انقلاب اينترنت

در


براي اهداف اين مقاله، ممکن است اينترنت به عنوان ابزاري از ارتباطات تعريف شود که انتشار، تبادل و ذخيره سازي اطلاعات را ممکن مي سازد.در حال حاضر ارتباطات جهاني و جريان هاي اطلاعات وجود دارد؛ کاري که اينترنت انجام مي دهد اين است که آنها را کنار هم مي آورد و دسترسي به آنها را به صورت آني مي کند. اينترنت ارتباط فرد با فرد يا فرد با گروه ها و اشاعه جهاني را امکان پذير مي سازد. اين مهم است که اينترنت با محتوياتي که در سراسر آن تبادل يا ديده مي‌شود، به خودي خود گيج کننده نباشد، تبادلاتي که از طريق شبکه جهاني وب يا شبکه هايي که توسط افراد يا سازمان‌ها راه اندازي مي‌شوند و از آن براي مخابره استفاده مي کنند. تکنولوژي ابزار را مي سازد. افرادي که از آن استفاده مي کنند، اهدافي که اين ابزار ارائه مي دهد را تعريف مي کنند.
سرعت توسعه و گسترش اينترنت، يک پديده ي بازار محور بوده است. عرضه در درجه ي اول توسط بخش خصوصي، براي برآورده کردن تقاضاي روز افزون عمومي، تحويل داده شده است. نتيجه اين است که دسترسي به اينترنت مانند تاثير آن، به صورت تکه تکه است. شکاف ديجيتالي نه تنها بين کشورهاي فقير و غني وجود دارد، بلکه بين مردم يک کشور هم وجود دارد. با اين وجود، گسترش سريع تلفن همراه حتي در فقيرترين کشورها، و همسويي اينترنت و تکنولوژي موبايل درحال پر کردن اين شکاف است. استفاده از اينترنت همانند گسترش آن، سريعا تکامل يافته است. به عنوان مثال، در طول پنج سال گذشته در بريتانيا، تغييرات قابل توجهي در استفاده از اينترنت توسط کسب و کارها و مردم وجود داشته است . اما در سطح جهاني دنباله ي درازي از پذيرندگان و اتخاذ کنند‌گان اخير، کاربران محدود و آنهايي که اصلا هيچ دسترسي به اينترنت ندارند باقي مي مانند.( سیارک)
توماس فردمن استدلال مي کند که اينترنت نقش جياتي در هم سطح سازي ميدان بازي در سراسر جهان ايفا مي کند به اين صورت که هرکس در هر جايي قادر است تا به اطلاعات مشابهي دسترسي داشته باشد و به صورت مستقيم براي ارتباط يا انجام تجارت با هم در ارتباط باشند. اين موضوع امکان تقسيم کار بين المللي کارآمدتر هميشگي را براي مورد توجه قرار دادن برتري نسبي بازارهاي مختلف، فراهم مي کند. که اين به نوبه خودش جهان را به طور فزاينده اي هموار مي سازد. فرصت هاي اقتصادي عظیمي ايجاد مي کند. اما همچنين يک جنبه تاريک هم دارد که از طريق استفاده از اينترنت براي تقلب، پورنوگرافي و تروريسم نشان داده مي شود. اينترنت يک وسيله نقليه است که در آن اي باي و القاعده همسفر هم هستند.
بدين لحاظ، اينترنت روند را به سمت چيزي که انسان شناسان اجتماعي آن را به عنوان رشد در مقياس اجتماعي تعريف کرده اند، تقويت مي کند. جوامع بدوي انساني در مقياس کوچک بودند : مردم در گروه هاي کوچک زندگي مي کردند که به خوبي همديگر را مي شناختند، بسيار صميمي و نزديک به هم زندگي مي کردند (جيک تو جيک) و به ندرت به جاهاي دور از خانه شان مسافرت مي کردند. مردم نواحي دورتر غريبه و بيگانه بودند و به آنها بي اعتماد بودند، خصوصا اگر با يک زبان مشابه حرف نمي زدند. بهبود ترابري و ارتباطات و فعاليت هاي بازرگاني وابسته به هم مايل به گسترده تر شدن مقياس جامعه شد. ارتباطات اثر پذيري بيشتري توسط وقايع بيروني پيدا کرد؛ مردم به جاهاي دورتري مسافرت مي کردند؛ رويارويي با غريبه ها بيشتر شد. شخص به تعامل با مردم زيادي در يک منطقه جغرافيايي گسترده تر، روي آورد در حالي که تعداد کمي از آنها را مي شناخت. اين رشد در مقياس در تغيير عقايد، جامعه، ساختارهاي سياسي، آيين و مذهب منعکس شد .

اينترنت به افرادي که شايد هيچوقت به صورت رو در رو همديگر را نبينند اين اجازه را مي دهد که به صورت منظم و نزديک، حتي صميمي و مورد اعتماد با يکديگر رابطه داشته باشند. اين روابط ممکن است از روابط افرادي که به صورت فيزيکي با هم زندگي مي کنند، نزديک تر شود.

اين موضوع جوامع را قادر مي سازد که بدون نزديکي فيزيکي خودشان را بسازند يا حفظ کنند، چه جوامعي سنتي که بر اساس مليت، خانواده، شهر يا قبيله هستند و چه جوامع مدرن که بر اساس علاقه، مسائل، مذهب يا ورزش هستند. اين جوامع جانبي و پراکنده هستند، اما قادر هستند که به صورت جمعي عمل کنند. اين موضوع دو اثر خواهد داشت: ابتدا، افراد آزادانه هويت خودشان را تعيين مي کنند، به طوريکه آن ها دسترسي راحت تري به کساني که ديدگاه ها و ارزش هاي خودشان را با آن ها به اشتراک بگذارند، دارند و محدوديت کمتري توسط ديدگاه اکثريت جامعه محلي شان دارند (به عنوان مثال جوري که زندگي مي کنند يا راي مي دهند). در مرحله ي دوم، آن ها با استفاده از ابزاري که اينترنت در اختيارشان قرار مي دهد، مي توانند طرحي بريزند که هويت قدرتمندتري داشته باشند.
همچنين، انقلاب ارتباطات که اينترنت به يک يخش جدايي ناپذير آن تبديل شده است، شيوه اي که مردم با آن با هم ارتباط برقرار مي کردند را هم تغيير داد. متن و ايميل جايگزين نامه و فکس شد؛ وب سايت ها در حال تکميل کردن اين موضوع هستند و در برخي از موارد، رسانه هاي چاپي و پخشي جايگزين شدند هر چند رابطه ي بين آن ها به سرعت در حال تحول است. با توجه به نقش مهمي که ارتباطات در سازمان دهي و مديريت کشورها دارد، اين موضوع ديناميکي را مي سازد که اساسا جديد است.ترجمه  itrans.ir

نظرات

در ادامه بخوانید...