پیش نمایش

بیوولف(بخش دوم)

پیش زمینه های فرهنگی

بیوولف یک شعر حماسی 3.182 بیتی، بزرگیترین حماسه ی به جا مانده از انگلیس قدیم است. همچنین این شعر حماسی، مهمترین نمونه ی شعر در بین زبان های اروپایی است که لاتین یا یونانی نیست و این تنها نمونه ی کامل از فلکلور آلمانی است که تا کنون باقی مانده است.

برخی از شواهد تاریخی مبنی بر وجود حماسه ی بیوولف در قرن ششم میلادی وجود دارد، اما نسخه ی شعری که اکنون در دسترس ماست در واقع در بین سال های 700 میلادی الی 750 میلادی کامل شده است. نام نویسنده ی این حماسه ناشناس است، اما به نظر می رسد که این حماسه تنها توسط یک نفر سروده شده است. درست مانند دیگر سروده های ابتدایی، حماسه ی بیوولف هم ابتدا به صورت شفاهی و نسل به نسل نقل شده است و سپس توسط یک نفر به رشته ی تحریر در آمده است. حماسه ی بیوولف به برخی از شعر های آنگلو ساکسون ی به نام شوپه در انگلیسی قدیم باز می گردد که توسط شاعران در مناسب های خاص به صورت شعر و شفاهی بیان شده است. اولین نسخه ی نوشته شده ی بیوولف یک نسخه ی دست نویس در سال 1000 میلادی است که می توان آن را در موزه ی بریتیش واقع در لندن مشاهده کرد.

هرچند که مستندات تاریخی کمی از آن به جا مانده است، اما روی داد های پیش آمده در این حماسه در جنوبی ترین بخش اسکاندیناوی پیش آمده است و به طور کلی ترکیبی از افسانه ها و روایت آلمانی است. ارزش های بیان شده در شعر وفاداری به پادشاه، مردم و انتقام از دشمنان است همچنین برخی از دیدگاه های مسیحیت نیز در آن وجود دارد.

عناصر حماسی در بیوولف

دنیای بیوولف از سرزمین های پادشاهی متفاوتی درست شده است که توسط پادشاهانی دلاور اداره می شوند. در گذشته ای بسیار دور، ما در مورد سرزمین پادشاهی دانمارک می خوانیم، سرزمینی که توسط هورگار دلاور اداره می شود و سرزمین پادشاهی گیت، جایی که بیوولف از آن جا می آید، هایگلک اداره می شود. از این پادشاه توسط تاریخ نویس فرانسوی، گرگوری از شهر تور، یاد شده است. زیرا او در سال 520 میلادی، هلند را به زیر سلطه ی خود کشید. این طور به نظر می رسد که هاگلک تنها شخصیت واقعی در این شعر حماسی است که در تاریخ از او نام برده شده است.

مرکز هر پادشاهی جایی بود که پادشاه در آن جا مستقر بود، همراهانش در آن جا گرد هم می آمدند، جایی که سفیر های کشور های همسایه به آن جا می آمدند و جایی که داستان ها شرح داده می شدند و در شعر ها و داستان ها مرگ های شجاعانه بازگو می شدند.

تالار پادشاه سرشار از نور، گرما و شادی مردمان بود و همواره طنین صدای خنده هایشان به گوش همه می رسید. اما در عوض بیرون از سرزمین پادشاهی دنیایی تاریک، جایی خطرناک  و جنگل های اسرار آمیز بود. هیولاها در این حماسه در میان این دنیای ترسناک و تاریک خارج از منطقه ی پادشاهی بودند اما این توانایی را داشتند که به دنیای انسان ها پا بگذارند. این موضوع نشان دهنده ی ترس و بلاتکلیفی دنیای پاگان است. دنیایی که یک موضوع غیر قابل توضیح چون هیولایی به نام گرندل، نقش مهمی را ایفا می کند. در حماسه ی بیوولف، تمامی فاکتور هایی که فرهنگ آنگلو ساکسون به عنوان خصوصیت های خوبی که باید یک پادشاه داشته باشد را درون پادشاهان این حماسه مشاهده می کنیم. او باید دلیر، یک جنگنده ی ماهر و یک رهبر قوی و مقدر باشد. همچنین او باید مایه ی سرافرازی مردمش و خواستار شهرت به نیک نامی باشد. یکی دیگر از موارد این است که پادشاه باید به خوبی با مردمش رفتار کند، به افرادی که دلاورانه برای او جنگیده اند و شرف و آبروی کشور را حفظ کرده اند تکریم کند و هدایایی را به آن ها تقدیم کند. و در آخر، یک پادشاه باید باهوش باشد و در هنگام تصمیم گیری با مشاورانش مشورت کند، باید این را در نظر داشته باشد که زندگی هیچ انسانی ابدی نیست و این را بپذیرد که حتی پادشاه هم از مرگ نمی تواند بگریزد. پذیرفتن تقدیر مهمترین ویژگی یک پادشاه است.

بیوولف، کسی که بعد ها پادشاه می شود، تمامی این ویژگی ها را دارد. او از لحاظ بدنی بسیار قوی و با جرات است. او حتی قبل از سفر به دانمارک برای جنگ با اهریمنی به نام گرندل، به خاطر مسابقه ی شنا با بورکا مشهور بود.

بیوولف می خواست شجاعت خود را به وسیله ی جنگیدن بدون هیچ سلاحی با گرندل به همه نشان دهد. علاوه بر آن روشن است که او می خواست نشان دهد که چقدر شجاع است و بدون هیچ کمکی بر هیولا پیروز شود. او به فکر مردان خود است و با آن ها با احترام برخورد می کند. در انتهای شعر او بدون این که ترس به دل خود راه دهد، شجاعانه به پیشواز مرگ می رود. اگرچه ویژگی های برجسته ی انسانی که در جامعه پاگانی مرسوم بوده است، درون حماسه ی بیوولف به خوبی بیان شده است، اما این بدان معنا نیست که ما باید فکر کنیم که این جامعه یک جامعه ابتدایی است.

چه عاملی باعث ایجاد حماسه می شود؟

در ادبیات، حماسه یک شعر بلند بالا و طولانی در مورد یک موضوع جالب توجه است. شخصیت اصلی حماسه یک قهرمان است که بروی زندگی مردمانی که درون حماسه نقش آفرینی می کنند، تاثیر می گذراد. حماسه ها مهمترین بخش یک ملت هستند. آن ها نسل به نسل و زبان به زبان توسط مردمان مختلف یک سرزمین بیان می شوند و برای مردم یاد آور موضوعاتی مانند: شرافت، شجاعت، از خودگذشتگی و وفاداری است. حماسه ها اغلب داستان هایی روایی هستند اما نویسندگانی نیز پیدا می شوند که علاقه دارند برای حفظ این حماسه ها آن ها را به رشته ی تحریر در بیاورند. حماسه ی بیوولف نیز از این دسته است. قدیمی ترین حماسه، حماسه ی گلگمیش(حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح) از سومر(در عراق امروزی) است. حماسه های دیگری که بسیار مشهور هستند، حماسه های ایلیاد و اودیسه(حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح) توسط حماسه ی سرای نامی، هومر، به رشته ی تحریر در آمده اند.

عناصر مسحیت در بیوولف

بیشتر ارزش های بیان شده در حماسه ی بیوولف مربوط به مذهب پاگانی است، اما در آن برخی از عناصر مسیحیت نیز به چشم می آید. چرا؟ زیرا زمانی که حماسه شروع به ترکیب شدن کرد، مصادف بود با زمانی که آنگلو ساکسون ها به دین مسیحت گرویده بودند. این می تواند علتی برای بیان این موضوع باشد که این حماسه ترکیبی از عناصر پاگانی و مسیحی است. یکی دیگر از تعابیر این است که بیوولف در حقیقت یک حماسه ی پاگانی است: فرقه های مذهبی برخی از عناصر مسیحیت را به آن اضافه کرده اند. ارتباط گرندل با داستان قابیل، به نطر مانند یک ترکیب مسیحی می آید.

تقابل خدایان پاگانی و خدای مسیحی ها در همان ابتدای حماسه به چشم می آید، در آن جا که مشاور پادشاه به او توصیه می کند که شاید بهتر است به جای قربانی کردن گاو و گوسفندان برای خدایان تا آن ها را از گندل دور کنند، بهتر است از خدای مسیح بخواهند که آن ها را نجات دهد.

یا در بخش آخر که اژدهایی بر سرزمینی می تازد که بیوولف حاکم آن است، او به این فکر می کند که خدا در حال مجازات اوست، این نشان می دهد که او به مذهب خدا پرستی گرویده است و به این عقیده رسیده است که به خاطر گناهانش مجزات خواهد شد، که این خود یک تقابل آشکار با مذهب پاگان هاست که افسانه از آن جا برخواسته و باز هم دلیلی بر نفوذ مسیحیت در این حماسه است.

و در آخر این حماسه یکی از حماسه ها و افسانه های تاثیر گذار در کشور های اسکاندیناوی است که از آن یک فیلم سینمایی هم تهیه شده است که دیدن آن خالی از لطف نیست. از قدیم گفته اند: شنیدن کی بود مانند دیدن؟

 

 

 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.