موفقیت را دوباره تعریف کنیم

 

بشر همواره در جست و جوی راه‌هایی برای در آغوش کشیدن موفقیت است، اما در اکثر مواقع، در یافتن راه دستیابی به موفقیت دچار اشتباه می‌شود. گاهی راهی طولانی را برمی‌گزیند که هرگز به آن دست نمی‌یابد و گاهی به دنبال راه‌هایی کوتاه است که در دام حوادث گرفتار می‌شود. به عبارتی دیگر، بهتر است که اینگونه بگوییم که هر کس تعریف خاص خود را از موفقیت دارد اما چون هرگز به آن بهایی نمی‌دهد، پس به دنبال تعاریف دیگران می‌رود. اگر اینظور بیان کنیم که به تعداد انسان‌هایی که بر روی کره‌ی زمین زندگی می‌کنند، تعریف‌های گوناگونی از موفقیت وجود دارد، اشتباه نکرده‌ایم. فرقی ندارد که پولدار باشیم یا فقیر و یا در میانه‌ی این دو، در سطحی متوسط زندگی کرده و به دنبال فرار از پسرفت و پیش به سوی پیشرفت بوده باشیم. مهم این است که ما تعریفی از موفقیت در ذهن خود داریم که برگرفته از حجم انبوهی از اطلاعات و نگرش‌ها و شنیده‌ها و دیده‌هایی است که از دوران کودکی همواره مانند سایه‌ای در کنار ما حاضر بوده‌اند. (سیارک)

همه‌ی ما بی‌شک آرزوهای دوران کودکی خود را به خوبی به خاطر داریم. آرزوهایی که زمانی گمان می‌کردیم روزی فرا خواهد رسید که دیگر به تمامی آنها رسیده باشیم. شغل‌های که همیشه گمان می‌کردیم روزی می‌رسد که در لباس آن در حال لذت بردن از تمام مواهبی باشیم که به خاطر آن عاشق آن کار شده بودیم. شاید به همین دلیل بود که به طرزی شگفت انگیز همه‌ی ما در دوران کودکی، برای زود بزرگ شدن عجله داشتیم! اما خوب یا بد، خواسته یا ناخواسته، امیدوار یا نا امید، امروز همان روزی است که در گذشته‌ای نه چندان دور، در آرزوی رسیدن هر چه زودتر به آن گاهی حتی شب‌ها خوابمان هم نمی‌برد. خوشبختانه یا متأسفانه باید بگویم که بسیاری از ما، تحقق تمام آمال و آرزوهای دوران کودکی خود را در زندگی واقعی خود نخواهیم دید. این حقیقتی است که با درک آن، می‌توان ریشه‌ی بسیاری از نارضایتی‌های بیهوده را از زندگی حذف نمود.

انسان‌هایی که همواره با واقعیات زندگی می‌کنند، به خوبی می‌دانند که بسیاری از این آرزوها، تنها خواسته‌های شیرین دوران کودکی بوده که گاها شاید با مرور و بازخوانی آن در بزرگسالی، لبخندی را نیز به لب ما می‌آورند، اما آیا در تمام موارد اینچنین است؟ آیا ما انسان موفقی بوده‌ایم یا خیر؟ در این سن چه نظری در مورد رسیدن‌ها و نرسیدن‌ها، شکست‌‌ها و پیروزی‌‌ها، خوشی‌ها و ناکامی‌ها در خصوص زندگی خود داریم؟ پس موفقیت لزوما به معنی رسیدن به آرزوهای دوران کودکی نیست، اما آیا به واقعیت‌های دوران جوانی رسیده‌ایم؟ آیا امروز من ازدواج کرده‌ام؟ شغلی دارم که مقداری از دغدغه‌های اقتصادی و آتیه‌ی من را پوشش دهد؟ بحرانی را مدیریت یا سامان داده‌ام که دلخوش به این باشم که توانسته‌ام تجربیات خود را خرج مسأله‌ای کنم که خیری را برای من به ارمغان خواهد آورد؟ در یک کلام باید از خود پرسید که آیا من امروز در هر سنی که هستم؛ آیا از امروز خودم راضی هستم یا خیر؟ ساده‌تر بگویم؛ دنیا را بر وفق مراد خود می‌دانم؟

جواب این سوالات همه و همه در این سوال خلاصه می‌شود که؛ من موفقیت را در چه چیزی می بینم؟ شاید لازم باشد که ما دست به اصلاحاتی عمیق در خصوص برخی از تعاریف کهنه در زندگی خود بزنیم. زندگی در جریان است، اما نه با تعریف‌های که ساخته‌ی ذهن آدمی است. زندگی جریان خودش را دارد. این ما انسان‌ها هستیم که انتخاب می کنیم در مسیر کدام جریان قرار بگیریم. اگر انسان ریسک پذیری باشیم و توان رویارویی با مشکلات را داشته باشیم، پس قادر هستیم که در مسیرهای طوفانی زندگی که لازمه‌ی آن مهارت بالایی برای جنگیدن تن به تن با مشکلات است، قرار بگیریم. اگر نه که مانند بسیاری از انسان‌های معمولی، جایی بساط خود را پهن می‌کنیم که ملایمات زندگی کمتر به سراغ ما بیاید. اما در کدام حالت ما موفق خواهیم بود؟‌ جواب این سوال ساده است؛ همانطوری که ما موفقیت را برای خود تعریف کرده‌ایم! (سیارک)

بله شاید عجیب باشد، اما واقعا تعریف موفقیت آن چیزی نیست که در دنیای پر زرق و برق کنونی در کتاب‌ها و سایت‌ها و مجلات، به اشکال و عناوین گوناگون ارائه می‌شود. این بسیار طبیعی است که وقتی در ذهن خود تصویری از یک انسان موفق ترسیم می کنیم، لاجرم تصویری از یک انسان شیک پوش با لباس اتو کرده که در حال نوشیدن قهوه‌ی ساعت ده خود در دفتر کار بسیار شیک و مدرن خود است به ذهن ما خطور کند. این تصویری است که دنیای کنونی برای ما ساخته است. آیا قرار است برای رسیدن به این جایگاه تلاش کنیم؟ دلسردتان نمی‌کنم، اما از من نخواهید که به شما امید بدهم، چون شما هنوز تعریف خودتان از موفقیت را ارائه نداده‌اید. دوستانه می‌گویم، لطفا،لطفا،لطفا و باز هم لطفا این نکته را فراموش نکنید که موفقیت، الزاما رسیدن به آرزوهای زیبایی نیست که شما هر روز در سر می‌پرورانید. موفقیت احساس رضایت شما است. اگر از زندگی خود ناراضی هستید می‌توانید کمی در خصوص عدم موفقیت خود شکاکانه عمل کنید. اگر احساس رضایت کافی را در زندگی خود ندارید، پس صادقانه بنشینید و عملکرد و اهداف خود را در ترازوی همت و تلاش خود محاسبه کنید. آیا اهدافتان معقولانه بود یا بلندپروازانه؟ رویایی فکر می‌کنید یا عاقلانه؟ همتتان به اندازه‌ی بلندی اهدافتان بود یا تنها حرکتی بود از سر رفع تکلیف و اجبار؟‌ ناکامی‌ها را همه به گردن روزگار و جامعه و دولت و دوستان و خانواده‌ای که از شما پشتیبانی نکرد انداخته‌اید و یا اینکه در این بین جایی نیز برای پذیرش اشتباهات خود باز کرده‌اید؟ (سیارک)

اگر متوجه اشتباهات خود شدید، پس دوباره موفقیت را تعریف کنید. هیچ اشکالی ندارد که اگر به این نتیجه برسید که هنوز شما انسان موفقی نشده‌اید. مهم این است که شما بدانید که باید به دنبال موفقیتی باشید که زاییده‌ی تفکر و اراده‌ی واقعی شما است، نه نسخه‌ای که دیگران هر روزه پزشک‌وار برای شما می‌پیچند. این به معنی عدم دریافت مشورت در راه کسب موفقیت نیست، بلکه به معنای این است که هدف(موفقیت) را شما تعیین کنید نه دیگران. برای رسیدن به هدف می‌توانید از هرکسی کمک بگیرید، ای امری کاملا طبیعی و بسیار سنجیده است. پس هدفی را تعیین کنید که تمام جوانب آنرا سنجیده‌اید و با داشته‌های خود آن را سبک و سنگین نموده‌اید. هدفی که چندان در دور دست و نایافتنی نبوده و رضایتی شیرین و دلچسب را برای شما به ارمغان خواهد آورد. پس موفقیت را دوباره تعریف کنید، همانطوری که خود را می‌شناسید. پس شک نکنید که به آن خواهید رسید. شما موفق خواهید شد.ترجمه  itrans.ir

 

 

 

نظرات

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربری شوید. ورود یا ثبت نام

بیشتر بخوانید