دیالوگ: دندان مار

نویسنــــــده و کارگردان: مسعــــود کیمیایی محصول:۱۳۶۸ *** زیور(گلچهــــره سجادیه): مگه تو نمی گفتی بچه می خوای یا وانت؟ بچه واست عین وانته. تو بچه چه میدونی چیه؟عقب آهنی. اونم که خوب جایی افتادی. (رو به زن اسقاطی) تو هم که به دنیا اومدی دندون اولی که درآوردی طلا بود. من با تو کاری ندارم. زن…

نویسنــــــده و کارگردان: مسعــــود کیمیایی
محصول:۱۳۶۸
***
زیور(گلچهــــره سجادیه):
مگه تو نمی گفتی بچه می خوای یا وانت؟ بچه واست عین وانته. تو بچه چه میدونی چیه؟عقب آهنی. اونم که خوب جایی افتادی. (رو به زن اسقاطی) تو هم که به دنیا اومدی دندون اولی که درآوردی طلا بود. من با تو کاری ندارم.
زن اسقاطی: گفتم با من کاری نداشته باش. من تو پاسگاه تعهد دادم دعوا راه نندازم. بابا..(رو به شوهر زیور)بگو بره جای دیگه. با این سه ماه و ۱۰ روزتون کشتید منو. شماها کارخونتون تعطیله، من ۱۱ تا بچه دارم. جفتتون هری!
زیور: به اونم (شوهرش) باید جواب پس بدی. از پاسگاه بدتره. گرگ تو خونست و بره تو خیابون. فقط زورش به من میرسه. واسه اینکه کس و کار ندارم. (رو به شوهرش) از وقتی زنت شدم صورت منو کسی سالم ندیده.

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.