شاهکارهای دنیای گیمینگ بخش اول

سال های زیادی است که شرکت های مختلف بازی سازی، اقدام به ساخت و انتشار بازی های گوناگونی برای کامپیوترهای شخصی و پلتفرم ها می کنند. در این سال ها صنعت بازی سازی، بدل به یکی از پرطرفردارترین و سودآورترین صنایع موجود در جهان شده است. ما نیز از میان این بازی ها، بسیاری را با تمام وجود دوست داشته ایم و اوقات خوشی را با آنها سپری کرده ایم. در این مقاله قصد داریم که آن دسته از بازیهایی را که از زمان شروع صنعت بازی سازی تاکنون، بهترین بازخوردها را دریافت کرده اند،‌ برای شما عنوان کنیم. با سیارک همراه باشید.

کدام بازی های در این صنعت، زمانی که منتشر شدند، فراتر از انتظار بوده و بسیار پیشرفته تر از بازیهای هم عصر خود بودند؟ کدام دسته از بازیها بودند که تجربه ای بسیار فرح بخش و جالب برای کاربران پدید آوردند؟ این بازی ها چه تأثیری بر روی خود ما گذاشته و به طور کلی چه تأثیری بر صنعت بازی سازی داشته است؟ این ها سؤالاتی که سعی شده پاسخ آنها مبنای کار ما قرار بگیرد و بر اساس آن لیست خود را برگزینیم. ناگفته نماند که مهمترین نکته ای که برای انتخاب این بازی ها در نظر گرفته شده است، تأثیری است که هر بازی در دوره ای که منتشر شده است بر عصر خود گذاشته است. درهای جدیدی که گشوده و خلاقیت های جدیدی که از خود نشان داده است. به همین خاطر است که در این لیست جای بازی های قدیمی تر نیز محفوظ است، حتی با وجود تفاوت گسترده شان با بازی های امروزی، چراکه نکته مورد نظر ما این است که هر بازی در زمان انتشارش چه حرفی برای گفتن داشته است و تأثیری در صنعت گیمینگ داشته است. این لیست توسط منتقدان سایت «IGN» تدارک دیده شده است.

Pokémon go

این بازی به گونه ای طراحی شده است که اتفاقاتی که در جریان بازی می افتد و رخ می دهد، بی شباهت به رویدادهای دنیای بیرون نیست. در این بازی، دنیای بسیار بزرگی طراحی شده است و شما در نقش گیمر باید به گشت و گذار در این دنیا بپردازید و پرده از رازهای گوناگون بردارید. در جریان این ماجراجویی شما به عنوان عضوی از گروه های بزرگ تر قرار می گیرید و ارتباطی که با سایرین شکل می دهید، دلیل شباهت آن با دنیای واقعی بیرون است. در ابتدای انتشار، بازی با اقبال چندان زیادی رو به رو نشد، اما به مرور زمان و با اضافه کردن نبردهای بی نظیر و سیستم آب و هوای بسیار خوب، بازی به آنچه لایقش بود رسید و بدل به چیزی شد که همه ما با خود گفتیم که ای کاش زمانی که هنوز کودک بودیم می توانستیم چنین تجربه ای داشته باشیم. این بازی ترکیبی بسیار عالی از تونستالژی و تکنولوژی جدید است.

Final Fantasy VII

بازی های بسیار کمی هستند که با انجامشان تجربه ای شبیه به آنچه در Final Fantasy VII می کنید داشته باشید. در ابتدای بازی شاهد یک فیلم کوتاه خواهید بود که به زیبایی هرچه تمام تر از آب درآمده است، پس از این فیلم، Cloud شخصیت اصلی بازی، به همراه سربازانی که کنارش هستند از قطاری پایین می پرند تا به سراغ مأموریت های خود در طول بازی بروند. ناگفته نماند که بازی های نقش آفرینی دیگری در آن زمان وارد بازار شده بودند که کم از Final Fantasy نداشتند، بازیهایی چون Chrono Trigger و Persona 5. با این حال بنا به نظر منتقدین سایت IGN، این بازی تأثیر بیشتری داشته و عملکرد بهتری از خود نشان داده بود. درکنار سایر بازیهایی که روی کنسول های مختلف تجربه می کنید، Final Fantasy نشان می دهد که یک بازی تا چه حد می تواند روی احساسات انسان تأثیر بگذارد و شما را به گونه عجیبی درگیر خود کند. داستان بازی پر از نقاطی است که در آن ها کاملا غافلگیر می شوید، اسلحه های بسیار بزرگ و ترسناک در طول بازی بدست خواهید آورد، علاوه بر این دو داستان بازی نیز به گونه ای است که شما را کاملا درگیر می کند؛ برای نمونه در نقطه ای از بازی یکی از هم قطاران خود را از دست می دهید و سبب ناراحتی بسیار زیادی می شود. به خاطر همین کیفیت های خوب بازی است که زمانی که اعلام شد قرار است نسخه ری مستر این بازی در نمایشگاه E3 به نمایش درآید، طرفدران این بازی محبوب، دست از پا نمی شناختند.

Galaga

شاید برایتان کمی به نظر عجیب برسد که این بازی به گونه ای یک تجربه معنوی برای شما خواهد بود. با تمامی دشمنانی که مرتب تغییر جبهه می دهند، به صورت ناخود آگاه درگیر تجربه عجیبی می شوید. مراحلی در بازی وجود دارد که اختیار هستند و با انجام آنها به امکاناتی جدید دست پیدا می کنید. در بسیاری از نقاط بازی چالش بر انگیز می شود و تا دم مرگ پیش می روید که خود استرس زیادی به همراه دارد. این بازی از آن دسته است که برای مدت های طولانی شما را میخکوب خود می کند و تا به نتیجه ای در بازی نرسید دست بردار نخواهید بود.

برای دریافت بهتری تجربه از بازی توصیه می شود آن را روی کنسول آرکید مخصوص به خودش بازی کنید. جویستیک مخصوص این کنسول و دکمه قرمزی که به واسطه آن می توانید شلیک کنید، به همراه موسیقی منحصر به فردی که از اسپیکرهای قدیمی این کنسول خارج می شود، تجربه ای بسیار جالب به ارمغان می آورد. این بازی تا اندازه ای خوب است که به جرأت می توان گفت که بازی های دو بعدی در این سبک، نتوانستند، تجربه ای که از Galaga بدست می آورید را تکرار کنند.

Warcraft II: Tides of Darkness

یکی از بزرگترین دستاوردهای بیلیزارد این بود که پس از اتمام مراحل این بازی به گیمر این احساس را می داد که بدل به یک گیمر ماهر در عرصه بازیهای استراترژی شده است. علاوه بر این داستان نبرد و درگیری میان اُرک ها و انسان ها که گویی پایانی بر آن نیست، به زیبایی هرچه تمام تر به نمایش درآمده است. بازی به گونه ای طراحی شده است که حتی اگر هیچ تجربه ای در انجام بازی های استراتژی نداشته باشید، به مرور احساس می کنید تبدیل به فرمانده ای قابل شده اید که می توانید از پس دشمنان خود بر آمده و بر آنها غلبه کنید.

نقشه هایی که بازی در آن جریان دارد فراتر از زمینی است که برای نبرد طراحی شده باشد. در حقیقت هر نقشه شبیه به معمایی است که باید آن را حل کنید و با پیدا کردن نقاطی که به سود شما باشد بر دشمنان خود چیره گردید. نکته دیگری که در خصوص این بازی وجود دارد، به کارگیری نیروهای دریایی و هوایی در آن است که به مراتب بازی را جالب تر می کند و شمارا به چالش می کشد تا با به کارگیری استراتژی و برنامه های جدید، از این امکانات نیز بهره بگیرید. صداگذاری بازی نیز به خوبی از آب درآمده است؛ زمانی که روی یکی از افراد خود کلیک می کنید، و به این کلیک کردن ادامه می دهید، ناراحت شده و از شما می خواهند که به این کار پایان دهید.

Burnout 3: Takedown

با وجود اینکه این بازی به قدمت بازیهایی جون Super Mario Kart و یا Road Rash نیست (هر دوی این بازی ها در ژانر مسابقه ماشین سواری هستند)، با این حال Burnout نیز یک بازی تمام عیار به حساب می آید. یکی از منتقدان سایت IGN گفته که چیزی حدود شصت ساعت از وقت خود را صرف انجام این بازی کرده است و این پیش از آن بوده است که به طور رسمی به استخدام سایت درآید و بابت انجام هر بازی دستمزد بگیرد. پیش از این بازی، Point of Imoact نیز به بازار آمد که در همین ژانر ساخته شده بود و تجربه خوبی برای گیمرها به ارمغان آورد، با این حال، این بازی Burnout بود که این تجربه را به کمال رساند. Burnout از آن بازی هایی است که از انجام دادنش خسته نمی شود. چه خودتان تنهایی بازی کنید و چه در کنار دوستانتان، تفاوتی نمی کند.

Fallout 2

یک نکته بسیار جالب و تأثیرگذار در خصوص این بازی این است که در ابتدا، شما به عنوان یک فرد از قبیله خود وارد دنیای خطرناکی می شوید و در ابتدای مسیر خود به جز یک نیزه و لباسی پاره چیزی در اختیار ندارید، اما نکته این است که این پایان ماجرا نیست و با گشت و گذار در دنیای بازی و به مرور زمان بدل برای خود لباسی آهنی و زره ای پیدا می کنید، اسلحه هایی بسیار کشنده می یابید و تبدیل به یک ماجراجوی تمام عیار و خطرناک می شوید و این پیشرفتی که در طول بازی به وجود می آید، بسیار لذت بخش است. Fallout 2 یکی از معدود بازی هایی است که در این ژانر موفق عمل کرده است. گشت و گذار در دنیایی که رو به پایان است و انواع و اقسام خطرات گوناگون نابودی آن را تهدید می کند، در کنار مأموریت های خطرناک و هیجان انگیز، آن را بدل به یک اثر ماندگار کرده است. موسیقی های متن بازی، مأموریت هایی که بسیار هیجان انگیز هستند و دیالوگ هایی که با مهارت تمام برای شخصیت های کلیدی بازی نوشته شده است نیز از دیگر نقاط قوت بازی هستند. نه تنها زاویه دید بازی که از بالا و سوم شخص است چیزی از ارزش های آن نمی کاهد، بلکه به آن امضای مخصوص به خود را می دهد.

League of Legends

دنیای بازی یک دنیای کاملاً خیالی و عجیب و غریب است و با انجام این بازی تجربه ای بسیار خوشایند و چالش برانگیز خواهید داشت و از یک بازی استراتژی تمام عیار لذت خواهید برد. ناگفته نماند که رسیدن به سطح بالایی در این بازی و پیدا کردن توان رقابت با کسانی که برای مدتی طولانی بازی کرده و حرفه ای شده اند، کمی کار دشواری است، چراکه 130 هیرو و قهرمان در بازی وجود دارد که هرکدام قابلیت های منحصر به فرد خود را دارند، با این حال سیستم آموزشی نیز در این بازی طراحی شده که به شما در رسیدن به این مهم کمک خواهد کرد. تنها چیزی که به آن نیاز پیدا خواهید کرد کمی صبر و حوصله است تا به مرور با قهرمان های بازی و قابلیت های منحصر به فرد هریک از آنها آشنایی کامل و لازم را پیدا کنید.

سازندگان بازی به انتشار آن اکتفا نکرده اند و به طور مرتب و طبق روالی منظم آن را به روز کرده و قابلیت های جدیدی به آن اضافه می کنند که بازی را بدل به یکی از قدرتمندترین بازی های حال حاضر در عرصه رقابتی می کند.

Inside

این بازی فوق العاده خلاقانه، سیستمی متفاوت از Super Mario به کار می گیرد و سازنده این بازی، ورنر هرزاگ، در تجربه ای سه ساعته شما را وارد دنیایی بسیار متفاوت می کند که تجربیاتی از هیجان تا انزجار را بدست خواهید آورد. Plaudead’s Bleak شرکت سازنده این بازی است که پیش از این بازی های مشهور و خوبی چون Limbo در کارنامه دارد؛ البته تفاوتی که Inside با Limbo دارد در این است که این بازی دیگر سیاه و سفید نیست و معماهایی که بعضاً در Limbo خسته کننده می شد و حوصله سر بر، در این بازی دیگر وجود ندارد. به جرأت می توان گفت که این بازی چیزی از شاهکارهای دنیای ویدئو گیمینگ کم ندارد، چراکه در تمام طول بازی ذهن شما کاملاً درگیر سپری کردن مراحل و چگونگی این کار می شود، درکنار این موضوع گاه به گاه وحشتی وجود شما را فرا می گیرد که بسیار جالب توجه است. اما از همه این ها گذشته پایان بازی است که اگر بخواهیم پایان بازی های گوناگون را در لیستی جای داده و بهترین ها را میانشان برگزینیم، بدون شک پایان بازی Inside در چند رتبه اول جای خواهد گرفت.نبوغی که در این بازی وجود دارد ، تنوع بی نظیر چالش ها و معماهایی است که در طول بازی با آن ها رو به رو می شوید و نیز ارتباط این معماها با داستان خوب بازی. اگر بازی کرده باشید متوجه این تعاریف می شوید و اگر هم که نه، حتماً بازی این شاهکار Playdead توصیه می شود.ترجمه  itrans.ir 

این مقاله ادامه دارد...

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.