علت اصلی مرگ بروس لی

روز مرگ ستاره بزرگ هالیوود و استاد بی نظیر هنرهای رزمی دقیقاً چه اتفاقی روی داد؟ متیو "متیوپولی"، در خصوص این اتفاق ناخوشایند که در سال 1973 افتاد و بسیاری را متعجب و غمگین کرد، نظر تازه ای دارد که جالب توجه است.  متیو "متیوپولی"، یک روزنامه نگار مطرح است و علاقه به خصوصی به زندگی بروس لی و مرگ غیر منتظره اش نشان داد. چهل و پنج سال پس از مرگ بروس لی، متیو تحقیقات جامعی انجام داد و در نهایت یک زندگی نامه کامل از زندگی بروس لی در روزنامه منتشر کرد که مورد استقبال بسیاری قرار گرفت. نام این زندگی نامه این بود: «بروس لی: یک زندگی».

برای این که "متیوپولی" قادر به نوشتن این زندگی نامه باشد و به اندازه کافی اطلاعات در خصوص بروس لی داشته باشد، سفرهای مختلفی انجام داد و با نزدیک به صد نفر که با بروس لی در ارتباط بودند، در خصوص او صحبت کرد و بدین وسیله توانست اطلاعات بسیار جالب توجهی در خصوص لی به دست آورد. اطلاعاتی که در آن زمان کمتر کسی از آن ها آگاهی داشت و سبب شد اسم متیو بر سر زبان ها بیفتد. متیو با دوستان، خانواده و همکاران بروس لی مصاحبه کرد و لیندا لی کَدوِل، همسر بروس لی، و شانون لی، دختر او از مهمترین کسانی بودند که بروس با آن ها مصاحبه کرد.

در حقیقت روزنامه های آن زمان و نیز در سایر منابع اطلاع رسانی مختلف، علت اصلی مرگ بروس لی، ورم مغزی (تجمع آب در فضای داخل سلولی یا خارج سلولی علت اصلی این ورم است) عنوان شد و از آن زمان تاکنون تئوری اصلی ای که در خصوص مرگ بروس مطرح بوده همین است. اطلاعات دیگری البته در این خصوص مطرح شده بود و این گونه به نظر می رسید که حساسیت بروس لی به برخی مواد تشکیل دهنده یک قرص آسپیرین قوی به نام Eguagesic که در آن زمان مصرف کرده بود، علت اصلی مرگ او بود. حال، "متیوپولی" بر این باور است که این مسئله علت اصلی مرگ بروس لی، ستاره بی چون و چرای دنیای کونگ فو، نبوده و در حقیقت آن چه که باعث مرگش شده بود، گرما زدگی شدید بود. "متیوپولی" در خصوص این نظریه جدید خود مصاحبه ای با شبکه فاکس نیوز انجام داد و در این خصوص عنوان کرد: «برای این که ایده دقیق تری از علت اصلی مرگ بروس لی داشته باشیم، باید تمامی عوامل را به دقت زیر نظر قرار دهیم و همه چیز را بررسی کنیم. ده هفته پیش از این که این اتفاق ناخوشایند برای بروس بیفتد، یک گرمازدگی شدید به سراغش آمد که نزدیک بود به قیمت جانش به پایان برسد. دهم ماه می 1973 بود که بروس برای یک برنامه به خصوص که آن زمان قرار بود انجام دهند وارد یک اتاق دوبله و ضبط صدا شد.

او در حالی به این مکان می رفت که هوای آن روز ها به شدت گرم شده بود. پس از وارد شدن به اتاق نیز، مسئولان ضبط صدا، برای این که از ضبط صدا های اضافی و نا مربوط جلوگیری کنند، دستگاه تصفیه هوا را خاموش می کنند. این ها باعث شد که بروس در هنگام کار، به شدت احساس گرما کند؛ تا حدی که سرگیجه پیدا کرد. بروس برای این که هوایی عوض کند و حالش بهتر شود، پس از مدتی از اتاق ضبط صدا خارج شد و به قدری حالش بد بود که ناخود آگاه به روی زمین افتاد. البته این اتفاق پایان قصه آن روز بروس نبود و او بلند شد تا به کار خود ادامه دهد، اما درست در زمانی که دوباره وارد آن اتاق شد، به واسطه قرار گرفتن در معرض دمای بالای اتاق، دوباره به روی زمین افتاد و این بار بدنش به شدت شروع به لرزیدن کرد. این لرزه ها تا حدی ادامه پیدا کرد و مجبور شدند بروس را به بیمارستان منتقل کنند. پس از بررسی هایی که روی بروس انجام گرفت، پزشکان برای نخستین بار به این مشکوک شدند که شاید مغز بروس، دچار ورم شده باشد (به واسطه لرزه های شدیدی که به خاطر گرما تجربه کرده بود). بنابر اطلاعاتی که به دست آورده ام، این نخستین باری بود که سلامتی بروس به طور جدی تهدید شد و مجبور شدند او را به خاطر گرمازدگی شدید به  بیمارستان منتقل کنند.».

لیندا لی کَدوِل، همسر بروس در هنگام حیاتش، سال 1998 در مصاحبه ای با لس آنجلس تایمز عنوان کرده بود که علت اصلی مرگ بروس توسط پزشکی قانونی حساسیت بیش از اندازه او به برخی مواد تشکیل دهنده همان قرص آسپیرینی بود که مصرف کرده بود (Equagesic). با این وجود "متیوپولی" بنا به اطلاعاتی که از آخرین روزهای بروس به دست آورده بر این باور است که دمای بالای هوای آن روز های هنگ کنگ، باعث شده بوده است که بروس علائمی را نشان دهد که آن روز در استودیوی ضبط و دوبلاژ صدا دچارش شده و به خاطر آن به بیمارستان منتقل شده بود. "متیوپولی" در این خصوص عنوان کرد: «در روزهای پس از مرگ بروس شایعات زیادی در خصوص علت مرگش روی زبان ها افتاده بود و بسیاری در خصوص آن صحبت می کردند؛ برخی می گفتند که در غذای بروس سم ریخته اند، برخی می گفتند که نینجا ها او را به قتل رسانده اند و داستان های بسیاری برای مرگ غیر منتظره وی سر هم کرده بودند.

البته بنا به شواهدی که وجود دارد، هیچ اتفاق این چنینی ای نیفتاده بود که نیازی به مخفی کردن آن باشد. من بر این باور هستم که علت اصلی مرگ بروس، گرمازدگی شدید بوده است... این اتفاق در میان جوانانی که فعالیت بدنی زیادی دارند و تمرینات ورزشی زیادی را در طول روز پشت سر می گذارند، بسیار شایع است.».

"متیوپولی" بر اساس صحبت هایی که با نزدیکان بروس انجام داده و اطلاعاتی که به دست آورده است، در ادامه صحبت های خود عنوان کرد که تنها چند ماه پیش از آن حادثه گرمازدگی نخستین در استودیوی ضبط صدا، بروس یک عمل جراحی انجام داده و غده های تعریق زیر بغل خود را درآورده بوده است. او در این خصوص عنوان کرد: «این عمل جراحی برای این منظور انجام شد که بروس احساس می کرد روی صحنه آن گونه که باید باشد، نمی تواند به نظر برسد و در زمان فیلم برداری و برای یک بازیگر، مهمترین مسئله این است که چگونه به نظر می رسد. این عمل جراحی در نهایت سبب شد که بروس کمتر بتواند همانند انسان های عادی با عرق کردن حرارت بیش از اندازه بدنش را کم کرده و دمای عادی بدن را تجربه کند.».

اما تنها این مرگ غیر منتظره بروس لی نبود که باعث شد طی سالیان پس از مرگش، شایعات زیادی در خصوص علت این حادثه روی زبان ها بیفتد. در حقیقت بروس، آخرین روز خود را در آپارتمان بازیگر زنی به نام بتی تینگ پی بود. بتی تینگ کسی بود که بنا به اطلاعات به دست آمده، برای آخرین بار بروس را زنده ملاقات کرد. بنا به همین اطلاعات، در آن روز، بروس از سردرد شدیدی رنج می برده است و از بتی تینگ درخواست قرصی برای تسکین سردردش می کند و بتی نیز همین قرص Equagesic را در اختیار بروس می گذارد که به گزارش پزشکی قانونی سبب مرگش می شود.

"متیوپولی" با بتی تینگ پی که اکنون در هفتاد و یکمین سال زندگی خود به سر می برد نیز مصاحبه کرد و بنا به صحبت های او، بتی تنها زنی نبود که بروس لی با او رابطه داشته باشد، با این وجود، بروس بسیار به او علاقه مند شده و رابطه اش با او را بسیار جدی تر از سایر رابطه هایش می دانست. "متیوپولی" در این خصوص عنوان کرد: «رابطه بروس با بتی تینگ، طولانی شده بود و تا آن زمان سابقه نداشت که بروس با کسی برای این مدت طولانی بماند.

به مرور زمان بروس کمتر در رابطه اش با بتی احتیاط به خرج می داد؛ این دو با هم بیرون می رفتند و بروس با این که دیگران این دو را با هم ببینند مشکلی نداشت. به نظر من مرگ بروس زندگی بتی تینگ را به شدت تحت تأثیر قرار داد و رابطه عمیقی میان این دو شکل گرفته بود. به نظر می رسد که این حادثه ناگوار ضربه روحی سهمگینی بر بتی وارد آورد و هنوز که هنوزه، بعد از گذر این همه سال، بتی هنوز به آن فکر می کند و جایی در قلبش برای بروس هست. من از دیدن این که چقدر بتی به بروس علاقه داشته است واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم. او  بدون هیچ گونه تعارفی عنوان کرد که بروس عشق واقعی او در تمام طول زندگی اش بوده است. برای من بسیار جالب بود که با زنی صحبت کنم که آن همه سال از عشقش گذشته و هنوز نتوانسته است آن را فراموش کند.».

کَدوِل (همسر بروس در زمان حیاتش) پاسخی در این خصوص به "متیوپولی" نداده است، با این وجود، کَدوِل هفتاد و سه ساله، خاطرات خود را در اختیار عموم قرار گذاشته است و بنا به آن چه در این خاطرات عنوان کرده است، به این خاطر که بروس در آخرین روز زندگی اش نزد بتی بوده است، احتمال این که به کَدوِل وفادار نبوده باشد، وجود داشته است. با تمام این تفاسیر چنین به نظر می رسد که رابطه بروس با  بتی تینگ، تنها رابطه عاشقانه ای نبوده است که بروس در زمان حیاتش تجربه کرده است و بنا به آن چه "متیوپولی" عنوان می کند، بروس با شارون فرل نیز رابطه داشته است. شارون بازیگر زنی است که در سال 1969 به همراه بروس لی در فیلم «مارلو (Marlowe)» نقش آفرینی کرد. این رابطه به گونه ای شد که بروس بدل به رقیبی برای استیو مک کوئین شد. "متیوپولی" در این خصوص عنوان کرد: «من با شارون صحبت کردم و او به من گفت که با بروس وارد رابطه شده و برای مدتی به یکدیگر علاقه مند شده بودند. اما بروس به شدت به همسرش احساس وفاداری می کرد و به هیچ عنوان نمی خواست او را ترک کند. به همین خاطر بود که در نهایت شارون این رابطه را به پایان رساند. شارون پس از آن در فیلمی با نام «The Reivers» دوشادوش استیو مک کوئین بازی کرد و پس از آشنایی با او، این دو به یکدیگر علاقه مند شدند. پس از مدتی دوباره بروس به روی صحنه فیلم برداری این فیلم جدید شارون آمد و این دو بار دیگر با یکدیگر صحبت کردند. شارون در آن دیدار به بروس گفت که دیگر قادر به ادامه دادن این رابطه نیست، چرا که در حال حاضر با استیو مک کوئین آشنا شده است و بروس به خاطر این صحبت شارون کمی ناراحت می شود و به او می گوید که متوجه است که استیو ستاره بسیار بزرگی است، اما اگر کمی منتظر بماند، بروس هم به همان اندازه بزرگ خواهد شد.».

بنا به گفته های شارون، آن چیزی که بیش از همه او را شیفته بروس لی کرده بود، قدرت و کنترل فوق العاده و عجیب بروس از لحاظ جسمانی اش بوده است و مشاهده این که چگونه بروس تنها به خوردن گوشت خام اکتفا می کند و این رژیم غذایی عجیب بروس، شارون را بیش از مسائل دیگر مجذوب او می کند. "متیوپولی" عنوان می کند که شارون نیز علاقه بسیار زیادی به بروس پیدا کرده بوده است و شارون نیز بروس را عشق واقعی زندگی خود نامیده است. اما جالب است بدانید که بروس یک رابطه دیگر هم داشت که کمی متفاوت از دو رابطه قبلی است و این رازی بود که استیو مک کوئین برای "متیوپولی" از آن پرده برداشت. "متیوپولی" در این خصوص عنوان کرد: «او به تازگی با ماری جوانا آشنا شده بود و از استعمال آن بسیار لذت می برد. در حقیقت این استیو مک کوئین بود که بروس را با این ماده مخدر آشنا کرد و بروس نیز از استعمال آن بسیار لذت می برد. من با برخی از دوستان نزدیک بروس صحبت کردم و آن ها به من گفتند که بروس به گونه ای شده بود که آرام و قرار نداشت و تمرینات زیاد باعث شده بود انرژی بیش از اندازه ای در او شکل بگیرد و همیشه در حال جست و خیز کردن بود. تنها زمانی که ماری جوانا مصرف می کرد کمی آرام می گرفت و اوضاعش بهتر می شد. به همین خاطر من فکر می کنم مصرف ماری جوانا برایش حکم یک دارو را داشت که حالت روحی اش را متعادل می کرد.».

پیش از آن که روزهای آخر زندگی بروس لی فرا برسد و زمانی که بروس در حال لذت بردن از شغلی بود که زندگی خود را وقف آن کرده و با تمام وجود برای آن زحمت کشیده بود، یک حادثه بسیار غم انگیز برای او رخ داد. جی سبرینگ، یک آرایشگر حرفه ای و شناخته شده بود که دوستی نزدیکی با بروس داشت و در سال 1969 به طرز بسیار خشونت باری توسط افراد خانواده ای با نام منسون به قتل رسید. "متیوپولی" در این خصوص عنوان کرد: «این حادثه تأثیر بسیار بدی روی بروس گذاشت. همانگونه که می دانید، جی سبرینگ و شارون تیت دو نفر از کسانی بودند که توسط افراد خانواده منسون به قتل رسیدند. محل زندگی شارون تنها چند بلوک با جایی که بروس و خانواده اش زندگی می کردند فاصله داشت. بروس با دیدن این حادثه بسیار وحشت زده شده بود و برای مدتی حتی بیش از اندازه احتیاط می کرد... بسیاری در آن زمان فکر می کردند بروس دچار پارانویا (احساس کردن این که دیگران قصد آسیب رساندن به شما را دارند) شده است. به نظر من این واقعه تأثیر روانی بدی روی بروس گذاشت که تا آخر عمرش با او ماند... فکر می کنم این حالات روحی و روانی به این خاطر در او پدید آمده بود که مشاهده کرد اگر یک فرد مشهور در معرض توجهات قرار بگیرد، چه سرنوشت شومی می تواند انتظارش را بکشد.».

رومن پولانسکی که به عنوان کارگردان فیلم های سینمایی شناخته می شود در این حوادث همسر خود را که در آن زمان باردار بود از دست داد و برای مدتی نزد بروس لی کنگ فو آموزش می دید و اتفاقی افتاد که باعث شد فکر کند، بروس، شخصی است که نقشه این مرگ های غم انگیز را طراحی کرده است. "متیوپولی" در این خصوص گفت: «در صحنه جرم، نیروهای پلیس یک عینک پیدا کردند و به نظرشان این عینک به قاتل تعلق داشت. چند ماهی گذشت و پلیس نتوانست صاحب عینک را پیدا کند. رومن که بسیار افسرده و ناراحت بود، خیلی دوست داشت صاحب این عینک را پیدا کند... روزی در حال تمرین کردن با بروس بود و ناگهان بروس عنوان کرد که عینکش گم شده و به یک عینک جدید احتیاج دارد. رومن برای لحظه ای بسیار شگفت زده شد و پس از آن به بروس گفت که پس از تمرینشان به عینک فروشی خواهند رفت و رومن برای او یک عینک به عنوان هدیه خواهد خرید. خوشبختانه زمانی که بروس مشخصات چشم خود را داد، رومن متوجه شد عینکی که در صحنه جرم پیدا شده به بروس تعلق ندارد و نفس راحتی کشید.».

"متیوپولی" کتابی نیز در خصوص بروس لی نوشته است و جزئیات بیشتری در خصوص زندگی بروس می توان در آن کتاب یافت و خود "متیوپولی" امیدوار است که بتواند اطلاعات بیشتری در خصوص این اسطوره دنیای سینما و فنون رزمی در اختیار علاقه مندان قرار دهد. مصاحبه ای هم در آخرین روزهای زندگی بروس با او شده بود و از او در خصوص رفتار بدش در هالیوود سؤال شد. بروس در پاسخ گفت: «من ادعای زهد و پاکی ندارم، اما به بدی دیگر مردانی که در هالیوود هستند، نیستم.».ترجمه  itrans.ir

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.