پیش نمایش

فرهنگ و هنر، از دور و نزدیک

در زمانه ای که روز به روز همه از هم دورتر می شویم و جنگ و خشونت بیداد می کند، یک هنرمند که از خانه و کاشانه خود به دور افتاده و در غربت زندگی می گذراند با مسئله هویت خود چگونه کنار می آید؟ و هنری که هنرمند به آفرینش آن دست می زند چگونه خواهد توانست فرهنگهای مختلف را به هم نزدیک تر کند و آنهارا به هم بشناساند؟

مدتی پیش نشستی میان هنرمند مختلف دنیا برگزار شد که امید معماریان روزنامه نگار ایرانی و علاقه مند به هنر نیز در این نشست حضور داشت و با توجه به صحبتهایی که در این نشست مطرح شد، اینها دغدغه های این جوان ایرانی بود که با سایر هنرمندانی که از چین و سایر نقاط دنیا در این نشست حضور به هم رسانده بودند درمیان گذاشت. بنا به عقیده او هنر وسیله ای برای ایجاد یک پل ارتباطی میان فرهنگهای متفاوت به دور از هرگونه تعصبی است.

از تهران تا منهتن، عکاسی از مدلهای لباس

نوامبر سال 2016 بود که امید معماریان با کوروش ستوده که در امریکا به حرفه عکاسی از مدلهای لباس مشغول است، در نیویورک آشنا شد و با او از علاقه اش به این حرفه از زمانی که از ایران بیرون آمده است گفت. سال 2009 بود که امید معماریان وطن را به مقصد امریکا ترک کرد.

کوروش ستوده به امید در یک استودیوی عکاسی در منهتن گفت: «موضوع عکسهایی که من می گیرم غالبا مردم هستند و خروجم از ایران طبیعی بود. چراکه باید جایی می آمدم که مردم در طرز لباس پوشیدن و رفتار اجتماعی کمی آزادی عمل بیشتری داشته باشند تا تفاوتهای میان آنها بیشتر آشکار شود و هرکدام به موضوعی بخصوص برای تحقیق بدل شوند.» کوروش ستوده برای دنبال کردن حرفه عکاسی از ایران مهاجرت کرد و با توجه به کارش کمی محدودیت داشت و این مهمترین دلیل مهاجرتش بوده است.

طراح ایرانی-آمریکایی در نیویورک از مدلهای لباسی که طراحی می کند برای اثرگذاری روی اجتماع استفاده می کند

آزین والی، طراح ایرانی-آمریکا در ابتدا کار معماری انجام می داد و سپس از علاقه اش به طراحی لباس آگاهی پیدا کرد در سال  2012 موفق به ثبت برندی به نام خود شد. در گفتگویی که با او داشتیم از اهداف و طرز فکرش در برخورد با زندگی سوال شد که او در پاسخ این سوالات گفت: « من تحقیقات زیادی در مورد مردم شهرهای مختلف و فرهنگهای متفاوت آنها انجام داده ام و در طرح کلی که در ذهنم از پوشش مردم یک منطقه به دست آوردم کمی تغییرات ایجاد کردم و در نهایت توانستم چیزی جدید طرح بریزم که متعلق به هنر خودم باشد. این تحقیقات و علاقه ای که به آن داشتم دنیای جدیدی را در برابر من قرار داد.»

حالا برند آزین الهام بخش کسانی شده که می خواهند پوشش نوین و کاملا معمولی در جامعه داشته باشند و در عین حال به سلایق مختلف نیز احترام بگذارند. آنها از این طراحی های جدید به عنوان ایجاد یک پل ارتباطی و شناساندن فرهنگ متعلق به خود به دیگران استفاده می کنند.

مهرداد نراقی، عکاس ایرانی: «روشهایی که برای اتباط با دیگران به کار می آیند، بی پایان اند.»

مهرداد نراقی با عکسهایی که از طبیعت می گیرد شناخته می شود و آثار هنری زیبایی از خود به جای گذاشته است. عکسهای او رویاگونه هستند و انسان را به جایی بسیار دور درخیالات خود می برد. اگر بخواهیم کار اورا با هنرمند دیگری مقایسه کنیم بهترین گزینه گابریل گارسیا مارکز است که در شیوه نوشتن خود از سبک رئالیسم جادویی بهره می برد و این حالت رویاگونه که از آن سخن گفتیم یعنی همین. در گفتگویی که با مهرداد شده عنوان کرده: «رویا و خیال، تنها چیزی است که برای انسان محدودیتی ندارد و بوسیله آن می توان به هرکجا و هر زمانی که دلمان می خواهد سفر کنیم. همانگونه که شما نمی توانید از قیافه من تشخیص دهید ایرانی هستم، با نگاه به کردن به عکسهای من هم نخواهید توانست از حقیقت یا هدفی که من از گرفتن آن عکس داشته ام آگاهی پیدا کنید. ما در زمانه ای زندگی می کنیم که دیگر تقریبا همه شبیه به هم شده ایم و از نظر ظاهری با یکدیگر تفاوت آنچنانی نداریم. این تفاوت در کارها و آثاری که ما از خود به جای می گذاریم مشهود خواهد بود. البته برای پی بردن به معنایی که در هر اثری نهفته است باید ریزبین و نکته بین بود تا بتوان از لایه های ظاهری اثر عبور کرده به معنا و مفهومی که احتمالا پشت آن است پی ببریم. این حقایق و معانی از تجربه تاریخی، وضعیت سیاسی و جغرافیایی و خاطرات جمعی هر ملتی سرچشمه می گیرند.»

پیوند زدن تار و پود خاطرات با آنچه که فراموش شده با هاوی قهرمان

هاوی تنها یازده سال داشت که به همراه خانواده اش از کشور جنگ زده عراق گریختند. در آن زمان تنها دارایی آنها یک چمدان بود. مادرش آن زمان یک بادبزن دستی که مخصوص کشور عراق است و از به هم تنیدن ساقه برگهای درخت نخل درست می شود، را باخود همراه داشت. این بادبزن با قهرمان از خاورمیانه به اروپا آمد و همیشه آن را نگاه داشته است. حالا برای دکوراسیون منزلش در سوئد از این بادبزن استفاده می کند. دسامبر 2017 قهرمان نمایشگاهی از آثار خود در منهتن امریکا برگزار کرده بود و در آنجا به کسانی که این بادبزن را می دیدند گفت: «این بادبزن برای من بسیار ارزشمند است و مرا به روزگار گذشته می برد. به زمانی که مجبور شدیم کوچ کنیم و وطن خود را به خاطر جنگ ترک کنیم. به یاد زندگی ای می افتم که دیگر وجود خارجی ندارد، ولی در ذهنم جاری است.»

اگر بخواهیم آثار قهرمان را توصیف کنیم، می توان گفت که  در این آثار ترکیب هنرمندانه ای از مشکلات هویتی، گرفتاری های شخصی و وجدان انسانی به خوبی مشهود است. تجریباتی که از این مهاجرت به دست آورده در ترکیب با آنچه از روزگار گذشته اش در عراق به یاد دارد، موجب خلق آثاری بی نظیر می شود که امضای آنها متعلق به قهرمان است. قهرمان از زمانی که اولین کارهای خودرا انجام می داده تا هم اکنون پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده است. با نگاهی به آثارش در آخرین نمایشگاهی که داشته می توان به این نکته پی برد.

خوشنویسی ایرانی در ترکیب با کتابهای کامیک و فرهنگ پاپ غربی

جیسون نوشین، هنرمند ایرانی-بریتانیایی با بررسی موشکافانه دو فرهنگی که هویت اورا تشکیل می دهند، آثار هنری جدیدی خلق می کند. نوشین تنها سیزده سال داشت که ایران را ترک کرد، اما هنر ایرانی کاملا در آثارش مشهود است و هویت ایرانی خودرا با تجربه فرهنگ اروپایی از دست نداده است. طی گفتگویی که در یکی از نمایشگاه های نوشین با او شده، گفته: «هنر از پوچی به وجود نخواهد آمد. باید منبعی در وجود خود برای آن پیدا کنید. با کمی اغراق می توانم بگویم که خاطرات مورد علاقه ام آنهایی است که از زمان نوجوانی خود در تهران دارم. آن موقع هنوز انقلاب نشده بود. من هم مثل همه هم سن و سالان ام به خواندن کتابهای کامیک و دوچرخه سواری و گل کوچیک در خیابانها علاقه داشتم. این کتابهای کامیکی که اکنون از آنها در کارهای هنری ام بهره می گیرم مرا به زمانی می برد که تنها در ذهنم جاری است و این احساس را دوست دارم.»

تقابل و تضاد در آثار هنرمند چینی- آمریکایی

ژیاؤزه ژیه هنرمند جینی- آمریکایی در آخرین نمایشگاهی که از آثار خود برگزارکرده به بررسی تقابل و تضادی که در دنیای امروز و در خیابانها جاری است پرداخته؛ خشونت، برخورد پلیس، پناه جویان، جنگ و مسائلی این چنینی ذهن این هنرمند چینی را به خود مشغول کرده و در اکثر آثارش رد این مسائل مشهود است. او با نقاشی کشیدن کتاب و روزنامه به اینکار دست می زند. در گفتگویی که با او شده، عنوان کرد: «من همیشه به مفهوم زمان و خاطرات علاقه مند  بوده ام و همیشه به این فکر می کردم که این خاطرات چگونه در غالب ورقهای کاغذ باقی می مانند. بنابراین به این نتیجه رسیدم که کتاب و روزنامه هستند که این کار ثبت خاطرات را انجام می دهند. خاطره مفهومی انتزاعی و غیرقابل لمس است، اما زمانی که در غالب کلمات و جملات روی کاغذ می آید، تبدیل به منابعی می شود که می توان آن را ثبت کرد. اینکه چگونه این افکار به ذهنم آمد به سالها پیش بر می گردد، اوایل دهه نود میلادی بود که وارد آمریکا شدم. تنها بودم و به کتابخانه می رفتم. میان راهروهای بزرگ و قفسه های کتاب قدم می زدم به کتابها نگاه می کردم. به این کتابهای ساکت و خاموش. با خود فکر می کردم که محتوای این کتابها چیست؟ فهمیدم با نگاه کردن به جلد کتاب چیزی دستگیرم نمی شود و باید اطلاعاتش را بیشتر بررسی کنم. دقیقا مثل یک تابوت است. خاطرات کسی را که از دنیا رفته در غالب یک تابوت حفظ می کند. برایم بسیار جالب توجه بود.»

 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.