پیش نمایش

اعتماد به نفس بیش از حد

هوش عملی به کارافرینان کمک می کند که تصمیمهای سریعتر و دقیقتری بگیرند زیرا آن شامل دانش در مورد ایده ها، فرایندها و مسیرهای عملیاتی است که ثابت شده موفقیت آمیز هستند.علاوه بر این، هوش عملیاتی مهارت و دانش را برای اقدامات سریع جلوتر از رقبا برای بهره برداری از فرصتهای غیرمنتظره یا اتخاذ فناوری و تکنولوژی های جدید فراهم می کند. آن همچنین به کارافرینان کمک می کند که به طور مداوم اقداماتی را برای بهبود کسب و کار برحسب فرایندها و محصولات/نوآوریهای خدماتی انجام دهند. هوش عملیاتی ازمایشهای مکرر، تست و اصلاح مفهوم کسب و کار به سمت بهبود مستمر را ترویج می دهد(Baum & Bird 2010, Baum et al. 2011). هوش عملیاتی در نتیجه یک شاخص مهم از اقدامات سریع و انعطاف پذیر برای پاسخ به تغییرات بازار و کسب نرخ رشد سرمایه گذاری بیشتر است. در حمایت از این استدلال ،تحقیقات نشان می دهد که هوش هم اثرات مستقیم بر رشد سرمایه گذاری ها جدید دارد و هم فعالیتهای متعدد بهبود و عملکرد سریع را پیش بینی می کند(Baum & Bird 2010, Baum et al. 2011).
تعصب شناختی اعتماد به نفس بیش از حد/خوشبینی بیش از حد
چندتن از پژوهشگران استدلال کرده اند که تعصبات شناختی عاملی هستند که بین کارافرینان و غیرکارافرینان یا مدیران تمایز ایجاد میکنند(Baron
2004, Busenitz&Barney 1997).تعصبات شناختی مکانیسمهای شناختی هستند که به مردم در تصمیم گیری های سریع کمک می کنند(Busenitz & Barney 1997).تعصبات شناختی عملکرد مثبتی دارند، از آنجا که به کارافرینان در تصمیم گیری بدون تحمل فشار زیاد بر روی زمان و منابع شناختیشان کمک می کنند در نتیجه به رغم نیازهای شناختی باا در موقعیتهای پیچیده همچنان عملی باقی می مانند.با این وجود، تعصبات شناختی ممکن است منجر به خطا شوند زیرا مردم تصمیمات کمتر عقلانی می گیرند و اطلاعات موجودشان کم است(Simon & Houghton 2002).در کارافرینی، تعصب شناختی اعتماد بیش از حد/خوشبینی بیش از حد توجه زیادی را به خود جلب کرده است.اعتماد به نفس کاذب به ارزیابی بیش از حد کارافرینان از تواناییهایشان اشاره دارد، به ویژه با توجه به پیش بینهای دقیقشان، داشتن تواناییهای بالاترشان نسبت به دیگران، و میزان موفقیت(Koellinger et al. 2007). خوشبینی بیش از حد(یا تعصب خوش بینانه) یک ساختار مشابه دارد و اشاره دارد به تمایل کارافرینان به انتظار نتایج مثبت و یا درک شانس بالاتری از موفقیت(Baron et al. 2012,Cooper et al. 1988).
جنبه ی جالی خوش بینی بیش از حد /اعتماد به نفس کاذب نقش بحث برانگیز آن در فرایند کارافرینی است.از یک طرف، محققان اشاره کرده اند که اعتماد به نفس کاذب/خوشبینی بیش از حد برای شروع کارافرینان با توجه به عدم قطعیتهایی که کارافرینان با آنها روبرو هستند ضروری است(Cassar
2010, Simon & Shrader 2012).از سوی دیگر،محققان استدلال کرده اند که اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد اثرات زیانباری دارد زیرا کارافرینان اشتباهات استراتژیکی انجام می دهند که وظایف بسیاری به عهده می گیرند ، در نتیجه منجر به over extension می شود(Hmieleski & Baron 2009).هر دو دیدگاه دارای پایه های نظری هستند. Van Eerde & Thierry 1996.بر این اساس، ممکن است که اعتماد به نفس کاذب/خوشبینی بیش از حد انگیزه کارافرینن برای شروع عمل و اصرار بر ادامه حتی در حضور نرخ بالای شکست و بازده مورد انتظار کم را افزایش دهد(Cassar 2010, Simon&Shrader
2012). علاوه بر این،کارافرینان با بسیاری موانع در فرایند کارافرینی روبرو هستند، و اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد انعطاف گذیری عاطفی و شناختی آنها را افزایش دهد تا بتوانند با چالشها کنار بیایند(Hayward et al. 2010, Hmieleski & Baron 2009).در مقابل، نظریه چشم انداز،نشان می دهد که تعصبات شناختی ممکن است منجر به تصمیمات ناقص و عملکردی کمتر از حد مطلوب شوند. در حوزه ی کارافرینی، محققان استدلال کرده اند که تعصب شناختی اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد می تواند درک کارافرینان از خطر ریسک مرتبط با یک استراتژی را کاهش دهد، به طوری که آنها اهداف غیرواقعی را تعیین کنند، تصمیمهای نامطلوبی بگیرند، یا اطلاعات مبهم را به عنوان تصمیهای امیدوارانه در نظر بگیرند. Hmieleski & Baron
2008, Simon&Houghton 2002).این ممکن است منجر به ورود بیش از حد به بازارهای جدید، سرمایه گذاری بیش از حد و تشدید تعهد به پروژه های جدید شود(پرتاب پول خوب بعد از بد)، یا عدم حفظ منافع شود.(هاوارد و همکاران،2010).علاوه بر این، اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد می تواند موجب شود کارافرینان در پیش بینی هایشان عکس العمل رقبا را دست کم بگیرند یا تقاضا برای محصولات و خدمات را بیش از حد تخمین بزنند(Simon & Houghton 2002).
شواهد تجربی نشان دهنده ی اختلافات نظری در مورد اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد است.چندین مطالعه نشان می دهند که کارافراینان سطح بالایی از اعتمادبه نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد دارند که در آن احتمال موفقیت سرمایه گذاری را بیش از حد تخمین می زندد(Cassar 2010,
Koellinger et al. 2007).به طور مثال کوپر و همکاران(1988) 2994 نفر از کارافراینان را بررسی کردند و نشان دادند که یک سوم از کارافرینان احتمال موفقیت خود 100 درصد می دانند. این اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد مربوط است به شروع فعالیتهای لازم برای راه اندازی یک سرمایه گذاری(Koellinger et al. 2007)و معرفی موفقیت امیز پیشگامانه ی محصولات و خدمات نواورانه(Simon & Houghton 2003, Simon & Shrader 2012).بدین ترتیب، تحقیقات نشان می دهند که انتظارات غیرواقعی به شکل اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد می تواند پیش نیاز مهمی برای ورود به کارافرینی باشد زمانی که محصول یا خدمت کاملا جدید و پیشگام است.با این حال، شواهد تجربی هم وجود دارد که نشان میدهد اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد دارای اثرات منفی است.کالینگر و همکاران(2007) در مطالعه شان نشان می دهد که کارافرینانی که اعتماد به نفس بالاتری دارند احتمال کمتری دارد که باقی بمانند.هملینسکی و بارون(2009) نشان دادند که خوش بینی کارافرینان اثر منفی بر رشد سرمایه گذاری آنها در طول یک دوره ی دو ساله دارد.به طور مشابه، سیمون و شاردر(2012) در مطالعه شان نشان دادند که اعتماد به نفس بیش از حد رابطه ی منحنی وارد با عملکرد ذهنی موسسات دارد، نشان می داد که اعتماد به نفس کاذب یک اثر منفی بر عملکرد شرکت پس از نقطه ی عطف دارد.در نهایت، لاو و زیدونیس(2006) شواهدی ارائه دادند که کارافرینان بیش از حد خوشبین، احتمالا به سرمایه گذاری های ناموفق در طول زمان برای مدت طولانی تری ادامه می دهند در نتیجه منابع ارزشمند را به هدر می دهند.
در نتیجه، تئوریهاو تحقیقات نشان می دهند که اعتماد به نفس کاذب/خوشبینی بیش از حد می تواند هه اثرات مثبت و هم منفی بر کارافرینی داشته باشد.به ویژه در اغاز فرایند کارافرینی، حد معینی از عتماد به نفس کاذب/خوشبنی بیش از حد ممکن است برای تصمیم گیری برای ادامه ی یک فرصت کسب و کاری ضروروی باشد(به عنوان مثال،کاسر،2010).با این وجود در مراحل بعد، اعتماد به نفس کاذب/خوشبینی بیش از حد می تواند مخل عملکرد باشد، کاهش دهنده ی احتمال بقا و همچنین نرخ رشد سرمایه گذاری و منجر شود به تعهدات ناموجه به سرمایه گذاری های ناموفق(Hmieleski & Baron 2009, Koellinger et al. 2007).بنابراین در سراسر مراحل مختلف کارافرینی اعتماد به نفس کاذب/خوش بینی بیش از حد می تواند اثرات متفاوتی داشته باشد.
عوامل مؤثر / انگیزشی
عوامل مؤثر / انگیزشی اخیراً پژوهش زیادی را در ادبیات کارآفرینی جذب کرده است (سی اف. کاردون و دیگران، 2012). چهارچوب‌های نظری گوناگون در این حوزه پیشنهاد می کنند که عوامل مؤثر / انگیزشی مقدمات مهم عمل کارآفرینی هستند (بارون 2008، فرسی 2009). در این نگاه، ما یک تمرکز ویژه روی دیدگاه‌ها/اهداف رشد، ابتکار شخصی، اشتیاق کارآفرینانه، و اثر مثبت و منفی قرار می دهیم.
دیدگاه ها / اهداف رشد. گرچه اهداف و دیدگاه ها به طور مفهومی متفاوت هستند، ما مشترکاً اهداف رشد و دیدگاه های رشد را بحث می کنیم چون هر دو به یک وضعیت آینده اشاره می کنند (یک پایان مطلوب) که مردم به دنبال به دست آوردن هستند (کیرکپاتریک و لاک 1996). اهداف مقاصد یا نشان‌های یک اقدام هستند، یعنی، منظورهایی برای به دست آوردن یک استاندارد مشخص درون یک چهارچوب زمانی مشخص (لا ک و لاتام 2002). نظریه ی تنظیمات هدف اثبات کرد (لاک و لاتام 2002) که اهداف عملکردهای مهم اقدام-تنظیم دارند. اهداف مشخص و چالش انگیز به تلاش و پافشاری بزرگ تر و نهایتاً به عملکرد بالاتر منجر می شوند نسبت به مجموعه‌ی اهداف غیرچالش انگیز یا نامشخص. در حقیقت، کارآفرینانی که اهداف مشخص و چالش انگیز برای سرمایه گذاری هایشان تنظیم می کنند (مثلاً توجه به فروش ها و اشتغال برای دو سال بعد) به نرخ های رشد بالاتر در دوره های دو و شش ساله می رسند (باوم و لاک 2004، باوم و دیگران، 2001).
دیدگاه یک کارکرد هدف دارند اما همچنین فراتر از اهداف می روند، همچنان که آن ها ایده آل و تصورات روانی بازتاب داده شده ی منحصر به فرد از آینده هستند که به ارزش های قدرتمند یا یک ایده ی مملو با احساس اشاره می کنند (سی اف. کیرکپاتریک و لاک 1996). دیدگاه ها عملکرد را بهبود می دهند چون آن ها نیازها و ارزش های مردم را برآورده می کنند، مردم را برای دست یافتن به آینده ی مشروح به چالش می کشند، و توجه مردم را به سمت خروجی های مطلوب هدایت می کنند و از آن رو تلاش های مردم را متمرکز می کنند (کیرکپاتریک و لاک 1996). باوم و دیگران (1998) دریافتند که دیدگاه های کوتاه و به طور احساسی برانگیخته ی کارآفرینان که شامل الهامات رشد برای شرکت هایشان است رشد سرمایه گذاری را در یک دوره ی دو ساله متأثر می کنند. مؤلفان به علاوه نشان دادند که اتصال کارآفرینان از دیدگاه هایشان یک واسط مهم در ارتباط است. این نتایج پیشنهاد می کنند که دیدگاه های کارآفرینان یک اثر مثبت روی رشد سرمایه گذاری از طریق کارمندان اعمال می کنند.

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.