افرادی که با ایده هایی خلاقانه میلیونر شدند بخش اول

بنا به آخرین آماری که منتشر شده است، در حدود سی و شش میلیون نفر میلیونر و ثروتمند در حال حاضر در نقاط مختلف جهان زندگی می کنند (این آماری است که در دسامبر 2017 منتشر شده است). بیشتر این افراد مطمئناً از شیوه های رایج و معمول در پس انداز کردن برای جمع آوری این ثروت عظیم خود استفاده کردند و بعد از این که سرمایه کوچکی فراهم کرده اند، در فعالیت های مختلف از این سرمایه خود استفاده کرده و به ارزش آن افزوده اند. بسیاری نیز ممکن است  پول هنگفتی به ارث برده باشند و به این واسطه بدل به یکی از ثروتمندان جهان شده باشند. با این وجود موضوعی که در این مقاله با آن سر و کار خواهیم داشت، به هیچ یک از این دو گروه وابسته نخواهد بود و در حقیقت، تمرکز ما بر روی گروه سومی است که معمولاً بسیار تعدادشان کمتر از افراد دو گروه اول است، با این وجود، نکات جالبی در خصوص آن ها وجود دارد که ذکرشان خالی از لطف نخواهد بود. در حقیقت این افراد کسانی هستند که با ایده هایی خلاقانه قادر به فراهم کردن سرمایه بزرگی برای خود بوده اند و از پول بسیار کمی که در اختیار داشته اند، سرمایه ای عظیم برای خود به ارمغان آورده اند. برای نمونه برادرانی را سراغ داریم که در پارکینگ منزل خود اقدام به فروش مرغ می کردند و از این طریق سرمایه بزرگی به هم زدند. یا مردی که برای دهه های متوالی دست از بازی و شرط بندی نمی کشید. به هر عنوان، در این مقاله قصد داریم شما را با مواردی از این  قبیل آشنا کنیم که در آن افراد به وسیله روش هایی خلاقانه و بعضاً عجیب و غریب، قادر به جمع آوری سرمایه ای برای خود شده اند؛ سرمایه ای که از مرز یک میلیون دلار عبور می کند. البته به کار گرفتن این روش ها برای ثروتمند شدن توصیه نمی شود، چرا که این گونه به نظر می رسد که این روش های تنها یک بار جواب می دهند. با سیارک همراه باشید.

بوسیله طراحی یک عکس

تصویری که مشاهده می کنید، برای مدتی طولانی همگان را شیفته خود کرده بود و در فضای مجازی و اینترنت بسیاری از افراد از آن استفاده می کردند؛ تصویری که در آن گربه ای با دهان باز درخواست یک همبرگر پنیری می کند. این عکس نزدیک به 352 میلیون بار در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شد (رقمی که تخمین زده شده است) و در بسیاری از وب سایت ها نیز مورد استفاده قرار گرفت و به سرعت هواداران بسیاری پیدا کرد. اریک ناکاگاوا، شخصی بود که این عکس را طراحی کرده و برای نخستین بار در فضای مجازی قرار داده بود و در نهایت این ایده خلاقانه اش، چیزی حدود ده میلیون دلار برایش به ارمغان آورد، سرمایه ای که با سال ها زحمت و تلاش هم امکان به دست آوردن آن به مسائل گوناگون دیگری خواهد بود و شاید ناکاگاوا در خواب هم نمی دید که این عکس ساده، برایش چنین سرمایه ای رقم زند.

بوسیله ثبت کردن یک URL

(کلمه اختصاری URL که مخفف Uniform Resource Locator است، راهی است برای شناسایی مکان یا موضع یک فایل بر روی اینترنت)

کسانی که فعالیت های خود را در زمینه هاست و دامین متمرکز می کنند کم نیستند. این افراد به طور معمول URLهایی را خریداری می کنند که به نظرشان قابلیت بدل به شدن به یک آدرس اینترنتی پربازدید را خواهد داشت و در نهایت سعی می کنند، همین URLهایی که خریده اند را با قیمتی بالا تر به خریداران احتمالی اش به فروش برسانند. بنابر این ایده کلی این کار چندان خلاقانه نیست و این یکی از منابع درآمد افراد در فضای مجازی اینترنت است. البته چیزی که در این خصوص عجیب است و توجه ما را به خود جلب کرده است، هزینه ای دو و نیم میلیون دلاری است که برای خرید یکی از این آدرس ها شده است. هزینه ای که در سال 2008 به کریس کلارک پرداخت شد تا pizza.com، را از او خریداری کنند. کریس کلارک این آدرس اینترنتی را در سال 1994 و به قیمت بیست دلار خریداری کرده بود. تصویری که مشاهده می کنید، مربوط به صفحه نخست همان سایت خریداری شده است (pizza.com) و به همین اواخر مربوط می شود.

به وسیله عمده فروشی مرغ

در سال 2009 بود که دو برادر با نام های مایک و جی سی کنارد، شروع به فعالیت خود کردند. فعالیتی که ممکن است برای تان عجیب به نظر برسد. این دو برادر از پارکینگ منزل شان در واشینگتن آمریکا استفاده کرده و در آن اقدام به فروش مرغ می کردند. ایده خلاقانه ای که این دو برادر برای فروش مرغ های خود به کار گرفته بودند، این بود که به ازای هر پوند (یک پوند برابر با نیم کیلوگرم) مرغ، 1.49 دلار از خریداران خود دریافت می کردند و این تقریباً نصف قیمت اصلی مرغ، در بازار آن روزهای آمریکا می شد. البته برای این کار خود دلیلی نیز داشتند و تنها در صورتی به این قیمت اکتفا می کردند که خریدارشان حداقل چهل پوند (برابر با بیست کیوگرم) مرغ از آن ها بخرد. تنها پس از گذشت دو روز این دو برادر قادر به فروش نزدیک به هشت هزار پوند (چهار هزار کیلوگرم) مرغ شده بودند و در نهایت با سرمایه ای که از طریق فروش این مرغ ها به دست آوردند اقدام به راه اندازی کسب و کاری جدید کردند که کاملاً بر صنعت مد و لباس نظارت داشت. نام این مرکزی که توسط این دو برادر راه اندازی شد، زایکون (Zaycon) است و در حال حاضر نزدیک به هشتاد نفر در آن کار می کنند.

به وسیله فروش قطعات خودرو

اوایل دهه نود میلادی بود که فردی به نام جان کُن، مغازه ای در نیویورک آمریکا بر پا کرد که هدف اصلی از راه اندازی آن فروش قطعات خودرو بود. البته این چیز عجیب و یا خلاقانه ای نیست و بسیاری در نقاط مختلف جهان به این کار مشغول هستند. پس چه چیزی باعث تمایز کار جان از دیگران شد و او را بدل به یک میلیونر کرد؟ در پاسخ به این سؤال باید عنوان کرد که سه عامل مختلف باعث این رخداد جالب توجه شدند. اولین نکته در خصوص کار جان کُن این بود که او اقدام به وارد کردن قطعات کم یاب (و بعضاً نایاب) خودرو از قاره آسیا می کرد؛ قطعاتی که به سادگی در هر مغازه ای نمی شد آن ها را پیدا کرد. دومین نکته این بود که این قطعات به صورت انحصاری توسط جان و در مغازه او به فروش می رسید و جای دیگری نمی شد، شبیه به آن ها را پیدا کرد. سومین نکته که شاید مهمترین آن ها نیز باشد، عنوان شدن نام اگزبیت (Xibit)، خواننده رپ مشهور آمریکایی به عنوان یکی از خریداران پر و پا قرص جان بود. در حقیقت این خواننده آمریکایی در آن زمان برنامه ای در شبکه اِم تی وی داشت تحت عنوان «Pimp My Ride» که در آن خودروهای مردمی که کمتر بضاعت مالی داشتند را تحویل می گرفت و پس از استفاده از قطعاتی بسیار قدرتمند و اسپورت کردن تمام عیار خودرو، آن را به شخصی که از او تحویل گرفته بود بر می گرداند.

به وسیله فروش صندلی های مخصوص دفاتر اداری

به دست آوردن ثروتی میلیون دلاری، آن هم در حالی که در زمان شروع کار پانصد دلار سرمایه داشته باشید، داستانی نیست که برای هر کسی به حقیقت بپیوندد. حال اگر کسی که این رؤیا را تحقق می بخشد، چهارده سال بیشتر نداشته باشد، این داستان عجیب تر هم می شود. اما به هر صورت شان بنلیک، پسر چهارده ساله ای که در سال 2001، اقدام به راه اندازی یک خرده فروشی صندلی های مخصوص دفاتر اداری کرد، موفق شد این داستان و رؤیای عجیب و غریب را به حقیقت بدل کند. شان بنلیک، سایتی با نام «bizchair.com» راه اندازی کرد و به وسیله آن صندلی دفاتر می فروخت. تنها چهار سال پس از راه اندازی سایت بود که درآمد آن در سال به رقم فوق العاده چهارده میلیون دلار رسیده بود. در سال 2008 هم این درآمد سالانه سه برابر شد.

به وسیله فروش یک توپ بیس بال

بیست و هفتم سپتامبر سال 1998 بود که بازی بیس بالی در آمریکا برگزار شد و مارک مک گوایر افسانه ای نیز در آن بازی حضور داشت. مارک که در آن زمان هفتادمین بازی خانگی خود را تجربه می کرد، ضربه محکمی به توپ نواخت و آن را میان تماشاچیان فرستاد؛ ضربه ای که رکورد های قبلی را شکست و بدل به قدرتمندترین ضربه ای شد که تا آن زمان در دنیای بیس بال شاهد آن بودیم. البته موضوع اصلی ما در خصوص یک تماشاچی خوش شانس است و نه مک گوایر. فیلیپ اوزرسکی، تماشاچی خوش شانسی بود که توانست توپ مک گوایر را در میان آن همه تماشاچی از آن خود کند و تنها سه ماه پس از این مسئله بود که اتفاق خوشایندی برای او افتاد که زندگی اش را دچار تغییر و دگرگونی کرد. فیلیپ در یک مزایده شرکت کرد و توانست این توپ را به قیمت سه و نیم میلیون دلار به فروش برساند. هنوز که هنوزه، گاهی خبرنگاران در سالگرد آن رویداد (شکستن رکورد قدرتمند ترین ضربه توس مک گوایر)، با فیلیپ قرار ملاقات گذاشته و صحبت می کنند.

به وسیله شرکت در مسابقه لاتاری

البته شرکت کردن در مسابقه لاتاری به نظر کار عجیبی نمی آید، چرا که سالانه بسیاری از مردم در نقاط مختلف جهان در این گونه مسابقه ها شرکت می کنند. البته کسی که قصد داریم در موردش صحبت کنیم، یعنی استفان ماندل، نکته ای دارد که او را متمایز از سایر شرکت کنندگان در این مسابقات می کند. استفان ماندل چهارده بار در این مسابقه شرکت کرد. استفان فعالیت خود در این زمینه را از اوایل دهه پنجاه میلادی آغاز کرد و از همان زمان، در مسابقات لاتاری ای که در نقاط مختلف جهان برگزار می شد (از رومانی گرفته تا استرالیا)، شرکت می کرد و تا جایی که برایش مقدور بود، هیچ یک را از دست نمی داد. استفان از همان زمان هر بلیطی که شانسی برای برنده شدن به واسطه خریدن آن وجود داشت را تهیه می کرد. در نهایت هم در سال 1992 بود که درختی که استفان کاشته بود، بالاخره ثمره داد و توانست به مبلغی بالغ بر بیست و هفت میلیون دلار دست پیدا کند که رقم جایزه ای بود که آن زمان برای برنده لاتاری در نظر گرفته شده بود. استفان، تا جایی که برایش مقدور بود، بلیط تهیه می کرد (برای یک مسابقه لاتاری) و به این صورت بود که شانس خود را افزایش داده و در نهایت هم برنده این مسابقه شد. البته در حال حاضر مجموعه کسانی که در این مسابقه شرکت می کنند، با افزایش چشم گیری رو به رو شده است و با تغییرات جزئی ای که در روند مسابقات نیز همراه شده است، این گونه بردن مسابقه، تقریباً غیر ممکن شده است.

به وسیله فروش یک حیوان خانگی کاملاً جدید

گری داهل کسی بود که ایده بسیار خلاقانه ای داشت و به نظر او حیوان خانگی ایده آل، آن حیوانی است که نیازی به غذا و خوراکی نداشته باشد و نیز نیازی به بیرون بردن آن برای کمی خیابان گردی نباشد. حیوان خانگی ایده آل، به نظر داهل، آن حیوانی بود که نیازی به بردن آن به کلینیک مخصوص حیوانات هم نباشد و مهمتر از همه این که نباید هیچ وقت بمیرد و همیشه کنار صاحبش باشد. اما چه حیوانی است که بتواند چنین خصوصیات عجیبی داشته باشد؟ مطمئناً سگ و گربه ای روی کره زمین نیست و هیچ گاه هم نخواهد بود که توان برآورده کردن این نیاز ها را داشته باشد. اما یک تخته سنگ چطور؟ بله حقیقت این است که تنها یک تخته سنگ قادر به برآورده کردن این نیاز ها خواهد بود. در سال 1975 بود که ایده خلاقانه ای به ذهن گری داهل رسید و گری با پیدا کردن سنگ هایی که از لحاظ حجمی شکل مناسبی داشتند، کمی آن ها را تزئین کرده و به عنوان حیوان خانگی به فروش می رساند. گری روی هر سنگی که می فروخت نزدیک به یک دلار سود می کرد و در نهایت، پس از گذشت چیزی حدود یک سال، توانست بیش از یک میلیون عدد از این سنگ ها را به فروش برساند و همین ایده خلاقانه او بود که گری را بدل به یک میلیونر کرد.

به وسیله فروش پیکسل

در سال 2005 بود که شخصی با نام الکس تیو، در سایت milliondollarhomepage.com ثبت نام کرد. این سایت به گونه ای طراحی شده است که ابعادی برابر با هزار در هزار پیکسل دارد و تمامی خانه های آن خالی رها شده است و به منظور تبلیغات شرکت های گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد. الکس که این صفحه را خریداری کرده بود، هر نقطه از این صفحه را به قیمت یک دلار در اختیار شرکت های بازرگانی ای می گذاشت که قصد داشتند به منظور تبلیغات از آن بهره بگیرند. بسیاری از این شرکت ها، تا چیزی حدود دوازده خانه خالی از این صفحه را خریداری کرده و بنر محصول و شرکت خود را بر آن می نهادند. تنها چند ماه از فعالیت های الکس نگذشته بود که متوجه سرمایه هنگفتی شد که از این کار به هم زده بود. در حقیقت پس از این چند ماه، الکس بدل به یک میلیونر شده بود. الکس تیو، از این سرمایه خود کمال استفاده را برد و سود حاصل از این کار خلاقانه خود را در سرمایه گذاری دیگری به کار بست و اپلیکیشنی برای دستگاه های تلفن هوشمند طراحی و روانه بازار کرد که با نام «Calm (آرامش)» شناخته می شود و به عنوان ابزاری برای تمرکز و خوابیدن به کار گرفته می شود.ترجمه  itrans.ir

این مقاله ادامه دارد.... 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.