خانم ها و آقایان، قهر ممنوع!

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا برخی از افراد زود رنج هستند و به اصطلاح زود قهر می کنند؟ آیا به این اندیشیده اید که این رفتار در زندگی مشترک چه مشکلاتی به وجود می آورد؟ برخی از رفتار ها هستند که مانند کرم درون رابطه زندگی مشترک را می خورد.

یکی از این رفتار ها قهر کردن است.

ما سعی می کنیم در این مقاله به بررسی این رفتار بپردازیم  و راه هایی برای بهبود و از بین بردن این رفتار پیشنهاد کنیم. پس با ما همراه باشید.

قهر کردن چیست؟ در زندگی مشترک همواره مشکلاتی به وجود می آید. اما گاهی اوقات یکی از طرفین سعی می کند مشکل خود را از راه دیگری حل کند. این راه طرد کردن طرف مقابل و عدم پذیرش سخن شریکش است. در اصطلاح عامیانه به این رفتار قهر کردن می گویند. اما این یک راه حل بسیار غیر منطقی برای مشکلات بوده و خود به وجود آورنده ی مشکلات بزرگتر در زندگی مشترک می شود. برای مثال: کامبیز و سمانه زن و شوهر هستند. سمانه از کامبیز می خواهد که او را به منزل مادرش ببرد. کامبیز به او می گوید که در اولین فرصت او را به منزل پدرش خواهد برد اما سمانه بر تاریخ خاصی اصرار می کند و کامبیز هر بار می گوید که نمی تواند در این تاریخ او را همراهی کند و او را ببرد. سمانه تصمیم می گیرد برای مقابله به مثل دیگر با کامبیز به منزل مادر شوهر و پدر شوهرش نرود و تا روز ها با او صحبت نکند و حتیحاضر نیست که تاریخ رفتن به منزل پدرش را نیز عوض کند. در این جا مشاهده می کنید که یکی از طرفین که در این جا سمانه است سعی می کند با قهر کردن ابراز ناراحتی کند. از راه غیر منطقی می خواهد مشکل را حل کند. غافل از این که این کار خود به وجود آورنده ی مشکلات بعدی خواهد بود.

تحلیل مساله:

در راستای تحلیل این مساله کمی بیشتر به زندگی کامبیز و سمانه سرک می کشیم. کامبیز مهندس نرم افزار است. روز قبل یک پروژه را در شرکت بر عهده ی او گذاشته اند که تاریخ مشخصی دارد. استرس کار و مبلغ بالای قرار داد هم بر روی او و همکارانش فشار وارد کرده است و هم رئیس او را بر آشفته کرده است. از این سو سمانه تنها دختر است و سه برادر دارد. مادرش کمی مریض احوال است و عروس هایش از او دور هستند اما سمانه نزدیک تر است. سمانه نگران مادرش است و کامبیز نگران پروژه ی کاری که در پیش دارد و تنها چند روز کوتاهی برای انجام آن در اختیار دارد. وقتی مشکل را باز کرده ایم به خود می گوییم که هر دو حق دارند. بله هر دو نگران هستند. از یک طرف کار و از یک طرف مساله ی مادر این زوج را به چالش کشیده است. اما در این جا مهم راه پشت سر گذاشتن این چالش است. در این بین سمانه راه حلی را که درست دانسته است اجرا می کند. شب که کامبیز به خانه باز می گردد، سمانه در حال تماشای تلویزیون است و بر خلاف همیشه نه بوی غذایی در کار است و نه استقبال های گرم همیشگی. کامبیز از این وضعیت اول تعجب می کند. سعی می کند از سمانه علت رفتار را جویا شود. اما سمانه با اخم و لحنی تند پاسخ می دهد که یعنی تو نمی دانی که چرا؟ کامبیز که بی خبر از موضوع است اظهار بی اطلاعی می کند و همین سمانه را به این وا می دارد که به اتاق رفته و در را قفل کند. کامبیز هم که از این رفتار ناراحت می شود به اتاق دیگر می رود و صبح هم بدون خداحافظی های گرم همیشگی بدون اطلاع به سر کار می رود. و این مشکل همین طور ادامه پیدا می کند. باید به شما هشدار دهم که این رفتار های به ظاهر ساده اولین جرقه های طلاق عاطفی و دیگر مشکلات نابود کننده ی زندگی مشترک است.

و اما راه حل:

تنها صحبت کردن در مورد مشکلات می تواند آن را حل کند. هیچ گاه منتظر دستی از غیب نباشید که زندگی شما را حل کند و مشکلات شما را بر طرف کند. تنها شما خودتان این صلاحیت و توانایی را دارید که مشکلاتتان را حل کنید. اما رفتار درست در این وضعیت چیست؟ برای بررسی آن باید کمی به عقب بازگردیم. به اولین چیزی که به مشکل انجامیده است. رفتار اشتباه. بله سمانه شروع کننده ی رفتار اشتباه است و کامبیز ادامه دهنده ی آن است. رفتار درست را با هم بررسی می کنیم.

سمانه از کامیبز می خواهد که او را به خانه ی مادرش ببرد. اما کامبیز از او می خواهد که کمی صبر کند. سمانه ناراحت است اما در آن لحظه حرفی به میان نمی آورد و برای جلوگیری از بحث های بعدی و دلخوری های بیشتر سکوت می کند. چند روز صبر می کند بلاخره کامبیز یک روز به خانه باز می گردد البته با شیرینی و لبی خندان سمانه هنوز دلخور است ولی در شادی همسرش شریک می شود. از کامبیز می پرسد که چه اتفاقی باعث خوش حالی او شده است و کامبیز برای او توضیح می دهد که در چند روز آینده گرفتار پروژه ای در شرکت بوده است که فشار کاری بسیاری برای همه به همراه داشته است اما برای این که سمانه را ناراحت و نگران نکند و همچنین مشکلات محیط کار را وارد خانه نکند حرفی از آن به میان نیاوده است. سمانه اکنون به خود می گوید الان وقت مناسبی برای بیان دلخوری اش است به همین علت می گوید که مادرش مریض است و دوست دارد کمی به نزد او برود. کامبیز از او عذر می خواهد و ابراز می کند که از بیماری اطلاع نداشته و سمانه لبخند بر لب می گوید او هم از تنش به وجود آمده در شرکت بی اطلاع بوده است. سمانه و کامبیز با یک دیگر قرار می گذارند که از این به بعد دلایل رد خواسته های یک دیگر را بیان کنند و طرفین با رفتاری متطقی آن را در صورت قانع کننده بودن بپذیرند. به همین سادگی یک رفتار می تواند از خیلی از مشکلات دیگر پیشگیری کند.

با طرح این مساله سعی داشتیم که به مشکل قهر کردن و مشکلاتی که  در ادامه به وجود می آورد بپردازیم همچنین ما به تحلیل رفتار درست و غلط نیز پرداختیم تا به شما در قالب زندگی واقعی نشان دهیم که تنها با صحبت کردن و رفتار منطقی می توان از به وجود آمدن چه مشکلاتی پیشگیری کرد.

زندگیتان آرام

 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.