روانشناسی یادگیری

یادگیری امری متداول و جاری در زندگی روزمره انسان و برخی جانداران عالی است که با توجه به وقوع آن در زمینه های گوناگون زندگی باید برای آن نوعی ارزش سازشی زیستی در نظر گرفت. چنانکه آن را بهمنزله ابزار یا فرایندی سازشی برای ارزیابی و تغییر سازنده به منظور پیشبرد امور و کنشهای مختلف میتوان تلقی کرد. با درنظرگرفتن این نکته که انسان از بدو تولد درگیر تعامل با پیرامون خویش است،یادگیری را در جایجای زندگی و در همه شئون آن میتوان یافت.

بنابراین دانستن و آگاهی از فرایند وابزاری چنین ضروری و کاربردی اهمیتی ویژه برای علت یابی،جهت دهی و بهبود بخشیدن یا کاستن از کارایی و بازدهی یادگیری بنا به موضوع و موقعیت آن دارد با این حساب آگاهی علمی درباره یادگیری برای ایجاد و بهبود عملکردها یا کارکردهای سازنده)زبان آموزی، مهارتها، آموزش و پرورش رسمی و شایستگی ها( و مثبت، کاستن از عملکردها یا کارکردهای فرساینده و نفی )اختالالت یادگیری، بدآموزیها،رفتارهای نابهنجار، افکار و ارزیابی منفی مرضی و ترسهای نابجا(، بهبود شیوه های فرزندپروری، اتخاذ درمان موثر برای بیماری ها و ناهنجاریها ارزشی شایان توجه دارد.

تعریف یادگیری و مؤلفه های آن

یادگیری(آموختن)واژهای است که در وهله ی نخست حتی در امور روزمره پرکاربرد، آشنا و بدیهی
به نظر می رسد ولی برای ارایه تعریف روشنی از آن و تعیین مرزهای مشخص کننده اش با سایر فرایندها و سازه ها درنگ و تعمق الزم است. یادگیری در بدو امر فراگیری یا به تصرف درآوردن دانش تلقی میگردد که گویای نوعی تغییر در داشته هاست)هیلگارد و باور، برگردان براهنی، 1371 ،)اما با توجه بهاینکه چنین تعریفی مبهم و کلی است و نمود خاصی برای آن گفته نشده از اعتبار کافی برخوردارنیست.
معروف ترین تعریفها، تعریفی است که به وسیله کیمبل، پیشنهاد شده است : یادگیری (learning ،(تغییرنسبتا پایدار در توان رفتاری )رفتار بالقوه ( potentiality behavioral که در نتیجه تمرین تقویت شدهرخ می دهد. این تعریف را با دقت بیشتری بررسی می کنیم، نخست اینکه یادگیری همواره باید قابل انتقالبه رفتار مشاهده پذیر باشد. یادگیرنده (learner (قادر به انجام کاری خواهد بود که پیش از یادگیری نمیتوانست آن را انجام دهد .دوم اینکه این تغییر رفتاری نسبتا پایدار است؛ یعنی نه موقتی و نه ثابت است .
سوم، تغییر در رفتار الزاما نباید بلافاصله بعد از تجربه یادگیری رخ دهد.چهارم، تغییر در رفتار از تجربه یا تمرین ناشی می شود و پنجم، اینکه تجربه یا تمرین باید تقویت شود.یادگیری در زندگی انسان چه نقشی دارد ؟
نقش یادگیری در همه صحنه های زندگی نمایان است. یادگیری تنها آموختن مهارتی خاص با مطالب درسینیست؛ بلکه در رشد هیجانی ، رشد شخصیتی ، تعامل اجتماعی انسان دخالت دارد. انسان یاد میگیرد که از چه چیزی بترسد، چه چیزی را دوست بدارد و کجا چگونه رفتار کند. در واقع نوزاد از همان لحظه تولد درگیر فرآیند یادگیری میشود و این توانایی است که باعث پیشرفت و تفاوت روزانه او تفاوت انسانهای یک نسل از انسانهای نسل قبل از خودشان میشود.
فرآیند یادگیری با توجه به اهمیتش همیشه مورد توجه بوده و در این مورد دانشمندان بسیاری اظهار نظر ،پژوهش و نظریه پردازی کرده و جواب بسیاری از سواالت را روشن کرده اند، بطوری که میتوان باصراحت و اطمینان در مورد اینکه "یادگیری چیست ؟ ، چگونه رخ میدهد و عوامل موثر کدام هستند ؟ "بحث کرد

ویژگیهای یادگیری

تغییر در رفتار
یادگیری همراه با "تغییر" است، به گونه ای که بعد از کسب یادگیری موجود زنده (از جمله انسان) رفتارش(بیرونی یا درونی)به یک روش یا حالت جدید تغییر مییابد. این تغییر هم در رفتارهای ساده و هم دررفتارهای پیچیده دیده میشود .

پایداری نسبی

درست است که یادگیری همراه با تغییر است ولی هر تغییری یادگیری محسوب نمیشود، بلکه تغییراتناشی از یادگیری پایداری (Permanency (دارند؛ و تغییراتی که پایداری نداشته باشند را نمیتوان به یادگیری نسبت داد )نظیر تغییرات ناشی از مصرف دارو یا مواد ، هیجانها ، خستگی و... که پس از رفع اثر دارو ، موضوع هیجان یا رفع خستگی و...تغییرات نیز ناپدید میشوند(. فردی که مسئله یا چیزی را یادگرفته است تغییرات حاصل از آن را همواره با خود دارد و در مواقع الزم به اجرا در میآورد .

تواناییهای بالقوه

یادگیری در فرد نوعی توانایی ایجاد میکند، بدین معنی که " تغییرات پایدار در رفتار" نتیجه تغییر در"تواناییها" است، نه تغییر در رفتار ظاهری. اگر طرف دیگر این تواناییها همیشه مورد استفاده قرارنمیگیرند بلکه بعضی مواقع بصورت بالقوه هستند و هر وقت موقعیت و فرصت استفاده فراهم شود؛ ازحالت بالقوه خارج و به حالت بالفعل )عمل( در میآیند. مثال فردی که دوچرخه سواری را یادگرفته است،اگر موقعیت دوچرخه سواری برای او فراهم نباشد این توانایی بصورت بالقوه در فرد باقی میماند و هروقت موقعیت و فرصت دوچرخه سواری فراهم شود )مثال یک دوچرخه در اختیار او قرار گیرد( اینتوانایی از بالقوه به بالفعل )حالت عمل( در میآید. این بدان معنی است که یادگیری هیچ وقت از بیننمیرود .

تجربه

هر نوع تغییر در تواناییهای بالقوه زمانی یادگیری محسوب خواهد شد که بر اثر "تجربه "
(Experience(باشند، یعنی"محرکها" )عوامل( بیرونی و درونی بر فرد )یاد گیرنده (تاثیر بگذارد )نظیرخواندن کتاب ، گوش دادن به یک سخنرانی ، زمین خوردن کودک و فکر کردن در باره یک مطلب و ...(بدین ترتیب تغییرات پایداری که در توانایی افراد بوسیله عواملی به غیر از تجربه بدست میآید یادگیری محسوب نمیشود. تغییرات پایدار غیر تجربهای بیشتر عوامل رشدی را دربر میگیرند )نظیر عضلانی شدن ،دندان درآوردن ، تغییرات بلوغ ، پیر شدن و... )........ادامه دارد  منبع : روانشناسی یادگیری زهرا رحمانی

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.