سندروم درد پاتلوفمورال

 (سیارک) تعدادی از محققان، این فرضیه را بیان نمودند که ضعف ساختار عضلانی ابداکتور ران، عامل کمک کننده اولیه به سندروم درد پاتلوفمورال (PFPS) است. عضلات ابداکتور ران ، به عنوان کنترل گریز از مرکز عضله های ران و عضلات دور شونده، و بنابراین به عنوان زاویه حالت ضربدری زانو در طول فاز تکیه کردن در دویدن در نظر گرفته می شوند. زاویه ضربدری بیشتر (یا افزایش در زاویه Q دینامیک) برای افزایش فشار تماس پاتلوفمورال و نیز برای ایجاد سندروم درد پاتلوفمورال ادعا شده است. با این حال، تعداد بسیار اندکی از محققان رابطه میان قدرت عضله ابداکتور ران و مکانیک صفحه قدامی زانو را بررسی نموده اند. ویلسون و داویس گزارش نموده اند که در مقایسه با کنترل ها، بیماران مبتلا به سندروم درد پاتلوفمورال نزدیکی بیشتری در ران در طول اسکات های تک پا، دویدن، و پرش های تک پای مکرر نشان دادند، و آن ها مکانیک غیرمعمولی در صفحه قدامی به خاطر ضعف در ساختار عضلانی ابداکتور ران را نشان دادند. با این حال، معیارهای قدرت ابداکتور ران جمع آوری نشد. نویسندگان دیگری نیز یافته های مشابهی را گزارش نمودند، مبنی بر اینکه بیماران مبتلا به سندروم درد پاتلوفمورال، یا نزدیکی بیشتری در ران، یا زاویه ضربدری بیشتر در زانو، و یا کاهش قدرت ساختار عضلانی ابداکتور ران (یا تمام این موارد) نسبت به افراد سالم نشان می دهند. اما عمدتا این مطالعات هر متغیر را در انزوا و بطور مستقل بررسی نموده اند و مستقیما به رابطه میان قدرت عضله ابداکتور ران و زاویه ضربدری زانو نپرداخته اند.

تعداد اندکی از کارشناسان، رابطه میان قدرت عضله ابداکتور ران و مکانیک زانو و این موضوع که چگونه افزایش یا کاهش در قدرت ممکن است بر مکانیک صفحه قدامی زانو تاثیر بگذارد را مورد بررسی قرار داده اند. بولگلا و همکاران قدرت عضله ابداکتور ران و حرکت شناسی زانو و ران را اندازا گیری نمودند و گزارش نمودند که افراد مبتلا به PFPS قدرت کمتری در عضله ابداکتور ران نشان دادند، اما هیچ گونه تفاوتی در زاویه ضربدری زانو در هنگام پائین آمدن از پله در مقایسه با گروه کنترل وجود نداشت. مشابه نظر بولگلا و همکاران، دی ارکس و همکاران نیز قدرت عضلانی ابداکتور ران کاهش یافته را هم در بیماران مبتلا به PFPS و هم در گروه کنترل، پس از یک دوره دوین طولانی و خسته کننده گزارش نمودند. اما، برخلاف یافته های بولگلا و همکاران در این مطالعه پس از یک دوره دویدن، بیماران مبتلا به PFPS در مقایسه با دوندگان سالم، افزایش در نزدیکی ران، که یک مولفه از زاویه ضربدری زانو است، را نشان دادند.

اخیرا، اسنایدر و همکاران، گزارش نمودند که پس از یک پروتکل 6 هفته ای تقویت ران، دوندگان خانم سالم افزایش 13 درصدی در قدرت ابداکتور نشان دادند، اما زاویه ابداکتور را در طول دویدن برخلاف فرضیه های آن ها و نتایج مطالعات قبلی تا 4/1 درجه افزایش پیدا کرد. علاوه براین، تاکنون هیچ نویسنده ای بطور خاص این موضوع که آیا بهبود در قدرت عضله برای دوندگان مبتلا به PFPS به کاهش زاویه ضربدری زانو منجر خواهد شد را مورد آزمایش قرار نداده است. بنابراین براساس نتایج متفاوت این مطالعات، بررسی بیشتر در مورد رابطه میان قدرت عضله ابداکتور ران و مکانیک زانو مورد نیاز است. با توجه به این یافته های متناقض در پیشینه این موضوع، بررسی رابطه میان قدرت عضله ابداکتور ران و مکانیک زانو با استفاده از یک رویکرد نوین ارزشمند خواهد بود. نویسندگان پیشین بیان نموده-اند که تنوع حرکتی می تواند به عنوان یک مورد مهم در رابطه با پیشگیری از آسیب و توانبخشی در نظر گرفته شود. با این حال ابتدا باید تنوع حرکتی را تعریف نمائیم. زمانی که یک حرکت بطور مکرر انجام پذیرد، همانطور که در الگوی گام به گام در دویدن وجود دارد، و حتی زمانی که هدف از حرکت ثابت باقی بماند، الگوی حرکتی حرکت شناسی نمایش داده شده در میان گام ها متفاوت است. هدف حرکتی دویدن یک مثال از تغییرات کلی است که به عنوان ترکیبی از الگوهای حرکتی میان دست و پا، به عنوان مثال در واکنش به اختلالات تعادلی، تعریف شده است.

در مقابل، تغییرات محلی به عنوان زاویه اتصال یا زاویه نزدیکی میان مفاصل یا اعضا تعریف شده است. تغییرات گام به گام در الگوهای حرکتی مفصل در طول حرکت می تواند بسته به معیار تغییرات محلی یا کلی مورد استفاده سودمند یا زیان آور باشد. به عنوان مثال، افزایش تغییرات گام به گام در اندازه و زمان گام، هر دو به عنوان معیارهای تغییرات کلی، با افزایش ریسک افتادن در ارتباط هستند. در مورد تغییرات محلی، در سال 2009 دروز و همکاران در افراد مبتلا به بی ثباتی مزمن قوزک پا، اتصال بخشی ساق پا- پشت پا کمتر هماهنگ را گزارش نمودند، و مک کئون و همکاران کاهش در تغییرات اتصال بخشی ساق پا- پشت پا را در افرادی با بی ثباتی مزمن قوزک پا بعد از یک برنامه 4 هفته ای آموزش تعادل مشاهده نمودند. میلر و همکاران بیان کردند که در هنگام دویدن تغییرات اتصال بخشی درشت نی پشت پا و ران-پشت پا کاهش پیدا کرده بود، اما تغییرات اتصال بخشی زانو-پشت پا در دوندگان با سابقه ی سندروم ایلیوتیبیال باند در مقایسه با افراد سالم افزایش پیدا کرده بود. در نهایت، همیل و همکاران تغییرات کمتری در الگوهای حرکتی اندام تحتانی در هنگام دویدن در بیماران مبتلا به PFPS در مقایسه با افراد سالم را بیان نمودند. بنابراین هرچند برخی تفاوت ها در تاریخچه این موضوع وجود دارد اما اکثر محققان گزارش نمودند که تغییرات کمتر با آسیب های مرتبط با دویدن، مانند PFPS، در ارتباط است و به نظر می رسد که افزایش تغییرات حرکت برای انعطاف پذیری بیشتر در مکانیک راه رفتن در واکنش به بی تعادلی های غیرمنتظره ضروری است. ترجمه  itrans.ir 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.