فیلم ابد و یک روز ساخته ی سعید روستایی

با نگاهی دقیق تر بر جزییات و روابط آدمها می توان نتیجه گرفت که ابد و یک روز فقط درباره ی تلخ و شیرینی های یک خانواده است.

خانه ی توری خانی ها پر از نیش و کنایه و طعنه است پر از تهمت و دروغ و ریا، پر از قهر و آشتی و غم. این خانه را می شود در یکی از پرت ترین صحنه ها در یک پلان تنها و مستقل و شبانه خلاصه کرد، جایی که اعضای خانواده همه با هم عکس یادگاری می گیرند. آدمهای این خانواده هر چه که باشند یک خانواده اند، گوشت همدیگر را هم بخورند استخوانش را دور نمی ریزند.

 سکانس بیاد ماندنی : به یاد بیاورید پرت شدن مرتضی و نگاهش به امیر را که بیش از هر احساس دیگری حیرت زده و شوکه است. شوکه از اینکه نسل آینده ی اراذل و اوباش بویی از اخلاق نبرده، تا جایی که دست روی بزرگ تر خود هم بلند می کند. برای چنین نسلی خودزنی کار سختی نیست. چه این دو صحنه و چه بسیار صحنه های دیگر حاکی از ترکیب تلخی و شیرینی و حرکت به سمت یکی از ژانرهای نادر سینماست.(سیارک

این پست را چگونه می‌بینید؟ برای شما مفید بود؟ لطفا با نوشتن کامنت در زیر ما را مطلع کنید.  

 

نظرات

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربری شوید. ورود یا ثبت نام

بیشتر بخوانید