بهره برداری شرکت ها از دانش، مهارت و منابع مشتریان

(سیارک) هدف بسیاری از شرکت ها این است که با تولید مشارکتی محصولات جدید از دانش، مهارت ها و منابع مشتریان خود بهره برداری کنند. مشتریان (به عنوان خریداران کنونی و آتی) مهم ترین منبع بیرونی دانش را برای فرایند نوآوری فراهم می کنند. شرکت ها می توانند با درگیر کردن این منبع در مشارکت مشتری از آن بهره برداری کنند زیرا در این مشارکت مشتریان نیز در تولید دانشی که برای فرایند نوآوری شرکت بسیار گرانبها است نقش دارند. این فرایند هنگامی روی می دهد که مشتریان فعالانه در توسعه ی فعالیت های جدید حضور پیدا می کنند و فعالیت هایی را به عهده می گیرند که به صورت سنتی توسط شرکت انجام می شدند.
در کنار این بحث های مبهم درباره ی اینکه ویژگی های مشتریان چگونه خروجی های فعالیت های مشارکتی را هدایت می کنند، پژوهش های اندک دیگری نیز در مورد سرمایه گذاری مورد نیاز برای پیاده سازی این قبیل فعالیت ها وجود دارد. شناسایی مشتریان مناسب برای مشارکت و یکپارچگی آنها نیازمند سرمایه گذاری های پولی و زمانی قابل توجهی است. پژوهشگران تمایل دارند روی مزایای مشارکت مشتری (مانند تازگی یا کیفیت ایده های تولید شده) تمرکز کنند، در حالی که ریسک ها و هزینه های پی ریزی فرایندهای مشارکت همچنان مورد پژوهش قرار نگرفته و شناخته نشده باقی مانده اند.
از دید سنتی، شرکت ها [همواره] مشتریان را به عنوان دریافت کنندگان کنش پذیر و اهداف عرضه های خود در نظر می گرفتند. نظرسنجی ها، مصاحبه ها یا سایر ابزارهای بازارپژوهی اطلاعاتی را درباره ی این مسأله به شرکت ها داده اند که مشتریان بایستی فرایند نوآوری شرکت ها را تغذیه کرده و محصولات آنها را تغییر دهند.
این پژوهش بر مبنای فرض های بنیادین منطق چیرگی خدمات و پژوهش های پیشین مشارکت مشتری را به عنوان تولید دانش توسط مشتری و به صورت مشارکتی تعریف می کند که برای فرایند نوآوری شرکت بسیار گرانبها است. این تعریف سه مؤلفه ی اصلی منطق چیرگی خدمات را یکپارچه می کند. نخست، نقش محوری استفاده از دانش برای توسعه ی نوآوری ها و دستیابی به مزیت رقابتی را تأیید می کند. مشارکت مشتری [خود] مشتریان را به عنوان منابعی خارج از مرزهای شرکت در نظر می گیرد. این منابع بیرونی را نمی توانند مانند منابع داخلی کنترل کرد و ممکن است برای انتقال دانش، محافظت از داده ها و انگیزه بخشی به ساز و کار متمایزی نیاز داشته باشیم.
شرکت ها تلاش می کنند دانشی را که برای وظایف نوآوری در دست [شرکت] گرانبها است توسعه دهند. نوآوری نوعاً در پروژه ها انجام می شود و از این رو این دانش گرانبها بایستی از دستاوردهای اهداف پروژه پشتیبانی کند. مطالعات پیشین در خصوص مشارکت مشتری از حیث ارزش واقعی دانشی که به آن اشاره می کنند (بینش های بدیع، سودمندی یا نیاز به تلاش های فیزیکی کمینه) متفاوت و متنوع بوده اند.ترجمه  itrans.ir 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.