کلمات خنده دار انگلیسی

به نظر شما چرا کلماتی چون «boobs (تلفظ: بوبز، معنی: آدم ساده لوح)»، یا «wriggly (تلفظ: ریگلی، معنی: چرخیدن و خزیدن به مانند مار)» در مقایسه با کلمه ای چون «taxes (تلفظ: تکسز، معنی: مالیات ها)» بیشتر خنده دار به نظر می رسند؟ و این که چه عاملی سبب می شود این گونه کلمات خنده دار و بامزه تر به نظر برسند؟این بحث جدا از اصطلاح های انگلیسی و ضرب المثل های انگلیسی می باشد که در مواردی امکان دارد بامزه و خنده دار باشند.

با وجود این که احتمالا تا کنون کمتر به این مسئله توجه نشان داده اید (این که یک کلمه تا چه حد می تواند بامزه یا خنده دار باشد) جالب است بدانید پی بردن به عامل اصلی بامزه شدن یک کلمه پروسه ای پیچیده است. کریس وستبری روانشناس دانشگاه آلبرتا در این باره عنوان کرد: «تا کنون هیچ کس به خوبی قادر به پیش بینی عامل اصلی خنده دار شدن یک کلمه نشده است».

کریس وستبری اخیرا تحقیقات جامعی در این باره انجام داده است و هدف او از انجام این تحقیقات پی بردن به این مسئله است که چه عامل یا عواملی سبب می شود تا یک کلمه در مقایسه با سایر کلمات بامزه تر به نظر برسد؛ آیا معنیی کلمه است که سبب این موضوع می شود؟ یا گونه ای که کلمه تلفظ می شود؟ یا شاید به کلی پای عامل دیگری در میان باشد؟

وستبری در این باره عنوان کرد: «البته باید گفت که شوخ طبعی مسئله ای کاملا شخصی است (برای هر کس تعریف یا عاملی به خصوص دارد). تمامی تلاش ما در این تحقیقات بر آن بوده است که از این تعاریف و عوامل شخصی صرف نظر کنیم و تنها مسائلی را مد نظر قرار دهیم که در سطح جهانی و به نظر تمامی افراد خنده دار می آید.». محققان برای پیشبرد این تحقیقات 4974 کلمه انتخاب کردند و با انجام نظرسنجی میزان بامزه بودن هر یک به نظر مردم را مشخص کردند. هر کلمه بسته به بامزه بودن امتیازی از یک تا پنج دریافت کرد.

پس از آن، با توجه به امتیازی که هر کلمه دریافت کرده بود و با در نظر گرفتن اصل کلمات، محققان اقدام به مشخص کردن عامل یا عواملی کردند که سبب بامزه شدن کلمه ای به خصوص شده بود. در نهایت مشخص شد که دو عامل پیش بینی کننده اصلی وجود دارد که میزان بامزه بودن کلمه را مشخص می کند: اولین عامل مربوط به شکل و فرم کلمه می شود (این که کلمه چگونه تلفظ می شود و چگونه به گوش می رسد)؛ عامل دیگر هم مربوط به معنیی کلمه می شود (این که کلمه چه احساسی را در ما برمی انگیزاند و این که چه معنییی در پس کلمه وجود دارد).

تیم تحقیقاتی در روند تحقیقاتشان به این نتیجه رسیدند که هر کلمه بامزه در یکی از این شش دسته قرار می گیرد: جنسیت، عملکردهای بدنی، کلمات مربوط به جشن و مهمانی، ناسزاها، کلمات به کار گرفته شده برای قسم خوردن و حیوانات. وستبری در این باره عنوان کرد: «نخستین گام ما در پیشبرد روند تحقیقات مشخص کردن این شش دسته اصلی بود. نکته ای که پس از به پایان رساندن این دسته بندی مشخص شد این بود که در حقیقت برای پیش بینی میزان بامزه بودن یک کلمه سنجش فاصله آن از یکی از دسته ها کافی نبود، بلکه می بایست میانگین فاصله کلمه از هر شش دسته مجزا را مورد بررسی قرار داد. این مسئله کاملا منطقی به نظر می رسد، چرا که بیشتر کلماتی که به نظر مردم با مزه می آید محدود به یکی از این دسته ها نمی شوند و حداقل در دو دسته قرار می گیرند.».

تیم تحقیقاتی اطلاعات حاصل شده از این دسته بندی را به کار گرفت تا یک مدل کامپیوتری با توجه به آن طراحی کند. هدف از طراحی این مدل کامپیوتری این بود که مشخص شود آیا مدل توانایی مشخص کردن کلماتی که به نظر مردم بامزه می آید را خواهد داشت یا خیر. وستبری در این باره عنوان کرد: «من پس از مشاهده دقت و صحت بررسی های این مدل کامپیوتری شگفت زده شدم.».

یکی از نکات جالب توجهی که تیم تحقیقاتی به آن پی بردند این بود که نه سن و سال و نه جنسیت تأثیری بر این مسئله نداشت (این که فرد کلمه ای را بامزه بداند یا نه) و بیش از آن فرهنگ و پیش زمینه ملی هر فرد است که در این مسئله نقشی تأیین کننده ایفا می کند. وستبری در این باره عنوان کرد: «یکی از فارغ التحصیلان من اهل ایران است و کلماتی که به نظر ما بامزه می آیند، به نظر او بامزه نبودند.».

در نهایت این تیم تحقیقاتی ده عدد از کلمات خنده دار انگلیسی را انتخاب کردند که بنا به تحقیقاتشان بامزه ترین کلمات انگلیسی هستند (مدل کامپیوتری طراحی شده توسط آن ها و نظرسنجی هاشان مشخص کننده این کلمات بوده است). در ادامه می توانید این کلمات را مشاهده کنید:

  • Upchuck  تلفظ: آپچاک، معنی: بالا آوردن
  • Bubby تلفظ: بابی، معنی: کلمه ای دوستانه برای صدا زدن یک پسربچه
  • Boff تلفظ: باف، معنی: رابطه ج ن سی، مشت زدن
  • Wriggly تلفظ: ریگلی، معنی: چرخیدن و خزیدن به مانند مار 
  • Yaps تلفظ: یاپ، معنی: پارس کردن بلند سگ
  • Giggle تلفظ: گیگل، معنی: خنده ای که جلوش گرفته شود
  • Cooch تلفظ: کوچ، معنی: نوعی رقص
  • Guffaw تلفظ: گفو، معنی: خندیدن از ته دل
  • Puffball تلفظ: پافبول، معنی: نوعی قارچ
  • Jiggly  تلفظ: جیگلی، معنی: نداشتن تعادل مثل ژله

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.