بهترین فیلم های سینمای جهان بخش اول

نجات سرباز رایان

برای نخستین بار در سال 1895 بود که آگوسته و لوئیز لومیر یک دستگاه سینماتوگرافی طراحی کرده و به وسیله آن اقدام به منعکس کردن تصاویر متحرک بر روی پرده نمایش کردند. از همان سالیان بود که مردم علاقه بی اندازه ای به این سرگرمی جدید نشان داده و روز به روز شاهد پیشرفت شایان آن بوده ایم. به طور طبیعی و همانند هر صنعت و سرگرمی دیگر، سینما نیز از آن سالیان تا کنون با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده است. با این حال، در هر بازه زمانی به خصوص در سینما، حداقل چند فیلم شاهکار چشم نواز و تأثیر گذار را شاهد بوده ایم و در مورد بسیاری از این فیلم ها چه بهترین فیلم های هالیوودی و چه بهترین فیلم های غیر هالیوودی هنوز صحبت شده و از آن ها تمجید می شود و منتقدان به بحث و بررسی نکات تازه ای درباره آن می پردازند. در این مقاله و بخش های بعدی ، 50 فیلم از بهترین فیلم های جهان پرداخته می شود.
بهترین فیلم های سینمای جهان بخش اول:

دانکرک/ Dunkirk

دانکرک

امتیاز استکر: 90.6 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8 از 10، امتیاز Metascore: 94 از 100، سال انتشار: 2017، کارگردان: کریستوفر نولان

داستان فیلم حول محور اتفاقاتی می گذرد که در شهر بندری فرانسه، دانکرک، متوجه نیروهای متحدین بوده است و تلاش آن ها برای خارج شدن از این بندر. سکانس آغازی این فیلم که در سال 2017 به روی پرده رفت، تماشاگران را وارد هیجان و تنش جنگ می کند و در طول 106 دقیقه ای که کل مدت زمان فیلم را تشکیل می دهد، حتی برای یک لحظه هم از این تنش کاسته نمی شود. همانند بسیاری دیگر از فیلم هایی که روایت گر داستانی واقعی هستند، دانکرک هم به خاطر حذف کردن برخی جزئیات کلیدی که در عالم واقع و در سالیان جنگ جهانی رخ داده بود، مورد انتقاد برخی افراد قرار گرفت. با این حال، اگر جنبه هنری کار را مد نظر قرار دهیم، می توانیم بگوییم که کریستوفر نولان ترجیح اش بر آن بوده است که احساس ویژه ای بر سراسر فیلم حاکم باشد و به همین خاطر مجبور بوده تا برخی جزئیات تاریخی را نادیده بگیرد. با در نظر گرفتن این نکته دوم، می توانیم بگوییم دانکرک یکی از موفق ترین فیلم های او بوده است.

خون به پا خواهد شد

خون به پا خواهد شد

 خون به پا خواهد شد/ There Will Be Blood

امتیاز استکر: 90.6 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8.1 از 10، امتیاز Metascore: 93 از 100، سال انتشار: 2007، کارگردان: پل توماس اندرسون

داستان این فیلم اقتباسی است آزاد از رمانی که نویسنده آن آپتون سینکلر است. پل توماس اندرسون در این فیلم داستان زندگی شخصی به نام دنیل پلینویو (دنیل دی لوئیز) را به تصویر می کشد: دنیل در اواخر قرن نوزدهم زندگی می کند و با تلاش بی وقفه و به جان خریدن خطرات گوناگون به ثروت بسیار زیادی دست پیدا می کند. دنیل پلینویو در راه رسیدن به ثروت با موانع گوناگونی مواجه می شود که یکی از آن ها موعظه گری است به نام «ایلای». ایفای نقش ایلای بر عهده پل دانو بوده و به خوبی از پس این کار بر آمده است. در طول مدت زمان فیلم، بار ها این دو شخصیت با یکدیگر مواجه می شوند و همین چالش و تنش میان این دو شخصیت یکی از نکاتی است که فیلم را بدل به شاهکاری در عرصه سینما کرده است؛ بهترین فیلمی که بیش از هر چیز جاه طلبی انسان را مورد بررسی و مطالعه قرار داده است.

ارباب حلقه ها: دو برج

ارباب حلقه ها

ارباب حلقه ها: دو برج/ The Lord of the Rings: The Two Towers

امتیاز استکر: 90.6 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8.7 از 10، امتیاز Metascore: 87 از 100، سال انتشار: 2002، کارگردان: پیتر جکسون

سه گانه پیتر جکسون، ارباب حلقه ها (و نیز سه گانه هابیت که سال ها پس از آن به روی پرده رفت) در کنار فیلم هایی چون جنگ ستارگان، بدل به یکی از به یاد ماندنی ترین فیلم های تاریخ سینما شد. در این قسمت از فیلم که در سال 2002 به روی پرده رفت، فرودو و سم، دو هابیتی که جزء گروهی هستند که برای نابودی حلقه راهی موردور شدند، سفر خود را به این امید که به کوه موردور برسند و حلقه را نابود کنند، ادامه می دهند. البته در این میان موجودی به نام گالم (یا اسمیگل) نیز با آن ها همراه شده است و نقشه هایی در سر دارد.

مردی که لیبرتی والانس را کشت

مردی که لیبرتی والانس را کشت

مردی که لیبرتی والانس را کشت/ The Man Who Shot Liberty Valance

امتیاز استکر: 91.1 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8.1 از 10، امتیاز Metascore: 94 از 100، سال انتشار: 1962، کارگردان: جان فورد

جان فورد، کارگردان مطرح سال های دور آمریکا، با همکاری جان وین، بازیگر محبوب همان زمان همکاری هایی داشته اند که با استقبال بسیار خوبی از سوی هواداران و منتقدان مواجه شد؛ ثمره یکی از آن همکاری ها «مردی که لیبرتی والانس را کشت» بود. نکته جالب توجه در این فیلم روایت وقایع داستان آن است که به گونه ای تماشاگران را غافلگیر می کند. زمانی که داستان فیلم پیش می رود، به مرور متوجه می شویم که فردی به نام تام دونیفون (با بازی جان وین) می تواند قهرمان واقعی داستان باشد.

چه زندگی شگفت انگیزی/ It’s a Wonderful Life

چه زندگی شگفت انگیزی

چه زندگی شگفت انگیزی/ It’s a Wonderful Life

امتیاز استکر: 91.1 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8.6 از 10، امتیاز Metascore: 89 از 100، سال انتشار: 1946، کارگردان: فرانک کاپرا

این فیلم کلاسیک و زیبا که در سال 1946 برای نخستین بار به روی پرده رفت، می تواند گزینه ای ایده آل برای اوقات فراغت در تعطیلات شما باشد، با این حال، هر زمان دیگری هم که آن را مشاهده کنید، مطمئنا از تماشایش لذت خواهید برد. در این فیلم که فرانک کاپرا کارگردانی آن را به عهده داشته و جیمز استوارت به عنوان نقش اصلی آن مقابل دوربین قرار گرفته است، شاهد زندگی تاجری (با بازی جیمز استوارت) هستیم که به این نکته پی می برد که اگر نبود دنیا و زندگی چگونه می شد. جالب است بدانید که ایده اصلی فیلم از داستان کوتاه نویسنده نا امیدی به نام فیلیپ ون دورن استرن گرفته شده است که پس از رد شدن داستان کوتاه اش توسط مجلات و نشریات معتبر آن زمان، در قالب یک کارت تبریک جشن عید سال نو، آن را برای دوستان و عزیزانش می فرستد و اگر این داستان به رشته تحریر در نمی آمد، اثری از این فیلم هم نمی بود.

دیو و دلبر/ Beauty and the Beast

دیو و دلبر

دیو و دلبر/ Beauty and the Beast

امتیاز استکر: 91.1 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8 از 10، امتیاز Metascore: 95 از 100، سال انتشار: 1991، کارگردان: گری تروسدیل

اخیر یک نسخه هیجان انگیز و به روز شده از دیو و دلبر به روی پرده های سینما رفته و نسبتا فروش خوبی داشته و از آن استقبال شده است، با این حال، هیچ چیز جای نسخه انیمیشن این فیلم که در سال 1991 به روی پرده رفت را نمی گیرد و آن انیمیشن به عنوان یک اثر منحصر به فرد و کلاسیک در دنیای سینما شناخته خواهد شد. دیزنی در آن سالیان پس از شکست های متوالی به موفقیت های چشم گیری دست یافته بود که یکی از آن ها دیو و دلبر بود؛ انیمیشنی که روایت گر داستانی بسیار قدیمی بود. داستان در مورد شاهزاده جوانی است که به واسطه طلسمی بدل به دیو می شود و تنها راه نجات اش از طلسم این است که عشق اسیر اش را به خود بر انگیزاند و به حالت اصلی خود بازگردد.

قسمت سوم داستان اسباب بازی ها

داستان اسباب بازی ها

قسمت سوم داستان اسباب بازی ها/ Toy Story 3

امتیاز استکر: 91.1 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8.3 از 10، امتیاز Metascore: 92 از 100، سال انتشار: 2010، کارگردان: لی اونکریچ

وودی (که تام هنکس صدا گذاری آن را به عهده داشت) و سایر افراد گروه اش در سال 2010 دوباره به روی پرده های سینما بازگشتند تا شاهد سومین قسمت از داستان اسباب بازی ها باشیم. در این قسمت از فیلم، اندی دیگر به دانشگاه می رود و به همین خاطر سن و سال اش برای بازی کردن با اسباب بازی ها کمی بالا رفته است. به همین خاطر است که توجه زیادی به اسباب بازی ها نشان داده نمی شود و این غفلت اندی، سبب می شود تا آخر و عاقبت کار اسباب بازی ها به یک مرکز نگهداری از کودکان بی سرپرست بکشد؛ جایی که بچه ها در آن به هیچ کس رحم ندارند و علاوه بر این یک خرس بد طینت نیز در آن مکان حضور دارد که شب ها نمایش برگزار می کند.

داستان فیلادلفیا

داستان فیلادلفیا

داستان فیلادلفیا/ The Philadelphia Story

امتیاز استکر: 91.7 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8 از 10، امتیاز Metascore: 96 از 100، سال انتشار: 1940، کارگردان: جورج کوکر

کری گرانت، کاترین هپبرن و جیمز استوارت ایفای سه نقش اصلی این فیلم کلاسیک در سال 1940 به روی پرده رفت را به عهده داشتند. داستان فیلم روایت گر چند روزی پیش از آن است که فردی مقتدر در جامعه به نام تریسی لرد (با بازی هپبرن) تصمیم به ازدواج با یک میلیونر بگیرد. همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رود تا آن که شوهر سابق تریسی لرد (با بازی گرانت) و نیز یک خبرنگار (با بازی استوارت) وارد داستان می شوند و از احساسات خود نسبت به تریسی صحبت می کنند. نتیجه آن می شود که در این فیلم شاهد یکی از فوق العاده ترین قصه های کمدی و رمانتیک آن سال های سینمای هالیوود می شویم.

خوشه های خشم

خوشه های خشم

خوشه های خشم/ The Grapes of Wrath

امتیاز استکر: 91.7 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8.1 از 10، امتیاز Metascore: 95 از 100، سال انتشار: 1940، کارگردان: جان فورد

داستان این فیلم اقتباسی است از رمانی بسیار محبوب نوشته جان استینبک که جایزه های بسیاری را نصیب خود کرد. وقایع این فیلم که برای نخستین بار در سال 1940 به روی پرده رفت، در داست بول کالیفرنیا رخ می دهد و زمانی است که دوران «افسردگی بزرگ (بازه زمانی ای در آمریکا که اوضاع اقتصادی در شرایط بسیار وخیمی بود)» در اوج قدرت خود به سر می برد. در این فیلم شاهد تقلا ها و تلاش های یک خانواده بسیار فقیر در این دوران هستیم. با وجود آن که فضای کلی فیلم بسیار غم افزا و ناراحت کننده است، هم از لحاظ فروش و هم از لحاظ نظرات منتقدان، با بازخورد بسیار خوبی مواجه شد و علاوه بر این به دو جایزه آکادمیک نیز دست یافت. خواننده محبوب و مشهور سبک فولک، وودی گوتری، با الهام گرفتن از این فیلم یک قطعه موسیقی و شعر ساخت.

اتوبوسی به نام هوس

اتوبوسی به نام هوس

اتوبوسی به نام هوس / A Streetcar Named Desire

امتیاز استکر: 91.7 از 100، امتیاز تماشاگران در IMDb: 8 از 10، امتیاز Metascore: 96 از 100، سال انتشار: 1951، کارگردان: الیا کازان

این فیلم در سال 1951 و بر اساس نمایشنامه ای مشهور از تنسی ویلیامز ساخته شد. کارگردانی آن به عهده الیا کازان بود و دو نقش اصلی فیلم را مارلون براندو و ویوین لی بازی کردند. داستان فیلم به این صورت است که زنی نا امید و سرخورده که با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کند به نام بلانش دوبوی (با بازی ویوین لی بازیگر فیلم بر باد رفته در نقش اسکارلت) به همراه خواهر اش، استلا (با بازی کیم هانتر) به خانه او و شوهرش استنلی (با بازی مارلون براندو) می رود تا برای مدتی نزد آن ها زندگی کند و در این حین مشکلاتی با شوهر خواهرش پیدا می کند. تنها دو فیلم در تاریخ سینما هستند که سه جایزه به بازیگری آن ها تعلق گرفته است و این فیلم یکی از آن دو است.

این مقاله ادامه دارد...

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.