تاریخچه مشارکت در تصمیم گیری های اجتماعی

(سیارک) مردم علاوه بر ارتقا منافع شخصی خود، همواره با همسایگان و سایر اعضای اجتماع در جهت بهبود رفاه جمعی خود همکاری دارند. یقینا، بقای آن ها معمولا به این مساله بستگی داشته است. جوامع چادرنشین و شکارچی برای تامین قضا و حفاظت از خود در برابر حیوانات شکارچی بر یکدیگر اتکا داشتند و در جوامع کشاورز و یک جا نشین ، روستانشینان برای ایجاد و نگهداری جاده ها، منابع آب جمعی و انبار های غلۀ گروهی با یکدیگر همکاری می نمودند. آن ها همچنین برای امور کشاورزی مانند تسطیح زمین برای کاشت و برداشت محصولات نیز به یکدیگر یاری مر رساندند. علاوه بر این، اقدامات مشارکتی که در برگیرندۀ اعضای جامعه برای تصمیم گیری مشترک بود نیز تکامل یافت. گرچه می توان در مورد اهمیت این اقدامات گزافه گویی نمود، اما همچنان قادریم این قبیل روش ها را در سرتاسر جهان مشاهده کنیم. همچنان پیشامد هایی برای مفاهیم مدرن از توسعه اجتماعی نیز مشاهده می شوند.
همکاری اعضای اجتماع از لحاظ تاریخی به صورت داوطلبانه بوده و از طریق هنجار های رسمی فرهنگی و انتظار جبران توسط دیگران تشدید گردیده است. گرچه افرادی که در جایگاه مرجعیت قرار دارند می توانستند نیروی کار را برای پروژه های اجتماعی از قبیل ساخت معابد و استحکامات به کار گرفته یا مردم را برای اقدام جمعی در جهت ایجاد امنیت عمومی ملزم نمایند، اما مشارکت معمولا بر اساس خود جوش بوده است، به ویژه در جوامع سنتی کشاورز که رهبران محلی بر قدرت خود برای تحریک حمایت بومی بیشتر از طریق ترغیب اقدام نموده و تاکید کمتری بر مرجعیت خود داشته اند. با این وجود، همۀ افراد خود را ملزم به مشارکت ندانسته و علاوه بر این، جوامع بومی نیز فاقد رقابت و عوامل تفرقه انگیز در قدرت نبوده اند که طبق آن برخی نسبت به دیگران از مزایای بیشتری برخوردار می گشته اند. زنان و فقیرترین اعضای اجتماع معمولا از مشارکت در تصمیم گیری های اجتماعی مستثنی بوده اند، این مساله هنوز نیز مطرح است.
از آن جا که فقر شهری به یک مشکل عمده در اروپا و آمریکای شمالی در قرن نوزدهم مبدل گشت، فعالیت های مبتنی بر اجتماع در میان مردم کارگز توسعه پیدا کرد. یکی از توسعه های مهم را می توان خلق جوامع رسمی همکاری دانست. موارد همکاری از زمان تمدن های باستان یعنی وقتی که اصناف صنعتگران، تجار، پزشکان و قانون گذاران یا وکلا برای اولین بار پدید آمدند. بسیاری از این موارد که در وهلۀ اول برای خدمت به اعضای خود شکل گرفته بودند، خدماتی را برای سایر افراد نیز در جامعه بومی خود فراهم می نمودند. پیشتازان راکدیل (Rochdale Pioneers) که یکی از اولین شرکت های تعاونی مصرف کننده را در انگلستان پایه گذاری نمودند، معمولا به عنوان بنیان گذار جنبش های تعاونی مدرن مد نظر قرار داده می شوند، و طبق نظر بیرچــــال در1997، شرکت های تعاونی بافندگان، نجاران، فلزکاران و سایر تولید کنندگان نیز در همین زمان شکل گرفتند. این پیشرفت ها توسط اصلاح طلبان اجتماعی مانند اُوِن، پراودهان و فوریه ، اتحادیه های تجاری و سازمان های مختلف سوسیالیست و آنارشیست مورد حمایت قرار گرفته اند. شرکت های تعاونی یک جایگزین را برای بازارهای انتفاعی ایجاد نموده و اعضای ان ها از مزایای فروشگاه های شراکتی، اتحادیه های اعتباری، کلینیک ها و کارخانجات بهره مند می گردند.
کاهش فقر یکی از دغدغه های اصلی در میان اصلاح طلبان طبقۀ متوسط جامعه در آن زمان بوده است. آن ها متقاعد شده بودند که مردم فقیر منفعل بوده و از لحاظ فرهنگی محروم می باشند و قادر به بهبود وضعیت خود نمی باشند و این که آن به بازرسان فرهیخته ای نیاز دارند که بتواند الهام بخش آن ها بوده تا به ان چه که به عنوان یک زندگی بهتر در نظر دارند برسند. آن ها اعقتاد دارند که فقـــر صرفا ناشی از محرومیت مادی نبوده بلکه ناشی از بیگانگی، ناامیدی و از دست دادن همبستگی اجتماعی بوده و این که مشارکت در فعالیت های اجتماعی می تواند منجر به بهبود این مشکلات گردد. اصلاح طلبان این حقیقت را نادیده گرفته اند که بسیاری از افراد فقیر پیشاپیش در کلیساها و موسسات خیریه فعالیت داشته و به نوبۀ خود با شور و شوق برای تقویت پیوند های اجتماعی از طریق ارتقا مداخله شهروندی تلاش نموده اند. خانه های دانشگاهی از جمله اولین پروژههای مبتنی بر اجتماع بوده که پایه و اساسی را برای پیدایش بعدی توسعه اجتماعی بنا نهاده است. آن ها دانشجویان طبقۀ متوسط را جمع آوری نموده تا کلاس های اموزش بزرگسالان و سواد آموزی، فعالیت های ورزشی و تفریحی، برنامه های فرهنگی و سایر اهداف مردم فقیر را سازماندهی نمایند. علاوه بر این فعالیت ها، برخی از رهبران بومی به دنبال ارتقا خدمات شهری و مشارکت اعضا جامعه در کمپین های بهینه سازی بوده اند.
این ایدۀ محلی که فقر و سایر مشکلات اجتماعی را می توان در سطح جامعه از طریق مداخله عوامل خارجی مورد رتق و فتق قرار داد به سرعت محبوبیت یافت. جمعیت سازمان خیریه فعالیت های سازماندهی اجتماع را در اماکن بومی توسعه بخشیده و بدین منظور به ارائه طرح ریزی خدمات اجتماعی در جامعه مبادرت ورزیده است. در این زمان، این رویکرد در کشور های غربی و به ویژه در ایالات متحده مورد استقبال قرار گرفت، که از یک سیستم تمرکز زدایی از شرایط خدمات اجتماعی پیروی می نمود که به طور گسترده از سازمان های غیر انتفاعی بومی بهره گیری می نمود. تلاش های United Way در بسیاری از شهــرهای آمریکا در حال حاضر نمونه ای از این رویکرد می باشد. ایجاد اجتماع و طراحی اجتماع هر دو به کانون توجه پرسش های آکادمیک مبدل گشته و در قرن نوزدهــم، کتاب های بی شماری در مورد این مسائل انتشار یافت که اطلاعات زیادی را برای دانشجویان فعال در زمینه تحقیقات اجتماعی و سایر افرادی که در این حیطه ها فعالیت می کردند فراهم نمود. این موارد نیز بعدها از طریق مباحث فنی طرح ریزی جامعه اجتماعی توسعۀ بیشتری یافت.
یک موضوع مهم در سازماندهی اجتماعی ارتقاء مشارکت دموکراتیک بود. برای تحقق هدف کمک به مردم فقیر برای برخورداری از یک زندگی بهتر، اصلاح طلبان اجتماعی به دنبال تشویق مشارکت مدنی از طریق عضویت در موسسات محلی، رای دهی و استفاده از گروه های فشــار (لابی) بوده اند. از دیدگاه آنان، ارتقاء فعالیت شهروندی منجر به خودمختاری و خود-توانمندسازی و کمک به مردم بومی برای تقابل کارامد با مشکلات آنان می گردد. سازماندهی اجتماعی علاوه بر گسترش مشارکت اجتماعی بر نیاز به فعالیت گرایی محلی با هدف گذاری بر سیاست مداران بی طرف و بروکرات ها، مالکان سودجوی بنگاه های تجاری و صاحب خانه های بی انصاف تاکید داشته است، یعنی کسانی که سوء استفادۀ انان از قدرت از نظر سازمان دهندگان اجتماعی باید به طور موثر به چالش کشیده شود. گرچه برخی از بنیان گذاران جنبش خانۀ بومی در ایالات متحده (مانند جین آدامز و لیلیان والـــد) فعالیت گرایی بومی را تشویق نموده اند، اما این مورد به طور نظام مند در دهه های میانی قرن بیستم توسط آلینسکی توسعه یافت، چرا که تحقیقات و تلاش های او الهام بخش فعالان اجتماعی چه در کشور های غربی و چه در ملل در حال توسعه بود.
ایده های مشابهی نیز برای توسعه اجتماعی در مناطق جنوبی مورد اقتباس قرار گرفت، اما در این جا تاکید بیشتری بر ارتقا و بهبود رفاه مادی مردم بومی از طریق زیرساخت ها و پروژه های اقتصادی صورت گرفته است. خاستگاه توسعه اجتماعی در جنوب را می توان در برنامه های "ساخت و ساز روستائی" گاندی و تاگور در هندوستان مشاهده نمود، که طبق گفته های باتاچاریا در1970به دنبال ایجاد تحرک در مردم بومی برای ارتقا شرایط روستائی بوده ، و برنامه های "سوادآموزی جمعی" که توسط مراجع رسمی رفاه مستعمراتی در کشور های غرب آفریقا در سال های پس از جنگ جهانی دوم مشاهده گردید. این نوآوری ها متعاقبا توسط سازمان ملل متحد ارتقا یافت و منجر به اقتباس توسعۀ اجتماعی در سرتاسر کشور های در حال توسعه گردید. با این همه، همانطور که کامپفن بیان می دارد ، توسعۀ اجتماعی ویژگی های مختلفی را در کشور های متفاوت مد نظر قرار می دهد. علی رفم این تفاوت ها، دولت ها معمولا خدمه، کمک های فنی، مواد مورد نیاز و سرمایه هایی را برای پروژه های بومی فراهم می آورند در حالی که مردم بومی نیروی کار را تامین کرده و حد اقل از لحاظ نظری، مسئولیت تعیین این که کدام پروژه ها باید در اولویت قرار گیرند را بر دوش می کشند.
در درجه اول اهمیت چندانی به اقدامات اجتماع داده نشده اما از آن جا که برنامه های توسعه اجتماعی دولتی که دارای ویژگی بالا به پائین بودند به شدت مورد انتقاد قرار می گرفتند، یک سبک فعل گرا از توسعه اجتماعی که به عنوان مشارکت اجتماعی شناخته شده بود محبوبیت بیشتری می یافت. این رویکرد از موفقیت های جنبش های مقاومت ملی و به ویژه کمپین های صلح آمیز گاندی الهام می گرفت، که قدرت امپریالیستی بریتانیا را به چالش کشیده بود. این مورد که در ابتدا به عنوان مشارکت اجتماعی شناخته می شد بر نیاز به تقابل با حقوق و امتیازات ویژه نخبگان روستائی تاکید داشت که عموما مرد بودند و تضمین می نمود که فقیرترین گروه ها – یعنی زنان و اقلیت های قومیتی- به طور کامل در توسعه اجتماعی مشارکت داشته باشند. تاکید بر فعالیت گرایی اجتماعی با افزایش مشارکت سازمان های غیر دولتی افزایش یافته است. گرچه توسعه اجتماعی به طور عمده توسط دولت ها مورد حمایت مالی قرار می گیرد، خارج کردن خدمات دولتی از حالت انحصاری به عنوان یک پیامد بدهکاری و تنظیمات ساختاری در برنامه ها در بسیاری از کشور ها منجر به تسهیل گسترش سازمان های غیر انتفاعی گشته که این معمولا همراه با کمک هایی از جانب سازمان های درونی و کشور های غربی بوده که اعاناتی را صورت داده اند.

فعالیت گرایی اجتماعی همچنین در نواحی شهری نیز مورد تبلیغ قرار گرفته است. مفاهیم جدیدی از قبیل دانش ‏بخشی (concientization) و توان‏بخشی که در تحقیقات فریــر در1970، 1973مطرح گشته اند، به منظور اعتلای مفاهیم تشکیل دهندۀ خود-یاری و خودمختاری ارائه گشته اند که قبلا در میان مشخصه های نظریه توسعه اجتماعی مطرح گردیده اند. این مقاله ادامه دارد.......... ترجمه  itrans.ir

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.