علائم و عوامل به وجود آوردنده افسردگی ، روش های درمان

شاید برایمان پیش بیاید که در طول سال چندین بار به بیماری های جسمی مبتلا شویم. با مشاهده ی اولین علائم بیماری یا خود درمانی کرده و یا به پزشک متخصص در مورد بیماری مراجعه می کنیم. در واقع برایمان مهم است که جسممان سالم باشد. اما آن روی سکه ، بیماری روحی است که مانند جسم بیمار می شود و باید علائم بیماری را بشناسیم و به پزشک متخصص در زمینه آن مراجعه کنیم.

بیشتر افراد جامعه به سلامت روان خود نسبت به سلامت جسمی حساسیت کمتری بروز می دهند. و حتی برخی از افراد به دلیل ساختار سنتی جامعه خود حاضر به پذیرش بیمّاری خود نیستند و از درمان آن واهمه دارند.

یکی از این بیماری های روحی که امروزه دامان جامعه بشری را گرفته است، افسردگی است.  این بیماری بیشتر در زنان رایج است . آمار ها نشان می دهدکه میزان زنانی که به افسردگی مبتلا می شوند نسبت به مردان چیزی حدود دو برابر است. در این مقاله به شرح بیماری افسردگی، عوامل به وجود آورنده آن و راه حل های پیشنهادی برای درمان می پردازیم. اگر کسی را از اطرافیان سراغ دارید که مشکوک به افسردگی است یا خودتان احساس می کنید که به این بیماری مبتلا شده اید تا پایان مارا همراهی کنید.(سیارک)

افسردگی پس از زایمان

چرا زنان بیشتر از مردان در مقابل خطر افسردگی قرار دارند

 

افسردگی چیست و چه علائمی دارد

یکی از شایع ترین بیماری های روحی که هر روز بر تعداد افراد مبتلا به آن افزوده می شود افسردگی است. افسردگی یک حالت روحی روانی است که در آن حالات و روحیات فرد دست خوش تغییراتی می شود که کاملا محسوس است. این بیماری به چهار دسته تقسیم می شود:

افسردگی خفیف: افسردگی خفیف نوعی از افسردگی است که فرد در طی آن احساس پوچی، بی برنامگی، کسالت و بی حوصلگی می کند. این نوع از افسردگی می تواند حتی کودکان و نوجوانان را نیز درگیر خود کند. این نوع از افسردگی می تواند از یک سال تا پنج سال فرد را درگیر خود کند( زمان بهبود و یا طولانی شدن مدت درمان بسته به میزان همکاری و اراده بیمار دارد).

علائم افسردگی خفیف: کاهش یا افزایش اشتها، کم خوابی یا پر خوابی، احساس کسالت، احساس غم و نا امیدی، میل به گریه کردن و تنها ماندن و عدم علاقه به کارهایی که سابقا برای فرد جالب بوده است.

افسردگی حاد:نوع دیگری از افسردگی، افسردگی حاد است. این نوع از بیماری بسیار خطرناک است و نیازمند توجه و نگه داری اطرافیان است. افسردگی حاد تمامی علائم افسردگی خفیف را داراست اما در این مورد شدت احساسات و ابراز آن ها بسیار شدید است. تا جایی که بیمار امکان دارد که به خودزنی و خودکشی روی بیاورد. فردی که به افسردگی حاد مبتلاست احساس می کند که هیچ اشتیاقی به ادامه زندگی ندارد. احساس سرخوردگی می کند و بارها به خودکشی و پایان زندگی خود فکر می کند و حتی امکان دارد که آن را به مرحله اجرا نیز برساند.

مکمل ها می توانند داروهای ضد افسردگی را اثربخش تر نمایند؟

یازده هشدار جدی برای عود افسردگی

آیا قارچ دارای قابلیت کاهش افسردگی و نگرانی است

افسردگی فصلی: همان طور که از اسم این بیماری پیداست بروز علائم آن بسته به تغییرات فصلی است. افراد مبتلا به تغییر خلق و خوی فصلی با کاهش طول روز و کاهش نور آفتاب، دچار احساسات منفی می شوند. از جمله احساس خواب آلودگی، احساس کسالت، عدم تمرکز حواس، احساس کمبود انرژی.

اختلال دو قطبی: یکی دیگر از انواع افسردگی اختلال دو قطبی است. در این مورد فرد مدتی احساس پرانرژی بودن می کند، دنبال هیجان است و شور و نشاط زیادی را در خود احساس می کند و حتی امکان دارد به دلیل احساس قدرت و توانایی زیاد دست به کارهای خطرناکی از جمله رانندگی با سرعت بسیار بالا و پرش از ارتفاع های زیاد و ... بزند. این ها علائم جنون است. در این اختلال فرد دچار دوگانگی می شود بعد از مدتی به احساس سرخوردگی  پوچی می رسد، هیچ چیز دیگر برایش جذاب و جالب نیست و مدام رفتار های ضد و نقیض مانند خندیدن های ناگهانی یا گریه های بلند از خود نشان می دهد.(سیارک)

 عوامل به وجود آوردنده افسردگی

 انسان موجودی پیچیده با ظرفیت های ناشناخته است. این ویژگی ها گاهی برای او دردسر ساز می شود. عوامل خارجی و عوامل داخلی می توانند روح و جسم انسان را مورد حمله مستقیم و غیر مستقیم قرار دهد. در این جا ما به جنبه ی روحی انسان می پردازیم و می خواهیم عواملی که در کاهش ظرفیت روح انسان، آسب پذیری او نسبت به مسائل دنیای اطراف تاثیر دارد را مورد بررسی قرار دهیم.

تغییرات هورمونی: یکی از عوامل موثر داخلی در به وجود آمدن افسردگی تغییرات سطح هورمان هاست. به خصوص در زنان به خاطر ساختار فیزیولیژیکی بدنشان امکان دارد در بازه ای از زمان دچار افسردگی شوند. بعد از پشت سر گذاشتن این دوره های زمانی و تعدیل سطح هورمن ها فرد به حالت عادی خود باز می گردد البته ممکن است که فرد خود به خود خوب نشود و به کمک پزشک نیز نیازمند باشد.

عادات ماهیانه: یکی از علل تغییرات هورمونی شروع سیکل تخمک گذاری و عادات ماهیانه خانم هاست. در این دوره تغییراتی هورمونی در خانم ها ایجاد می شود که گاهی باعث می شود که احساس افسردگی شدیدی داشته باشند. با کاهش این تغییرات و به حالت عادی بازگشتن سطح هورمون ها احساسات فرد نیز حالت پایدار تری به خود گرفته و کم کم به حالت عادی خود بازمی گردد.

افسردگی بعد از زایمان: در هنگام بارداری هورمون های زنانه مدام دست خوش تغییرات می شوند و بدن آماده ی حمل و تحمل و تغذیه ی جنین می شود. مادر دچار اضافه وزن شده است. و در خانم هایی که  کودک اول خود را به دنیا می آورند یا تک سرپرست هستند واهمه از بزرگ کردن کودک ، آگاهی از سنگین بودن مسولیت یک کودک و عواملی دیگر باعث می شود که مادر بعد از زایمان دچار افسردگی شده و حتی شاید تاا مدت ها آمادگی پذیرش فرزند خود را نداشته باشد.(سیارک)

از دست دادن شخصی که فرد دوست دارد: روابط عاطفی و وابستگی های روانی به یک شخص می تواند یکی از عوامل به وجود آمدن افسردگی باشد. برای مثال روابط عاطفی که میان یک خانواده وجود دارد. مانند روابط عمیق پدر و فرندی و مادر و فرزندی که  اگر یکی از این روابط به دلیل فوت، مهاجرت، ازدواج و... از این روابط عاطفی خارج شود شخص وابسته تا مدت های مدید به نبودن او فکر می کند این چرخه تا شش ماه ادامه دارد اما با مرور زمان از احساس فقدان کم می شود و فرد به باور عینی نبودن این رابطه می رسد و سعی می کند که روند نرمال زندگی را دوباره از سر بگیرد. اما گاهی پیش می آید که برای برخی افراد این روند منطقی پیش نمی رود و فرد توانایی پذیرش این فقدان را ندارد در نتیجه دچار افسردگی می شود.

طلاق: منفور ترین حلال خدا. طلاق یا جدایی علاوه بر زیان های اقتصادی، زیان های عاطفی فراوانی نیز با خود به همراه می آورد. حتی اگر طلاق توافقی باشد طرفین تا مدت ها به روابطه ی از دست رفته، عمر تمام شده و خاطرات گذشته فکر می کند. این وضعیت زمانی بدتر می شود که طلاق یک طرفه بوده و یکی از زوجین هنوز خواستار ادامه زندگی باشند اما به خاطر عدم همکاری طرف مقابل مجبور تن به طلاق می دهند. تمامی این عوامل دست به دست هم می دهند که از شخص جداشده فردی را بسازند که احساس سرخوردگی و بی ارزش بودن کندو اگر سعی در تغییر طرز فکر و دیدگاه خود نکند به زودی به افسردگی مبتلا می شود.

اعتیاد: یکی از خانمان سوز ترین بلاهایی که امروز در جامعه وجود دارد اعتیاد است. این بیماری علاوه بر ضرر اقتصادی که هم به فرد و هم به اطرافیانش وارد می کند. موج عظیمی از احساسات منفی را نیز با خود به همراه می آورد و همانند سونامی هر چیزی که سر راهش قراربگیرد را ویران می کند. فرد معتاد اگر به فکر درمان نباشد تا چشم باز کند کسی در اطرافش نخواهد ماند و این خود مقدمه ی رسیدن به حس تنهایی، عدم اعتماد به نفس، احساس سرخوردگی و باراضافه بودن است و این ها نشانه ی بارز افسردگی هستند. 

از دست دادن شغل یا سرمایه: یکی از عوامل به وجودآورنده ی افسردگی که امروزه بسیار شایع است. ضرر اقتصادی است. سرمایه گذاری یک عمر زحمت در کاری که نا موفق است. مال باخته شدن به علت کلاه برداری یا عدم توانایی در تامین هزینه ها به علت مشکلات اقتصادی باعث به وجود آمدن سرخوردگی و افسردگی شود.

ارثی: یکی از عوامل به وجود آمدن افسردگی عواملی است که به وراثت وابسته هستند. افرادی که سابقه ی خانوادگی ابتلا به افسردگی دارند، نسبت به افراد دیگر بیشتر در معرض خطر ابتلا به بیماری افسردگی قرار دارند. همچنین  تحقیقات در علم ژنتیک نشان می دهد چند ژن وجود دارند که امکان دارد ناقل افسردگی دوقطبی باشند. تحقیقات بیشتر دراین مورد انجام می شود.

استفاده از داروهایی خاص برای مدت طولانی: استفاده از برخی داروها مانند داروهای کنترل کننده فشار خون، قرص هایی که برای جلوگیری از بارداری یا برای خواب استفاده می شوند می توانند حالاتی مانند حالات افسردگی را در فرد به وجود بیاورند.(سیارک)

داشتن بیماری:  افرادی که یک بار سکته قلبی کرده اند و یا با سرطان دست و پنجه نرم می کنند بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستند.

رژیم غذایی نادرست: رژیم های غذایی نادرستی که همواره شامل غذاهای چرب و شیرین و پر کالری هستند، تنوع کمی دارند و شامل مواد کم کالری و پر انرژی نمی شوند، همچنین رژیم های غذایی که شامل مواد لازم برای بدن نمی شوند باعث ایجاد افسردگی می شوند.

چاقی یا لاغری شدید: پر اشتهایی یا کم اشتهایی عصبی، افزایش وزن زیاد و کم بود وزن می تواند در اعتماد به نفس  و درنتیجه روحیه فرد تاثیرات منفی بگذارد و این خود زمینه ساز افسردگی است.

ویژگی های شخصیتی: برخی ویژگی های شخصیتی مانند: زود رنجی، عصبانیت، کم بود اعتماد به نفس، خود زشت انگاری، استرس و اضطراب همگی می توانند زمینه ساز افسردگی باشند.

راه های درمان: اولین قدم برای درمان قبول بیماری است. ابتدا فرد باید قبول کند که بیمار است و نیاز مند درمان و کمک است. این باور باعث می شود که روند ردمان زود تر و با کیفیت بهتری طی شود. دومین قدم کمک اطرافیان است. افرادی که افسرده هستند نمی خواهند سرزنش و نصیحت بشنوند و یا کسی مدام به خاطر حالشان سرزنششان کند بلکه به همراهی و همدلی و همراهی کسانی که دوستش دارند و دوستشان دارد نسازمند هستند. قدم آخر مراجعه به پزشکی ماهر است. یک پزشک خوب و باتجربه می تواند با استفاده  از تجربیات و مهارت خود به بهبود بیمار کمک کند. یادمان باشد کسانی که به این بیماری مبتلا شده اند مستعد ابتلای دوباره هستند کمی با با آنها مهربان ترباشیم .(سیارک)

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.