نظریه توسعه خانواده بخش دوم

مراحل توسعه به عنوان بازه های توازن نسبی در نظر گرفته می شوند، که در آن تفاهم در مورد تخصیص نقش ها و قوانین رویه زیاد است. با این حال، به دلیل تغییرات در نیازها و صلاحیت اعضای خانواده، و به دلیل نیازهای خارجی که خانواده تجربه می کند، ناهمخوانی و عدم تناسب نقش ها رخ می دهد و نیازمند سازماندهی مجدد برای تحقق مجدد تناسب نقشی است. متخصصین توسعه انسانی انتظارات نقش سن  را به عنوان وظایف توسعه ای برای هر سطح سنی تعمیم داده اند، به گونه ای که انتظارات آشنا برای کودکان و اصفال و همچنین برای افراد بالغ جوان، میانسال و مسن را شامل شود. بعضی از ترکیب های سنی و جنسیتی باعث هماهنگی بیشتر وظیفه های توسعه ای فرزندان و والدین، زن و شوهر، و خواهر و برادر با یکدیگر در مقایسه با موارد دیگر می شود؛ این کار منجر به شناسایی مراحل سازگار و غیرسازگار بر روی چرخه عمر خانواده توسط تحلیلگران می شود. برای مثال، خانواده های که کودکان آنها در بازه هایی منظم در درون بازه ی زمانی نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند متولد شده اند، هماهنگی بهتری در مقایسه با خانواده هایی که اعضای جدید در آنها به شکل موجی و از نظر زمانی فاصله دار وارد می شوند تجربه می کنند.

برای خانواده های دوم، به دلیل ترکیب سنی، عملکرد نقش های والدی مختص به مرحله در بازه های میانی «افول» می کند و مجددا ظهور می کند. متخصصینی که با والدین تنها (مطلقه یا بیوه) که بعدا تجدید فراش کرده اند و بچه داری را برای بار دوم تجربه می کنند، چنین الگوی «بازیابی» را تجربه می کنند. این موضوع در قسمت های بعدی این مقاله بررسی می شود.
دوال و هیل سه معیار را از معیارهای مختلف برای تولید اولین و شناخته شده ترین سیستم دسته بندی عمر خانواده به مراحل مختلف انتخاب کردند: تغییر عمده در اندازه خانواده، سن توسعه ای بزرگترین فرزند، و تغییر در وضعیت کاری نان آوران:

1. تغییر عمده در اندازه خانواده، که زندگی خانواده را به پنج مرحله تقسیم می کند:

• مرحله پایدار، بدون فرزند؛
• مرحله توسعه، بچه داری؛
• مرحله پایدار، بچه داری؛
• مرحله کاهشی؛ فرستادن بچه؛
• مرحله پایدار، آشیانه خالی

2. سن توسعه ای بزرگترین فرزند که مراحل جدیدی در مراحل بچه داری پایدار و در حال توسعه ایجاد کرد:

• خانواده های با کودکان پیش دبستانی
• خانواده های با کودکان مدرسه ای
• خانواده های با نوجوان
• خانوده های با جوان

3. وضعیت کاری نان آور نیز دو مرحله اضافی در مرحله پایدار آشیانه خالی ایجاد کرد:

• خانواده های در سالهای میانی؛
• خانواده های در فاز بازنشستگی؛
با ترکیب این دسته بندی ها، هشت مرحله توسعه خانواده تولید شده که دو به دو منحصر بفرد هستند:
1. مرحله پایه ریزی (بدون بچه، تازه ازدواج کرده ها)
2. اولین بچه داری (خانواده های با نوزاد تا سه سال)؛
3. خانواده های با بچه های پیش دبستانی (بزرگترین بچه بین 3 6 سال)
4. خانواده های با بچه دبستانی (بزرگترین بچه 6 12 سال)
5. خانواده ها با نوجوان (بزرگترین بچه 13 20 سال)
6. خانواده های که سکو پرتاب کودکان هستند (بچه ها را ازدواج می دهند)
7. خانواده های در سال های میانی (دوره ی آشیانه خالی پس از بچه داری)
8. خانواده در بازنشستگی (بازنشستگی نان آوران)
یک مشکل ادامه داری که در خانواده های در حال تغییر وجود دارد، حفظ تفاهم در مورد (1) تقسیم بندی وظایف، (2) تخصیص عادلانه منابع، (3) سطح صلاحیت اعضا برای انجام وظایف، و (4) نیازهای در حال ظهور اعضا است. چنین تفاهمی برای تضمین همخوانی اعضای خانواده (تناسب نقش در میان موقعیت ها در خانواده) ضروری است. خانواده ها تنها می توانند رشته های نقشی اعضایی را حفظ کنند که قبل از وقوع مذاکره مجدد از گروه خارج شده اند. اگر سازمان دهی مجدد نقش های هسته ای را پوشش دهند، مرحله جدیدی از توسعه اضافه می شود. در به دست آوردن سوابق خانوادگی با استفاده از مصاحبه های گذشته نگر، بسیاری از پاسخ دهندگان اعلام کردند که این مراحل بدون توقف و مرز مشخص بین مراحل در یکدیگر ادغام شده اند . مفهوم «راحتی گذار» از هر مرحله به مرحله دیگر توسط بور در1972 پیش کشیده شد، تا این تنوع در میان خانواده ها در نظر گرفته شود؛ بعضی از خانواده ها گذارهای دشواری را تجربه می کنند، در حالیکه خانواده های دیگر گذار های همواری را از یک مرحله به مرحله دیگر تجربه می کنند. نکته کلیدی در اینجا ظرفیت خانواده ها برای پیش بینی این تغییرات مطابق نیاز است، ایجاد برنامه ریزی برای تغییر ساختار نقش، فراهم سازی بستر سازگاری بدون رشته نقش، در حالیکه خانواده های دیگر در نقش ها خود «گیر کرده اند» و به مداخله خارجی برای انجام گذار به مرحله بعدی نیاز دارند (توسط بارنهیل و لونگو، 1978).
رونا راپوپورت اولین محققی است که وقفه های چشمگیر بین مراحل توسعه را برجسته کرده است. وی این کار را با معرفی این ناپیوستگی ها به عنوان «بحران های طبیعی گذار» معرفی کرده است؛ طبیعی از آن جهت که اکثر خانواده ها آن را تجربه می کنند. وی نظریه بحران را مطرح کرد تا رفتار خانواده ها را در زمان گذر از این «نقاط بدون بازگشت» از یک مرحله توسعه به مرحله دیگر لحاظ کند. وی 4 گذار بحرانی را شناسایی کرده است، که نویسنده ی این مقاله مورد پنجم را به آنها اضافه کرده است
• بحران ازدواج کردن
• بحران اولین بچه داری
• بحران والدزدایی (اضافه شده توسط هیل)
• بحران ازدواج دادن فرزندان و یا ترک فرزندان درآمدزا
• بحران بازنشستگی و جدایی از رهبری اجتماعی این مقاله ادامه دارد............

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.