چهار راهکار حیاتی برای بهبود عملکرد دیگران

یکی از بهترین راه ها برای افزایش مسئولیت پذیری و ارتقای روحیه ی کارکنان، بهبود رضایت فردی از طریق ایجاد فرصت رشد و ارتقا در سازمان است. در حالیکه به داده های شرکت من که توسط زنگر فولکمن از 400000 کارمند، جمع آوری شده، نگاه می کردم، به این نتیجه رسیدم که فرصت های ارتقای شخصی، سومین عامل مهم در تشویق کارکنان برای کار کردن بود. علاوه بر دستمزد و مزایای فردی، رشد مهارت های جدید نیز بعنوان یک مزیت بسیار مهم برای اکثر کارکنان به حساب آمد.(سیارک)  


برای درک بهتر آنچه که مدیران برای افزایش رضایت کارکنان از طریق توسعه ی فردی انجام دادند، با دقت بیشتری به نتایج حاصل از نظر سنجی 20000 کارمند در دو سازمان مختلف توجه کردم که حاصل آن، چهار نکته ی زیر است:
1-مهارت مدیر در مدیریت عملکردکارکنان، زمانی نسبت به رشد فردی و ارتقای خود احساس مثبت تری داشتند که مدیران، در حین بازنگری و بحث پیرامون عملکرد فردی آن ها، بازخورد مثبتی داشته و برای کارکنان، افزایش حقوق در نظر گرفتند. برای مدیران راحت است که فقط بر روی کارهای مهم متمرکز شوند. لازم به ذکر است مدیرانی که تنها بر روی مشکلات درون سازمانی و جزییات مدیریتی سازمان، متمرکز شدند، در امر ارتقای کارکنان خود شکست خورده اند. برای بسیاری از مدیران، بررسی عملکرد سازمان از طریق مطالعه ی گزارش مستقیم، منزجر کننده ترین بخش شغلی آن هاست. این مدیران، یا به این گزارشات، به چشم کار پر مشغله نگاه می کنند یا به چشم کار ناراحت کننده، که تنها احساسات بد را بر می انگیزد. زمانیکه مدیران، اینگونه رفتار می کنند، بحث های مفید به ندرت اتفاق می افتند. به همین دلیل، زمانیکه ارجاع یک گزارش به مدیر، طولانی مدت می شود، معمولاً به چشم کارکنان، بیشتر حالت تنبیهی دارد تا تشویقی. (سیارک)  
آموزش، از نظر کارکنان به منزله ی مرخصی است و در نظر آن ها، بازخورد دلهره آوری دارد که باید از آن اجتناب کرد. آنچه که از تحلیل های ما مشخص بود این نکته بود که بحث درباره ی نحوه ی عملکرد، زمینه ای را برای توسعه ی فعالیت هایی فراهم می آورد که علاوه بر سخت کار کردن یا تنبیه شدید، موجب رشد فرصت ها می شود. مدیرانی که در برابر ارتقای کارمندان خود مقاومت می کنند، فرض می کنند که عملکرد کنونی کارکنان، حداکثر مقدار ممکن است. این یک تفکر خام است. موثرترین مدیران، زمان خود را صرف بازنگری عملکرد کارکنان می کنند، طرح های ارتقای فردی را بررسی می کنند و آن ها را با اعضای تیم به چالش می کشند تا به اهداف خود دست یابند.
2-مشارکت اعضای تیم. زمانیکه اعضای تیم در تصمیم گیری پیرامون ارتقای خود، و در حل مشکلات و فراهم آوردن راه-حل برای مشکلات درون سازمانی همکاری دارند، درباره ی فرصت های رشد و ارتقای فردی خود احساس بهتری دارند. مدیرانی که به کارکنان خود می گویند که چه کاری را انجام دهند، چه زمانی این کار را انجام دهند و کدام قسمت را ارتقا دهند، فکر می کنند که به ارتقای دیگران کمک می کنند اما در واقعیت، این اقدامات آن ها، بازدارنده است و مانع از رشد افراد می شود. اعضای تیم ها، زمانی ارتقا را ارج می نهند که در این امر مشارکت داشته باشند و درگیر باشند. زمانیکه فرصت های ارتقا دهنده با خواسته های فرد مطابقت داشته باشند، افراد انرژی بیشتری می-گیرند. حتی زمانیکه کارکنان، کارهای سختی را بر عهده می گیرند، زمانیکه در تصمیم گیری مشارکت دارند، عملکرد آن ها بطور قابل توجهی افزایش می یابد. کسانیکه بطور داوطلبانه به کارهای محوله بعنوان فرصتی برای ارتقای شخصی نگاه می کنند، در حالیکه عده ای دیگر به کار محوله بعنوان کار سخت نگاه می کنند. مشارکت اعضای تیم، رضایت را افزایش داده و موجب رسیدن به رشد و ارتقای فردی می شود.(سیارک)  

3- قدردانی. بسیاری از مردم واقعاً باور دارند که نیازی به قدردانی ندارند، اما همه ی افراد از اینکه کاری که انجام داده اند، تلاشی که کرده اند یا کاری را که آغاز کرده اند دیده شود، خوشحال می شوند. زمانیکه مدیران در قدردانی کردن از کارکنان خود بهتر عمل می کنند، کارکنان نیز درباره ی ارتقای خود احساس مثبت تری خواهند داشت. ارتقا بدون قدردانی، مانند کار در خانه است که هرگز دیده نمی شود، کاری که نیازمند زحمت زیاد است ولی واقعاً کسی به آن اهمیت نمی دهد.(سیارک)  
4- تناسب کار و فرد. آیا تا بحال مشغول کاری بوده اید که دشوار بوده و یا موفقیت در آن برای شما سخت بوده باشد؟ آیا تا بحال به کاری مشغول بوده اید که مثل آب خوردن بوده و براحتی در آن موفق شده اید؟ واقعیت این است که برخی از مردم در بعضی از کارها بهتر از سایرین هستند و یافتن کاری که متناسب با توانایی-های فرد باشد، نه تنها به آن فرد کمک می کند بلکه به موفقیت سازمان نیز کمک خواهد کرد. بهترین مدیران، به اعضای تیم خود کمک می کنند تا نبوغ خود را کشف کنند. آن ها اعضای تیم را بر اساس توانایی آن ها انتخاب کرده و به آن ها کمک می کنند تا موفق شوند. اخیراً، با مدیری صحبت کردم که می گفت می-خواهد یکی از کارکنان خود را اخراج کند. این مدیر، تمام کارهایی را که این کارمند نمی توانست بخوبی انجام دهد، بر شمرد. پرسیدم، آیا کاری هست که این کارمند بخوبی آن را انجام دهد؟ مشخص شد که بله، او در انجام بسیاری از کارها موفق است. پرسیدم: "چه اتفاقی می افتد اگر او را به کاری مشغول کنی که در انجام آن کار خوب است؟". زمانیکه مسئولیت های کاری این فرد تغییر کردند، این کارمند مشکل دار به یک فوق ستاره ی عالی تبدیل شد.
نتیجه گیری
 از داده ها مشخص است که مدیرانی که متوجه مهارت های کارکنان خود بوده اند، کارکنانی داشته اند که نزدیک 80 درصد از ارتقای فردی خود راضی بودند، در حالیکه کسانیکه در مورد مهارت های کارکنان خود آگاه نبودند، کارمندانی با 20 درصد رضایت در اختیار داشتند.
اگر می خواهید سرمایه گذاری شما توسعه یابد، مدیران خود را آموزش دهید تا این مهارت ها را استفاده کنند و به هر یک از کارمندان خود کمک کنند تا رشد مثبت را که به آن نیاز دارند و شایستگی آن را دارند، تجربه کنند.

این پست را چگونه می‌بینید؟ برای شما مفید بود؟ لطفا با نوشتن کامنت در زیر ما را مطلع کنید.  (سیارک)  

مترجم  itrans.ir

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.