روابط عاطفی در خانواده

در

خانواده ها در حال تغييرند اما، اساسي براي شادي هستند.خانواده واقعا در شكل دادن شادي و رفاه اهميت دارد. انسان ها به طور مستقيم با كيفيت و كميت تعاملات خانواده تحت تاثير قرار مي گيرند. تماس هاي تلفني بين دختران و مادران،تعطيلات خانواده و ملاقات با بستگان سببي و شايد بعدتر زمان با grams and gramps فراتر از زمان و پيوند عاطفي بين اعضاي خانواده فرد ، خويشاوندان نيز پشتيباني قوي و شبكه ي طرفداري را تشكيل مي دهند. روشي كه ما با آن شبكه برقرار مي كنيم مي تواند زندگي هاي ما را آسان تر و سالم يا سخت تر و پر از استرس كند. اين بدين دليل است كه در راه هاي بزرگ و كوچك ، تلاش هاي زندگي ما و دستاوردها توسط چگونگي قضاوت شدن با خانواده ما معني داده مي شود.
" حتي به عنوان كاهش ازدواج ، خانواده در تمام تنوع ظهور آن – انعطاف پذير باقي مي ماند"، مركز تحقيق پيو در بررسي ٢٠١٠ در افزايش ساختارهاي خانوادگي جديد و نگرش هاي عمومي نسبت به ازدواج و خانواده مي گويد " آمريكايي ها تعريف گسترده اي از آن چه كه خانواده را مي سازد، دارند و اكثريت قريب به اتفاق بزرگسالان ( حدود ٧٥ درصد) خانواده ي خود را مهمترين ، رضايت بخش ترين عنصر زندگي خود در نظر مي گيرند."
" در زمينه ي پيري شناسي ، هر كسي از زوال خانواده اظهار تاسف مي كند" مريل سيلور استاين، پروفسور پيري شناسي اجتماعی و جامعه شناس دانشگاه جنوب كاليفرنيا مي گويد. اما اعضاي خانواده به داشتن ارتباطات و تعاملات قوي ادامه مي دهند. برخي از زير گروه ها قطعا مسايلي دارند ، او مي گويد، شامل آنهايي با درامد هاي پايين يا والدين طلاق گرفته مخصوصا پدران. سيلور استاين مي گويد به طور كلي با اين حال" بحران خانواده پر از شكوفه است".
"پيو" تغييرات در مقدمات زندگي بزرگسالان را بين ١٩٦٠و ٢٠٠٨ ملاحظه كرد. درصد افراد بالغ ازدواج كرده در طول اين دوره از ٧٢ درصد به ٥٢ درصد كاهش يافته است. درصد افراد بيوه نيز از ٩ درصد از تمامي بزرگسالان در سال ١٩٦٠ تا ٧ درصد در ٢٠٠٨ كاهش يافته است. درصد افرادي كه جدا شده يا طلاق گرفته اند تقريبا در طول اين زمان ٣ برابر شده است، از ٥ درصد تا ١٤ درصد ، درصد بزرگسالاني كه اصلا ازدواج نكرده اند، دو برابر شده است از ١٤ درصد در سال ١٩٦٠ تا ٢٧ درصد در ٢٠٠٨.
نقش خانواده مي تواند بر روي اهميتش در خانواده هاي غير سنتي برداشته شود بويژه آنهايي كه از مزاياي قانوني و حمايت گسترده ي اجتماعي ازدواج و ديگر روابط سنتي برخوردار نيستند.
" اعضاي خانواده نقش بزرگتري براي ايفا كردن نسبت به آن چه كه ممكن است درك كنند دارند"، ليزا دياموند، استاديار روانشناسي در دانشگاه يوتا مي گويد . تحقيقات دياموند روابط همجنس را اختصاصي مي كند، جاييكه نياز به حمايت خانواده يا حداقل پذيرش ممكن است بزرگ باشد. دياموند مي گويد:" حس رابطه ي شما كه تصديق نشده ، تلفات رواني در زوج هاي همجنس گرا و هم جنس باز مي گيرد.
" اين به طور كلي به اين بستگي دارد كه ايا شما در يك محيط زندگي مي كنيد كه از آن ارتباط قابل حمايت يا غير قابل حمايت هستيد. اگر شما از خانواده حمايت و پذيرش بگيريد ، مي تواند شما را از اثرات منفي كمبود حمايت جامعه متعادل كند.
رابطه ي كودك و والدين بي شك از مهم ترين پيوندهاي خانوادگي است. مانند تمام روابط انساني، مي تواند خوب بودن و استرس را توليد كند. ديدگاه ها به سمت توسعه ي ارتباطي سالم با والدين يا كودك شما با اين تشخيص شروع مي شود كه به ندرت يك تلاقي تساوي ها است.

والدين ارتباط را با تقريبا كنترل كامل بر زندگي هاي كودكان خود شروع مي كنند. با گذشت زمان، تكيه گاه اين قدرت در رابطه به سمت فرزند حركت مي كند و در سال هاي پيري ، والدين ممكن است كنترل بيشتري از زندگي خود را به فرزندان رشد كرده ي خود واگذار كنند. درك نقش يكديگر در اين زنجيره براي داشتن توقعات منطقي در مورد چگونگي رفتار هر يك از طرفين ضروري است.

اگر هم  به اندازه ي كافي سخت نباشد، بسياري از روانشناسان مي گويند كه عدم تطابق ژنتيكي بين والد و كودك وجود دارد. آن را خطر نسل مي نامند. والدين به سادگي براي كودكان خود ، نسبت به مراقبت كودكان براي آنها مراقبند. در حالي كه خطر نسل زماني كه يك كودك جوان تر مي شود، قابل درك تر است. عدم تطابق عاطفي ممكن است چندين سال به طول انجامد" يكي ممكن است بگويد كه انگيزه ي ژنتيكي وجود دارد كه ما به مراقبت از كودكان خود درگير مي شويم، اما در عوض توليد مثل خواهند نمود و نسل را ادامه مي دهند" .
"كارن فينگر من" ، پروفسور توسعه ي انساني و علم خانواده در دانشگاه تگزاس در تحقيق خود به این نتیجه رسید كه :

خوشحالي خانواده ها در ميان سالي به اين كه چگونه فرزندان بزرگ شده شان زندگي را مي گذرانند، ارتباط دارد. حتي والدين با چندين فرزند رشد كرده ي موفق مي توانند خوشحال نباشند، اگر یکی از فرزندان به خوبي كاري را انجام ندهد. احساسات منفي اثري بزرگتر و عمري طولاني تر نسبت به موارد مثبت دارد.
حتي اهميت نوه برتري پيوند والدين – فرزند را تحت شعاع قرار نمي دهد. اما در اين جا، پدربزرگ، مادر بزرگ پيشرفت عاطفي غني تري نسبت به پدرمادر شدن دارند. اما مسير بزرگترين شادي براي پدربزرگ مادربزرگ هميشه آشكار يا آسان نيست.
سيلور استاين مي گويد:" پدربزرگ مادربزگ نقشهاي مبهم بسياري براي ايفا نمودن دارند". انها مي خواهند كارهايي را انجام دهند و براي زندگي نوه هاي خود مهم باشند. اما نياز به متعادل نمودن انگيزه ي خود به منظور كنترل، كمك به افزايش يا آموزش كودك در مقابل حقوق والدين دارند. اين انواع نقش توليد اضطراب مي کند.
 پدر بزرگ  و مادربزرگ تلاش مي كنند كه والدين نوه هاي خود باشند. همچنين پدربزرگ مادربزرگ جداشده وجود دارد كه خيلي درگير نيستندو پدربزرگ مادربزرگ كمكي وجود دارند كه براي بچه داري نوه هاي خود مي آيند و به والدين آنها پشتيباني و آسايش فوق العاده اي مي دهند.
به منظور توسعه ي نقش درست ، سيلور استاين توصيه مي كند كه پدربزرگ مادربزرگ ها باید به خواسته ها و اولویت های فرزندان خود گوش دهند."
 روابط بين نسلي شامل پدر بزرگ و مادربزرگ ، كودكانشان و نوه هاي آنها نقش بزرگي در زندگي خانوادگي ايفا مي كنند."به عبارت ديگر، در حالي كه شكل خانواده قطعا در حال تغيير است، اين تغييرات مي تواند ارتباطات خانوادگي را تقويت كند.(سیارک)

نظرات

در ادامه بخوانید...

خانم ها و آقایان، قهر ممنوع!

در

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا برخی از افراد زود رنج هستند و به اصطلاح زود قهر می کنند؟ آیا به این اندیشیده اید که این رفتار در زندگی مشترک چه مشکلاتی به وجود می آورد؟ برخی از رفتار ها هستند که مانند کرم درون رابطه زندگی مشترک را می خورد.

یکی از این رفتار ها قهر کردن است.

ما سعی می کنیم در این مقاله به بررسی این رفتار بپردازیم  و راه هایی برای بهبود و از بین بردن این رفتار پیشنهاد کنیم. پس با ما همراه باشید.

 

قهر کردن چیست؟ در زندگی مشترک همواره مشکلاتی به وجود می آید. اما گاهی اوقات یکی از طرفین سعی می کند مشکل خود را از راه دیگری حل کند. این راه طرد کردن طرف مقابل و عدم پذیرش سخن شریکش است. در اصطلاح عامیانه به این رفتار قهر کردن می گویند. اما این یک راه حل بسیار غیر منطقی برای مشکلات بوده و خود به وجود آورنده ی مشکلات بزرگتر در زندگی مشترک می شود. برای مثال: کامبیز و سمانه زن و شوهر هستند. سمانه از کامبیز می خواهد که او را به منزل مادرش ببرد. کامبیز به او می گوید که در اولین فرصت او را به منزل پدرش خواهد برد اما سمانه بر تاریخ خاصی اصرار می کند و کامبیز هر بار می گوید که نمی تواند در این تاریخ او را همراهی کند و او را ببرد. سمانه تصمیم می گیرد برای مقابله به مثل دیگر با کامبیز به منزل مادر شوهر و پدر شوهرش نرود و تا روز ها با او صحبت نکند و حتی حاضر نیست که تاریخ رفتن به منزل پدرش را نیز عوض کند. در این جا مشاهده می کنید که یکی از طرفین که در این جا سمانه است سعی می کند با قهر کردن ابراز ناراحتی کند. از راه غیر منطقی می خواهد مشکل را حل کند. غافل از این که این کار خود به وجود آورنده ی مشکلات بعدی خواهد بود.

 

تحلیل مساله

در راستای تحلیل این مساله کمی بیشتر به زندگی کامبیز و سمانه سرک می کشیم. کامبیز مهندس نرم افزار است. روز قبل یک پروژه را در شرکت بر عهده ی او گذاشته اند که تاریخ مشخصی دارد. استرس کار و مبلغ بالای قرار داد هم بر روی او و همکارانش فشار وارد کرده است و هم رئیس او را بر آشفته کرده است. از این سو سمانه تنها دختر است و سه برادر دارد. مادرش کمی مریض احوال است و عروس هایش از او دور هستند اما سمانه نزدیک تر است. سمانه نگران مادرش است و کامبیز نگران پروژه ی کاری که در پیش دارد و تنها چند روز کوتاهی برای انجام آن در اختیار دارد. وقتی مشکل را باز کرده ایم به خود می گوییم که هر دو حق دارند. بله هر دو نگران هستند. از یک طرف کار و از یک طرف مساله ی مادر این زوج را به چالش کشیده است. اما در این جا مهم راه پشت سر گذاشتن این چالش است. در این بین سمانه راه حلی را که درست دانسته است اجرا می کند. شب که کامبیز به خانه باز می گردد، سمانه در حال تماشای تلویزیون است و بر خلاف همیشه نه بوی غذایی در کار است و نه استقبال های گرم همیشگی. کامبیز از این وضعیت اول تعجب می کند. سعی می کند از سمانه علت رفتار را جویا شود. اما سمانه با اخم و لحنی تند پاسخ می دهد که یعنی تو نمی دانی که چرا؟ کامبیز که بی خبر از موضوع است اظهار بی اطلاعی می کند و همین سمانه را به این وا می دارد که به اتاق رفته و در را قفل کند. کامبیز هم که از این رفتار ناراحت می شود به اتاق دیگر می رود و صبح هم بدون خداحافظی های گرم همیشگی بدون اطلاع به سر کار می رود. و این مشکل همین طور ادامه پیدا می کند. باید به شما هشدار دهم که این رفتار های به ظاهر ساده اولین جرقه های طلاق عاطفی و دیگر مشکلات نابود کننده ی زندگی مشترک است.

 

راه حل

تنها صحبت کردن در مورد مشکلات می تواند آن را حل کند. هیچ گاه منتظر دستی از غیب نباشید که زندگی شما را حل کند و مشکلات شما را بر طرف کند. تنها شما خودتان این صلاحیت و توانایی را دارید که مشکلاتتان را حل کنید. اما رفتار درست در این وضعیت چیست؟ برای بررسی آن باید کمی به عقب بازگردیم. به اولین چیزی که به مشکل انجامیده است. رفتار اشتباه. بله سمانه شروع کننده ی رفتار اشتباه است و کامبیز ادامه دهنده ی آن است. رفتار درست را با هم بررسی می کنیم.

سمانه از کامیبز می خواهد که او را به خانه ی مادرش ببرد. اما کامبیز از او می خواهد که کمی صبر کند. سمانه ناراحت است اما در آن لحظه حرفی به میان نمی آورد و برای جلوگیری از بحث های بعدی و دلخوری های بیشتر سکوت می کند. چند روز صبر می کند بلاخره کامبیز یک روز به خانه باز می گردد البته با شیرینی و لبی خندان سمانه هنوز دلخور است ولی در شادی همسرش شریک می شود.

از کامبیز می پرسد که چه اتفاقی باعث خوش حالی او شده است و کامبیز برای او توضیح می دهد که در چند روز آینده گرفتار پروژه ای در شرکت بوده است که فشار کاری بسیاری برای همه به همراه داشته است اما برای این که سمانه را ناراحت و نگران نکند و همچنین مشکلات محیط کار را وارد خانه نکند حرفی از آن به میان نیاوده است. سمانه اکنون به خود می گوید الان وقت مناسبی برای بیان دلخوری اش است به همین علت می گوید که مادرش مریض است و دوست دارد کمی به نزد او برود. کامبیز از او عذر می خواهد و ابراز می کند که از بیماری اطلاع نداشته و سمانه لبخند بر لب می گوید او هم از تنش به وجود آمده در شرکت بی اطلاع بوده است. سمانه و کامبیز با یک دیگر قرار می گذارند که از این به بعد دلایل رد خواسته های یک دیگر را بیان کنند و طرفین با رفتاری منطقی آن را در صورت قانع کننده بودن بپذیرند. به همین سادگی یک رفتار می تواند از خیلی از مشکلات دیگر پیشگیری کند.

تنها راه حل مشکلات صحبت کردن است. قهر راه حل نیست!

با طرح این مساله سعی داشتیم که به مشکل قهر کردن و مشکلاتی که  در ادامه به وجود می آورد بپردازیم همچنین ما به تحلیل رفتار درست و غلط نیز پرداختیم تا به شما در قالب زندگی واقعی نشان دهیم که تنها با صحبت کردن و رفتار منطقی می توان از به وجود آمدن چه مشکلاتی پیشگیری کرد.

زندگیتان آرام

 

نظرات

در ادامه بخوانید...

دلایلی که یک مرد رابطه را بهم می زند

در

(سیارک) : از اینکه مردتان به شما بگوید در رابطه باید وقفه ایجاد کرد، تعجب نکنید. شما تنها زوجی نیستید که دچار بحران در رابطه خود می شوید.گاهی اوقات این کار مفید خواهد بود شما این را درک نخواهید کرد مگراینکه امتحان کنید.


1. او از نظر عاطفی خسته شده است
چه مواقعی دعوا می کنید؟ ما می دانیم که چه دعواهای خسته کننده ای احتمالا بین شما روی می دهد؟ به خودتان و احساساتتان گوش دهید. چه عاملی باعث می شود که به هنگام دعوا کاملا پر باشید؟ آیا این عامل نفرت است؟ بی تفاوتی؟ از طرف مقابل نیز این سوالات را بپرسید. وقتیکه بدانید شما و طرف مقابلتان در کجای رابطه قرار دارید، اجتناب از سوء تفاهم و یافتن راه حل بهتر برای مسئله راحت تر خواهد بود. اگر می گوید که از تمام وقایع روی داده خسته شده است، اجازه دهید کمی فاصله بگیرد.
2. او مایل به قبول مسئولیت نیست
هماهنگی مسئله ضروری است. بدون آن، رابطه شما به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهد شد. مسئولیت و وظایف را به طور مشترک قبول کنید. اینکه با هم مسئولیت وقایع را به عهده بگیرید، عالی است. اگر تنها یکی از شما مسئولی هر چیزی باشد، این کار خسته کننده خواهد بود. همه ما نیازمند حمایت و کمک هستیم. برخی از پسرها، بیش از حد بی مسئولیت می باشند. آیا در مورد طرف مقابل شما هم اینگونه است؟ بعنوان یک قانون، یک مرد واقعی همیشه خواستار حاکمیت و هدایت رابطه است به جای اینکه از آن فرار کند.
3. او مایل به آزمون عشق شما خواهد بود.
برخی مردان چگونه به آزمون قدرت و کیفیت عشق زن می پردازند؟ آنها به سادگی کمی فاصله می گیرند. آنها می توانند شما را ناراحت کنند تا واکنش شما را ببینند. هوشیار باشید و این رفتار او را را پیش بینی کنید. اگر اجازه دهید که کمی فاصله بگیرد، احتمالا احساس می کند که عاشق او نیستید. اجازه ندهید با احساسات شما بازی کند. به صدای قلب خود گوش دهید و به حدکافی قوی باشید تا در دام ترفندهای او نیافتید.
4. او می خواهد تفاوت را احساس کند
یک وقفه همیشه برابر با قطع رابطه نیست. گاهی اوقات مردان در رابطه وقفه ایجاد می کنند تا رابطه ای را با زن دیگر امتحان کرده و برقرار کنند. زمانیکه زوجی قطع رابطه می کنند، پسرها به این فکر می کنند که اکنون آزاد هستند تا رابطه جدیدی شروع کنند. آنها با زنان دیگر رابطه برقرار می کنند تا رابطه شما و رابطه با آنان را مقایسه کنند. اگر فکر کند که عشق جدیدش بهتر از قبلی است، او بازنخواهد گشت. اگر نمی خواهید که فریب بخورید، بدانید که در این مدت چه می کند؟

 این پست را چگونه می‌بینید؟ برای شما مفید بود؟ لطفا با نوشتن کامنت در زیر ما را مطلع کنید.  

ترجمه  itrans.ir / هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع (سیارک)  ممنوع است. 

نظرات

در ادامه بخوانید...

ازدواج با این تیپ مرد‌ها اشتباه است

در


ازدواج و تشکیل خانواده موضوعی است که همه دختران و پسران مجرد درباره آن فکر می کنند.موضوع ازدواج اما برای دختران دم بخت و انتخاب همسر قدری پیچیده تر است ، شریک زندگی مناسب چه ویژگی هایی نباید داشته باشد؟ سوالی که شاید کمتر به آن فکر کرده باشیم و همیشه دنبال این هستیم که مرد رویاهای من چگونه باید باشد.

ما در این گزارش درباره مردانی می نویسیم که ازدواج با آنها شما را به دردسر می اندازد.

مردی که پیش از شما با دخترهای بسیار زیادی در ارتباط بوده است

می‌دانم که دارید چه فکری می‌کنید؛ حتما می‌گویید که بالاخره همه ما در این زمینه گذشته‌ای داریم. اما آیا به‌نظر شما می‌توان به مردی که روابط بسیار زیادی در گذشته داشته است، اعتماد کرد؟ هنگامی‌که روابط گذشته‌ یک مرد آن‌قدر زیاد هستند که نمی‌توانید از آنها سر دربیاورید، می‌تواند یک علامت هشدار باشد که او فرد متعهدی نیست. شما باید کنجکاو شوید که چرا همه روابط قبلی او که کم هم نیستند، به شکست منجر شده‌اند. آیا او به طرف مقابلش خیانت کرد؟ آیا پس از یک مدت طولانی همچنان تعهدی به آن رابطه نداشت؟ آیا به دخترهای قبل از شما گفته است که قصدش ازدواج نیست؟ به‌علاوه با وجود دخترهای بسیار زیادی که قبلا در زندگی او بوده‌اند، قطعا این احتمال وجود دارد که بخواهد به یکی از روابط گذشته‌اش برگردد. بنابراین یادتان باشد که اگر به‌دنبال فرد مناسب برای ازدواج هستید، از مردانی که روابط قبلی متعددی داشته‌اند، دوری کنید.(سیارک)

مردی که در مورد آینده رابطه‌تان هیچ صحبتی نمی‌کند

این مورد کاملا واضح است. اگر مردی به‌هیچ‌وجه در مورد آینده و برنامه‌هایی که در ذهنش دارد با شما صحبت نمی‌کند، یعنی تمایلی به ازدواج با شما ندارد. چنین مردی چون به هیچ‌چیز متعهد نیست، می‌تواند به زندگی باب‌ میلش ادامه دهد، بدون آنکه هیچ‌گونه احساس مسئولیتی در قبال شما داشته باشد. برای زنی که در آینده‌ نزدیک به‌دنبال ازدواج است، این یک علامت هشدار جدی به‌حساب می‌آید. یک رابطه‌ی سالم باید شامل گفت‌وگوهای مستقیم و صادقانه در مورد اهداف و برنامه‌های آینده‌ی دو طرف باشد.

مردی که در اغلب اوقات بدون شما بیرون می‌رود

برای یک زوج بسیار عادی است که زمان‌های مخصوص به خودشان را داشته باشند و در تمامی اوقات با هم نباشند، با این حال اگر طرف مقابل شما در اکثر مواقع به‌تنهایی بیرون می‌رود و از شما نمی خواهد که همراهی‌اش کنید، این می‌تواند یک علامت هشدار باشد. به‌علاوه یک مرد باید بخواهد شما را به دوستان و آشنایانش نشان دهد و با دوستان و اطرافیان شما نیز آشنا شود تا ببیند که آیا زوج مناسبی هستید یا خیر. اگر احساس می‌کنید که شما را پنهان می‌کند و دوست ندارد در جمع‌های دوستانه‌اش حاضر شوید، در اغلب موارد به این معناست که شما و این رابطه برای او چندان جدی نیستید.

مردی که بیش‌ازحد به کارش علاقه دارد

یک مرد پُرکار و سخت‌کوش قطعا جذاب است اما بعضی اوقات این ویژگی مثبت می‌تواند به یک مانع در مسیر رابطه شما تبدیل می شود. یک مرد بسیار پرکار ممکن است آن‌قدر به شغل و آینده‌اش در آن حرفه متعهد باشد که نتواند به این زودی‌ها به ازدواج و تشکیل خانواده فکر کند. به‌احتمال زیاد دلیلش این است که آن‌قدر سرگرم انجام کارهای لازم برای پیشرفت در شغلش است که وقت یا ظرفیت ذهنی کافی را برای تمرکز روی خود یا رابطه‌اش ندارد.

مردی که با زن‌های دیگر بیش‌ازحد گرم می‌گیرد

مردی که با زن‌های اطرافش بیش‌ازحد گرم می‌گیرد، به این زودی‌ها قصد ازدواج ندارد. دلیلش این است که اگر در مورد طرف مقابلش واقعا جدی بود، می‌توانست از این کار دست‌ بردارد و فقط با همان زن حرف بزند و شوخی کند. درحالی‌که شوخی و سرزندگی ایرادی ندارد اما مردی که مرد زندگی باشد نباید به‌هیچ‌وجه با زنان دیگر رفتاری گرم و صمیمانه داشته باشد. این یک علامت هشدار بزرگ است.(سیارک)

مردی که اصلا بچه نمی‌خواهد

یکی از شیرینی های زندگی بی تردید فرزندآوری و بچه دار شدن است، لذت مادر شدن با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست، مردی که بچه نمی خواهد اگرچه شاید به مفهوم این نباشد که قصد ازدواج ندارد اما نشانه‌ آن است که برای یک رابطه‌ جدی به‌هیچ‌وجه آماده نیست. شما باید در مورد برنامه‌ها و اهداف آینده او به‌طور جدی صحبت کنید و اگر متوجه شدید که تمایلی ندارد در مورد آینده صحبت کند، یعنی احتمالا به این زودی‌ها قصد ازدواج ندارد.

مردی که هنوز در مورد رابطه‌ی قبلی‌اش صحبت می‌کند

کاملا طبیعی است که یک مرد گاهی اوقات در لابه‌لای حرف‌هایش به رابطه‌ی قبلی‌اش اشاره کند اما اگر این کار را بیش‌از حد و به دفعات زیاد انجام می‌دهد، می‌تواند یک علامت هشدار باشد. اگر طرف مقابل شما دائما به رابطه‌ قبلی‌اش فکر می‌کند، نشانه آن است که برای تعهد به شما آمادگی لازم را ندارد.

مردی که دوستانش خیلی جوان‌تر از خودش هستند

همه ما دوستانی در سنین مختلف داریم، با این حال هنگامی‌که یک مرد فقط دوستان کوچک‌تر از خودش داشته باشد، نشانه‌ آن است که به بلوغ فکری کامل نرسیده است. همچنین اگر تمام دوستان او اهل مهمانی و خوشگذرانی باشند و در مورد شغل یا روابط‌شان جدی نباشند، او هم این‌گونه خواهد بود. واقعیت این است که شخصیت هر کس تا حد زیادی شبیه دوستانش خواهد شد. بنابراین اگر طرف مقابل‌تان به همراه چنین دوستانی به یک مهمانی دعوت باشد، به‌احتمال زیاد از رفتن به آن مهمانی صرف‌نظر نخواهد کرد تا در خانه بماند و با همسر یا نامزدش وقت بگذراند. منبع:جام جم

نظرات

در ادامه بخوانید...

اهمیت سرمایه گذاری در روابط

در


سرمایه اجتماعی یک ساختار مرتبط با سلامت است که راهی برای پرستاران اطفال (PNPها) جهت تصور و تجسم ارتباط متقابل بین روابط اجتماعی و بهداشت می باشد. استفاده از مفهوم "سرمایه اجتماعی" برای کودکان و سلامت خانواده، دارای ظرفیت کمک به PNPها جهت قاب بندی مجدد سوالات مداوم و کشف مسائل مربوط به سلامت در راه های جدید و خلاق است.

 

محیط های فعال بهداشتی باید با استفاده از یک رویکرد پایین به بالا، و با برنامه های ارتقاء سلامت مشارکتی و پروژه های سلامت و بهداشت جامعه با محرک داخلی، ایجاد شود. PNPها باید فرصت برای شبکه بندی و انتشار دانش در مورد مسائل سلامت مربوط به جامعه را ایجاد نمایند. PNPها همچنین باید سرمایه اجتماعی و رویه خاص "بینش درمانی" خود را برای توسعه مداخلات جدید به منظور افزایش بهداشت کودک و خانواده ایجاد نمایند.

"بیماری و بلایا مانند باران می آیند و می روند، اما سلامت مانند خورشیدی است که روشنگر تمام روستا می باشد." - ضرب المثل

سوال مهمی که پرستاران اطفال (PNPها) ممکن است به هر ارزیابی سلامت بیماری اضافه نمایند این است که، "رابطه شما با همسایگان خود چگونه است؟" این که طبابت به صورت مراقبت اولیه، حاد، و یا تخصصی باشد، PNPها نیاز به دانستن این موضوع دارند که در چه موقعیتی خانواده ها به زندگی خود اهمیت می دهند. نمی خواهیم بگوییم که PNPها باید در مسائل خصوصی خانواده کنجکاوی نمایند، بلکه پیشنهاد می دهد که PNPها باید همیشه به یاد داشته باشند که بهداشت و درمان کودک و خانواده و خوب بودن، مفهومی می باشند. این مهم است که خانواده در چه موقعیتی زندگی می کند. مهمتر از آن، این مهم است که همسایگان آنها چه کسانی هستند و چه نوع روابطی جهان اجتماعی آنها را تعریف می کند. این کنجکاوی نیست؛ بلکه ارزش دادن به جدایی ناپذیری روابط اجتماعی و سلامت می باشد. درک سرمایه اجتماعی به عنوان یک مفهوم مرتبط با ارتقاء سلامت، یک راه برای پرستاران برای مفهوم سازی این ارتباط متقابل است.
سرمایه اجتماعی، مانند سرمایه انسانی و مالی، یک دارایی است که منجر به منافع در آینده مطابق با سطح سرمایه گذاری های انجام شده در حال حاضر می شود. همانطور که توسط دانشمندان علوم اجتماعی به کار برده می شود، سرمایه اجتماعی به شبکه های اجتماعی، هنجارهای رابطه متقابل، کمک متقابل، و قابلیت اعتماد اشاره دارد .( سیارک)

سرمایه اجتماعی به قراردادی بین افراد اشاره دارد که امکان دستیابی به تنوعی از اهداف، شامل سلامتی را برای افراد و گروه ها فراهم می آورد. سرمایه اجتماعی مکانیزمی است که منابع موجود ممکن است توسط افراد و از سوی آنها، و نه برای آنها، بسیج شود.

این یک راه برای پرستاران جهت اضافه کردن یک بستر اجتماعی به ارزیابی سلامت است. سرمایه اجتماعی به پرستاران یاد آوری می شود که افراد صرفاً به واسطه خودخواهی و یا منفعت عمل نمی کنند، بلکه در چارچوب تعاملات و روابط میان فردی خود اقدام می نمایند. سرمایه اجتماعی دارای ظرفیت کمک به پرستاران برای قاب بندی مجدد سوالاتی ماندگار و بررسی سلامت به صورتی واقعا متنی نظیر نابرابری بهداشتی می باشد. مانند خورشید که روشنگر تمام روستا، سرمایه اجتماعی افراد را به روش هایی متصل می کند که تبدیل به روابطی به سوی منابع می شود.
("او که شما را تغذیه می کند یک چشم برای مراقبت شما نگه می دارد" ضرب المثل آفریقایی )
افراد در یک جامعه برای رفاه کسانی منصوب می شوند که در اطراف آنها می باشند، به دلیل آن که با یکدیگر مرتبط می باشند. بر خلاف کمک مستقیم (شناخته شده به عنوان حمایت اجتماعی)، سرمایه اجتماعی بر تعاملات، به جای حمایت و یا برنامه های خاص تمرکز می کند. به عنوان مثال، محله ها، یک بافت اجتماعی هستند که در آن سرمایه اجتماعی دارای مزایای ماندگار می باشد. به همین دلیل است که نرخ جرم و جنایت در جایی که همسایگان به خوبی یکدیگر را می شناسند پایین تر است . برنامه محله ای دیده بان نشان می دهد که چگونه شبکه های ارتباطی می توانند همسایگان را پیوسته و یک پیام به مزاحمان بالقوه ارائه دهند که می گوید: "ما هرکدام در اینجا مراقب دیگری هستیم." این برنامه نشان دهنده سرمایه گذاری یک جامعه در ایمنی کل محله است. سرمایه اجتماعی سرمایه گذاری در روابط است.
در کتاب "هدف مشترک: تقویت خانواده ها و محله"، نوشته لیسبت اسکور (1997) برنامه محله هایی توصیف شده است که در بهبود زندگی کودکان و خانواده در سطح جامعه موفق بوده اند. به عنوان مثال، "اسکور" داستان سندتون، یک جامعه در بالتیمور را ارائه داد که به عنوان یک محله "پایین" توصیف شد؛ در اواخر دهه 1980، سندتون در میان بدترین مناطق شهرستان از نظر فقر، بیکاری، عملکرد تحصیلی، بارداری نوجوانان، بیماری های مزمن، جرم و جنایت خشونت آمیز، و فراوانی HIV- ایدز رتبه بندی شد" . در اوایل دهه 1990، شهردار این شهرستان تشکیل یک نیروی ضربتی برای دگرگون کردن سندتون را داد. هدف پرورش رهبری محله و ایجاد ظرفیت در ارائه دهندگان خدمات موجود و سازمان ها برای پیاده سازی یک تغییر و تحول پایدار در جامعه بود. تا سال 1996، صدها نفر از ساکنان و کارکنان سازمان های دولتی و خصوصی برنامه های آگاهی و برنامه های مداخله ای را به منظور بهبود سلامت خانواده در جامعه توسعه دادند. ساکنان برای نظارت بر سلامت همسایگان خود آموزش دیده بودند، و حامیان خانواده، به خانواده ها در به دست آوردن خدمات بهداشتی کمک می کردند. تاسال 1996، کلینیک های مدرسه و کلیسا محور افتتاح شد و ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی محلی، مراقبت های اولیه با کیفیت بالا به همه ساکنان محله، بدون در نظر گرفتن توانایی پرداخت، ارائه می دادند. مرگ و میر نوزادان کاهش یافته و نرخ HIV-AIDS کم گردید. ارائه خدمات بهبود یافت. جامعه در سرمایه اجتماعی غنی و بزرگ شده و رفاه خانواده ها و کودکان توسط "مراقب یکدیگر بودن" بهبود بخشیده شد.( سیارک)
ما شواهد رو به افزایشی از ارتباط مثبت سرمایه اجتماعی با خروجی سلامت داریم . خیر عمومی انگیزه ای برای رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت است. در حالی که عدم ارتباطات در محله منجر به رفتارهایی می شود که در خدمت اهداف فردی می باشند، ارتباطات در محله منجر به رفتارهایی می شود که به نفع "کل" می باشند. در جوامع پیوسته احتمال بیشتری برای حمایت از محیط تسهیل کننده مشارکت افراد در رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت وجود دارد. پرستاران باید حال و هوای یک محله در هنگام برنامه ریزی و ارزیابی تلاش های ارتقای بهداشت و درمان را در نظر بگیرند.

خانواده ها ممکن است در محله هایی زندگی کنند که در آن به امانت گرفتن یک فنجان شکر معمول نباشد، تا چه رسد به این که یک نفر همسایگان خود را بشناسد؛ این موضوع با بهداشت و درمان خانواده، ارتباط دارد. "کسی که از شما بازدید می کند بهتر از کسی است که به شما سلام می فرستد." - ضرب المثل آفریقایی.

جامعه ای که سلامت را قادر می سازد، رفتارهای بهداشتی را از طریق هویت و هنجارهای اجتماعی به طور جمعی مذاکره شده، افزایش می دهد. برنامه های بالا به پایین و مبتنی بر متخصص که حقایقی در مورد خطرات بهداشتی ارائه می دهند، ممکن است اهداف مبتنی بر نتیجه را انتقال ندهند، چرا که آنها موفق به اذعان به اهمیت سرمایه اجتماعی نشده اند. از سوی دیگر، برنامه های ارتقاء سلامت جامعه محور، یک رویکرد پایین به بالا دارند که در آن کسانی که می خواهند تا از برنامه بهره مند شوند، افراد و خانواده هایی هستند که در آن جامعه اقامت دارند و دستور کارها را تنظیم و راه حل ها را شکل می دهند.
راهبردهای ارتقای سلامت جامعه محور به اهمیت شبکه های اجتماعی، هنجارهای سود متقابل، کمک متقابل، و قابلیت اعتماد، اذعان می نمایند. هر جامعه دارای مجموعه خود از هنجارها و باورهای مشترک است که می تواند در خدمت ایجاد و پرورش برنامه باشد. برنامه های ارتقاء بهداشت و درمان، ایجاد شده در چارچوبی مشارکتی، خودکارآمدی و یا اعتماد به نفس افراد در توانایی خود برای انجام اقدامات را افزایش می دهد . آنها افراد را قادر به تصمیم گیری با هم و مذاکره با همسالان می سازند. افراد به احتمال زیاد سلامت خود را کنترل می کنند، اگر آنها کنترل جنبه های دیگری را بر زندگی خود احساس نمایند.
برای کمک به افزایش سرمایه اجتماعی یک جامعه، پرستاران و سایرمتخصصان مراقبت های بهداشتی آن باید به وضوح محیط اجتماعی موجود را درک نمایند. تنها راه برای جمع آوری اطلاعات در مورد سرمایه اجتماعی، پرسیدن از افرادی است که در آنجا زندگی می کنند. مهمتر از آن، مردم در جوامع باید برای دسترسی به نیازهای خود توانمند شوند. اطلاعات تولید شده توسط مردم محلی می تواند قوی تر از اطلاعات تولید شده توسط کارشناسان باشد، تنها به این دلیل که مردم محلی بهره مند از سابقه اقامت در آنجا می باشند. ترجمه  itrans.ir

نظرات

در ادامه بخوانید...

توپهای شعبه بازی

در


زندگی را مانند یک مسابقه تصور کنید که در آن با پنج توپ در هوا شعبده بازی میکنید. برایشان نامی انتخاب کنید کار، خانواده، سلامتی، دوستان و روح . حال تصور کنید که تمام آنها را در هوا نگه داشته‌اید. خیلی زود میفهمید که کار، یک توپ پلاستیکی است. اگر آن را بیاندازید دوباره با جهش برمیگردد. اما چهار توپ دیگر خانواده، سلامتی، دوستان و روح شیشه‌ای هستند. اگر یکی از آنها را بیاندازید، به طرز جبران ناپذیری موجب کوبیدگی، ضرب، شکستگی، آسیب و حتی تفرقه در شما میشود. آنها هرگز مثل هم نیستند. شما باید بدانید که تعادل را در زندگی خود حفظ کنید. اما چگونه؟
با مقایسه کردن خودتان با دیگران ارزش خود را دست کم نگیرید. دلیلش این است که ما با هم تفاوت داریم و هر کداممان خاص هستیم.
اهدافتان را طبق آنچه که برای دیگران مهم است تعیین نکنید. فقط خودتان هستید که میدانید چه چیزی برای شما بهتر است.
قدر چیزهایی که از همه چیز بیشتر به قلبتان نزدیک هستند را بدانید. طوری به آنها چنگ بیاندازید که گویی زندگی شما بدون آنها یک زندگی بی‌معنا است.
اجازه ندهید که با زندگی کردن در گذشته یا آینده زندگی از دستتان برود. با زندگی کردن در روز و در لحظه ، گویی تمام عمرتان را زندگی کرده‌اید.
وقتی که هنوز چیزی برای بدست آوردن دارید تسلیم نشوید. هیچ چیز واقعا تمام نمیشود، جز در لحظه‌ای که دست از تلاش بردارید.
از پذیرفتن اینکه شما از حالت ایده‌آل کمترید نگران نباشید. این همان ریسمان شکننده‌ای است  که ما را به یکدیگر وصل میکند.
از مواجهه با خطرات نگران نباشید. اینکه یاد بگیریم چگونه شجاع باشیم یک امر کاملا تصادفی و شانسی است.
با گفتن اینکه به دست آوردن عشق ناممکن است آن را از زندگی خود بیرون نکنید. سریعترین راه برای رسیدن به عشق این است که عشق بدهید. سریع‌ترین راه از دست دادن عشق هم این است که آن را سفت بگیرید. و بهترین راه برای نگه‌داشتن عشق این است که به آن اجازه‌ی پرواز دهید.
آنقدر سریع در زندگی ندوید که فراموش کنید کجا هستید و فقط به جایی که میروید فکر نکنید.
فراموش نکنید که بزرگترین نیاز عاطفی هر فردی این است که قدر او را بدانند.
نگران آموختن نباشید. دانش سبک است، گنجی است که همیشه میتوانید آن را با خود همراه داشته باشید.
بی‌پروا از زمان و کلمات استفاده نکنید. نمیتوانید دوباره آنها را بدست آورید. زندگی مسابقه نیست، بلکه سفری است که باید از هر کدام از مراحل مسیر لذت ببرید.ترجمه  itrans.ir

نظرات

در ادامه بخوانید...

فقط عشق است که میتواند صلح و خوشحالی بزرگ را با خودش به جهان بیاورد

در

روزی روزگاری تمام احساسات و عواطف برای تعطیلات به یک جزیره‌ی ساحلی رفتند. بنا بر ماهیتی که داشتند، هر کدام اوقات خوشی داشتند. ناگهان، هشداری از یک طوفان قریب الوثقوع اعلام شد و به همه توصیه شد که جزیره را ترک کنند.
این هشدار باعث اضطرابی ناگهانی شد. همه به سمت قایق‌هایشان هجوم بردند. حتی قایقهای آسیب دیده را نیز سریعا تعمیر کردند و از این قایقها نیز برای انجام کارشان استفاده کردند.
با این حال، عشق دوست نداشت که سریعا فرار کند. کارهای زیادی برای انجام دادن وجود داشت. اما هرچه ابرها سیاه‌تر میشدند، عشق هم میفهمید که زمان آن رسیده که باید جزیره را ترک کند. همچنین، قایقی برای او وجود نداشت. عشق با امید به اطراف نگاه کرد.
درست در همان موقع موفقیت با یک قایق مجلل از آنجا عبور کرد. عشق فریاد زد "موفقیت، آیا میتوانی من را هم در قایقت سوار کنی؟"
موفقیت پاسخ داد: "نه، قایق من پر از داراییهای قیمتی مثل طلا و نقره است. جایی برای تو ندارم."
کمی بعد غرور با یک قایق زیبا عبور کرد. عشق دوباره فریاد زد: "غرور، میتوانی به من کمک کنی؟ من بدون قایق مانده‌ام و باید اینجا را ترک کنم. لطفا من را هم با خودت ببر."
غرور با تکبر پاسخ داد: "نه نمیتوانم تو را با خودم ببرم. قایق من با پاهای گل‌آلود تو خاکی میشود."
کمی بعد سوگواری از آنجا رد شد. عشق دوباره درخواست کمک کرد. اما هیچ فایده‌ای نداشت. "نه، نمیتوانم تو را با خودم ببرم. من خیلی ناراحتم. میخواهم با خودم تنها باشم.
همچنان به بیقراری و پریشانی عشق اضافه میشد. درست در همان موقع کسی او را صدا زد: "با من بیا عشق، من تو را با خودم میبرم." عشق نمیدانست که این فرد بزرگوار کیست> اما به داخل قایق پرید؛ خانم عشق با همه‌ی وجود احساس میکرد که به یک جای امن رسیده است.
هنگام پیاده شدن از قایق، عشق با دانش روبرو شد. کمی گیج شده بود و پرسید: "دانش، تو میدانی که چه کسی آنقدر با بزرگوار است که درست زمانی که کسی نمیخواست به من کند، او به من زندگی دوباره داد؟"
دانش لبخندی زد و گفت: "اوه، زمان بود که به تو کمک کرد."
"عشق با تعجب پرسید: "چرا زمان ایستاد تا من را با خودش به جای امنی ببرد؟"
دانش با خردی عمیق لبخندی زد و گفت: "چون فقط زمان است که بزرگی واقعی تو را میفهمد و میداند که تو چه کارهایی میتوانی انجام دهی. فقط عشق است که میتواند صلح و خوشحالی بزرگ را با خودش به جهان بیاورد."
"پیام مهمی که در این داستان وجود دارد این است که وقتی موفق باشیم، عشق را نادیده میگیریم. وقتی احساس مهم بودن میکنیم عشق را فراموش میکنیم. حتی در خوشحالی و ناراحتی عشق را فراموش میکنیم. تنها در گذر زمان است که به اهمیت عشق پی میبریم.

چرا باید تا این اندازه منتظر بمانیم؟ چرا همین امروز عشق را به عنوان جزئی از زندگی خود نمیپذیرید؟"ترجمه  itrans.ir

 

نظرات

در ادامه بخوانید...