نقد و بررسی فیلم جومانجی: به جنگل خوش آمدید - JUMANJI:Welcome To The Jungle

 

(سیارک)بزرگترین مشکل فیلم جومانجی به جنگل خوش آمدید کلمه "جومانجی" در اسم فیلم است. اگر نام فیلم فقط "به جنگل خوش‌آمدید بود" آن وقت می شود گفت این فیلم یک فانتزی متوسط سرگرم کننده است و البته شاید خیلی چیزهای دیگر هم عوض می شد . ولی وقتی کلمه "جومانجی" در نام فیلم گنجانده شد قضیه فرق می کندبه محض شنیدن این کلمه شاخکهای طرفداران پروپاقرص فیلم اصلی و رابین ویلیامز فقید و کاراکتر دوست داشتنی "آلن پریش" حساس می‌شوند آن وقت است که با یک نگاه سختگیرانه، این فیلم نه تنها جذاب نیست بلکه در بسیاری از موارد با نسخه اصلی مقایسه و  شکست میخورد

در قیاس این فیلم با نسخه اصلی چیزی جز شکست نصیب نسخه جدیدتر نمی‌شود

با این تفاسیر برای نقد فیلم هم می توان با دو نگاه کاملا متفاوت به بررسی این فیلم پرداخت

حالت اول اینکه فیلم را به عنوان یک اثر مستقل در نظر بگیریم و آن را صرفاً به عنوان یک فانتزی کمدی اکشن خانوادگی نقد کنیم که در این صورت نه با یک شاهکار و یا یک اثر به یاد ماندنی بلکه به عنوان یک فیلم سرگرم کننده می توان این اثر را فیلمی متوسط با رعایت اصول اولیه سینمای پاپ کورنی پذیرفت و از نزدیک به دو ساعت زمان فیلم لذت برد  

اما حالت دوم این است که آن را یک دنباله برای اثر موفق دهه ۹۰ میلادی یعنی جومانجی با بازی رابین ویلیامز بزرگ در نظر گرفت و آنوقت است که با یک فاجعه سینمایی روبرو می شویم. این فیلم یک بی احترامی به فیلم جذاب و دیدنی جومانجی محسوب می شود که کوچکترین شباهتی به نسخه اصلی ندارد.  

احتمالا به خاطر همین نوع نگاه باشد باشد که منتقدان فیلم به دو دسته تقسیم شده‌اند، عده‌ای این فیلم را به عنوان یک فیلم فانتزی سرگرم کننده پذیرفته‌اند و نمرات نسبتا خوبی به آن داده‌اند اما گروهی دیگر از منتقدان آن را یک تلاش نافرجام برای رسیدن به برادر بزرگترش توصیف کرد‌ه‌اند که جز شباهت اسمی هیچ موفقیت دیگری کسب نمی کند

مطمئناً طرفداران فیلم در گروه کسانی هستند که نگاهی مستقل به فیلم داشته‌اند و اکثر ناراضیان هم مثل من فریب کلمه جومانجی را خورده اند

قبل از هر چیز باید بگویم این فیلم با بودجه ۹۰ میلیون دلاری ساخته شد و فروش کلی آن ۵۵۰ میلیون دلار بوده است خوب تا همین جا یک موفقیت بزرگ شده است انتقاد از فیلم های موفق در گیشه کار سختی است اما باور کنید بسیاری از این فروش ۵۵۰ میلیون دلاری مدیون همان کلمه جومانجی است و تماشاچیانی که به هوای دیدن یک داستان جذاب دیگر از بازی عجیب جومانجی وارد سینما شده‌اند. البته حضور دواین جانسون هم در فیلم بی تاثیر نیست. به هر حال او حالا در صدر فهرست پولسازترین بازیگران هالیوود قرار دارد

احتمال ساخت قسمت های بعدی آن هم به شدت زیاد است اما همه اینها دلیل نمی‌شود که فیلم جومانجی به جنگل خوش آمدید فیلم خوبی باشد

مردم همچنان برای دیدن دواین جانسون عضلانی و خنگ و بامزه به سینما می روند

اگر خاطرتان باشد روی جعبه بازی جومانجی در فیلم اصلی نوشته شده بود:

 جومانجی یک سرگرمی برای کسانی که مایلند دنیای خود را پشت سر بگذارد

اما فیلم دوم به نظرم لایق چنین جمله‌ای نیست

بیشتر می شد جومانجی دوم را یک سرگرمی برای کسانی که مایلند پول خود را دور بریزند تعبیر کردجومانجی به جنگل خوش آمدید از بازیگران بسیار خوبی مثل دواین‌جانسون کوین هارت و جک بلک بهره می‌برد کارگردان فیلم هم جیک کاسدان پسر لارنس کاسدان نویسنده معروف و بزرگ فیلم‌های جنگ ستارگان است تنها دلیلی که می توان انتخاب این کارگردان را توجیه کرد مقوله ژن خوب است چرا که کارنامه جیک پر است از شکستهای فجیع تجاری، ولی خوب گویا او از فضل پدر هم حاصلی داشته است

نویسنده اصلی آن کریس مک کنا است که نیازی به معرفی ندارد و در چندین فیلم بزرگ هالیوود مثل "مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه" و " مرد مورچه‌ای" و انیمیشن موفق "ایگور" یا نویسنده اصلی بوده است و یا جزو تیم نویسندگان بوده است

همه این اطلاعات را نوشتم تا بگویم فیلم از حیث عوامل هیچ کم و کسری ندارد و فروش ۵50 میلیون دلاری با وجود چنین تیمی چندان عجیب نیست چرا که هر کدام از این افراد به تنهایی قادر به نجات دادن یک فیلم بد در گیشه هستند.

 

 شاید بتوان یک فیلم ضعیف و متوسط را در گیشه نجات داد اما واقعیت اینجاست که یک فیلم بد همیشه بد است

در ابتدای نقد به این نکته اشاره کردم که می‌توان با دو دیدگاه مختلف به فیلم نگاه کرد اما واقعیت این است که سازندگان فیلم به شدت دوست داشته‌اند که از اسم و شهرت جومانجی اول بهره ببرند. و مردم را با استفاده از حس خوبی که به فیلم اول داشتند به سینما بکشانند که البته در این کار موفق شده‌اند

از اسم فیلم که بگذاریم تنها چیزی که از فیلم اول باقی می ماند اشاره به اسم "آلن پریش" در قسمتی از فیلم است که اتفاقا خود همین اشاره باعث می شود تا یک سوال بی جواب دیگر هم درباره داستان و منطق زمانی آن به ذهنمان خطور کند، که در آخر به آن خواهیم پرداخت

کاملا برخلاف جومانجی 1995 فیلم به جنگل خوش آمدید هیچ چیز ماندگاری خلق نمیکند و این بزرگترین ضعف فیلم است .

خطر اسپویل: این متن قسمت هایی از داستان فیلم را لو می دهد

فیلم از همانجایی شروع می شود که فیلم قبلی تمام شد. در سال 1996 یک نفر بازی تخته جومانجی را در ساحل پیدا می کند و آن را به دوستش (آلکس وریک ) می دهد. آلکس یک خوره بازیهای کامپیوتری است که با دیدن بازی تخته آن را کنار می گذارد و جذبش نمی شود اما نیمه شب بازی جومانجی کاملا ناگهانی تصمیم می گیرد که به یک کنسول شبیه سگا آپدیت شود و آلکس هم تصمیم می گیرد که بازی جومانجی به جنگل خوش آمدید را اجرا کند و بعد هم غیب می شود.

کوین هارت در فیلم اطلاعات مرکزی با دواین جانسون همبازی بوده است، او ذاتا کمدین است

فیلم یک فلش فوروارد 20 ساله می زند و سال 2016 می آید در جاییکه ۴ دانش آموز نوجوان که هر کدام به دلیلی با تنبیه مدیر مدرسه مواجه شده‌اند در یک انبار قدیمی گرفتار می شوند و همان کنسول قدیمی را پیدا می کنند ولی نمی دانم چرا جومانجی در اینجا تصمیم نمی گیرد که به یک پلی استیشن 4 و یا یک ایکس باکس آپگرید شود ! و اصلا چرا باید بچه هایی که با کنسولهای خفن و گرافیگ بالای سال 2016 بازی کرده‌اند جذب یک کنسول قدیمی شبیه سگا شوند؟ به هر حال آنها تصمیم می گیرند برای لحظاتی با آن بازی کنند اجرای بازی همان و تله پورت شدن بچه ها به جنگل جومانجی همان،

به محض شروع بازی بچه ها متوجه می‌شوند که آنها در جلد کاراکترهایی که انتخاب کرده‌اند فرو رفته‌اند و در یک جنگل واقعی و خطرناک گیر افتاده اند وتنها راه نجات آنها این است که بازی را با موفقیت پشت سر بگذارند.

حدس زدن بقیه ماجرا راحت است، آنها بازی را با موفقیت به اتمام می رسانند و البته الکس را که 20 سال است در بازی گیر کرده است نجات می دهند،کاملا کلیشه‌ای عشق ورزیدن و از خودگذشتگی را می‌آموزند و تبدیل به آدمهای بهتری می‌شوند.

جلوه های ویژه فیلم جومانجی 1995 از زمان خودش جلوتر بود

 اول : به عنوان یک اثر مستقل به جز 15 دقیقه اول فیلم که صرف معرفی کاراکترها می شود و به نوعی نیاز است ، مابقی فیلم سرعت قابل قبولی دارد و از ریتم نمی افتد، داستان در عین سادگی به سبک بازیهای کامپیوتری مرحله به مرحله جلو می‌رود، جلوه‌های ویژه فیلم هم با توجه به بودجه90 میلیون دلاری فیلم ضعف خاصی ندارند. تیم بازیگران بازیهای خوبی از خودشان ارائه کرده‌اند و در این میان جک بلک در نقش پروفسور شلی عالی‌تر از بقیه ظاهر شده است . او کاملا طبیعی نقش یک دختر نوجوان را که در بدن یک مرد میانسال گیر افتاده است بازی می کند و اتفاقا صحنه‌های نسبتا خنده‌داری را رقم می زند و با توجه به این موقعیت چند شوخی بزرگسالانه هم که مناسب کودکان نیست اجرا می شود . دواین جانسون و کوین هارت قبلا در فیلم اطلاعات مرکزی با هم همبازی بوده‌اند و حالا به نوعی ادامه همان شوخیهای فیلم Central Intelligenceرا شاهد هستیم. کوین هارت برای ایفای نقش کمدی فقط کافیست که حرف بزند و دواین جانسون هم که دیگر نقش کوه عضله مهربان و خنگ را فوت آب شده است و به شخصه برای خود من هم جالب است که چرا این کاراکتر برای مردم تکراری نمی شود و هر بار پول خرج می کنند که دواین جانسون بزن بهادر خوشتیپ و جذاب و خنگ را روی پرده سینما تماشا کنند، البته همین تکراری نشدن باعث شده است که او تبدیل به پولسازترین بازیگر هالیوود شود. به ترکیب دواین جانسون و کوین هارت در این فیلم جک بلک هم افزوده شده است و همین سه نفر توانایی خلق خنده‌دارترین صحنه‌های کمدی جهان را دارند ولی خوب در عمل چنین اتفاقی نیفتاده است و کمدی فیلم هم مثل کلیت داستان جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید

متوسط است . شخصیت منفی فیلم هم یک جایی به خشونت مطلق و حماقت محض گیرافتاده است. گاهی قاتلی بیرحم و وحشی است که دهانش را باز می کند و عقرب از آن بیرون می آید و با کرکس زشتش به همه جنگل احاطه دارد و گاهی مثل یک احمق زل میزد تا توسط گروگانش پرفسور شلدون چاق ( جک بلک) خلع سلاح شود و دکتر بریواستون(دواین جانسون) جلوی چشمانش با موتور تک چرخ بزند. ضعف دیگر فیلم محدودیت بیش از اندازه در خلق عوامل وحشت و هیجان است، چند موتور سوار بی خاصیت که در همه صحنه‌های اکشن هستند و فقط برای زمین خوردن طراحی شده‌‌اند. به علاوه اینکه هیچوقت اسب آبی و کرگدن حیوانات مناسبی برای ایجاد ترس و وحشت نیستند.

اما با همه اینها میتوان جومانجی به جنگل خوش آمدید را فیلمی سرگرم کننده و مفرح دانست که همه چیز را در سطح متوسط به بیننده ارائه می کند. سرگرمی، هیجان، کمدی، فانتزی و اکشن همه و همه در حد متوسط ارائه میشوند.

شخصیت آلن پریش که رابین ویلیامز در فیلم جومانجی خلق کرد برای همیشه در ذهن دوستداران سینما باقی می ماند

دوم : اگر بر طبق نگاه دوم این فیلم را ادامه‌ای بر جومانجی 1995 بدانیم و در مقام مقایسه این دو فیلم برآیم همه چیز تبدیل به یک افتضاح بزگ می شود.

فیلم جدید با همه این غولهای بازیگری حتی نصف فیلم اول با حضور رابین ویلیامز افسانه‌ای خنده‌دار نیست هنوز که هنوز است بعد از گذشت 23 سال صحنه میمونهای موتور سوار خنده‌دار است . در آنجا شخصیت منفی اصلی خود بازی جومانجی بود که هر لحظه و با هربار تاس انداختن شخصیتهای‌فیلم ما را غافلگیر می کرد، هیجان نفسگیری که بر فیلم حاکم بود بعلاوه کمدی موقعیتی که ناشی از هرج و مرج به وجود آمده در شهر بود بهمراه بازی فوق العاده رابین ویلیامز فقید شاهکاری جذاب را خلق کرد که سالهاست در یاد و خاطره سینما دوستان مانده است. جومانجی در آن سالها از تلوزیون کشور خودمان هم پخش شد و آنچنان به مذاق مردم خوش آمد که تا چندین سال انتخاب اول مدیران تلوزیون برای فیلم سینمایی روزهای تعطیل بود. وقتی فیلم جدید را با آن مقایسه می کنیم نتیجه‌اش جز شکستی بزرگ برای به جنگل خوش آمدید چیز دیگری نیست. حتی کریستین دانست نوجوان در آن فیلم یک شخصیت ماندگار خلق کرد ولی در فیلم جدید کاراکترها به حدی توخالی هستند که به محض تمام شدن فیلم، خودشان و حرفهایشان از خاطرمان می روند. موضوع وقتی جالب تر می شود که جلوه‌های ویژه آن فیلم را که 23 سال پیش ساخته شده است با فیلم جدید مقایسه می کنیم و متوجه می‌شویم که از این حیث هم آن فیلم چقدر از زمان خودش جلوتر بوده است. کافیست شیر و سایر حیوانات فیلم قدیمی را با جگوارها و حیوانات فیلم جدی مقایسه کنید، خیلی راحت می پذیرید که فیلم جدید پیشرفت چندانی نسبت به محصول سال 1995 نداشته است. شاید تنها ضعف جومانجی 1995 در مقوله جلوه‌های ویژه گیاهان گوشتخوار بودند که چندان طبیعی به نمایش در نیامده بوند

متاسفانه فیلم jumanji 2017 تکلیفش با مخاطب هدف مشخص نیست. این فیلم رده سنی pg-13 گرفته است اما نه آنقدر هوشمندانه و خنده‌دار و هیجان انگیز است که آن را فیلمی بزرگسالانه به حساب بیاورم و نه عاری از خشونت و دیالوگهای نامناسب است که آن را فیلمی کودکانه به شمار آوریم .

تمرکز جومانجی 1995 بر روی حیوانات بسیار هوشمندانه بود چرا که دست سازندگان فیلم را برای ساخت صحنه‌های مهیج و جذاب و حتی خنده‌دار باز گذاشت چیزی که در فیلم جدید متاسفانه تبدیل به یک نقطه ضعف شد.

اشاره به نام آلن پریش در فیلم  جومانجی : به جنگل خوش آمدید. به عنوان کسی که همه اینجا را ساخته است ، ادای دینی به  رابین ویلیامز فقید بود

سازندگان فیلم جومانجی 2017 احتمالا برای ادای دین به فیلم قدیمی و شخصیت آلن پریش( رابین ویلیامز) در جایی از فیلم  از او نام می برند  و از او به عنوان کسی که قبل از آلکس اینجا بوده است و آن خانه و جا و مکان را ساخته است یاد می کنند اما سوال اینجاست که چطور در فیلم اصلی وقتی آلن پریش کوچک به داخل بازی رفت زمان دقیقا مثل دنیای واقعی برای او گذشت و بعد از 26 سال در هیبت آلن جوان برگشت ولی در فیلم جدید آلکس وریک در حالیکه 20 سال داخل بازی گیر افتاده بود حس می کرد فقط چند ماه است که آنجاست؟ مگر هر دوی این افراد در یک مکان نبوده‌اند؟ به نظرم سازندگان فیلم برای اینکه یک کشش عاطفی بین کاراکتر بتانی و آلکس ایجاد کنند دچار چنین اشتباه بزرگی شده بودند . به هر حال حتی در فیلمهای علمی و تخیلی رعایت منطق قصه لازم است. در مجموع فیلم جومانجی به جنگل خوش آمدید اگر وامدار جومانجی قدیمی نمی شد و صرفا تحت عنوان به جنگل خوش آمدید به نمایش در می‌‌آمد جا انتقاد بسیار کمتری داشت و مثل هزاران فیلم پاپ کورنی دیگر که برای نمایش در کریسمس ساخته می شوند کار خودش را می کرد و می رفت ولی احتمالا 550 میلیون دلار فروش نمی کرد.

کارگردان : Jake Kasdan

فیلمنامه : Chris McKenna ، Erik Sommers

بازیگران :

Dwayne Johnson...Spencer ، Kevin Hart...Fridge ، Jack Black...Bethany ، Karen Gillan...Martha

ژانر : فانتزی، اکشن، کمدی

رده سنی :  PG-13 ( مناسب برای افراد بالای 13 سال)

زمان : 119 دقیقه

ترجمه  itrans.ir

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.