چگونه یک زن 10 سال عاشق جوان خود را در اتاق زیر شیروانی مخفی کرد

 عشق عجیب غریب

داستان این عشق بسیار عجیب غریب به نظر می رسد. دقیقا 100 سال پیش ، در دهه 1920 ، یک خانم  نه چندان جذاب (با قضاوت در مورد عکس) موفق شد نه تنها یک عاشق جوان بدست آورد بلکه او را اسیر خود کرده و در واقع به یک برده تبدیل کند ، حدود 10 سال نویسنده تازه کار در اتاق زیر شیروانی در خانه زن و شوهر زندگی می کرد و تنها وقتی شوهر برای  رفتن به سر کار ، خانه را ترک می کرد ، به طبقه پایین می رفت.


والبورا مهاجر آلمانی (دالی) موفق به ازدواج در آمریکا شد. همسر او ، فرد اوستریچ ، مدیر یک کارخانه پوشاک و یک تاجر موفق بود. تنها فرزند این زوج درگذشت و پس از مدتی همسر ، که در آن زمان کمی بیش از سی سال داشت ، به شدت افسرده شد.یک روز در پاییز سال 1913 ، دالی متوجه  شد که چرخ خیاطی او خراب شده است. خانم با شوهر تماس گرفت و او استادکار را به خانه آنها فرستاد.

 

Otto Sanhuber هفده ساله نه تنها موفق به تعمیر چرخ خیاطی شد ، بلکه این زن خانه دار را که از تنهایی رنج می برد تسلی داد. این عاشقانه به یک رابطه بسیار غیرمعمول تبدیل شد. در ابتدا ، این زوج در آپارتمان های اجاره ای و در هتل ها همدیگر را ملاقات میکردند ، اما پس از آن دالی حیرت انگیز تصمیم گرفت که دلیلی برای هدر دادن پول نداشته باشد و شروع به آوردن معشوق خود به داخل خانه کرد. همسایگان خیلی زود متوجه این موضوع شدند. آنها سعی کردند به زن  آلمانی هشدار دهند که خودش را به خطر می اندازد ، اما خانم به دروغ گفت که نامادری "اتو" است. با این حال ، او  این مسئله را ریشه ای تر حل کرد.

 عشق عجیب غریب

اتو سانهوبر

 

عاشق به زودی محل کارش را ترک کرد و در اتاق زیر شیروانی خانه Osterreichs مستقر شد. باید گفت که این جوان آرزو داشت نویسنده شود و در چنین زندگی مشترک غیرمعمول فرصتی را برای خودش دید که تسلیم حرف های دالی شود. دشوار است که بگوییم چه چیزی او را در وهله اول سوق داده است - عشق یا میل به یافتن وقت برای خلاقیت.

 

او در یک اتاق زیر شیروانی بدون پنجره زندگی می کرد که ورودی آن در پشت کمد مخفی بود. شبها او به دلیل وجود چراغ نفتی رمان هایی را نوشت و صبح ، به محض اینکه شوهر دالی خانه را برای کار ترک می کرد ، به طبقه پایین میرفت. علاوه بر وظایف بارز یک عاشق دائم ، اتو به دالی نیز کمک می کرد تا با کارهای خانه کنار بیاید.

 

باید بگوییم که درحوزه ادبیات کار نویسنده جوان تا حدودی موفقیت آمیز بود. به تدریج شروع به چاپ آن در مجلات کردند.

این پیوند عجیب پنج سال به طول انجامید. سپس شوهر به دالی گفت که آنها از میلواکی به لس آنجلس نقل مکان می کنند. زن هیچ فرصتی برای تأثیرگذاری بر این تصمیم نداشت اما توانست خانه جدیدی با یک اتاق زیر شیروانی بزرگ پیدا کند ... مثلث عجیب به بلوار Sunset Boulevard در هالیوود منتقل شد ، همه چیز ادامه یافت و تقریباً پنج سال دیگر ادامه یافت. ظاهراً شوهر گاهی اوقات صداهای غیرقابل فهمیدن را می شنید ولی دالی توجه او را به  یخچال و فریزر جلب می کرد ، اما بالاخره این ماجرای عشقی به طرز غم انگیزی پایان یافت.

 

 عشق عجیب غریب

(دالی) والبورا اوستریش ، 1930


در تابستان سال 1922 ، اتو از اتاق زیر شیروانی  زن و شوهر را در حال مشاجره دید. وقتی فرد شروع به ضرب و شتم همسر خود کرد ، عاشق او مجبور به مداخله شد. او از پناهگاه بیرون پرید و به داخل اتاق آمد اما این تنها اوضاع را بدتر کرد. شوهر در خانه تپانچه نگه می داشت  ، اتو با  شوهر معشوقه درگیر شد و به او شلیک کرد.

 

سپس این زوج باهوش یک سرقت را شبیه سازی کردند: ساعت گران قیمت فرد را برداشتند ، دالی را در کمدبسته و زندانی کرد ، کلیدها در راهرو پرتاب شدند و "اتو" نیز به سادگی دوباره در زیر شیروانی پنهان شد. پلیس وارد شد ، دالی گریان  را از کمد آزاد کرد و تحقیقات را انجام داد ، اما فکر نکرد که به اتاق زیر شیروانی نگاهی بیندازد. در این مورد عجیب ، همسر مقتول سوء ظن بازپرسان را برانگیخت ، اما آنها نمی توانستند درک کنند که چگونه دست و پای او بسته شده و در کمد زندانی شده است ، بنابراین اتهامات کنار گذاشته شد. با دریافت میراث چند میلیون دلاری ، دالی  به همراه عاشق خود به یک خانه بزرگ  نقل مکان کردند.

 

زندگی دالی حتی باورنکردنی تر به نظر می رسد. او در حالی که یکی را زیر سقف نگه می داشت باعث جنایتی حل نشده شد ، اما خانم به وضوح نسبت به این موضوع بی پروا بود: یكی از احساسات جدید او - وكیل هرمان شاپیرو ، كه مسئولیت امور او را بر عهده داشت، بود. برای مثال ، ساعت بسیار گران قیمت را كه گفته می شد از شوهر به  قتل رسیده ، به سرقت رفته است را به وکیل داد  این یک اشتباه بود ، زیرا پس از آن وکیل هرمان مستقیماً نزد پلیس رفت.

 

این زن دستگیر شد ، شجاعانه تحمل سختی های زندان را کرد ، اما او نگران اوتو بود ، که هنوز در اتاق زیر شیروانی بود. سرانجام ، به درخواست او ، هرمان شاپیرو به خانه رفت  تا به اصطلاح به ناپسری او غذا بدهد و تنها پس از آن داستان سالها "انزوا در اتاق زیر شیروانی" فاش شد. به عنوان یک وکیل با تجربه ، شاپیرو به اتو توصیه کرد که مخفی شود تا اوضاع دالی را بدتر نکند. او این کار را کرد ، سپس با نام دیگری در کانادا مستقر شد.

 

 عشق عجیب غریب

مصاحبه روزنامه نگار با دالی

 

وکیل موفق شد آن زمان پرونده قتل را تحت تعقیب قرار دهد. والبورا  احتمالاً زنی شگفت انگیز بود. هرمان شاپیرو حتی با دانستن تمام حقیقت در مورد او و "عاشق اتاق زیر شیروانی" ، به زندگی خود ادامه داد. سالها بعد ، با این حال ، پس از یک نزاع ، او سعی کرد او و اتو را به پلیس تحویل دهد ، اما با گذشت سالها آنها تبرئه شدند. بنابراین این زوج قاتلان بی مجازات باقی ماندند ، و سپس دالی پس از آنکه سال ها با آرامش کامل زندگی کرد ،  عاشق یک نفر دیگر شد. او در سن 80 سالگی درگذشت. این پرونده جنایی در مورد قتل ، "سه نفر از ما در زیر یک سقف زندگی می کردیم" و در مورد "مرد خفاش" (نامی که مطبوعاتی به اتو داده بودند) در دهه 1930 به یکی از پردرآمدترین سناریو ها در ایالات متحده تبدیل شد. این داستان بارها فیلمبرداری شده و پایه و اساس رمان های کارآگاهی شد.

 

نظرات

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربری شوید. ورود یا ثبت نام

بیشتر بخوانید