جزئیاتی هولناک در خصوص چگونگی آغاز تجارت برده ها از طریق اقیانوس اطلس

در

امسال پانصدمین سالگرد یکی از غم انگیز ترین و در عین حال مهمترین حوادث و رویداد های تاریخ جهان است؛ رویدادی که در دنیای مدرن امروزی به طور کلی به فراموشی سپرده شده است: این رویداد آغاز تجارت برده ها از قاره آفریقا به آمریکا است که از طریق سفرهای دریایی در اقیانوس اطلس صورت می گرفت. دقیقا پنج قرن پیش (هجدهم آگوست سال 1518 و اگر تاریخ را با تاریخ گریگوری یا مسیحی حال حاضر بسنجیم، بیست و هشتم آگوست 1518) بود که پادشاه وقت اسپانیا، چارلز یکم، به عنوان اصلی ترین شخصیت مطرح در تجارت برده ها از قاره آفریقا به قاره آمریکا مطرح شد. تا پیش از آن تاریخ (حداقل از سال 1510) نیز برده های آفریقایی طی بازه زمانی مشخصی از محل سکونت شان به اسپانیا و یا پرتغال منتقل شده و از آن جا، آن ها را روانه مجمع الجزایر کارائیب می کردند.

پس از تصمیم چارلز یکم مبنی بر ایجاد راهی مستقیم تر و از لحاظ اقتصادی به صرفه تر برای انتقال برده ها از قاره آفریقا به آمریکا بود که تغییرات گسترده ای در چگونگی و حجم انتقال برده ها به وجود آمد.  بنا به تخمین مورخان تا سیصد و پنجاه سال پس از شکل گیری این مسیر به دستور چارلز یکم، حداقل 10.7 میلیون برده آفریقایی به قاره آمریکا منتقل شدند و چیزی حدود 1.8 میلیون نفر از این تعداد در مسیر جان خود را از دست می دادند.

ماه جاری برابر است با پانصدمین سالگرد آغاز این رویداد غم انگیز و نا خوشایند که چنان اثرات گسترده ای از خود به جای گذاشته است که حتی هنوز هم میراث فقر، نژاد پرستی، تفاوت طبقاتی و متمرکز شدن ثروت و قدرت نزد افراد به خصوص ناشی از آن رویداد در چهار قاره بزرگ دنیا مشاهده می شود. اما این نکته را هم نمی توان نادیده گرفت که آغاز این رویداد تغییرات عمده ای در جهان به وجود آورد (از لحاظ جغرافی شناسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی) و حتی هنوز هم اثرات آن به طور کلی از بین نرفته است و تمامی این اهمیت در حالی است که هیچ کس از این سالگرد آگاهی ندارد و مسئله ای است که کمتر توجهی به آن می شود. با سیارک همراه باشید تا اطلاعات دقیق تری در این خصوص در اختیار تان قرار دهیم.

پروفسور دیوید ریچاردسون، یکی از  تاریخ شناسان متخصص دوران برده داری است و هم اکنون نیز در دانشگاه ویلبرفورس انگلستان در حال تکمیل کردن مطالعات خود در زمینه برده داری و آزاد سازی برده ها است؛ او در این خصوص عنوان کرد: «بیشتر مورخان و به طور کلی عموم مردم جامعه قادر به درک اهمیت رویدادی که در آگوست سال 1518 آغاز شد (داستان چند و چون تغییر انتقال برده ها از طریق اقیانوس اطلس) نمی باشند.». مسئله ای که بیش از پیش این اتفاق را برای نسل امروز ناراحت کننده تر می کند این است که در حال حاضر تنها دو یا سه فرد تحصیل کرده برجسته در نقاط مختلف دنیا وجود دارند که در حال تحقیق و مطالعه بر روی عوامل اصلی تأثیر گذار بر آغاز تجارت برده ها در آن سال هستند. بیشتر اطلاعاتی هم که از این رویداد به دست آمده، نتیجه تحقیقاتی است که در سه سال اخیر انجام شده و پیش از آن کمتر کسی اقدام به انجام چنین تحقیقاتی کرده است.

پروفسور دیوید ویت از دانشگاه میشیگان دیگر مورخی است که نقش تأثیر گذار و بسزایی بر روند انجام این تحقیقات داشته است؛ او نیز در این خصوص عنوان کرد: «اطلاعات تازه ای که در این حوزه به دست آورده ایم، به طور گسترده ای در حال تغییر دادن آن چیزی است که از آغاز این رویداد انتقال برده ها در ذهن ما تا کنون شکل گرفته بوده است و به آن باور داشته ایم. متأسفانه این رویداد از آن دسته اتفاقاتی است که با اقبال بسیار کمی رو به رو بوده است و مطالعات و تحقیقات بسیار اندکی در این حوزه صورت گرفته است.». در آگوست سال 1518 بود که پادشاه اسپانیا فرمانی رسمی به یکی از اصلی ترین اعضای شورای حکومتی خود یعنی لورنزو د گوریود اعلام کرد؛ فرمانی که طی آن اجازه انتقال چهار هزار برده سیاه پوست (هم مرد و هم زن) صادر شده بود. طی این فرمان برده ها به چند گروه تقسیم شده و هر یک روانه نقطه مختلفی می شدند: بخشی از آن ها به هند غربی، بخشی به مجمع الجزایر کارائیب و بخشی دیگر به آن قسمت از قاره آمریکا که از طریق اقیانوس اطلس قابل دسترسی بود. طی این فرمان برده ها می بایست از ناحیه غربی قاره آفریقا (گینه) و از طریق کشتی به این نقاط ارسال می شدند. با وجود این که بیش از صد سال است که از کشف این فرمان پادشاه اسپانیا می گذرد تا همین اواخر کسی به این مسئله علم نداشته است که آیا واقعا این سفر های دریایی انجام پذیرفته بوده اند و یا این که مسئله به همین فرمان پادشاه ختم می شود. تحقیقاتی که در چند سال اخیر انجام پذیرفته و هنوز نتایج آن به طور رسمی انتشار نیافته است نشانگر این مسئله است که دستورات چارلز یکم عملی شده است و این سفر های دریایی برای انتقال برده ها به طور رسمی از اوایل سال 1519 آغاز شده است و با انتقال هایی دیگر طی سال های 1520 و در ماه های می و اکتبر سال 1521 ادامه یافته است.

(تصویری که مشاهده می کنید تصویر فرمانی است که توسط چارلز یکم صادر شد)

تمامی این چهار سفر دریایی به منظور انتقال برده ها از بندر کشتی رانی آرگوئیم واقع در پرتغال به مقصد پورتو ریکو کارائیب بوده است. در سه سفر ابتدایی بنا به تخمین مورخان به ترتیب چیزی حدود 60، 54 و 79 برده منتقل شده اند. علاوه بر این این گونه به نظر می رسد که حداقل سفر دریایی مربوط به سال 1520 (و احتمالا سفر دیگری که در سال 1519 صورت گرفته است) توسط کشتی ای که متعلق به اسپانیا یا پرتغالی ها بوده است (کشتی ای به نام سانتا ماریا د لا لوز) صورت گرفته است. بندر آرگوئیم واقع در پرتغال قدمتی طولانی تر دارد و به نظر می رسد و پیش از آن تاریخ و در اسل 1445 احداث شده بوده است (بندری که به منظور استفاده های تجاری احداث شده بوده است). تا سال 1445 سالانه چیزی حدود هشتصد برده در این بند تجاری خریداری می شده و عازم پرتغال می شدند.

تحقیقات صورت گرفته حاکی از آن است که روند سفر های دریایی به منظور انتقال برده طی سالیان بعدی ادامه پیدا کرده است و برای نمونه سفری که در سال 1522 صورت گرفته است حداقل تعداد 139 برده به نقطه ای دیگر منتقل کرده است. سفر های دریایی دیگری که اخیرا و در سال 2016 پرده از آن ها برداشته شده است، مربوط به سال های 1527، 1529 و 1530 می شوند و به مراتب تعداد بیشتری برده طی این سفر ها منتقل شده اند: به ترتیب تعداد 257، 248 و 231 برده. بنا بر این می توان عنوان کرد که به مرور زمان تعداد برده های منتقل شده نیز افزایش یافته اند و سفر های بسیاری هم میان سال های 1518 تا 1530 انجام گرفته است که هنوز توسط مروخان و محققین کشف نشده اند. اما نکته دیگری که در این خصوص وجود دارد این است که جدای از پادشاه اسپانیا، چه کسان دیگری بوده اند که در انتقال برده ها از قاره آفریقا به مجمع الجزایر کارائیب نقش عمده داشته اند؟ تحقیقات حاکی از آن است که عمده ترین نقش را در این گونه انتقال ها همان شخصی داشت که چارلز یکم دستور انتقال برده ها را به او واگذار کرد؛ نام او لورنزو د گوریود بود؛ لورنزو اشراف زاده ای فنلاندی بود که به عنوان یکی از اعضای اصلی شورای حکومتی پادشاه وقت اسپانیا شناخته می شد.

این گونه به نظر می رسد که برای لورنزو، حکم صادر شده توسط پادشاه به گونه ای به عنوان مجوزی به این منظور استفاده می شد که کار نا شایست خود را به بهانه دستور پادشاه انجام داده و به واسطه آن برای خود مال و منالی به ارمغان آورد. او که به واسطه مفاد موجود در اجازه نامه رسمی صادر شده توسط شاه چارلز یکم، در چند و چون فروش برده ها و انتقال آن ها تام الختیار بود، تمامی اختیارات خود را با هزینه ای مشخص به لوپز د ریکالد سپرد؛ لوپز در آن زمان خزانه دار اسپانیا بود و تمامی فعالیت های مربوط به مجمع الجزایر کارائیب تحت نظارت او صورت می گرفت. لوپز بیش از سه هزار نفر از کل چهار هزار برده ای که در آن زمان در اختیار داشتند را به تاجری با نام آگوستین د ویوالدی در شهر سه ویا فروخت. آگوستین در آن زمان با تاجر دیگری به نام فرناندو واسکز در منافعی که به دست می آوردند شریک بود. تعداد باقی مانده برده ها نیز به تاجر دیگری به نام دومینگو د فرناری فروخته شد.

(تصویر چارلز یکم پادشاه اسپانیا و صادر کننده فرمان فروش برده)

در نهایت ویوالدی و واسکز حق انحصاری فروش سه هزار برده ای که در اختیار شان بود را به دو تاجر شناخته شده دیگر آن زمان فروختند: خوان د لا توره و خوان فرناندز د کاسترو. این دو تاجر با استفاده از روابط بسیاری که با افراد مختلف داشتند این سه هزار برده در اختیار شان را به نا خدای کشتی هایی می سپردند که در آن زمان به مقصد مورد نظر شان می رفت و این گونه بود که روند فروش برده ها از طریق مسیر های آبی و اقیانوس اطلس صورت می گرفت. تمامی این تجار و بازرگانانی که کم و بیش در این روند تأثیر گذار بودند، از خانواده هایی می آمدند که تجربه بسیاری در زمینه فروش برده به دست آورده و به گونه ای کسب و کار خانوادگی شان به شمار می رفت.

آفریقایی ها بهای سنگینی برای این گونه تجارت ها می پرداختند. برده فروشی اعراب در مناطق مختلف در آن زمان خود مشکلات بسیاری را به وجود آورده بود، اما این نیاز مبرم اروپایی ها که در آن زمان آغاز به توسعه صنعتی کرده بودند به برده ها بود که شرایط را بیش از پیش وخیم کرد. نا گفته نماند که بسیاری از برده هایی که در نهایت سر از بازار های برده فروشی اعراب در می آوردند و یا این که از طریق اقیانوس اطلس به نقاط دیگر می رفتند، توسط حکم رانان بومی آفریقایی دستگیر شده و به دیگران فروخته می شدند، با این وجود، در نهایت این تقاضای اروپایی ها بود که نقش اصلی را در این ماجرا ایفا می کرد. این گونه اقدامات و برده فروشی ها در نهایت سبب ایجاد جنگ ها و درگیری های داخلی خون باری در قاره آفریقا شد. چرا که در میانه های قرن شانزدهم میلادی بود که به واسطه بر آورده کردن نیاز های خریداران اروپایی، حکمرانان بومی آفریقایی به تعداد بیشتری از مردم قاره خود برای فروش به عنوان برده نیاز پیدا می کردند: به این معنا که باید جنگ ها و درگیری های بیشتری برای اسیر گرفتن به راه می انداختند. بنا بر این می توان عنوان کرد که فرمان صادر شده توسط چارلز اول که قدمتی پانصد ساله دارد، نه تنها سبب شد بسیاری از مردم توسط حکمرانان خودکامه و عوامل جیره خورشان دزدیده شوند و زندگی پر درد و رنجی را تحمل کرده و پشت سر بگذارند، بلکه هم از لحاظ سیاسی و از لحاظ نظامی قاره آفریقا را به مسائل عدیده ای رو به رو کرده و آن را به مرور زمان به ورطه نیستی و نابودی کشاند.

اما این اتفاقات نا خوشایندی که در قاره آفریقا به وقوع می پیوست به یک فاجعه انسانی دیگر در بخشی از اقیانوس اطلس که به قاره آمریکا مرتبط می شد نیز ارتباط داشت و ابعاد آن به واسطه تحقیقات اخیر مشخص شده است. در حقیقت اصلی ترین دلیلی که به واسطه آن کشور های اروپایی به برده نیاز پیدا می کردند این بود که (برده هایی که به کارائیب فرستاده می شدند) از زمان تبدیل شدن بخش های زیادی از جزایر کارائیب به مستعمره های اسپانیا، بیش از سه میلیون نفر از مردم بومی این مناطق توسط نیرو های نظامی اسپانیا به قتل رسیده و یا به واسطه عواملی چون قحطی جان خود را از دست داده بودند و اسپانیایی ها مجبور بودند برده هایی که به خدمت می گرفته و با پول خریداری می کردند را در این مناطق به عنوان نیروی کار استخدام کنند. در سال 1492 بود که کریستوف کلمب جزیره هیسپانیولا (یکی از جزایر منطقه کارائیب) را کشف کرد و در آن زمان حداقل چیزی حدود دو میلیون نفر در این جزیره ساکن بودند که تا سال 1517 هشتاد درصد از جمعیت این جزیره کاسته شد و تمامی این ها به واسطه فعالیت های نظامی اروپایی ها در این منطقه بود (قتل، غارت، قحطی، اعدام و ...) و هیچ حقی برای مردم بومی این منطقه به رسمیت شناخته نمی شد. بسیاری از مردم بومی منطقه نیز مجبور به فرار به رشته کوه های اطراف جزیره شدند و به این صورت از دسترس اسپانیایی ها در امان ماندند. تنها تحقیقات باستان شناسی اخیر بوده که نشان می دهد جمعیت واقعی این جزیره در زمان گذشته چگونه بوده است: حقیقت این است که تا سال 1514 تنها بیست و شش هزار نفر از جمعیت ساکنان بومی منطقه زنده مانده بودند. همین کاهش جمعیت مردم بومی بود که بیش از هر چیز دیگر سبب اجرای اجازه نامه خرید و صدور برده به این مناطق توسط پادشاه وقت اسپانیا شد. اسپانیایی ها می خواستند از این مسئله کسب اطمینان کنند که معادن کشف کرده و فعالیت های مربوط به کشاورزی شان در جزیره هیسپانیولا و سایر جزایر مستعمره شان در کارائیب، به واسطه نبود نیروی کار، متوقف نخواهد شد. مصیبت دیگری که در آن زمان گریبان گیر آن دسته از مردم بومی مناطق واقع در کارائیب که به کار برای نیرو های خارجی و متجاوز تن در داده بودند شد، رواج بیماری آبله بود که جان چیزی حدود دو سوم کل مردم باقی مانده را گرفت (واقعه ای که تاریخ آن به اواسط سال 1518 باز می گردد).

با تمامی این تفاسیر می توان عنوان کرد که سال 1518 که در آن فرمان رسمی شکل گیری مسیر های مستقیم دریایی برای انتقال برده از قاره آفریقا به قاره آمریکا صادر شد، یکی از تأثیر گذار ترین سالیان تاریخ بشر است. اما صرف نظر از مطالبی که در این مقاله عنوان شده است، کمتر در جای دیگری از آن صحبت به میان می آید و به طور کلی در حال فراموش شدن است. بخش اعظم این فراموشی به واسطه نبود نیرو های تحقیقاتی ای است که وقت خود را صرف مطالعه در خصوص این فرمان نامه و وقایع مرتبط با آن سالیان کنند. البته نکته دیگری که به این فراموشی دامن می زند نقش تأثیر گذار کشور های پرتغال و اسپانیا در آغاز برده داری و پیش برد فعالیت های مرتبط با آن است که به هیچ عنوان دوست ندارند مردم نقاط مختلف دنیا دید بدی به واسطه این گونه فعالیت ها شان در تاریخ، نسبت به آن ها پیدا کنند.

علاوه بر آن چه عنوان شد، دولت ها و سازمان های گوناگونی که بر ضد برده داری فعالیت می کرده اند، بیشتر تمرکز خود را بر روی شورش های برده ها و این گونه فعالیت ها گذاشته و آن ها را به خاطر مردم می آورند (شورش هایی که در نهایت سبب پایان گرفتن دوران برده داری شد) و کمتر در خصوص اتفاق هایی صحبت به میان می آورند که در درجه اول سبب آغاز این گونه فعالیت ها شد. نکته ای که نباید فراموش کنیم این است که آن دسته از وقایع تاریخی که نشان می دهند چگونه فاجعه هایی این چنینی به بار آمده اند، به همان اندازه حائز اهیمت اند که داستان های الهام بخش تاریخی و باید این گونه وقایع تاریخی را نیز شناخته و راجع به آن ها اطلاعات کسب کنیم تا اشتباهات نیاکان خود را تکرار نکنیم.

نظرات

در ادامه بخوانید...

تمجید هروه رنار، سرمربی تیم ملی مراکش از رونالدو

در

هروه رنار، سرمربی فرانسوی تیم ملی مراکش، که درحال آماده سازی تیمش برای حضور در رقابتهای این دوره جام جهانی در روسیه است، به تمجید از ستاره پرتغالی، رونالدو پرداخت. او عنوان کرده که تأثیر رونالدو در دنیای فوتبال چیزی نیست که بتوان نادیده گرفت، دردوران پرفروغی که این بازیکن داشته رکوردهای زیادی به نام خود ثبت کرده و پنج بار نیز توپ طلای بهترین بازیکن جهان را ازآن خود کرده است؛ لیونل مسی هم پنج بار به این عنوان دست یافته. رونالدو در فصل گذشته رقابتهای لالیگا 25 گل به ثمر رساند و 6 پاس گل داد و نقش کلیدی در قهرمانی کهکشانی ها داشت. در جدول برترین گلزنان فصل گذشته سوم شد و بهترین آمار را از این نظر در تیمش داشت. در لیگ قهرمانان اروپای فصل گذشته نیز او دوازده بار دروازه حریفان خود را گشود و شش پاس گل داد (طی 13 بازی) و از این نظر آماری فوق العاده به نام خود ثبت کرد. در دیدار رفت نیمه نهایی مقابل اتلتیکو مادرید هت تریک کرد و در فینال دو گل در مقابل یوونتوس به ثمر رساند و درنهایت برترین گلزن این رقابتها عنوان گرفت. در نهایت مهمترین عنوانی که سال گذشته رونالدو به آن دست یافت، بی شک، توپ طلای بهترین بازیکن جهان است. با این توپ طلا رونالدو توانست به رکورد مسی دست یابد و درکنار او قرار گیرد.

تیم ملی مراکش، به هدایت هروه رنار، در مرحله گروهی رقابتهای جام جهانی با اسپانیا، ایران و پرتغال هم گروه شده است و حالا این سرمربی فرانسوی به مناسبت دیدار تیمش با پرتغال به تمجید از این بازیکن پرداخته است. او درگفتگویی که با سایت «گل» داشت گفت: «رونالدو؟ بازیکن بی نظیری است. شاید تنها بتوانم نام مسی را کنار او قرار دهم.  البته هربازیکنی قابلیتهای ویژه ای دارد که در نوع خود قابل احترام است اما من رونالدو را یکی از بهترین بازیکنانی می دانم که دنیای فوتبال تاکنون به خود دیده است. شایسته نیست قابلیتهای اورا زیر سوال ببریم. بهتر است با دقت بیشتری عملکرد اورا بررسی کنید تا متوجه صحبتهای من شوید.»

سرمربی تیم مراکش، با تیمی قدرتمند پا به این مسابقات می گذارد؛ کسانی چون مهدی بن عطیه، که اکنون در باشگاه یوونتوس توپ می زند و حکیم زیک، که به تازگی با قراردادی یازده میلیون یورویی به آژاکس آمستردام پیوسته است. اما کسی که دراین میان توجه بیشتری را به خود جلب کرده، اشرف حکیمی، هم بازی کریستیانو رونالدو در رئال مادرید است. این بازیکن 19 ساله جوان و آتیه دار مراکشی، پانزده بازی با پیراهن رئال انجام داده و درکنار رونالدو در ترکیب تیم قرار گرفته است و یکی از بازیکنانی است که رنار حساب ویژه ای روی او می کند. رنار در رابطه با او گفت: «بله. او واقعا عملکرد بی نظیری داشته است. در نوزده سالگی به رئال مادرید پیوسته و بازی در این سطح فوتبال جهان، اورا به پیشرفت چشمگیری خواهد رساند. باور دارم در آینده نام اورا بیشتر خواهیم شنید. در چندبازی برای تیم ملی به ترکیب اصلی رفته و عملکرد خوبی داشته است. من از اینکه یک بازیکن نوزده ساله به این خوبی است شگفت زده می شوم. یکی از نکات مهمی که باید در رابطه با او خاطرنشان کنم این است که با وجود موفقیتهایی که کسب کرده است، همان انسان متواضعی باقی مانده که بود. خود را گم نکرده و به خود به چشم یک ستاره نمی نگرد. این برای من ارزش زیادی دارد و قابل احترام است.

تیم ملی مراکش در نخستین دیدار خود در چهارچوب رقابتهای جام جهانی به مصاف تیم ملی ایران می روند و سرمربی فرانسوی مراکش امیدوار است بهترین نتیجه ممکن را در این بازی به دست آورد. پس از این دیدار آنها به مصاف پرتغال و اسپانیا خواهند رفت. باوجود اینکه مراکش در یکی از دشوارترین گروه های این دور از رقابتها قرار گرفته، سرمربی این تیم، امیدوار است و قصد دارد تیم را با تمام توان به رقابتها بفرستد. او گفت: «اینکه در ابتدا در مقابل کدام تیم قرار بگیریم اهمیتی ندارد، مهم این است که با تمام توان وارد این رقابتها شویم و تلاش کنیم از دور گروهی مسابقات صعود کنیم. با تجربه و شناختی که طی این چند سال از بازیکنانم به دست آورده ام، می توانم بگویم که گاهی ما در شروع بازیها دچار مشکل می شویم. اما کمی که می گذرد شرایط کاملا تغییر می کند و عملکرد بازیکنان بهتر می شود. البته گاهی هم برعکس این ماجرا اتفاق افتاده است. بنابراین می توان گفت که یک قاعده کلی یا چیزی که بتوان روی آن حساب کرد در فوتبال وجود ندارد. مهمترین مسئله برای بازیکنانم این است که با تمام توانشان در دو رقابت ابتدایی بازی کنند و سپس به بازی بعدشان فکر کنند. بهتر است زیاد خیال پردازی نکنیم و بیشتر تمرین کنیم. راستش را بخواهید فکر اینکه در دور گروهی مسابقات حذف شویم مرا بسیار غمگین می کند. ما تنها برای بودن در این مسابقات، تمرین نمی کنیم. ما می خواهیم به مرحله بعدی صعود کنیم و برای کسب پیروزی به میدان برویم. امیدوارم اینگونه باشد.»

تیم ملی مراکش در آخرین دیدار گروهی خود به مصاف اسپانیا خواهد رفت. زمانی که از او در رابطه با این رویارویی سوال شد، او درجواب گفت: «اسپانیا تیم فوق العاده خوبی دارد. تمامی بازیکنانش در تیم های باشگاهی سطح اول جهان بازی می کنند و بی شک یکی از تیمهایی است که شانس قهرمانی در این رقابتها را دارد. آلوارو موراتا و دیگو کاستا هر دو در ترکیب اصلی تیمها باشگاهیشان بازی می کنند و مهاجمان خوبی هستند. بنابراین مشکلی در خط حمله نخواهند داشت و مطمئنا یکی از تیمهای محبوبی هستند که همیشه در جام جهانی حضور دارند. اما اینها تأثیری روی ما نخواهد گذاشت و با تمام توان در مقابل آنها صف آرایی خواهیم کرد.(سیارک)

نظرات

در ادامه بخوانید...

از صدر نشینی ایران در گروه بی تا هتریک رونالدو

در

سن پترزبورگ، روسیه، در وقت های نفس گیرِ اضافه بازی ایران در مقابل مراکش بود که بازیکن تعویضی مراکشی ها، عزيز بو هدوز، با یک گل به خودی دروازه تیم اش را باز کرد و تمامی مردم ایران را غرق در شادی ای وصف ناپذیر کرد. شادی ای که در نهایت با پیروزی یک بر صفر ایران در مقابل مراکش به پایان رسید و با نتیجه تساوی ای که شب گذشته در بازی اسپانیا مقابل پرتغال رقم خورد، فعلاً این تیم ملی ایران است که صدر نشین گروه بی شده است. اتفاقی که کمتر کسی انتظار وقوع آن را داشت.

تیم های ملی ایران و مراکش، طی قرعه کشی ابتدای جام، در گروهی بسیار سخت قرار گرفته اند و با وجود تیم های بزرگی چون اسپانیا و پرتغال در گروه شان، از شانس کمی برای صعود به مرحله حذفی مسابقات برخوردار هستند، اما پیروزی ایران در مقابل مراکش، اتفاقی بود که خوش بین ترین هواداران ایرانی هم به سختی می توانستند تصور کنند و این می تواند شروعی بر یک شگفتی برای تیم ملی ایران باشد. این در حالی است که تیم ملی مراکش در سوی دیگر عملکرد فوق العاده ای در مرحله انتخابی داشت و در تمام طول مسابقات دروازه خود را بسته نگاه داشته بود و حالا با این شکست، تیم با انگیزه مراکش کار بسیار دشواری برای صعود به مرحله بعدی در پیش خواهد داشت.

احسان حاج صفی، که در این بازی در پست مدافع چپ بازی می کرد، در حالی که پنج دقیقه از وقت های تلف شده گذشته بود، با ارسالی زیبا به روی دروازه حریف باعث شد تا عزیز بو هدوز، دروازه خودی را با یک ضربه سر باز کند. ضربه سری که منیر محمدی، دروازه بان مراکشی ها را تسلیم کرد و نتوانست برای بسته نگاه داشتن دروازه اش کاری صورت دهد.

آخرین پیروزی تیم ملی ایران در جام جهانی به سال 1998 باز می گردد. پیروزی ای که در مقابل تیم ملی آمریکا، نصیب ایران شد. یاران کارلوس کی روش و کادر فنی اش که پس از بیست سال دوباره قادر به نائل آمدن به این مهم شده بودند، سر از پا نمی شناختند و به قدری احساساتی شده بودند که دوست نداشتند زمین را ترک کنند و پس از گذشت مدت زمانی طولانی بود که در نهایت پس از در آغوش کشیدن یکدیگر و شادی کردن، زمین را ترک کردند.

از نکاتی که در خصوص این شادی طولانی مدت ایرانی ها می توان ذکر کرد، این بود که بازیکنان کارلوس کی روش، سر مربی تیم را به روی دستان خود گرفته و به هوا پرتاب می کردند و خود را مدیون این مربی کار کشته و با تجربه می دانستند. بله این تاکتیک فوق العاده مربی پرتغالی در دفاع پر تعداد و به دست گرفتن کنترل توپ در میانه زمین بود که در نهایت، تاکتیک های هره رنار را نقش بر آب کرد و رقم بخش پیروزی تیمش در برابر تیم قدرتمند مراکش شد.

کارلوس کی روش، که کمک مربی گری سر الکس فرگوسن و نیز سرمربی گری تیم باشگاهی رئال مادرید را در کارنامه خود دارد در این خصوص عنوان کرد: «برنامه ما از اولین دقایق بازی این بود که بازیکنان مراکشی را از لحاظ روحی تضعیف کنیم. برای رسیدن به این مهم، باید تمامی بازیکنان خوب و خلاق این تیم را به شدت تحت فشار می گذاشتیم و امکان بازی سازی و گلزنی را از آن ها می گرفتیم، که خوشبختانه، بازیکنانم به خوبی از پس این کار بر آمدند. نخستین بازی در هر تورنومنتی که باشد سخت و دشوار و نفس گیر است این بازی که جای خود دارد. اما بازی زیبایی بود. بازی فوق العاده ای بود.

بو هدوز که مسبب اصلی شکست تیم اش بود، با چشمانی اشک بار زمین را ترک کرد و بسیار ناراحت بود. این دومین اتفاق ناخوشایندی بود که در این هفته برای فوتبال مراکش رخ داد. آن ها برای میزبانی رقابت های 2026 نیز کاندید شده بودند که موفق به دستیابی به آن نشدند.

هروه رنار، در نشست مطبوعاتی پس از این بازی عنوان کرد: «بازیکنان ام در شرایط روحی بسیار بدی هستند و ما شکست خوردیم، اما کسی جز ما مقصر این شکست نیست. ما در برابر تیمی بازی کردیم که در بیشتر اوقات بازی مشغول به دفاع بود و نتوانستیم از موقعیت های خود برای به ثمر رساندن گل بهره بگیریم، در نهایت هم همین مسئله مسبب اصلی این شکست دلخراش برای ما شد. کسی جز ما مقصر این شکست نیست و من خود را نیز مسئول آن می دانم. اما حالا باید خود را برای دو بازی دیگری که در پیش داریم آماده کنیم.»

گذشته از تمامی این صحبت های و غم ها و شادی هایی که این مسابقه برای دو طرف به همراه داشت، نمی توان از عملکرد فوق العاده خوب بازیکنان با استعداد مراکشی هم غافل شد. بازیکنانی که بنا به صلاح دید هروه رنار به خوبی در پست های مختلف قرار گرفته بودند. نکته ای که در خصوص این بازی حائز اهمیت است و جای تعجبی برای ما ندارد، عملکرد فوق العاده خوب خط دفاعی هر دو تیم است که قادر بودند در تمام طول رقابت های انتخابی دروازه خود را بسته نگاه دارند، با این تفاوت که ایران تنها در بازی خود در مقابل سوریه، به دلیل اشتباهات فردی در خط دفاعی دروازه خود را باز شده دید. البته نا گفته نماند که مراکش هم در طول رقابت ها یک گل دریافت کرد، اما عملکرد کلی خط دفاعی این تیم در هشت بازی انتخابی برای جام جهانی، فوق العاده بوده است.

در بیشتر اوقات بازی، این تیم ملی مراکش بود که توپ و میدان را در اختیار گرفته بود و حملات خود را بیشتر از سمت راست تدارک می دید، جایی که احسان حاج صفی، برای ایران از آن دفاع می کرد. این استراتژی هروه رنار، می رفت تا در ابتدای نیمه اول جواب دهد، جایی که نوردین آمبرابات، توانست حاج صفی را از پیش رو بردارد و توپ را روی دروازه ارسال کند، ارسالی که نهایتاً با ضربه سر یونس بلهندا از نزدیکی دروازه به بیرون رفت.

یکی از نکاتی که سبب این برتری قاطع مراکشی ها نسبت به بازیکنان تیم ملی ایران شود، محرومیتی بود که فیفا برای هافبک دفاعی این تیم سعید عزت الهی در نظر گرفته بود و ایرانی ها از این لژیونر مشغول در روسیه خود محروم بودند که سبب شد تا هافبک خلاق و بازی ساز مراکشی ها، مبارک بوسوفا، خط دفاعی ایران را به شدت تحت فشار قرار دهد و مراکش به این خاطر می توانست حملات پر تعدادی روی دروازه ایران داشته باشد.

همین فشار حملات مراکشی ها می رفت تا در دقیقه نوزدهم بازی، آن ها را پیروز میدان کند، زمانی که مهدی بن عطیه یک شوت سنگین روانه دروازه ایرانی ها کرد و علیرضا بیرانوند، دروازه بان تیم ایران، به خوبی از پس مهار این توپ بر آمد و دروازه تیمش را بسته نگاه داشت. به زودی مشخص شد که کارلوس کی روش، دقیقاً همین استراتژی دفاع و ضد حمله را برای تیمش در نظر گرفته است، زمانی که تنها دو دقیقه پیش از سوت پایان بازی، سردار آزمون، مهاجم ایرانی ها، می رفت تا دروزاه حریف را در موقعیتی تک به تک باز کند که همانند بن عطیه ناکام ماند. ضربه ای که سردار آزمون روانه دروازه مراکشی ها کرد با دفع منیر محمدی همراه شد و علیرضا جهانبخش هم نتوانست در ریباند این توپ را به تور دروازه برساند.

در نیمه دوم اما از فشار تیم مراکش کاسته شده بود و دیگر توان اولیه را نداشته و بازی به ثباتی نسبی رسیده بود، اما باز هم در این نیمه موقعیتی خطرناک نصیبشان شد که حکیم زیچ، ضربه ای روانه دروازه تیم ایران کرد، که با واکنش خوب علیرضا بیرانوند همراه شد. پس از آن و در دقایق پایانی بازی بود که بن هدوز آن گل به خودی را زد و پس از بیست سال شادی زائد الوصفی برای ایرانی ها به ارمغان آورد.

شب گذشته در کنار بازی مراکش و ایران، شاهد نخستین بازی دو کشور اسپانیا و پرتغال نیز بودیم، دو تیمی که هر یک به نوعی مدعی قهرمانی در جام جهانی امسال هستند. اتفاق جالب توجهی که در این بازی رخ داد و آن را در ذهن همه ماندگار کرد، هتریک فوق ستاره پرتغالی ها، کریستیانو رونالدو بود که با گل زیبای دقیقه هشتاد و هشتش توانست هم هتریک خود را کامل کند و هم یک تنه، یک تساوی در برابر تیم فوق العاده اسپانیا برای تیمش به ارمغان بیاورد.

در نیمه نخست بازی، رونالدو دو بار قادر به باز کردن دروازه اسپانیا شد، اما در دقایق ابتدایی نیمه دوم بازی، نتیجه زحمات رونالدو با دو گلی که اسپانیا طی سه دقیقه به ثمر رساند، می رفت تا بر باد رود. اما این تمام ماجرا نبود و در نهایت، ناچو فرناندز، با یک شوت فوق العاده زیبا از پشت محوطه جریمه، اسپانیا را سه بر دو پیش انداخت. ضربه ای که پس از اصابت با تیر دروازه، وارد گل شد.

در دقایق پایانی بازی که دیگر کسی انتظار اتفاق به خصوص را نمی کشید، رونالدو، خارج از محوطه جریمه یک ضربه آزاد برای تیم ملی پرتغال به ارمغان آورد. در نهایت هم این خود رونالدو بود که پشت ضربه ایستگاهی ایستاد، و با یک شوت فوق العاده زیبا و فنی دروازه حریف را باز کرد. ضربه ای که داوید د خیا، سنگربان اسپانیایی ها، تنها تماشاگر گل شدن آن بود و کاری از دستش بر نمی آمد.

شرح دو گل نخست رونالدو: در دقیقه چهارم بازی بود که کریستیانو رونالدو، با زیرکی خود یک ضربه پنالتی نصیب تیمش کرد و خود آن را به گل نشاند. پس از آن نیز در همان نیمه اول، شوتی روانه دروازه کرد که با اشتباه عجیب د خیا، وارد دروازه شد.

در سوی دیگر اما، این دیگو کاستا بود که توانست دو گل حیاتی برای تیمش به ثمر برساند؛ گل اول که روی پاس چیپ فوق العاده زیبای آندرس اینیستا و حرکت انفرادی خود او به دست آمد و در گل دوم روی یک ضربه ایستگاهی، در نهایت سرخیو بوسکت بود که در محوطه ضربه سری برای دیگو کاستا فرستاد و او توپ را به گل تبدیل کرد. حال با کسب این تساوی در مقابل پرتغال، پس از اخراج سرمربی اسبق این تیم، لوپتگی، تنش ها در اردوی اسپانیا برای یک هفته ای دو چندان می شود و سرنوشت این گروه، و صدر نشینی آن برای آن ها بسیار مهم خواهد بود.

باید منتظر بازی های روز چهارشنبه و دوشنبه این گروه ماند و دید که آیا تیم های ملی ایران و مراکش شگفتی ساز خواهند شد و یا اینکه همه چیز طبق پیش بینی های اکثر منتقدان و تفسیر گران پیش خواهد رفت؟ به هر حال فوتبال است و هزار اتفاق...

نظرات

در ادامه بخوانید...

«معجزه ای به نام کی روش»؛ تحلیلی بر عملکرد سرمربی تیم ملی ایران و بازی های آینده

در

«سوپرمن تنها در کارتون ها وجود دارد»، این بخشی از صحبت های کارلوس کی روش در مصاحبه ای بود که روز گذشته با رسانه ها داشت و این جمله را در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگارانی عنوان کرد که ادعا می کرد کارلوس کی روش، دارای قدرت های ماوراء طبیعی است.

در طی تاریخی که از فوتبال به یاد داریم و با تمامی تورنومنت ها و بازی های مختلفی که تا کنون دیده ایم، بیشتر این بازیکنان بوده اند که از نقشی تأثیر گذار در سرنوشت تیم شان برخوردار بوده و در نهایت همین بازیکنان بوده اند که کشوری یا تیمی را به قهرمانی در رقابت های گوناگون رسانده اند، با این حال بازی ای که بعد از ظهر جمعه در سن پترزبورگ روسیه، میان تیم های ملی مراکش و ایران، مشاهده کردیم، کمی شرایط را تغییر داد و با دیدن این بازی می توان به این نتیجه رسید که تا چه حد یک سرمربی کارکشته و با تجربه می تواند در سرنوشت تیمش مؤثر باشد. همانگونه که کارلوس کی روش طی این سال ها تیم ملی ایران را بدل به سدی محکم در برابر حریفان خود کرده و با پیشرفت چشمگیری که عایدشان شده، فاصله قابل ملاحظه ای با سایر تیم های آسیایی گرفته اند.

تیم ملی ایران بخش اعظم این موفقیت خود را مدیون کارلوس کی روش، سرمربی خود است که بازیکنان این تیم را بدل به یک تیم کاملاً یکپارچه کرده که در جای جای زمین وظایف خود را به خوبی انجام می دهند. ابتدا در سال 2014 بود که ایران با کارلوس کی روش پا به جام جهانی گذاشت و بازی چشم نواز ایرانی ها در برابر نایب قهرمان آن سال، آرژانتین، هنوز در خاطر بسیاری از ایرانی ها مانده است. جام جهانی امسال بار دومی است که تیم ملی ایران به همراه کارلوس کی روش پا به این رقابت ها می گذارد و این در تاریخ فوتبال ایران بی سابقه است.

البته تمامی زحمت های چندین ساله کارلوس کی روش و بازیکنان در بازی روز جمعه در برابر تیم قدرتمند قاره آفریقا، به نتیجه رسید و ایرانی ها توانستند دومین پیروزی خود در این رقابت ها را به دست آورند. عملکرد این تیم در بازی مقابل مراکش به گونه ای بود که به وضوح می توان تدابیر یک سرمربی کارکشته و خوب را در پس بازی بازیکنان دید. همانند یک بوکسور هوشمند، تیم ایران به واسطه خط دفاعی قدرتمند خود توانست حملات مراکشی ها را در دقایق ابتدایی بازی به خوبی دفع کند و این سبب شد به مرور بازیکنان مراکش روحیه و اعتماد به نفس خود را از دست بدهند. همین مسئله بود که مسبب تدارک چند ضد حمله توسط تیم ملی ایران در بازی شد و در نهایت در دقایق پایانی نیمه دوم، این تیم ملی ایران بود که به گل رسید و فاتح این بازی لقب گرفت.

بیشتر از همه این کارلوس کی روش بود که از این پیروزی لذت برد، چرا که ثمره زحمت های خود در طول یازده سال گذشته و در شرایطی دشوار را می دید. او به خوبی تیم ملی مراکش را مورد بررسی قرار داده بود و می دانست که در ابتدای بازی با تمام وجود برای رسیدن به گل حمله خواهند کرد. او در مصاحبه خود پس از بازی گفت: «ما به خوبی از این نکته آگاهی داشتیم که مراکشی ها حملات گسترده ای روی دروازه ما ترتیب خواهند داد و تنها چاره ما این بود که روحیه آن ها را خراب کنیم. برای رسیدن به این مهم هم تنها راهی که به نظر عاقلانه می رسید این بود که تمامی بازیکنان خلاق آن ها را تحت فشار بگذاریم و امکان بازی سازی از آن ها را بگیریم. تنها به این وسیله قادر بودیم آن ها را خسته و کلافه کنیم.»

اما آیا واقعا اینقدر پیروزی تیم ملی ایران تعجب بر انگیز بود؟ ایران تیمی است که از جام جهانی گذشته تا کنون در هیچ بازی رسمی ای شکست نخورده است و طی ده بازی مرحله انتخابی در قاره آسیا، حریفان ایران تنها دو بار قادر به باز کردن دروازه این تیم بوده اند. همانند تیم ملی ایسلند، ایران نیز گواهی بر این ادعا است که یک تیم واحد و یکپارچه تا چه اندازه می تواند قدرتمند شود. و این یکپارچگی را ایران مدیون سرمربی با تجربه خود است. کارلوس کی روش در ادامه مصاحبه خود و برای تأکید بر این که قدرت ماورائی ندارد عنوان کرد: «پای هیچ جادو و یا معجزه ای در میان نبود. ما به این خاطر در این بازی پیروز میدان شدیم که برای نود دقیقه توانستیم تمرکز تیمی خود را حفظ کنیم و روحیه خود را در برابر حریف قدرتمندمان حفظ کردیم.»

البته نا گفته نماند که کارلوس کی روش از «مسئولیت پذیری، روحیه و خوش قلبی» بازیکنان خود نیز تشکر کرد و به آن ها مفتخر بود، اما نکته ای که در این خصوص وجود دارد این است که این بازیکنان، به احتمال زیاد اگر، تحت سرمربی گری یک شخص بی تجربه تر قرار می گرفتند، قادر به آفرینش چنین اتفاق های خوشایندی نمی شدند.

کریم انصاری فرد نیز که از بازیکنان خوب تیم ملی ایران و شاغل در لیگ یونان است در مصاحبه پس از بازی خود، کمال تشکر را از سرمربی شان داشت و قدر دان زحمات او بود: «اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم، باید بگویم که ما یکی از فوق العاده ترین سرمربی هایی را در اختیار داریم که در حال حاضر در دنیای فوتبال فعالیت می کنند. او با تمام وجودش از ما حمایت می کند. از همان زمانی که پا به تیم ملی گذاشت و طی تمامی این هفت سالی که در کنار ما بوده است، همیشه هوای ما را داشته است. او برای ما می جنگد و راه و مسیر را به ما نشان می دهد. روزی نیست که ما چیز تازه ای از او یاد نگیریم. ما به داشتن او به عنوان سرمربی خود افتخار می کنیم.»

چیزی که ارزش این پیروزی و موفقیت های کارلوس کی روش را دو چندان می کند، تمامی محدودیت ها و شرایط دشواری است که پیش از ورود به جام جهانی سد راه خود می دید. کارلوس کی روش، به خاطر برخی مسائل، نتوانست برای خود بازی های دوستانه خوبی فراهم کند تا پیش از ورود به این مسابقات، کمی آمادگی بیشتری پیدا کنند و به خوبی بتوانند وظایف خود را انجام دهند. حتی تیمی چون یونان هم که قرار بود بازی دوستانه ای برابر ایران داشته باشد، در نهایت از این بازی انصراف داد و تنها تیم هایی که ایران توانست محکی نسبی در برابرشان داشته باشد، تیم های ملی روسیه و ترکیه بودند. کارلوس کی روش در این خصوص نیز عنوان کرد: «بله، نه زمین خوب برای تمرین داشتیم، نه کمپ مناسبی که تیم را به آن ببریم و نه بازی های دوستانه در مقابل تیم هایی خوب. به این مسائل تحریم ها را هم اضافه کنید.». همین ماه اخیر بود که کمپانی بزرگ ورزشی نایک، تمامی معامله های خود با ایران را فسخ کرد تا شرایط تحریم های جدیدی که دونالد ترامپ علیه ایران وضع کرده است را رعایت کرده باشد و این بازیکنان را به شدت آزرده خاطر کرد. حالا اما شرایط به گونه ای شده است که همه با جان و دل خواهان آن هستند که کارلوس کی روش به سرمربی گری خود در ایران ادامه دهد و یک جام جهانی دیگر نیز با یکدیگر تجربه کنند. کریم انصاری فرد، در مصاحبه خود پس از بازی با تمام وجود از سرمربی شان خواست که کنار آن ها بماند، فارق از این که در این یک ماه پیش رو چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. او در این خصوص گفت: «اگر بتوانیم او را به عنوان سرمربی خود نگه داریم، فرصت بزرگی در اختیارمان خواهد بود. ما امیدواریم، امیدواریم که او در تیم بماند. با تمام وجودمان دوست داریم که کی روش در کنار مان بماند. راستش را بخواهید، حالا که هفت سال از زمانی که او به تیم آمده است، می گذرد، دیگر کاملاً به او عادت کرده ایم و او بدل به یکی از هم تیمی های ما شده است. او با تمام وجود برای تیم ملی ما تلاش می کند و تمام وقت خود را صرف کارش می کند. او لایق ماندن در کنار ما است و لایق این که مردم ایران را خوشحال و مفتخر کند.»

اما از تمامی این صحبت ها که بگذریم و نظری به آینده بیندازیم، ایران دو بازی بسیار دشوار و حیاتی در برابر تیم های ملی اسپانیا و پرتغال پیش رو خواهد داشت. حداقل تا پیش از فرا رسیدن موعد اولین مسابقه که چهارشنبه همین هفته است اما، تیم ملی ایران، صدر نشین گروه بی باقی خواهد ماند. بازیکنان تیم ملی ایران ثابت کرده اند که بسیار بسیار بهتر از آن چیزی هستند که بسیاری فکر می کنند (به خصوص مراکشی ها که حریف را دست کم گرفتند) و در کنار هم همچون سدی استوار، حریفان خود را خسته و آزرده می کنند. به همین خاطر است که حال باید این سؤال را از خود بپرسیم که واقعاً چرا نباید امکان خلق یک شگفتی توسط آن ها وجود داشته باشد؟ شگفتی ای که بیش از همه، پرتغال و اسپانیا را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

و این مرد فوق العاده و مربی سابق تیم باشگاهی رئال مادرید و البته تیم ملی پرتغال، به خوبی همه را متقاعد کرد که او هم همانند سایرین یک انسان عادی است که ثمره زحمات و تلاش های بی وقفه خود را می بیند و به خوبی می داند این دو بازی برای تیمش از چه اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. او در این خصوص گفت: «اگر بازی برابر مراکش، برای ما حکم فینال جام جهانی را داشته باشد، باید بگویم که بازی در برابر اسپانیا، برای ما حکم فینال جام کهکشان ها را دارد.»

نظرات

در ادامه بخوانید...

فکر می کردیم اینگونه صداها به تاریخ پیوسته است

در

شب گذشته، تیم ملی اسپانیا توانست بازی خود مقابل ایران را با پیروزی پشت سر بگذارد، اما نکته مهمی که درخصوص این بازی وجود داشت این بود که شاید سال ها بود ندیده بودیم بازیکنان اسپانیا برای کسب پیروزی این گونه به زحمت بیفتند. بازیکنان تیم ملی ایران، همانند گذشته یک تیم واحد و قدرتمند بودند و همگی در جای جای نقاط زمین به درستی وظایف خود را انجام می دادند. بسیاری از مفسران بازی بر این باور اند که تا کنون بازی بدون توپ به این خوبی از تیمی ندیده بودند. استراتژی ای که کارلوس کی روش، سر مربی پرتغالی برای بازی بازیکنانش در نظر گرفته بود، به خوبی جواب داد. بازیکنان تیم ملی ایران در برابر حریف قدرتمند خود با تمام توان و قهرمانانه جنگیدند و در نهایت زمانی که سوت پایان بازی به صدا در آمد، بسیاری از آن ها از شدت خستگی به روی زمین افتادند.

سرمربی تیم ملی اسپانیا، در نشست خبری پس از بازی گفت: «توانستیم سه امتیاز به نام خود ثبت کنیم، با این حال بازی بسیار دشواری را تجربه کردیم. بازیکنان ایرانی از قدرت فیزیکی بالایی برخوردار هستند.». البته کارلوس کارواخال در رابطه با بازی ایران بی پرده تر از سرمربی با تجربه خود صحبت کرد. او در این خصوص گفت:

«این بازی فوتبال نبود، شبیه به یک جور خیانت بود.» این عقیده کارلوس کارواخال، مدافع اسپانیایی ها در خصوص سبک بازی تیم ملی ایران بود.

اما بهتر است کارواخال را با بیست هزار ایرانی ای مواجه کنیم که در حمایت از تیم ملی کشورشان ورزشگاه شهر کازان روسیه را پر کرده بودند. بسیاری از این هواداران ایرانی از تهران، پایتخت ایران، راهی کازان شده اند و به همراه خود بوق های پلاستیکی آورده اند.

صدا هایی که توسط تماشاگران ایرانی تولید می شود، ما را به یاد جام جهانی 2010 در آفریقا و صدای کر کننده وو وو زلا ها می اندازد. بسیاری فکر می کردیم که این گونه صدا ها دیگر به تاریخ پیوسته است.

اما اگر در حال حاضر یک کشور در سراسر کره زمین باشد که بتواند تماشاگران هوادار هر تیمی را غرق در سکوت کند، آن تیم اسپانیا است. به زودی پاس هایی که میان آندرس اینیستا، داوید سیلوا و ایسکو رد و بدل شد، تنش را در میان هواداران ایرانی بیش از پیش کرد و سبب شد برای مدتی ورزشگاه غرق در سکوت باشد.

اما دقیقاً همانند تیم سرسخت ایران، هواداران ایرانی هم به زودی خود را پیدا کردند و حتی مالکیت هشتاد و یک درصدی اسپانیا در نیمه نخست بازی هم نتوانست آن ها را از تشویق تیم ملی کشورشان باز دارد. البته بازی خوب بازیکنان تیم ملی ایران هم در برابر اسپانیایی ها در این روند بی تأثیر نبود. کارلوس کی روش، سرمربی پرتغالی تیم ملی ایران، به بازیکنان خود گفته بود که چشم از یاران اسپانیا برندارند و با تمام توان در برابر آن ها از دروازه دفاع کنند. در چهل و پنج دقیقه نخست بازی، شش بازیکن تیم ملی ایران در خط دفاعی به صورت خطی همچون دیواری قرمز رنگ و محکم، جلوتر از دروازه بان خود، علیرضا بیرانوند، سد راه مهاجمان و هافبک های اسپانیایی شده بودند که با تمام توان حمله می کردند. برای نمونه در صحنه ای از بازی، پس تلاش بسیار بالاخره داوید سیلوا موفق شد راهی به دروازه حریف پیدا کند، اما نکته جالب توجه این بود که زمانی که شوت خود را به سمت دروازه حریف زد، سه مدافع ایرانی خود را سد راه توپ کردند که توپ در نهایت پس از برخورد با مجید حسینی بلوکه شد. این عملکردی بود که تنها در تیمی می توان دید که بازیکنان آن برای دست یابی به هدف خود، حاضر به تن دادن به هر فداکاری ای باشند. حتی این عملکرد سراسر دفاعی تیم ملی ایران، هواداران آن ها را نا امید نمی کرد و با وجود این که تنها قادر بودند چهل و نه پاس در نیمه نخست به مقصد برسانند، صدای بوق و شیپور هواداران ادامه داشت.

تیم ملی ایران، از چهار سال پیش (جام جهانی گذشته) تا کنون در بیست و دو مسابقه رسمی خود که تحت نظارت فیفا انجام شد، شکست نخورده بودند و آخرین شکست آن ها به بازی در مقابل تیم ملی عراق در چهار چوب رقابت های قهرمانی ملت های آسیا باز می گردد که در پنالتی ها مغلوب حریف آسیایی شدند. آمار فوق العاده جالب توجه دیگر این است که در هجده مسابقه از این بیست و دو بازی حتی یک گل هم دریافت نکردند و بازی شب گذشته در برابر اسپانیا نشان داد که چگونه بازیکنان ایرانی قادر به دست یابی به این مهم شده اند؛ آن ها به گونه ای در برابر حملات حریف ایستادگی و دفاع می کنند که گویی جانشان به این موضوع بستگی دارد.

در شروع نیمه دوم هم روند حملات اسپانیا ادامه پیدا کرد و با تمام وجودشان برای گل زدن آمده بودند. سرخیو بوسکت، از راه دور شوت محکمی روانه دروازه کرد که با واکنش خوب علیرضا بیرانوند همراه شد و پس از این واکنش توپ را از برابر پای لوکاس واسکز به کرنر فرستاد. برای لحظه ای نزدیک بود که سرنوشت شوم مراکشی ها، گریبان اسپانیا را هم بگیرد؛ زمانی که اوت دستی بلندی به سمت دروازه اسپانیا فرستاده شد و توپ در برابر پای کریم انصاری فرد، بازیکن تیم المپیاکوس یونان افتاد که ضربه او در نهایت با اختلاف بسیار اندکی از کنار دروازه به بیرون رفت. در نهایت اما در دقیقه 54 بازی بود که کاستا، مهاجم اسپانیایی ها، در محوطه جریمه ایران، صاحب توپ شد و تکلی که رامین رضاییان روی توپ رفت، باعث شد تا توپ به پای دیگو کاستا برخورد کرده و دور از دستان بیرانوند در چهارچوب دروازه قرار بگیرد. گلی که در حقیقت کاستا استاد زدن آن ها است و با قدرت بدنی بالای خود و کمی شانس به ثمر رساند. البته این شانس برای دفاع ایران هم در صحنه ای تکرار شد، زمانی که توپ ارسالی از روی نقطه کرنر رو خط دروازه آمد و مدافعان ایرانی، یکی پس از دیگری خود را در جلوی آن انداختند و از گل شدن آن جلوگیری کردند.

حال که تیم ملی ایران عقب افتاده بود، کی روش باید تاکتیک های خود را تغییر می داد، چرا که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت. او علیرضا جهان بخش، بازیکن آلکمار هلند را به میدان فرستاد. جهانبخش تنها بازیکنی از آسیا است که توانسته در یک لیگ اروپایی آقای گل شود. در نهایت ایرانی ها حملات خود را شروع کردند. این حملات به یک ضربه ایستگاهی ختم شد که طی آن سعید عزت الهی توانست دروازه اسپانیا را باز کند، اما شادی پس از گل ایرانی ها چندان دوامی نداشت، و رجوع دادن صحنه به داوران ویدئویی توسط داور مسابقه، همانند آب سردی بر پیکر ایرانی ها بود که در نهایت هم داوران ویدئویی تشخیص کمک داور مبنی بر آفساید بودن توپ را صحیح تشخیص داده و گل را مردود اعلام کردند. کارلوس کی روش در خصوص استرس ناشی از این صحنه در نشست پس از بازی عنوان کرد که یکی از دستیارانش به خاطر شدت استرس و اضطراب، از حال رفت و برای رسیدگی بیشتر به بیمارستان منتقل شد (البته اکنون حالش خوب است و از بیمارستان مرخص شده است.). به احتمال غریب به یقین، بازیکنان بزرگ اسپانیا می توانستند به سادگی از گل خوردن در برابر حریف آسیایی خود جلوگیری کنند، اما ایرانی ها نشان دادند که در حمله هم همانند دفاع می توانند به خوبی عمل کنند و اراده و مصمم بودن آن ها قابل تحسین است. تیم ملی ایران سعی داشت با استفاده از دو عنصر اصلی هجومی خود، راهی به دروازه حریف باز کند. این دو علیرضا جهانبخش و سردار آزمون بودند. آخرین صحنه ای هم که به روی دروازه اسپانیا پدید آمد، حمله ای بود که روی حرکت انفرادی بسیار خوب وحید امیری به دست آمد و سانتر او، با ضربه سر طارمی از بالای دروازه اسپانیایی ها به بیرون رفت.

اما گذشته از تمام تلاش و زحمت های خط مستحکم دفاعی، باید این نکته را به خاطر داشت که تیم ملی ایران در برابر حریف دنیا دیده ای بازی می کرد که به خوبی می داند چگونه روحیه تیمی خود را حفظ کند و زمانی که به سودش است بازی را آرام کرده و تحت کنترل بگیرد. اسپانیایی ها در اواخر بازی از هر فرصتی برای تلف کردن زمان بازی و نگه داشتن توپ در اختیار خود استفاده می کردند. زمانی که کاستا تعویض شد، به گونه ای به سمت نیمکت راه می رفت که انگار در حال قدم زدن در هنگام بعد از ظهر در خیابان های اسپانیا است. مهم تر از همه این که، با وجود تمامی تلاش ها، ایرانی ها دیگر کریستیانو رونالدویی در اختیار نداشتند تا بتواند برای شان خلق شگفتی کند.

با این حال هنوز امیدها در اردوی تیم ملی ادامه دارد، چرا که هنوز به طورکامل از جریان مسابقات حذف نشده اند و کارلوس کی روش نیز در نشست مطبوعاتی خود پس از بازی عنوان کرد که تیمش با تمام وجود در بازی روز دوشنبه در برابر پرتغال صف آرایی خواهد کرد و برای به دست آوردن امتیاز خواهد جنگید. کارلوس کی روش بر این باور بود که بازیکنانش در مصاف با اسپانیا عملکرد فوق العاده خوبی از خودشان به نمایش گذاشتند و اگر نبود گل عجیب و غریب کاستا در دقیقه پنجاه و چهارم بازی و اگر گل سعید عزت الهی مردود اعلام نمی شد، اوضاع برای اسپانیا به گونه ای دیگر می شد. کی روش در خصوص بازی با اسپانیا گفت: «ما آماده بودیم تا هر سختی را به جان بخریم و با تمام وجود برای شرکت در یک رقابت سخت پا به میدان گذاشتیم و حتی آماده بودیم تا از موقعیت های گلزنی خود استفاده کنیم. البته که در برابر چنین تیم بزرگی من نمی توانم فوتبال به معنای واقعی کلمه بازی کنم، اما ما لایق نتیجه بهتری بودیم. با وجود این، این اولین امتیازی بود که از دست دادیم و اگر فوتبال را با تنیس مقایسه کنیم، هنوز یک شانس دیگر در برابر پرتغال خواهیم داشت. ما هنوز نفس می کشیم و رؤیای صعود در سر داریم.»

کارلوس کی روش در خصوص استفاده از داوران ویدئویی البته اعتراضی نکرد و به نظرش سعید عزت الهی در موقعیت آفساید قرار داشت، با این حال این نکته را ذکر کرد که در جام جهانی 2010 که هدایت تیم ملی پرتغال را بر عهده داشت و تیمش روی یک صحنه خیلی مشکوک از اسپانیا گل خورد و در نهایت شکست خورد، این گونه داوری ها در دسترس نبود.

چیزی که این امید را در دل ایرانی ها زنده نگاه داشته است، پیروزی ارزشمندشان در مقابل مراکش بود که باعث شده است تا حالا تنها یک امتیاز از دو حریف قدرتمند خود کمتر داشته باشد. کارلوس کی روش در این خصوص اضافه کرد: «ما هنوز دل و جرأت داریم و با تمام وجود برای هدفمان خواهیم جنگید. به اندازه کافی برای دست یابی به آن مصمم هستیم. البته که می دانیم این کار بسیار سختی است، اما این را به خاطر داریم که زمانی که پا به این رقابت ها گذاشتیم، انتظار بازی های آسان نداشتیم. راه یابی به مرحله بعدی تنها هدفی است که در سر داریم.»

در جام جهانی گذشته نیز که کارلوس کی روش هدایت تیم ملی ایران را به عهده داشت، آن ها به خوبی در برابر آرژانتینی که آن سال نایب قهرمان مسابقات شد، ایستادگی کردند و با گل دقایق آخر لیونل مسی بازی را واگذار کردند. البته خستگی ناشی از بازی برابر آرژانتین باعث شد تا نتوانند در برابر بوسنی آن گونه که باید وظایف خود را انجام دهند و آن بازی را با نتیجه سه بر یک واگذار کردند. کارلوس کی روش بر این باور است که با توجه به اختلاف چشم گیری که طی سالیان طولانی، میان تیم های آسیایی و اروپا و آمریکا به وجود آمده است، ارزش تلاششان برای شکست پرتغال دو چندان خواهد بود و اگر به این مهم دست پیدا کنند، در حقیقت یک شگفتی آفریده اند. او در این خصوص عنوان کرد: «به نظر من از دو سال پیش بود که روند فوق العاده خوب تیم های اروپایی شروع شد و حالا با فاصله ای بسیار زیاد از سایر قاره ها، دارای بهترین تیم های ملی در سطح جهان هستند. تیم های سایر قاره ها در حال دست و پا زدن هستند. شکافی که میان این تیم ها به وجود آمده است، روز به روز درحال بزرگ تر شدن است.» ترجمه  itrans.ir

نظرات

در ادامه بخوانید...

بهترین بازیکنان جام جهانی 2018 در بازی های ابتدایی دور گروهی

در

تمامی تیم هایی که در این دوره از مسابقات جام جهانی فوتبال حضور دارند، تا این جای مسابقات، حداقل یک بازی انجام داده اند. جام جهانی 2018 در حالی برگزار می شود که چهارصد بازیکن از سی و دو تیم مختلف ملی از سراسر نقاط دنیا در آن حضور به هم رسانده اند. بازی های ابتدایی تیم ها، محکی جدی برای سنجش میزان توانمندی آن ها در روسیه بود. با بررسی های دقیقی که صورت گرفته و اطلاعاتی که از سایت های رسمی مربوط به فیفا جمع آوری شده است، بازیکنانی که تا این جای مسابقات بهترین عملکرد را از خود نشان داده، انتخاب شده اند (این بازیکنان از پست های مختلف انتخاب شده اند). در این مقاله، لیستی از این بازیکنان تهیه شده است که به معرفی این بازیکنان اختصاص دارد. با سیارک همراه باشید.

(ترتیب لیست از آخر به اول است)

  1. روملو لوکاکو، بلژیک

در جام ملت های قبلی بود که با تیم ملی کنونی بلژیک بیشتر آشنا کنیم و از آن زمان تا کنون، بازیکنان نو ظهور بلژیکی توجه بسیاری را به خود جلب کرده اند و نوشته های بسیاری از مفسران و منتقدان فوتبال به این نسل طلایی فوتبال بلژیک اختصاص یافته است. نکته ای که در این دوره از مسابقات به خوبی قابل لمس است، این است که بازیکنان بلژیکی ثابت کرده اند که نه تنها به صورت انفرادی قابلیت های بسیار ویژه ای دارند، بلکه در کنار هم و به عنوان یک تیم هم عملکرد فوق العاده خوبی دارند.

لوکاکو از بازیکنانی است که تا این جای کار نظر بسیاری را به خود جلب کرده است و اگر قادر باشد روند خوب بازی های خود را ادامه دهد (به خصوص بازی اش در مقابل تیم ملی پاناما در نیمه دوم)، مطمئناً دیگر کسی باقی نخواهد ماند که به توانایی های بلژیک در این دوره از مسابقات شک کند و برای آن ها شانس قهرمانی قائل نباشد. بنا به اطلاعات منابع خبری، ادن هازارد، در میان دو نیمه بازی مقابل پاناما به لوکاکو گوش زد می کند که در روند بازی حضور ندارد. بسیاری این گونه جملات را با این دید برداشت کرده اند که بازیکنان بلژیکی در کنار هم هارمونی و هماهنگی یک تیم کامل را ندارند، با این حال، آن چه به نظر واقعی تر می رسد، این است که کاپیتان تیم بلژیک، هازارد، از سر احساس وظیفه و مسئولیت این را به لوکاکو گفته است. همان گونه که در نیمه دوم نیز شاهد بودیم، او در نیمه دوم با روحیه بسیار بالاتری بازی کرد و توانست دو گل به ثمر برساند. بازی ای که در نهایت با نتیجه سه بر صفر به سود بلژیک خاتمه یافت.

  1. الکساندر کلارف، صربستان

کاپیتان با تجربه و با انگیزه صربستانی ها، فصل فوق العاده ای را در تیم باشگاهی اش، آ اس رم، سپری کرد و این روند خوب را در بازی های ملی نیز ادامه داد و در نخستین بازی تیمش مقابل کاستا ریکا توانست گل پیروزی بخش تیم را به ثمر برساند. تیم ملی کاستا ریکا که از آمریکای مرکزی راهی این مسابقات شده است، در بازی های انتخابی جام جهانی عملکرد بسیار خوبی از خود نشان داد و در شانزده بازی مرحله مقدماتی، تنها دو شکست در کارنامه آن ها ثبت شده است. همین مسئله نشان از خط دفاعی و عملکرد خوب این تیم دارد. با این حال، کاپیتان با تجربه صربستانی ها توانست در ابتدای نیمه دوم، با یک ضربه ایستگاهی زیبا توپ را به گل تبدیل کرده و سه امتیاز ارزشمند برای تیم ملی کشورش به ارمغان بیاورد. سه امتیازی که تا پایان مسابقات اهمیتی حیاتی برای شان خواهد داشت. کلارف با گلی که مقابل کاستاریکا به ثمر رساند، توانست تعدا گل های ملی خود را به عدد یازده برساند. در مراحل انتخابی جام جهانی و بازی های مقدماتی نیز او دو گل برای تیمش به ثمر رساند و در مراحل مقدماتی جام جهانی گذشته که برزیل میزبان آن بود نیز، توانست چهار گل به ثمر برساند، با این حال، این اولین گل ملی کلارف در عرصه بین المللی بود.

  1. کیران تریپر، انگلیس

با در نظر گرفتن نخستین مسابقاتی که در این دوره از مسابقات برگزار شده است و بررسی آمار و ارقام به دست آمده، متوجه خواهیم شد که هیچ بازیکنی در این مسابقات، به اندازه تریپر، وینگر دفاعی انگلیسی ها، پاس کلیدی به مقصد نرسانده است. در بازی انگلیس مقابل تونس، چهارده موقعیت نصیب انگلیس شد و تریپر در خلق شش عدد از این موقعیت ها، نقشی اساسی داشت که به نوبه خود آمار فوق العاده قابل توجهی است. اگر تمامی بازی های تیم ملی انگلیس در ادوار مختلف جام جهانی را مد نظر قرار دهیم، تنها به یک بازیکن برخورد خواهیم کرد که آماری بهتر از تریپر به ثبت رسانده است. این بازیکن دیوید بکام است.

نکته دیگری که در خصوص تریپر وجود دارد و بیشتر از پیش نام او را در میان اصحاب رسانه و مطبوعات مطرح کرد، این بود که پس از این که هری کین توانست گل پیروزی بخش انگلیسی ها را به ثمر برساند، تریپر تنها کسی بود که به همراه سایر بازیکنان تیم خوشحالی نکرد و با ماندن در پست خود تمام حواس و تمرکز خود را جمع بازیکنان حریف کرده بود  تا از سه امتیاز ارزشمندی که تیم به ارمغان آورده بود دفاع کند.

  1. آلفرد فین بوگاسون، ایسلند

تیم ملی ایسلند، تیمی است که در چند سال اخیر همیشه برای حریفان سرسخت خود، دردسر ساز شده است و به هیچ وجه تیم دست و پا بسته ای در برابر آن ها نبوده است. جام ملت های اروپای سال 2016 و بازی های ایسلند در آن مسابقات گواهی بر این ادعا است. حتی گذر از مراحل مقدماتی و رسیدن به مسابقات اروپای سال 2016، شاید ایده ای بود که کسی به عملی شدن آن اعتقاد نداشت، اما ایسلندی های نه تنها به این مسابقات راه پیدا کردند، بلکه تا مراحل بالای آن نیز سعود کردند که برای کشوری که جمعیت بسیار کمی دارد، بسیار نکته ارزشمند و قابل توجهی است. در دیدار نخستشان در برابر آرژانتین نیز، ایسلندی ها عملکرد بسیار خوبی داشتند و به عنوان تیمی متحد و یکپارچه وظایف خود را به درستی انجام دادند. این در حالی بود که در فاز تهاجمی هم در چند صحنه روی دروازه نایب قهرمان جام جهانی 2014 برزیل، خطرناک ظاهر شدند. آلفرد فین بوگاسون توانست تنها گل تیمش را به ثمر برساند و یک امتیاز ارزشمند برای ایسلند به ارمغان آورد، این درحالی است که در سایر اوقات بازی نیز عملکرد بسیار خوبی داشت و با بازیکنان دیگر همکاری می کرد.

  1. هیروینگ لوزانو، مکزیک

در جام کنفدراسیون هایی که سال گذشته برگزار شد، این هیروینگ لوزانو بود که در نهایت توانست رکورد بیشترین گلِ زده برای مکزیک در این مسابقات را به نام خود ثبت کند و کمک شایانی به قهرمانی تیم ملی کشورش در آن دوره از مسابقات کرد. عملکرد درخشان هیروینگ در جام کنفدراسیون ها سبب شد تا تیم های باشگاهی اروپایی توجه ویژه ای به او پیدا کنند و در نهایت این تیم پی اس وی آینهوون بود که توانست این بازیکن درخشان مکزیکی را به خدمت بگیرد. هیروینگ بیست و دو ساله در لیگ اخیر هلند توانست هفده گل برای تیمش به ثمر برساند و عملکرد درخشانی داشت. حال اگر بخواهیم عملکرد هیروینگ را در بازی ابتدایی مکزیک مورد ارزیابی قرار دهیم باید بگوییم که او همان هیروینگ یک سال پیش است و بسیار خوب از پس انجام وظایف خود بر می آید. هیروینگ در بازی مقابل تیم ملی آلمان توانست با یک ضربه بسیار زیبا توپ را دور از دستان نویر به تور دروازه برساند و تک گل پیروزی بخش ارزشمند تیم اش را به ثمر برساند. گلی که سبب شد آن قدر مردم مکزیک خوشحال شوند که دستگاه های لرزه نگاری مکزیک، زلزله کم قدرتی را به خاطر این شادی پس از گل ثبت کردند و ممکن است تا کنون در خبر ها راجع به این اتفاق عجیب اطلاعاتی پیدا کرده باشید.

  1. الکساندر گولوین، روسیه

روسیه میزبان از آن دسته تیم هایی بود که عملکرد خوبی در بازی های اخیر خود پیش از شروع جام جهانی نداشته بود و بسیاری از منتقدان و مفسران فوتبالی به شدت به این تیم روسیه انتقاد می کردند و حتی برخی بر این باور بودند که روسیه از گروه خود هم بالا نخواهد آمد. با این حال عملکرد فوق العاده بازیکنان روسیه در دو بازی ابتدایی سبب شد تا حتی بدون احتساب امتیاز بازی سومشان به مرحله حذفی مسابقات صعود کنند. بازی افتتاحیه روسیه مقابل عربستان بود که با پنج گل حریف آسیایی را در هم کوبیدند و قربانی دوم روسیه ای ها، صلاح و یارانش بودند که با نتیجه سه بر یک مغلوب تیم ملی روسیه شدند. گولوین از بازیکنانی بود که نقش چشم گیری در این روند خوب روسیه داشت. بازیکن بیست و دو ساله تیم زسکا مسکوی روسیه در بازی مقابل عربستان توانست دو موقعیت گل ایجاد کند و یک گل به ثمر برساند و این بازی و عملکرد خوب خود را در برابر مصر نیز تکرار کرد.

  1. گیلرمو اوچوا، مکزیک

اوچوا در بازی مکزیک مقابل تیم قدرتمند آلمان توانست نه سیو موفق داشته باشد و به خوبی از دروازه تیمش دفاع کند. این آمار جالب توجه سبب شد تا در نخستین بازی های انجام شده در جام جهانی 2018، رکورد بیشترین سیو در یک بازی به او تعلق پیدا کند. گاهی اوقات حتی اوچوا تقریباً با یک دست توپ را از چهارچوب دروازه خارج می کرد و این عملکرد فوق العاده او، همه را به یاد بازی چهار سال پیش مکزیک در برابر برزیل، که آن سال میزبان جام جهانی بود انداخت. در آن بازی نیز اوچوا عملکرد فوق العاده ای از خود نشان داد و در نهایت نیز توانست لقب بهترین بازیکن زمین  را به خود اختصاص دهد.

در صورتی که اوچوا بتواند به همین عملکرد خوب خود در درون دروازه ادامه دهد، با توجه به عملکرد خوب سایر بازیکنان مکزیکی، تیم ملی مکزیک یکی از اولین بخت های رسیدن به مراحل بالاتر به شمار می رود و به احتمال بسیار زیاد قادر خواهد پس از مدت ها در خاک یک کشور خارجی و در چهارچوب رقابت های جام جهانی خود را حداقل تا مرحله یک چهارم نهایی برساند.

  1. هری کین، انگلیس

هری کین طی چند سالی که در تیم ملی انگلیس بازی کرده است، عملکرد فوق العاده خوبی از خود نشان داده است و تنها در یک مسابقه خود توانست تعداد گل های زده خود را بیشتر از تعداد گل هایی کند که مهاجمان قبلی توانسته بودند در یازده مسابقه به ثمر برسانند. وین رونی پیش از هری کین در این پست برای تیم ملی انگلیس بازی می کرد و از بخت چندانی برخوردار نبود. چهار سال گذشته که تیم ملی انگلیس در جام جهانی 2014 حاضر بود، رونی تنها یک گل به ثمر رساند و آن هم در برابر اروگوئه ای بود که در نهایت انگلیس را در آن بازی شکست داد. البته این نکته که هری کین توانسته است رکورد وین رونی را بزند چیزی نیست که منظور به خصوصی از آن داشته باشیم، چرا که در آن سال ها این تنها وین رونی نبود که عملکرد خوبی نداشت و تیم ملی انگلیس، به طور کلی دچار ضعف شده بود، با این حال این گونه به نظر می رسد که در صورت ادامه روند خوب بازی هری کین و سایر بازیکنان، انگلیس امسال از بخت بیشتری برای رسیدن به مراحل بالاتر برخوردار است. هری کین و یارانش با تمام قوا پا به این دوره از رقابت های جام جهانی گذاشته اند و انتظارات از آن ها بالا است.

  1. هکتور هررا، مکزیک

برای شش دوره متوالی است که تیم ملی مکزیک در رقابت های جام جهانی حضور پیدا می کند. در هر شش دوره آن ها قادر به صعود از مرحله گروهی این رقابت ها بوده اند، با این حال، هیچ گاه نتوانسته اند پا از این مرحله فرا تر گذارند و در همان مرحله ابتدایی حذفی از دور رقابت ها کنار رفته اند. به همین خاطر است که رفته رفته این بازی مرحله حذفی برای مردم و بازیکنان مکزیک، بدل به یک بازی شوم و نحس شده است و در هر دوره از رقابت ها همه منتظر این بازی حذفی می مانند تا ببینند سرنوشت تیم ملی کشورشان چه خواهد شد. با این حال، امسال، تیم ملی مکزیک توانست با نتیجه یک بر صفر قهرمان چهار سال پیش برزیل و مدعی اصلی قهرمانی را شکست دهد و حتی بازی خوب مکزیکی ها به گونه ای بود که این اختلاف می توانست بیشتر از یک گل هم باشد. به همین خاطر است که مردم و بازیکنان امسال بسیار خوشبینانه تر به تیم ملی کشورشان امید دوخته اند و برای صعود تیم شان و بازی مرحله حذفی لحظه شماری می کنند. هکترو هررا با عملکرد فوق العاده خوبش در خط میانی تیم مکزیک و خارج کردن تونی کروس و سامی خدیرا از روند بازی، نقش تأثیر گذار و کلیدی در موفقیت مکزیکی ها بازی کرد و همه توانایی های او را در این بازی، بی چون و چرا ستایش کردند.

  1. دیگو کاستا، اسپانیا

این مهاجم سابق تیم باشگاهی چلسی انگلستان، مشهور به بازی فیزیکی و خشن و آزار دهنده خود است و در بازی مقابل تیم ملی پرتغال، توانست به بهترین شکل ممکن توانایی های خود را در امر هجومی نشان دهد. گل ابتدایی اسپانیا مقابل پرتغال روی پاس زیبای ارسالی از میانه های زمین و حرکت فوق العاده دیگو کاستا به ثمر رسید. گل دوم اسپانیایی ها هم ثمره دسترنج کاستا بود. اگر نبود بازی فوق العاده کریستیانو رونالدو در آن شب و اگر رونالدو هتریک نمی کرد، در نهایت این دیگو کاستا می بود، که می توانست یک تنه تیم لاروخا را در برابر قدرتمند ترین رقیب گروهی خود به پیروزی برساند. با تمام این تفاسیر به نظر می رسد جام جهانی امسال، برای دیگو کاستا به گونه ای دیگر خواهد بود و کابوس های او در جام جهانی قبلی، در کشور محل تولدش، به نظر می رسد که به فراموشی سپرده خواهد شد. حتی به نظر می رسد که در این دوره از مسابقات شانس نیز با وی همراه است؛ در بازی اسپانیا مقابل ایران، رامین رضائیان، مدافع ایرانی ها قصد دفع کردن توپ را داشت که در نهایت با برخورد به پای دیگو کاستا در درون دروازه ایران قرار گرفت. تک گلی که اسپانیا را پیروز میدان کرد.

  1. خوزه ماریا خیمنز، اروگوئه

پیش از جام جهانی همه از خط حمله فوق العاده تیم ملی اروگوئه صحبت می کردند و از این که ادینسون کاوانی و لوئیز سؤارز، برای حریفان خود تا چه اندازه خطرناک ظاهر خواهند شد و خط دفاعی حریفان را به هم خواهند ریخت. تیم ملی اروگوئه از آن جمله تیم هایی بود که برای راه یابی به این رقابت ها، حریف سرسختی در برابر خود نمی دید و با قرار گرفتن در یکی از ضعیف ترین گروه های مرحله انتخابی، کار ساده ای برای صعود به جام جهانی داشت. با تمام این تفاسیر اما تیم ملی اروگوئه در فاز هجومی آن گونه که مفسران و منتقدان فوتبالی انتظار داشتند (حتی با وجود دو پیروزی و قطعی شدن صعود به مرحله بعدی) ظاهر نشده است و به نظر می رسد تدابیر سرمربی این تیم، واقع بینانه تر از آن چیزی باشد که همگان انتظار داشتند. این طور که از دو بازی مرحله گروهی اروگوئه برآورد می شود، سرمربی این تیم، قصد دارد بازیکنانش به عنوان یک تیم متحد و کامل عملکرد خوبی از خود نشان داده و تا جایی که ممکن است از ریسک اضافی پرهیز کنند. عدم دریافت گل در این دو مسابقه، گواهی بر این ادعا است. برای بسیاری از تیم ها این گونه رویکرد ها می تواند دردسر ساز شود، اما نه برای اروگوئه ای که از یکی از بهترین زوج های دفاعی حاضر در جام بهره می گیرد. خیمینز در طول این دو مسابقه عملکرد فوق العاده خوب و بی نقصی در مرکز خط دفاعی از خود نشان داده است و گل پیروزی بخش اروگوئه مقابل تیم ملی مصر نیز توسط همین خیمینز به ثمر رسید.

  1. دنیس چریشف، روسیه

چریشف در بازی افتتاحیه میزبان مقابل عربستان صعودی، در ترکیب اصلی تیم جایی نداشت و روی نیمکت ذخیره ها نشسته بود. نود دقیقه بعد بود اما که چریشف که به بازی رفته بود، توانست رکورد جدیدی را به نام خود ثبت کند. او بدل به تنها بازیکنی در تمامی ادوار جام جهانی شد که توانست پس از وارد شدن به زمین از روی نیمکت ذخیره ها، برای تیمش گل به ثمر برساند. گل دومی که در دقیقه نود و یکم بازی به ثمر رساند نیز، این رکورد را به کام او شیرین تر کرد. چریشف در بازی مقابل عربستان عملکرد فوق العاده خوبی از خود نشان داد و هر دو گل را به زیبایی به ثمر رساند و همین مسئله باعث شد تا سرمربی روس ها، در بازی مقابل مصر، از چریشف در ترکیب اصلی خود بهره بگیرد. نکته قابل توجه این بود که باز هم چریشف توانست پای خود را به گلزنی باز کند و در پیروزی سه بر یک تیمش مقابل مصر از نقشی تأیین کننده برخوردار شود. حال سرعت بالا و تکنیک خوب این بازیکن روس ها سبب شده انتظارات از او بیش از پیش شود و در دور حذفی حساب ویژه ای روی او باز شود.

  1. کریستیانو رونالدو، پرتغال

تیم ملی پرتغال همانگونه که انتظار می رفت، در بازی مقابل اسپانیا، عملکرد چندان خوبی نداشت و بازی مقابل تیم ملی مراکش را نیز به زحمت و تنها با اختلاف یک گل توانست با پیروزی پشت سر بگذارد؛ بازی ای که در بیشتر اوقات آن، در کمال تعجب این تیم ملی مراکش بود که کنترل توپ و میدان را در اختیار داشت. با این حال، نه اسپانیای قدرتمند و نه مراکشی ها از پس کنترل کریستیانو رونالدو بر نیامدند. رونالدو که به نظر می رسد پایانی برای دوران حرفه ای فوتبال او نمی توان متصور شد، در هر دو بازی در پست چپ بازی کرد و در هر دو بازی توانست برای تیمش پنالتی بگیرد و توپ را وارد دروازه حریفان کند. رونالدو در بازی مقابل اسپانیایی ها نشان داد که چگونه تنها یک بازیکن می تواند سرنوشت یک بازی را تغییر دهد و با سه گلی که در برابر آن ها به ثمر رساند، یک امتیاز ارزشمند برای تیم ملی پرتغال به ارمغان آورد. سه گلی که تنها روی خلاقیت های انفرادی و عملکرد فوق العاده رونالدو به دست آمد. گلی که کریستیانو رونالدو در بازی مقابل مراکش به ثمر رساند او را به دومین گلزن برتر تاریخ در چهار چوب رقابت های ملی تبدیل کرد. اسطوره فوتبال ایران، علی دایی، کسی است که رتبه اول را از لحاظ گل زده در رقابت های ملی در اختیار دارد.

 

نظرات

در ادامه بخوانید...

11 کاری که افراد موفق تا سن 30 سالگی انجام می دهند

در

موفقیت چیزی نیست که به راحتی بدست بیاید و شما انتظار نداشته باشید که یک شبه رخ دهد. به طرز تفکر ، تصمیم و البته سخت کوشی نیاز دارد . فقط خواسته برای موفقیت کافی نیست. ذکر این نکته اهمیت دارد که شما باید تا حد امکان روی موفقیت خود کار کنید.
دوره ی زمانی ایده آل برای کامیابی شغلی بعد از دوران فارغ التحصیلی است در حالی که در سال های بین بیست تا سی قرار دارید. شما هنوز پر طروات ، پر از انرژی مثبت بوده و زمان زیادی برای تجربه و عبرت از اشتباه و بدست آوردن تجربه های زیاد  دارید.
حقیقت باید بیان شود ، مردم شاید شما را به طور جدی تشویق نکنند در حالی که شما هنوز جوان هستید ، ولی چیزهایی وجود دارد که فرد باید قطعا قبل از سن سی ، انجام دهد. بنابراین ، شما می توانید اصول محکمی ایجاد کرده و به نگرش با ارزش لازم برای رفاه آینده ی خود برسید. (سیارک)

1. یاد گرفته اند چگونه امور مالی خود را مدیریت کنند.


بیایید در ابتدا این موضوع صریح را بررسی کنیم. همه ی ما می دانیم در اکثر موراد ، موفقیت در امور مالی سنجیده می شود یا ثبات مالی که قرار است کاملا دقیق باشد. به همین خاطر است که چرا در ابتدا شغل ها از اهمیت برخوردارند حتی زمانی که دستمزد ما فاصله ی زیادی با فردی دارد که در تصور مااست و ما باید آن را به حد کفایت برسانیم. اینگونه است که ما یاد می گیریم مسئول بوده و از پول برای اقلامی که نیاز داریم استفاده کنیم نه اقلامی که می خواهیم. خرج کردن پول برای ما طبیعی به نظر می رسد و حتی اگر پولدار باشیم و بیش از درآمد خد خرج کنیم ، ورشکسته می شویم. هر چقدر که این کنترل پول را تمرین کنیم ، جمع آوری پول کافی و سرمایه گذاری های مدبرانه برای رسیدن به موفقیت ، برایمان آسانتر خواهد بود.

2. راه شکست سریع را می دانند


(شکست سریع و حرکت دوباره)
یک روش بسیار خطرناک پس انداز حجم زیادی از پول علاوه بر مشکلاتی که دارد ، یادگیری شکست سریعتر است. همه ی ما می دانیم شکست در زندگی بدیهی است و تنها شکست حقیقی زمانی است که از آن عبرت نگیرید. بنابراین ، دانستن زمان خرابکاری شما در اقدام برای کاری و جلوگیری زودتر آن از اهمیت بسیار بالایی برخوردارد است. شما دارایی های مالی خود را پس انداز می کنید و استرس زیادی را از خود دور می کنید. اگر شدیدا به موفقیت چسبیده اید و با پشتکار جلو می روید تا این اشتباه را به دیگران اثبات کنید فقط دارید جلوی شکست بدتر را می گیرید. باردیگر ، از شکست خود شرمنده نخواهید بود ، یعنی همه ی چیزی که نیاز دارید این است که چگونه آن را سریعتر انجام دهید که در نهایت شما را سریعتر به موفقیت می رساند.

3. تجارت خود را آغاز کرده اند.

 

یک کاری که شما در آواخر دوره ی بیست سالگی باید انجام دهید ، شروع کردن مسئولیت ها و تشکیل خط کاری خودتان است. دقیقا مثل دارایی هایی که در بالا ذکر شد ، این فرصت عالی برای گرفتن مسئولیت های بیشتر است. علاوه بر این ، شما در نهایت به قدرت بالا رسیده و می بینید که حس لحظه های تصمیم گیری سخت را به شما می دهد.
مسئول شرکت کوچک خود بودن ، یک تجربه ی خیره کننده است و اگر به من اعتماد دارید ، شما همفکری های زیادتری با کسانی که در نقاطی ، رئیس شما بودند ، خواهید داشت. ما می خواهیم با مافوق بی رحم خو صحبت کرده و شکایت کنیم و نگرش های قلدرانه ی خود را به آنها بگوییم. زمانی که می دانید چه چیزی برای رسیدن به انجام درست کار، لازم است ، قصد این را دارید که ببینید چه روشی برای رسیدن به نتایج مطلوب به کار می گیرد.
دانش شکل گرفته ی جدید دیگری شروع کنید. و همان طور که قبلا بیان شد ، اگر تجارت شما در حال رفتن به سمت بحران است ، تا حد ممکن، آن را تعطیل کنید. به یاد داشته باشید که شکست سریع خوردن را یاد بگیرید.

4. با مسئولین/یا اختیارات رقابت می کنند.

نافرمان شدن ، توانایی ذاتی ما است. ما رقابت با مسئولین/اولیاء امور را در زمان بلوغ خود آغاز کرده و این رقابت اشکال مختلفی دارد. مثلا ، از گوش کردن به انواع مختلف موسیقی آغاز می شود که اغلب به خاطر کینه ی محض است تا فقط اولیای خود را آزار دهیم. الکل مصرف کرده یا حتی سیگار می کشیم ، اگرچه امروزه این مساله جای خود را به vaping داده است. حتی باوجود اینکه ما می دانیم این کارها مضر است ولی در هر صورت آنها را انجام می دهیم ، فقط به خاطر اینکه نشان دهیم آنقدر ضرری را که شما می گویید ندارند. ما هویت های خود را ایجاد کرده و نشان می دهیم که چگونه به هر چیزی که به ما گفته می شود ، کورکورانه اعتماد می کنیم.
این ویژگی خوبی است ، از هر چیزی باید سوال کنید ، خصوصا اگر بسیار آسان به نظر برسد. زمانی که کاملا قانع شدید ، آن چیز ، نادرست است ، یا اینکه به سادگی ، راه بهتر انجام دادن آن را دانستید ، از ایده ی خود حمایت کنید. دانستن انجام بهتر چیزها نسبت به رقابت و پذیرش مسئولیت ، یکی از اجزاء اصلی موفقیت است.
در طول تاریخ ، افرادی که اکتشافات پیشگامانه کرده اند ، با این سوال کار خود را شروع کردند که چه چیزی به آنها به عنوان حقیقت جهان ارائه شده است.
نیکولاس کوپرنیوس یک حرکت بسیار دلیرانه انجام داد ، زمانی که با ایت تز مخالفت کرد که زمین در مرکز جهان قرار دارد و نظریه ای داشت که متناقض با اعتقاد کلیسا بود. یک مثال عالی برای اینکه بدانیم چگونه نگذاریم ترسمان جلوی رقابت ما را با مدیریت معیوب بگیرد.

5. درست سازماندهی می کنند.

اگر یک چیز مشترک در همه ی افراد موفق وجود داشته باشد ، یک برنامه ریزی پرمشغله است. در فیلم ها دیده ایم که اکثرا چگونه افرادی که درگیر کاری می شوند، معمولا دستیاری دارند که پیگیری همه ی ملاقات و مسئولیت های آنها را انجام می دهد. خوب ، شما شاید این همه قرار ملاقات نداشته باشید ، ولی هنوز یک زندگی پرمشغله در پیش روی شما قرار دارد و اگر می خواهید که این وضعیت ادامه یابد ، باید روش سازماندهی درست را بدانید.
ماهیت اصلی سازماندهی خوب در دانش روش اولویت بندی جنبه های زندگی تان نهفته است. دوره ی انتقال از نیمی حیوان به فرد بالغ ، سخت ترین قسمت است. زمانی که به تدریج همه ی اجتماعات، به تاخیز می افتند و می خواهید به شغل خود ، اولولیت بالاتری بدهید ، لحظه ای است که گاه مهمی را به سمت سازماندهی خوب بر می دارید. بنابراین ، اگر نمی خواهدی این فداکاری را انجام دهید ، پس انتظار نداشته باشید نتایج مثبتی نیز به این زودی ها ، نصیبتان گردد.

6. شرکای مهم را نگه می دارند.

مستقل بودن و به دیگران نشان دادن که شما می توانید خودتان کارها را مدیریت کنید، بسیار خوب است. رویهم رفته، غذا، آب و اکسیژن تنها ضروریاتی هستند که زندگی شما را حفظ می کنند. ولی اگر قرار باشد که به موفقیت برسید باید قبل از عمل فکر کنید و مراقب باشید که چه می گویید. (سیارک)
به طور فردی، ما تفاوت هایی را در نگرش و مخالفت های خود داریم که اشکال استدلالات آتشین است. به خاطر این استدلال ها ، ما صرفا در معرض کنار گذاشتن برخی افراد در زندگی خود هستیم چونکه چشم اندازهایمان ناسازگار هستند. متسافانه ، رویکرد غلطی است چونکه فرصت احترام به افراد را بدون تفاوت و احترام گذاشتن به آنها ، از دست مید هید. این نوع واکنش باعث می شود پیوند کنونی ، قوی تر شده و به متحدان با ارزشی دست پیدا کنید. زمانی که در اطرافتان افراد بیشتری وجود دارند که می توانید به آنها احترام بگذارید، کنار آمدن با شرایط استرس زا برایتان راحت تر است.
برای حفظ شرکا ، انجام کار مطلوب طرف مقابل را رها نکیند اگر شما را خیلی به زحمت نمی اندازد. شما هرگز این قدر مطمئن نیستید که آیا خودتان باید از دیگری درخواست کنید یا نه ، یاد بگیرید به روابط و پیوندهای اجتماعی احترام بگذارید ، این چیزی است که افراد موفق می دانند چگونه انجام دهند.

7. تکیه بر پافشاری دارند.

 

(چرچیل : اگر قصد دارید به جهم بروید ، با سماجت ادمه دهید)
افراد کامل با شکست بیگانه نیستند ولی در تسلیم نشدن بعد از تحمل شکست ، متخصص هستند و زمانی که کارها به سمت جنوب پیش می رود، مطمئن نیستیم ، دچار شک شده و می ترسیم که نکند کسی بهطور جدی آن را از ما بگیرد. در عوض ، به جای اصرار زیاد روی این ایده که چقدر احمق به نظر می رسیم ، باید شکست خود را از تما زوایا بررسی کرده و دوباره تشویق شده تا تلاش کنیم. ما باید این کار را بارها و بارها انجام دهیم تا زمانی که موثرترین روش را با دقت معلوم کنیم.
به یاد داشته باشید که حتی تلاشش بیش از حد ، همیشه راه موثر نیست – شما باید روی مسائل نیز کار کرده و پافشاری کنید. اگر مساله ای وجود دارد که نمی دانید چگونه حل کنید ، وقت خود را هدر ندهید و ننشینید که به هدفتان برسید. روش جستجو در شبکه ها را یاد گرفته و راه حل های احتمالی مشکل را بیابید. که مثل انجام کاری است که فرد دیگر به شما بگوید ، ولی اینگونه نیست. کل نکته ی پیشرفت ، یادیگری سریع چیزی است که اثبات شده تا کنون موثر بوده است و به تلاش خود ادامه دهید تا این روش ها را بهتر کنید.

8. فعالانه روی عیوب خود کار می کنند.


موضوع ، بهتر بودن نیست بلکه بهتر بودن نسبت به دیروز است.
تا سن سی سالگی ، ما کم و بیش آگاهی کاملی از شناخت فردی خود داریم. ما این ایده ی روشن را به خاطر این مساله داریم که همه ی افرادی که می شناسیم مثل ما نیستند ، ولی هنوز موافق تحمل کردن هستیم ، چونکه همان کار آنها را انجام می دهیم. حتی زمانی که این توافقات ابزار نشده را با افراد نزدیک خود داریم ، هنوز بهانه ای برای عدم تلاش برای پیشرفت به عنوان یک فرد ، نیست. (سیارک)
ما در معرض بمباران پوسترهای انگیزشی مختلفی قرار داریم که در آنها نوشته شده " عیب هایم ، شخصیت من هستند " یا " خدت باش مهم نیست " و .... بنابراین ، روشن است که شما باید دیر یا زود از شر این شعارها خلاص شوید. هیچ مشکلی در پذیرش خو و خودبودنتان وجود ندارد ، ولی اگر با انجام این کار شما فقط جلوی پیشرفت خود را میگیرید پس هیچ منطقی در این رویکرد وجود ندارد. روی عیبهایتان کار کنید ، تا به خود افتخار کنید.

9. به افرادی کاردان و محاسبه گر تبدیل شده اند.

در اصل به این معناست که شما تکیه بر ایمان غیبی به عنوان پناهگاه آخر، تکیه دارید- تصمیمات آینده ی شما باید در کل به تحقیق جامع و برنامه ریزی تکیه کند. همه ی ما می دانیم که چگونه نمونه های بارز انسان های موفقیت مثل استیو چابز ، بیل گیتس ، آلبرت انیشتین ، نیکولا تسلا ، توماس ادیسون و ... به گونه ای مطرود دشده بودند ، خصوصا از اکثریت متمایز بوده و برخی از آنها از مدرسه فرار کرده بودند. بنابراین ، شما متفاوت بودن را انتخاب می کنید ، یا رها کردن مدرسه را برای حس نزدیکتر شدن به این افراد ، پس یک فرد محاسبه گر نیستید . تقلید از فرد باهوش و موفق شما را به آن فرد تبدیل نمی کند- صادقانه بگویم ، افراد محاسبه گر و کاردان با آگاهی از انتخاب های خود سر و کار داشته و تلاش هایی را نیز برای ایجاد گزینه های دیگر می کنند که نیاز آنها برای رشد است. آنها پول خود را سریع خرج نمی کنند ، تا زمانی که همه ی جایگزین های ارزانتر احتمالی را بررسی نکرده باشند. به یاد داشته باشید که بهترین روش ها ، مورادی هستند که حاصلش قانع کننده ترین نتایج را با سرمایه گذاری کمترین کاردانی است.

10. روش انطباق را محاسبه می کنند

کاری را بکنید که عاشقش هستید و همزمان زندگی ای را بدست بیاورید که سناریوی یک زندگی ایده آل است. شما خیلی از وظایف رنج نمی برید و باید به زمینه ی انتخابی خود برترباشید. متاسفانه ، این مساله همیشه یک انتخاب نیست ، اکثر موراد ، بازار از شغل شما اشباع بوده یا به سادگی ، چیزی را که تولید می کنید ، متقاضی ندارد. به عبارت دیگر ، شما در آن کار ماهر و باهوش هستید ، ولی توانایی انطباق ندارید و موفق نیز نخواهید بود.
آگاهی از روش انطباق ، به این معنا نیست که جلوی اشتیاق غالب خود را بگیرید ، فقط به این معناست که چیزی را بیابید که از آنها فراگرفته اید و آن دانش را در جای دیگر به کار بگیرید. مثلا اگر روانشناسی می دانید ، از آن استفاده کرده و تلاش کنید که آن کار سریع را بهتر از مدیر پروژه انجام دهید. یا اگر آشنایی کامل با قانون دارید ، از این دانش در بخش نوشتاری استفاده کرده و دارمای جالب را به هدف اصلی خود در محاکمه تبدیل کنید. اینها فقط چند مثال هستند ، ولی ایده ی اصلی موجود در این انطباق پذیری ة یافتن روشی برای استفاده ی کامل از چیزی است که قبلا می دانستید.

11. بدنبال گزینه ی دوم هستند.

در نهایت ، آخرین چیزی که برای آینده ی پایدار، حتمی است، پذیرش این واقعیت است که شما شایسته ترین، ماهرترین یا باهوش ترین فرد در جهان نیستید.
علیرغم اینکه شما در گذشته چقدر باهوش بوده و مورد قدردانی قرار گرفته اید ، همیشه بدنبال بازخورد محافظه کارانه باشید. در نهایت مردم پول خود را به شما پرتاب نمی کنند ، بلکه انتظار دارند که خدمات یا کالایی در عوض تحویل بگیرند. در نتیجه، مهم نیست که آیا شما به فکر عالی بودن محصول خود باشید یا نه به همان اندازه که برای مخاطبین هدفتان اهمیت دارد که آن را بخواهند.

(سیارک)

ترجمه توسط itrans.ir

 

نظرات

۱۳۹۵/۱۰/۲۸بعد از 30 سال نمیشه؟

در ادامه بخوانید...