی که به طور سیستماتیک انتخاب می شوند، ارائه می کنند.
بایوکوژان و کیفکی  در سالهای 2010، 2011 یک رویکرد جدید را بر اساس مدل فرآیند تحلیل شبکه ای ANP فازی در یک طرح تصمیم گیری چند نفره در روابط ترجیحی ناقص توسعه دادند. مزایای این روش، ارزیابی کافی را با استفاده از اطلاعات اولویتی ارائه شده و حفظ ثبات ارزیابی امکان پذیر می کنند.
آواستی و همکاران در  2010 یک رویکرد را با استفاده از سه مرحله پیشنهاد کردند: شناسایی معیارها، رتبه بندی کارشناسان و ارزیابی رتبه بندی کارشناسان از طریق یک روش TOPSIS فازی. این روش، جایگزین ها یا گزینه های تأمین کننده را بر اساس عملکرد محیطی رتبه بندی می کند که انتخاب بالاترین جایگزین ارزشمند را توصیه می کند. یکی از مزایای روش TOPSIS فازی ادغام و یکپارچگی سود و هزینه آن است. تجزیه و تحلیل حساسیت در این مقاله برای بررسی تأثیر وزن معیارها در ارزیابی عملکرد محیطی تأمین کنندگان انجام شد. این رویکرد نسبتاً کاربردی و عملی است و می تواند یک راه حل را در شرایط عدم وجود اطلاعات کمّی جزئی ارائه کند.
لی و ژائو در 2009 یک روش آستانه و تحلیل همبستگی خاکستری برای ارزیابی یک سیستم شاخص برای تأمین کننده قطعات خودرو استفاده کردند. آنها از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP برای تعیین وزن عوامل برای ارزیابی جامع استفاده کردند. تحلیل رابطه ای خاکستری ، همبستگی بین عوامل را ارزیابی می کند.
ون و چی در 2010 تحلیل پوششی داده ها DEA در ارزیابی انتخاب تأمین کننده سبز همراه با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP برای ایجاد یک مدل یکپارچه را معرفی کردند. این مدل، بر محدودیت رویکرد فردی ابزارهای سنتی مانند فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP و فرآیند تحلیل شبکه ای ANP برای ارزیابی تأمین کننده غلبه می کند. در این مدل، تحلیل پوششی داده ها DEA تأمین کننده ها را برای کاهش مجموعه تأمین کننده فیلتر می کند. سپس فرآیند تحلیل سلسله مراتبی AHP یا فرآیند تحلیل شبکه ای ANP می توانند به طور مؤثرتری بر روی زیرمجموعه های کوچک تر عمل کنند.
کو و لین در 2011 روشی را پیشنهاد دادند که فرآیند تحلیل شبکه ای ANP و تحلیل پوششی داده ها DEA را برای ارزیابی تأمین کنندگان سبز ادغام می کند. تحلیل پوششی داده ها DEA و فرآیند تحلیل شبکه ای ANP وابستگی متقابل بین معیارها را در نظر می گیرند. این در تحلیل پوششی داده ها DEA گسترش می یابد که به کاربران اجازه می دهد تا وزن ها را با استفاده از معیارهای تنظیمات وزن خود آنها محدود کنند. این رویکرد همچنین انعطاف پذیری بیشتر در تعدادی از واحدهای تصمیم گیری DMUs مورد استفاده را امکان پذیر می سازد.(سیارک)

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.