تجربیاتی واقعی از استفاده از قانون جذب سری 1

در

سرفصل های پست داستان های راز  و تجربه های واقعی از قانون جذب و داستان قانون جذب

  • داستانهای جدید قانون جذب داستان اول
  • تجربه های واقعی از قانون جذب داستان دوم
  • کسانی که از قانون جذب نتیجه گرفته اند. داستان سوم
  •  
  • قانون جذب
    قانون جذب ، قانون مربوط به شما است

  • نیازی نیست که با آن مانند نوعی تکنیک خارجی رفتار کنید - که می توان مدتی از آن استفاده کرد و سپس آن را کنار گذاشت. قانون جذب در اصل خود درونی شماست. قانون جذب درک این است که شما خالق زندگی خود هستید. و این شما هستید که مسئول آنچه دارید یا ندارید اکنون هستید. شما باید روی خود کار کنید ، "سطح" را بالا ببرید ، خود را توسعه دهید - و سپس جهان به ارتعاشات جدید شما پاسخ می دهد و آنچه را که در این سطح جدید سزاوار آن هستید به شما می دهد. باید همین امروز همانطور باشید که می خواهید خودتان را ببینید.

    قانون جذب به هیچ تلاشی نیاز ندارد

  • در گروه های فیس بوکی که به این قانون اختصاص داده شده است ، می توانید شکایات زیادی مانند "من همه چیز را امتحان کرده ام - تابلوی تجسم آرزوها ، مانتراها ، تأییدهای مثبت - اما هیچ چیز کار نمی کند."

    در اینجا گرفتار است. قانون جذب کاری نیست که شما انجام می دهید ، این همان چیزی است که شما هستید! ما در جامعه ای از شکارچیان ، اقدامات فعال برای دستیابی به اهداف زندگی می کنیم. اگر می خواهید چیزی بدست آورید ، باید تلاش کنید. و قانون جذب یک تلاش نیست ، بلکه این است که  در سطح خودتان باشید. برای خود بودن نیازی به تلاش نیست. بنابراین ، "راز" تنها زمانی کار می کند که شما چیزها و رویدادهای مناسب را برای خود بخواهید. باور کنید ، ضمیر ناخودآگاه شما نمی فهمد که یک میلیون دلار چیست :) شما باید بر خواسته خود تمرکز کنید ، نه افراد تبلیغات یا مجلات براق.

  •  
  • قانون جذب
  • اقدامات برای رسیدن به اهداف از الهام درونی گرفته می شود

  • البته ، اگر روی مبل دراز بکشید و لکسوس را برای خود تجسم کنید ، آن را نخواهید داشت. شما هنوز باید هر روز عمل کنید و به سمت رویای خود قدم بردارید. ولی. اقدامات شما نباید ناشی از غرور ، کار طاقت فرسا و "مسابقه " باشد ، بلکه باید از الهام درونی باشد. وقتی به درون خود گوش می دهید و روی رفاه خود تمرکز می کنید ، اتفاقات درستی رخ می دهد و افراد مناسب به تنهایی از راه می رسند. و شما می دانید چه باید بکنید ، زیرا شادی ، رضایت ، الهام را احساس می کنید. این حالت "ایجاد عمدی" است.

  •  

    باورهای محدود کننده را کنار بگذارید

  • همه محدودیت ها در سر شماست. و یک راه سریع برای خلاص شدن از شر آنها این است که بفهمید همه آنها توسط دیگران (معمولاً در دوران کودکی) به شما تحمیل شده اند ، به عنوان یک حافظه ژنتیکی از خانواده یا به عنوان یک تجربه بد زندگی دیگران به شما منتقل شده اند. به عنوان مثال ، "پول بد است" ، "زدن به معنی عشق است" و غیره.

    این باورهای محدودکننده از انرژی زندگی شما تغذیه می کنند و اجازه نمی دهند به راحتی به آنجا بروید. به حرف خود ، به روح خود گوش دهید و فقط آنچه را که فرزند درونی شما می خواهد انجام دهید. این چیزی است که شما را خوشحال می کند. هربار که صدای مادر ، مادربزرگ ، معلم یا یک دوست بازنده در سر شما بلند می شود ، به خود بگویید: "این باور دیگر برای من کار نمی کند ، امروز من راه دیگری را انتخاب می کنم!"

  •  
  • قانون جذب
  •  

    ذهن آگاه کلید موفقیت است

  • من از تکرار خود نمی ترسم که قانون جذب این است که خودت باشی. لایه به لایه ، همه آنچه جامعه تحمیل کرده است را از خود دور کنید ، همه خواسته های خود را. این فرآیند عمدی است که مهم است. بسیاری از مردم معتقدند که اگر احساس بدی داشته باشند ، به این معنی است که آنها نتوانسته اند قانون جذب را درک کنند و همه چیز تمام شده است. طبیعتاً اینطور نیست. همه ما روی زمین هستیم تا یاد بگیریم و رشد کنیم. و حذف باورهای محدودکننده از خود و شکستن طرز تفکر عادی دردناک است. 

    بنابراین ، شما باید به خود واقعی خود برگردید و خود را مانند گذشته درک کنید. هر دقیقه را آگاهانه سپری کنید ، اینجا و اکنون باشید. و سپس زندگی شما به سمت بهتر تغییر خواهد کرد. 

    در حالی که در راه رسیدن به خود واقعی هستید ، اتفاقات جادویی در زندگی شما رخ خواهد داد. هدایای جهان را بپذیرید ، به خودتان گوش دهید و هر بار از خود بپرسید: "آیا این به من لذت و شادی می بخشد؟"

      

  • قانون جذب را در مقاله قانون جذب  توضیح دادیم حال، میخواهم بپردازم به تجربیاتی واقعی که افراد مختلف با استفاده آگاهانه از قانون جذب گرفته اند. این داستان ها به شما کمک میکنند تا در اول کار امید و انگیزه و انرژی برای شروع و پیگیری کارتان بگیرید.از آنجا که لحن اکثر این نوشته ها دوستانه بوده و  تجربه شخصی از قانون جذب   افراد است سعی کرده ام با ترجمه ای محاوره ای چنان داستان ها را برایتان ارائه دهم که حس کنید با دوست صمیمی تان صحبت می کنید.

 

داستانهای جدید قانون جذب داستان اول

من از قانون جذب استفاده کردم و کلی پول برنده شدم!

کسانی که از قانون نتیجه گرفته اند اند

خیلی خوشحالم که دارم داستانمو اینجا مینویسم! اولین بار من فیلم  راز رو دو سال پیش خیلی اتفاقی دیدم. داشتم تو گوگل چیز دیگه ای سرچ میکردم که «اشتباهی» روی یه لینک کلیک کردم. این بهترین اشتباهی بود که تاحالا توی زندگیم مرتکب شدم. حسابی از دیدن فیلم متحیر شدم و خیلی سریع قوانین اون رو توی زندگیم پیاده کردم و بعضا نتیجه گرفتم. اگرچه بعد مدتی دیگه  داستان های قانون جذب  و راز رو فراموش کردم و باورم بهش کم شد.

  • داستان قانون جذب  // نتایج واقعی جذب 

من پارسال باردار بودم و باید مرخصی میگرفتم. بعد چند ماه قبل شوهرم کارش رو از دست داد. قبض ها زیادتر میشدند و من خیلی افسرده بودم. بعد شنیدم که روندا بایرن کتاب دیگه ای به نام «قدرت» نوشته. من سریعا کتاب رو خریدم و خوندم و وقتی به فصل «قدرت و پول» رسیدم فهمیدم که رفتار و نگرشم نسبت به پول و قبض هایی که برام میومد خیلی منفیه. همونجا دست به کار شدم و طرز فکرمو عوض کردم...هروقت قبضی برام میومد توی دلم از کسانی که به من اون خدمت رو ارائه داده بودن تشکر میکردم و با خوشحالی قبض رو پرداخت میکردم. علاوه بر اون بجای اینکه پول رو دودستی بچسبم شروع کردم به خرج کردن پول و لبخند میزدم و میدونستم که پول بیشتری به سمتم سرازیر میشه. دائما به خودم میگفتم که پول عاشق منه و به راحتی و مکرر به سمتم میاد.

کسانی که با قانون جذب پولدار شدند

کسانی که با قانون نتیجه گرفته اند اند

داستان های راز

اوایل آگوست، نشنال لاتاری قرعه کشی داشت و یک زوج دوست داشتنی برنده 10 میلیون پوند شدند. یادم میاد که داستانشون رو میخوندم و خیلی براشون خوشحال بودم. بعد از اینکه داستانشون رو خوندم بلند به خودم اعلام کردم که برنده قرعه کشی بعدی من خواهم بود.از همون لحظه جوری زندگی میکردم که انگار همین الان پول رو دارم. لیستی از تمام کارایی که میخواستم با اون پول انجام بدم تهیه کردم و همینطور یک تخته آرزوها ساختم و عکسی از شماره های لاتاریم رو روی اون گذاشتم. من هرروز سپاسگزار این پول بودم و ایمان داشتم که این پول از آن منه.

 

دوشنبه گذشته داشتم تلویزیون نگاه میکردم و تبلیغی پخش شد که قرعه کشی لاتاری انجام شده. من خیلی هیجان زده بودم، و قلبم تند تند میزد. با تمام وجودم میدونستم که بالاخره زمانش رسیده و به سختی هیجانم رو کنترل میکردم. من وقتی بلیط لاتاریم رو میخریدم میدونستم که این فقط یه فرمالیته است و اون پول همون موقع ماله من بوده. من از چک راز پرینت گرفتم و مبلغ تخمینی لاتاری رو نوشتم و اونرو به تخته آرزوهام زدم. تاریخ امروز یعنی یک روز بعد از قرعه کشی رو روی چک زده بودم.

 

امروز صبح با شادترین و بزرگترین خنده روی صورتم از خواب بیدار شدم! حتی قبل از اینکه شماره ی کارت لاتاریم رو چک کنم میدونستم که برنده شدم. تا جایی که من میدونستم من یک مولتی میلیونر بودم!! 

 

نکته ای که باید به یاد داشته باشین اینه که هرچیزی که توی زندگی میخواین همین الان ماله شماست. فقط طوری زندگی کنین که انگار همین الان اون رو دارین و دنیا هم اونرو براتون میاره. شما یک قدرت محشر دارین که میتونین هر چیزی رو بهش اعتقاد دارین ظاهر کنین. من با تمام سلول های بدنم میدونستم که برنده لاتاری میشم و شدم؛ این چقدر توپه!! برای همتون آرزوی سلامتی، ثروت، خوشبختی و وفور در همه ی جنبه های زندگیتون رو دارم. و بی صبرانه منتظرم تا داستان های عالی تون رو بخونم.میدونم که دنیا زندگیتون رو پر از چیزایی میکنه که میخواین.

درباره اس جی ال از واتفورد انگلستان: من یک زن متاهل خوشحال و 28ساله و مادر یک بچه که دارم به لطف دانشی که از راز دارم و قدرت استفاده از اون دارم به بهترین نحو زندگی میکنم.

 

تجربه های واقعی از قانون جذب داستان دوم

 

 قدرت تمرکز

داستانهای واقعی از راز در مورد تحصیل

توی یک خیابون کوچیک غرب اوگاندا بود که دوست پدرم داشت به من ساختمان سازی یاد میداد. این واقعا کار عالی ای بود ولی من دلم چیز دیگه ای میخواست. من آرزوی 3تا چیز رو توی زندگیم داشتم: یک فرد موفقی در بیزینس بشم اونم در سن کم. دو موسیقی دان موفقی بشم.سه فیلم نامه نویس معروفی بشم. اما هیچوقت نمیدونستم چطوری شروع کنم چونکه وضعیت مالی خانواده ام در سطح پایینی بود.

یکی از دوستام به من نوعی کاریابی رو معرفی کرد که شروع کار من در حیطه بیزینس شد کاری که هنوزم دارم انجامش میدم. اون این حرفها رو به من گفت: «هروقت داری کاری رو شروع میکنی باید به خودت ایمان داشته باشی و روش تمرکز کنی.»

 

همینطور که من به کارم میپرداختم وارد مرحله ای از کارم شدم که نیازمند مهارت های ارتباطی و رشد شخصیتی بود. ولی چون فقط روی هدفم متمرکز شده بودم زندگی کاریم رو به کلی عوض کرد. گروهی که من باهاشون کار میکردم  رفته رفته تعدادشون بیشتر شد.

علاوه بر مبحث اندیشه مثبت بخشی از زندگیم شده به چیزایی که میخوام توی زندگیم داشته باشم هم فکر میکردم که داره کم کم توی زندگیم پدیدار میشه.

من توسط دوستم با راز آشنا شدم  و موفقیت های زیادی رو بوسیله اون توی زندگیم جذب کردم که یکی شون پیشنهاد فیلم نامه نویسی  از طرف چندتا از شرکت های فیلم سازی بود که بهم شده.

کسانی که از قانون جذب نتیجه گرفته اند . داستان سوم:

تجربه شخصی از قانون جذب

قانون جذب

تجربیات قانون جذب

 من برای یه شرکت بزرگ کار میکردم ولی اصلا از کارم راضی نبودم. من به عنوان تکنسین آزمایشگاه کار میکردم که محصولاتی که شرکتمون میساخت رو تست میکردم. من درباره راز از دور و بر چیزی شنیدم و کتابشو از دوستم قرض گرفتم تا بخونم. و واقعا راز رو باور کردم.هدف من همیشه این بوده که توی بخش فروش باشم. سالها تلاش کرده بودم تا وارد این حرفه بشم ولی هیچ موفقیتی حاصل نشد. ولی وقتی نیمه کتاب راز رسیده بودم تصمیم گرفتم تا خواسته ام رو بخشی از زندگیم کنم.

یک روز صبح وقتی داشتم سر کارم میرفتم بارها با خودم تکرار کردم که توی این 5 سال دیگه به عنوان نماینده فروش توی شرکت کار میکنم. وقتی رسیدم به محل کارم اخبار شرکت رو چک کردم و دنبال نیازمندی های بخش های دیگه گشتم. یکیشون درباره ی مصاحبه برای استخدام نماینده ی فروش بود. من نشستم و ایمیل زدم و با  پیوست رزومه ام براشون فرستادم. درباره اش به همسرم هم گفتم و باور داشتم که واقعا این شغل ماله منه. میدونستم که من برای این شغل استخدام میشم.

میتونم بگم که تقریبا 3 هفته بعد شرکت من رو برای مصاحبه به شهر میلواکی فرستاد (من در توپکا زندگی میکردم) .در پایان مصاحبه اونها به من یک معرفی نامه دادند.این بیشتر از چیزی بود که من توقع داشتم. سوار ماشینم شدم و راه افتادم و مثه بچه ها گریه میکردم. این چیزی بود که من همیشه با تمام وجودم میخواستم و حالا بهش رسیدم.

من واقعا باور دارم که این موفقیت و  داستان های واقعی از راز پیش آمده چونکه من راز رو شناخته بودم. من یک مسیحی هستم و یاد گرفتم که هماهنگ با دینم از راز هم استفاده کنم تا به بهترین زندگی که میخوام برسم.

 

آیا تا به حال متوجه شده اید که افکارتان تحقق می یابد؟ در نظرات به اشتراک بگذارید!

نظرات

۱۴۰۰/۵/۳۱قانون جذب چیست؟ احتمالاً بیش از یک بار شنیده اید که ما آنچه را که فکر می کنیم داریم. افکار ما همه چیز خوب یا بد را به سمت ما جذب می کند. و هر اتفاقی که برای شما می افتد ، خودتان را با افکار خود تحریک می کنید. به نظر می رسد که دستیابی به یک زندگی رویایی بسیار ساده است - شما باید رویا پردازی کنید ، برنامه ریزی کنید ، از لحاظ ذهنی لذت رسیدن به خواسته خود را هر روز تصور کنید. مثل این است که در رستوران به یک پیشخدمت سفارش دهید. و بر این اساس ، اگر ذهن شما به روی بحث با دیگران ، شکایت از زندگی ، اتهامات همه اطرافیان مسدود شده باشد ، در نهایت به آن خواهید رسید. جهان اهمیتی نمی دهد که چه می دهید - منفی یا مثبت. برای جهان ، علامت های مثبت و منفی معادل هستند.🧐

۱۴۰۰/۵/۳۱یکبار به کتابی برخوردم که درباره قانون جذب بود. قانون جذب این است که ما آنچه را که فکر می کنیم به زندگی خود جذب می کنیم. نویسنده کتاب استدلال کرد که این همان قانون تخریب ناپذیر طبیعت به عنوان نیروی گرانش است. من به این نظریه علاقه داشتم و تصمیم گرفتم یک آزمایش را انجام دهم. باید بگویم که قانون جذب کاملاً با افکار کار نمی کند. یعنی نه با آن افکاری که کلمات را پوشانده اند و نمایانگر یک گفتگوی داخلی هستند. طبق این قانون ، ما جذب تصاویری می شویم که تصور می کنیم. همچنین مهم است که وقتی تصویری را در تخیل خود می بینیم چه احساسی داریم. موثرترین چیز این است که در حالت آرامش قرار داشته باشید و در عین حال احساس شکرگزاری کنید. این شاید همه اطلاعاتی باشد که برای تمرین نیاز دارید. من تصمیم گرفتم این تکنیک را آزمایش کنم و چیز ساده ای را به کار گیرم. فقط برای دیدن نحوه کار. برای خلوص آزمایش ، لازم بود چیزی را تجسم کنم که هر روز در مسیر من قرار نمی گیرد ، اما در عین حال دستیابی به آن دشوار به نظر نمی رسد. پس از کمی فکر کردن ، تصمیم گرفتم یک بادکنک آبی را تجسم کنم. نمی دانستم چقدر طول کشید تا قانون جذب کار کند. در این کتاب چیزی حدود دو هفته یا بیشتر ذکر شده است. بنابراین ، تصمیم گرفتم هر شب 15 دقیقه با چشمان بسته بنشینم و یک بادکنک آبی را جلوی نگاه درونی ام بگیرم ، بدون اینکه حواسم پرت شود. من قبلاً تجربه مدیتیشن و تمرکز یک نقطه ای را داشتم ، بنابراین نشستن به مدت 15 دقیقه کار سختی نبود. البته ، گاهی اوقات افکار فرار می کردند ، اما وقتی به خود آمدم ، آنها را به آرامی به بادکنک آبی برگرداندم. من هر شب به مدت 3 روز در این مدیتیشن نشستم. و سپس ، طبق معمول ، آزمایش را رها کردم. اما ، همانطور که معلوم شد ، این سه روز کافی بود تا قانون جذب برای من به طور غیر منتظره ای عمل کند. حدود یک هفته بعد ، در طول خیابان قدم می زدم. من افرادی را دیدم که بادکنک آبی در دست داشتند. در ابتدا ، من هیچ اهمیتی به این موضوع ندادم و حتی به آزمایش خود فکر نکردم. اما پس از مدتی تعداد بیشتری بادکنک آبی در اطراف وجود داشت ، و در پایان ، به افتتاح شعبه فروشگاهی نزدیک شدم. به افتخار افتتاحیه ، کل ورودی شعبه با بادکنک های آبی تزئین شده بود و مروجین در خیابان قدم می زدند و بادکنک های آبی را بین همه تقسیم می کردند. تمام خیابان پر از بادکنک آبی بود! شاید این فقط یک تصادف دلپذیر بود ، اما روحیه من در آن روز واقعاً بهبود یافت. من برای خودم بادکنک آبی نگرفتم من مجبور بودم با مترو بروم. اما جالب ترین اتفاق هنگام رفتن من رخ داد. یک بادکنک برای مدت طولانی به دنبال من پرواز می کرد که توسط باد رانده می شد. و این تنها بار در زندگی من بود که دیدم چگونه بادکنک آبی در گذرگاه زیرزمینی از طریق هوا پرواز می کند.

۱۴۰۰/۷/۲۰آنچه شخص بیشتر در مورد آن فکر می کند وارد زندگی او می شود. توانایی افزودن خواسته های یک فرد به زندگی خود نیز بر اساس قانون جذب است. با توجه به معنای عبارت بالا ، درک آن برای شما دشوار نخواهد بود: برای موفقیت در زندگی ، باید به آنچه در زندگی می خواهید فکر کنید و سعی کنید از فکر کردن در مورد آنچه که نمی خواهید جلوگیری کنید. دوست ندارم روبرو شوم

۱۴۰۰/۷/۲۰ هر اندیشه ای درباره یک شخص ، صرف نظر از حال و هوایی که در آن ایجاد می شود - مثبت یا منفی ، دارای انرژی خاصی است. این ، که در آن انرژی قوی تر ، پیام قوی تری سرمایه گذاری می شود ، محقق می شود. به عبارت دیگر ، این چیزی نیست که شخص در حالت آرام می خواهد یا نمی خواهد ، تجسم می یابد ، بلکه آن چیزی است که همه افکار او به آن توجه می کنند.

۱۴۰۰/۷/۲۰کسانی که از قانون نتیجه گرفته اند اند مطمئناً شما در زندگی خود بیش از یک بار با چنین پدیده ای روبرو شده اید ، زمانی که آنچه شما غیرتمندانه آرزو می کردید در واقعیت تجسم یافته بود. یا برعکس ، چیزی که بیشتر از همه از آن می ترسیدید و نمی خواستید با آن روبرو شوید ، برخلاف میل شما در زندگی شما ظاهر شد. چرا این اتفاق می افتد؟ پاسخ ساده است: وقتی از موقعیت خاصی می ترسید ، نمی خواهید اتفاقی بیفتد ، زمان و انرژی زیادی را به فکر کردن در مورد آن رویداد اختصاص می دهید. تمام توجه شما معطوف به چیزهایی است که نمی خواهید. شما به طور غیر ارادی ، به بدی ها فکر می کنید ، انرژی خود را صرف این افکار می کنید که باعث جذب رویدادها می شود.

۱۴۰۰/۷/۲۰کسانی که از قانون نتیجه گرفته اند اند / / تجربه شخصی از قانون جذب // نمونه هایی از قدرت تفکر مثبت از راندا برن: "یک مرد بیکار برای شغلی که مدتها در آرزویش بود درخواست داد. پس از آن ، او برای خود یک نامه دعوت نامه نوشت ، ظاهراً از طرف شرکت ، که مبلغ حقوق وی را مشخص کرده و طیف وسیعی از مسئولیت ها را مشخص کرده است. سپس یک کارت ویزیت با نام و نشان شرکت خود ساخت. او با احساس سپاسگزاری به کارت نگاه کرد و از کار جدیدش خوشحال بود. هر چند روز یکبار ، او برای خود ایمیل می فرستاد و کار موفقیت آمیز خود را تبریک می گفت. این شرکت ابتدا با او مصاحبه تلفنی انجام داد ، سپس او را به چندین مصاحبه حضوری دعوت کرد. دو ساعت پس از آخرین ملاقات ، با او تماس گرفتند و گفتند که پذیرفته شده است. این مرد شغلی را که همیشه رویای آن را داشت دریافت کرد و دستمزد بسیار بالاتری از آنچه در دعوت نامه خیالی او نشان داده شده بود.

۱۴۰۰/۷/۲۰کسانی که از قانون نتیجه گرفته اند اند / / داستان های واقعی از راز // یک زن در تمام عمر آرزو داشت که اسب داشته باشد ، اما پولی برای خرید آن وجود نداشت. "این زن نه رویای هر اسبی ، بلکه یک اسب نر از نژاد مورگان را در خواب می دید. قیمت این اسب ها هزاران دلار است. و پس از آن زن هر بار که از پنجره آشپزخانه به بیرون نگاه می کرد ، تصور می کرد که اسب نر را می بیند که روی چمن می چرید. او صفحه لپ تاپ خود را با عکسی از اسب نر اصیل تزئین کرد و در لحظات فراغت خود سعی می کرد اسب بکشد. اگرچه این زن هنوز پول رویای خود را نداشت ، اما شروع به بازدید از حراجی ها کرد ، جایی که آنها اسب می فروختند. یک روز او با دوستان به مغازه رفت و همه آنها چکمه سواری را امتحان کردند. سپس آنها شروع به نگاه دقیق به زین کردند. زن فقط می توانست یک پتو ، مهار و چند برس برای شستن اسب بخرد ، اما در خانه همه این موارد را در یک مکان قابل توجه قرار داد ، به طوری که آنها دائماً در جلو چشم بودند. پس از مدتی ، نمایشگاه اسب در شهر او برگزار شد. زن به آنجا رفت و از قرعه کشی نمایشگاه مطلع شد ، جایی که جایزه اصلی یک اسب نر مورگان بود - دقیقاً همان چیزی که او همیشه تصور می کرد. زن بلیط قرعه کشی خرید و ... البته ، جایزه اصلی به او تعلق گرفت! "

در ادامه بخوانید...

قانون جذب به زبان ساده

در

حتما تا بحال نام قانون جذب به گوش شما خورده است یا فیلم راز را دیده اید، یا حداقل تئوری آن را شنیده اید؟ انواع کتاب ها با موضوع قانون جذب هر ساله جزو لیست پرفروش ترین های سایت آمازون و نیویورک تایمز قرار میگیرند. اما جدای از تمامی اطلاعات نامحدودی که این کتاب ها با خود دارند و روش های گوناگون که نهایتا باعث علاقه ای وسواس گونه به یادگیری اطلاعات هرچه بیشتر میشوند و شما را به سردرگمی در انتخاب و انجام دادن دستورالعمل ها می اندازند، میخواهم برای شما قانون جذب به زبان ساده را با اطلاعات اولیه و اصلی و تئوری پایه قانون جذب را توضیح دهم تا شما را از سردرد احتمالی ناشی از این انبوه اطلاعات نجات دهم.

 

قانون جذب توسط اشخاص مختلفی از جمله والاس دی واتلز، ناپلئون هیل، دیل کارنگی، باب پراکتور، جو ویتال، استر هیکس و بسیاری افراد دیگر معرفی شده است. وجه مشترک تمامی افراد اطلاعات اصلی قانون جذبی است که به خوانندگان خود ارائه میدهند.

قانون جذب چیست؟

قانون جذب به این معنی است که آدمی به هرآنچه فکر کند، جذب زندگی و تجربه ی او می شود. اما این تنها به فکر محدود نمی شود. فکر تنها وقتی که بار احساسی ای همراه خود نداشته باشد نمیتواند باعث موثر ایجاد تغییری در زندگی شود.

 

قانون جذب بر این اساس کار می کند که شخص با توجه به موضوعی افکاری دارد و در نتیجه این افکار احساسی پیدا میکند که این احساس به کائنات فرستاده شده و باعث می شود تا نتیجه آن به شخص بازگردد.

 

به عبارتی ساده تر شما فکر میکنید، افکار شما بار احساسی دارند، احساسات انرژی خود را به کائنات ارسال میکنند، و شما نتیجه ی این احساسات را با اتفاقات بعدی در زندگی خود خواهید دید. پس اگر در این لحظه خوشحال هستید، اتفاقاتی که برای شما می افتند تا زمانی که همچنان خوشحال بمانید در معرض جذب اتفاقات و وقایعی خوشحال کننده خواهید ماند. این طور که پیداست ما بارها به طور ناخودآگاه بسیاری از وقایع زندگی خود را جذب میکنیم. مانند زمانی که در اوج عجله به تمامی چراغ قرمز های مسیرمان برمی خوریم.

 

حتی وقتی که خواسته ای داریم و کاملا از خواستن آن اطلاع داریم هم همین روند را به طور خودآگاه انجام می دهیم.به طور کلی در هنگام تقاضاها و خواسته های خود اینگونه عمل میکنیم.

 

1. ابتدا درخواست میکنیم. این درخواست می تواند هرچیزی باشد. شغل بهتر. پول بیشتر. داشتن شریک در زندگی. روابط بهتر. موفقیت های کاری و تحصیلی و یا هرچیز دیگری.

2. کائنات به آن پاسخ می دهد. این بخش از پروسه درخواست همیشه به عهده کائنات بوده و توسط کائنات پاسخ داده می شود.

3. شخص خود را با داشتن خواسته اش هم جهت و هم سو کرده و از این طریق آن را دریافت میکند. این همسویی فکری و احساسی است.

 

جالب است بدانیم که نیازی نیست حتما به خواسته خود  فکر کنیم تا درخواستی را به کائنات فرستاده باشیم. همین که بدانیم چه چیزی را نمی خواهیم عملا درخواستی برای آنچه بجای این شرایط ناخواسته می خواهیم را به کائنات فرستاده ایم و تنها کافی است تا خود را با حس داشتن خواسته خود منطبق کنیم تا درخواست خود را دریافت کنیم.

 

پس نیازی به انجام روش های پیچیده و گاها سخت برای رسیدن به خواسته ها نیست. کافی است انقدر آگاهی به خرج دهیم تا بدانید چه زمانی حس خوب و چه زمانی حس شما بد است و از این آگاهی چقدر استفاده می کنید تا روی احساس و افکار مثبت خود تمرکز کنید.

نظرات

۱۴۰۰/۱۱/۲۰علیرغم این واقعیت که همه ما در یک فضا زندگی می کنیم و همه 24 ساعت شبانه روز یکسان دارند، کسی موفق می شود همه کارها را انجام دهد و می داند چگونه به آنچه می خواهد برسد، در حالی که کسی همیشه وقت و انرژی ندارد. در این راستا، به طور فعال به عنوان قانون جذب مورد بحث قرار می گیرد، که تمام مزایای ممکن را به همراه خواهد داشت - فقط باید باور داشته باشید که همه چیز برای شما امکان پذیر است. قانون جذب فلسفه ای است که نشان می دهد افکار مثبت اتفاقات و چیزهای مثبتی را وارد زندگی شما می کنند. این تمرین معنوی در طول سال ها به رسمیت شناخته شده است، به ویژه به دلیل پوشش گسترده آن در فیلم راز در سال 2006 و کتابی با همین نام

۱۴۰۰/۱۱/۲۰کارولین بنت، مربی قانون جذب: "این کار بر اساس اصل اساسی "مثل، مانند خود را جذب می کند" و "آنچه شما فکر می کنید محقق می شود" کار می کند. ممکن است عبارات دیگری را شنیده باشید که همین مفهوم را توصیف می کنند، مانند "افکار چیزهایی هستند"، "بپرس، باور کن، دریافت کن" و "آنچه را که یک شخص می تواند تصور کند، می تواند به دست آورد." در اصل، قانون جذب می گوید که ما این توانایی را داریم که آنچه را که روی آن تمرکز می کنیم به زندگی خود جذب کنیم.

۱۴۰۰/۱۱/۲۰شاید شما به دنبال راه‌هایی برای بهبود بخش‌های خاصی یا همه بخش‌های زندگی خود بوده‌اید، اما سیستم‌های سنتی نتایج مطلوبی را برای شما به ارمغان نیاورده‌اند. ممکن است دیده باشید که دیگران چگونه به نظر می‌رسند که افراد موفقی هستند، روابط شاد، رفاه و شغلی محبوب دارند، اما نمی‌دانید چگونه می‌توانید به این هدف دست پیدا کنید. کلید موفقیت با قانون جذب این است که یاد بگیرید چگونه از آن به گونه ای استفاده کنید که به یک خالق عمدی تبدیل شوید. در تئوری، انجام این کار به طرز شگفت انگیزی آسان است. در عمل، ما باید فرمول منحصربه‌فرد خود را برای موفقیت کشف کنیم و درک کنیم که اغلب با ابراز خودمان از سرگرمی و لذت به جای ، موقعیت ترس و فشار، استفاده کنیم.

۱۴۰۰/۱۱/۲۰می‌توانید با قانون جذب مانند مربی‌هایی مانند کارولین کار کنید، و گزینه‌هایی برای کار انفرادی یا گروهی وجود دارد، همچنین می‌توانید یک دوره تئوری بگذرانید، درس‌های آنلاین تماشا کنید یا خودتان چیزی بخوانید. اما اگر بعد از آن در مورد اینکه از کجا شروع کنید دچار مشکل شدید، کارولین بنت پنج مرحله را برای مبتدیان بیان کرد تا شروع به دستیابی به آنچه می خواهند کنند.

۱۴۰۰/۱۱/۲۰قدرت درونی خود را درک کنید از همان ابتدای سفر باید قدرت خود را احساس کنید. کارولین گفت: «این مهم است که بپذیرید که موجودی قوی و خلاق هستید. شما توانایی خارق‌العاده‌ای دارید که می‌توانید زندگی مورد نظر خود را با تمام وجود یا رویای خود بسازید. اگر به خودت ایمان داشته باشی، می‌توانی هنرمند رویاها و سرنوشتت شوی.»

۱۴۰۰/۱۱/۲۰ برای اینکه همیشه به آنچه می خواهید برسید برای تغییر آماده شوید هیچ کس کامل نیست و برای رسیدن به آنچه می خواهید باید تغییراتی ایجاد کنید. مربی قانون جذب گفت: "اگر همیشه کاری را که معمولا انجام می دهید انجام دهید، به آنچه همیشه می رسیدید ادامه خواهید داد." "آگاهانه مایل باشید و برای یادگیری چیزهای جدید و انجام کارها به گونه ای متفاوت آماده باشید تا بتوانید نتایج متفاوتی داشته باشید." شاید باید با ترسیم "خود برتر" یا شخصی که می خواهید تبدیل شوید شروع کنید. تمام صفات و عادات او را یادداشت کنید و به تدریج مانند آن شخص زندگی روزمره خود را شروع کنید. آیا این فرد یک ساعت اضافی می خوابد یا از خواب بیدار می شود و روز خود را با تمرین، صبحانه سالم و کارهای مهم شروع می کند؟ اگر بخواهید می توانید برای بهتر شدن تغییر کنید، اما برای این کار باید برای تغییر آماده باشید.

۱۴۰۰/۱۱/۲۰ یاد بگیرید که روی چیزی که می خواهید تمرکز کنید اگر ترس و دیگر نگرانی‌ها نداشتید، قدم بعدی شما چه خواهد بود؟ برای درک این موضوع، روی خواسته ها و اهداف خود تمرکز کنید و سپس آنها را محقق کنید. کارولین می‌گوید: «پیشرفت بیش از حد در اینجا آسان است، اما بهتر است همه چیز را ساده و دست یافتنی نگه دارید. - به عنوان مثال، هدف نهایی شما ممکن است ترک شغل و نجات فیل‌ها در آفریقا باشد، اما از خود بپرسید که با در نظر گرفتن هدف نهایی، چه قدم‌های کوچک‌تری بردارید. این به شما کمک می کند تا اعتماد و اعتماد به توانایی های خود را به دست آورید.

۱۴۰۰/۱۱/۲۰بنت توصیه می کند اگر مطمئن نیستید چه می خواهید، پنج چیز را که قطعاً به آن نیاز ندارید بنویسید و سپس دقیقاً عکس آن را تصور کنید. "ممکن است غیر منطقی به نظر برسد، اما این تمرین به شما کمک می کند تا رویاها و اهداف خود را تعیین کنید، زیرا آنچه می خواهید احتمالاً برعکس چیزی است که نمی خواهید! او نتیجه گرفت. به عنوان مثال، آیا از اینکه همه چیز را از خود انکار می کنید خسته شده اید؟ سپس برای داشتن یک زندگی شاد و سالم و انجام آنچه می خواهید به پول کافی نیاز دارید.

۱۴۰۰/۱۱/۲۰ فرآیند برنامه ریزی مجدد خود به این صورت است که وقتی آنچه را که می خواهید ایجاد کردید، دیدگاه نهایی را در ذهن خود ایجاد کنید. می توانید یک برد فیزیکی ایجاد کنید یا از یک برنامه آنلاین با استفاده از تصاویر مختلف استفاده کنید تا آنچه را که می خواهید تجربه کنید به تصویر بکشید. کارولین توصیه کرد: «به طور منظم به تابلو نگاه کنید و تصور کنید که در هر تصویر غوطه ور هستید. حواس پنج گانه خود را فعال کنید، از خود بپرسید چه احساسی، می بینید، می شنوید، چشایی و بویایی دارید؟ از زندگی کردن در هر یک از این تصاویر لذت ببرید و واقعا احساس کنید که زندگی چگونه خواهد بود. ضمیر ناخودآگاه ما نمی داند چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست، بنابراین با استفاده از این تکنیک تجسم قدرتمند، جذب تصاویر سناریوهای مورد نظر، قانون جذب را فعال خواهید کرد. از این به بعد، باید شروع به توجه به احتمالات کنید.

۱۴۰۰/۱۱/۲۰به نشانه ها توجه کنید اگر بارها و بارها همان افکار را پیدا کردید، این سیگنالی است که زمان عمل فرا رسیده است. کارولین اصرار دارد که از طریق نشانه ها، جهان به ما می گوید که ما به چه چیزی نیاز داریم. بنابراین باز بودن برای هر چیز جدید، خواه توصیه کتاب از طرف یک دوست، نظر یک غریبه یا حتی آهنگی در رادیو، سودمند است. این کارشناس تاکید کرد: «اگر چیزی را سه بار شنیدید، حتما آن را دنبال کنید! این یک راهنمای یک مرحله ای است - قانون جذب فعال می شود و شما در راه رسیدن به آنچه واقعاً در زندگی می خواهید هستید.

در ادامه بخوانید...

40 چیز کوچک در زندگی روزانه که برایمان شادی واقعی به همراه می‌آورد

در

چه چیزی شما را خوشحال می‌کند؟ طبق تحقیقات به عمل آمده توسط DoubleTree از 2000 نفر بزرگسال، از قرار معلوم، چیزهای کوچکی در زندگی وجود دارند که موجب شادی ما می‌شوند.
ممکن است برایتان عجیب باشد که بدانید انسان‌ها معمولاً خوش‌بین هستند چرا که بیش از نصف بزرگسالان گفته‌اند آنها طرز تلقی «نیمه پر لیوان» را از زندگی دارند و 56% خودشان را مشخصاً خوشبخت دانسته‌اند.
بیش از یک‌چهارم از آنها گفتند که چیزهای کوچک معدودی وجود دارند که بتوانند آنها را مشعوف کنند، و تحقیق نشان داد که شگفتی‌های کوچک، بزرگترین شادی‌ها را برایمان به همراه می‌آورد؛ و 82% گفتند که بهترین چیزها در زندگی، بطور غیرمترقبه اتفاق می‌افتد.

40 چیز کوچک در زندگی روزانه که برایمان شادی واقعی به همراه می‌آورد

دکتر گلن ویلیامز استاد روان‌شناسی دانشگاه ناتینگهام تِرِنت گفته است: «یک اکسیر مؤثر برای رسیدن به خوشبختی، لزوماً از طریق تجربه کردن رویدادهایی نیست که ما ممکن است برای آنها برنامه‌ریزی کرده باشیم؛ رویدادهایی همچون: ازدواج کردن، تغییر منزل مسکونی، گرفتن آن همه ترفیعات، یا حتی استفاده از تعطیلات»
خوشی‌های زندگی هر چند کوچک و غالباً غیرمترقبه هستند، می‌توانند لبخند را به روی لبانمان بنشانند و به ما در راه ساختن یک زندگی شادتر و پرمعناتر برای خودمان و دیگران، کمک کنند.(سیارک)
40 چیز کوچک در زندگی روزانه که برایمان شادی حقیقی و احساس خوشبختی به همراه می‌آورند، در زیر آمده است:
1- پیدا کردن پول در جیب‌تان، موقعی که از وجود آن خبر ندارید
2- پرسیدن حال شما توسط چند نفر که به سلامتی شما اهمیت می‌دهند
3- رفتن به رختخواب در مواقعی که ملحفه‌ها تمیز هستند
4- یک حمام یا دوش خیلی طولانی، در مواقعی که وقت کافی دارید.
5- لبخند زدن به یک کودک
6- دریافت یک پیام 10 دقیقه‌ای از طرف شریک زندگی یا دوست
7- در آغوش گرفتن و بغل کردن کسی، قبل از بلند شدن از خواب و شروع کار روزانه
8- از خواب بلند شدن و دیدن یک روز آفتابی و زیبا
9- داشتن یک مکالمه تلفنی طولانی با کسی که برایش اهمیت قائل هستی و مدتی است که با او صحبت نکرده‌ای
10- مشاهده بارش باران در هنگامی که مجبور نیستی به جایی بروی و روی کاناپه به حالت چمباتمه نشسته ای
11- مشاهده کودکان در حال بازی یا خنده با همدیگر، که شما را به یاد شادی‌های دنیا می‌اندازد
12- گذراندن قسمتی از وقت خود با حیوانات خانگی یا حیوانات به طور کلی.
13- یک غریبه به شما یک لبخند صمیمانه بزند
14- یک کش دادن خوب و طولانی به بدن، در موقعی که اول صبح از خواب بیدار می‌شوی تا به بدن خود حرکت بدهی
15- خندیدن بلند به یک خاطره خنده‌دار
16- یک ابراز احساس محبت‌آمیز از کسی در زندگی خودتان، مثلاً به سادگی کمک کردن کودکتان به شما برای پختن شام
17- یک بوی خوشایند شما، از بوی نان تازه گرفته تا بوی چمن تازه زده شده
18- یک بغل کردن معنی‌دار و طولانی از کسی که برایش اهمیت قائل هستی
19- پوشیدن لباس‌ها، پس از آن که روی رادیاتور شوفاژ گرم شده باشند
20- چند لحظه خلوت کردن با خود، وقتی که همه چیز شلوغ و پلوغ شده باشد
21- تماشای غروب یا طلوع آفتاب
22- بوی محیط خارج از خانه، پس از متوقف شدن باران
23- گوش دادن به هنرمند یا آلبوم مورد علاقه خودتان
24- دریافت کردن یک ایمیل یا یک نامه از یک دوست
25- شانس انجام یک کار خلاقانه، از رنگ‌آمیزی یک مجموعه کشوی قدیمی گرفته تا خط خطی کردن یک تصویر
26- گرفتن دست کسی که به او عشق می‌ورزید
27- خوردن صبحانه‌‌تان در رختخواب
28- بازی کردن یک بازی که شما در بچگی‌هایتان دوست داشتید
29- خوردن غذای سالم وخوشمزه که باعث شود احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید
30- نیم ساعت چرت زدن اضافه در رختخواب
31- اختصاص کمی وقت به خودتان برای خواندن کتابی که دوست دارید
32- خریدن نوشیدنی یا اسنک مورد علاقه‌تان و مزه‌مزه کردن آن
33- دریافت گل از کسی که شما برایش اهمیت دارید
34- خوردن ناهار در بیرون و در آفتاب
35- آزمایش کردن یک دستورالعمل جدید آشپزی و ابداع یک غذای خوشمزه
36- اعلام حمایت از شما به وسیله دوستان یا خانواده‌تان
37- گوش دادن به یک آهنگ مورد علاقه که سالهاست نشنیده‌اید
38- اختصاص وقت برای کمک کردن به برخی افراد در خصوص مسائل‌شان
39- گذراندن اوقات در خانه‌تان، وقتی که آراسته و تمیز باشد
40- کسب یک پیروزی کوچک، از قبیل تعمیر ماشین لباس‌شویی یا تعویض یک لامپ

 

نظرات

در ادامه بخوانید...

31 نقل و قول الهام بخش برای اینکه زندگی را بخاطر معنایش زندگی کنید نه بخاطر پول

در

آیا پول همه آن چیزی است که شما لازم دارید تا خوشحال باشید؟ این نسل جدید که به نسل Y معروف است فکر می کند که نه. این نوجوانان و جوانان به یک تعادل بین زندگی و کار بعلاوه شغل انعطاف پذیر بیشتر اهمیت می-دهند تا کیسه های پول. بر اساس نوشته گاردین آنها برای کار زندگی نمی کنند، بلکه برای زندگی کار می کنند.
این فقط مربوط به نسل Y نیست. خوشحالی از پول نمی اید، خوشحالی از درون شما نشات می گیرد.
کتابیجدید با عنوان 12 راز شاد زیستن منتشر شده است و نشان می دهد که چگونه به جنبه مثبت زندگیتان نگاه کنید. همانطور که این تحقیق را مطالعه می کنید، 31 نقل و قول جهت انگیزه بخشیدن به شما برای زندگی بخاطر معنا و نه بخاطر پول آورده شده است. شاید روزی برسد که شما ذهنیتتان را از دنبال پول دویدن تغییر دهید و بجای آن جسارت به دنیال رویاهایتان رفتن را بیابید.


1- "پولدارترین آدم  و در قبرستان بودن برای من اهمیتی ندارد، چیزی که مهم است این است که وقتی به رختخواب می رویم با خود بگوییم کار شگفت آور انجام داده ایم." استیو جابز
2- "زندگی درباره تاثیر گذاری است، نه پول سازی." کوین کروز
3- " تلاش به معنی موفقیت نیست، بلکه به معنی ارزش است". آلبرت اینیشتین
4- "هیچکس بخاطر دست و دلبازی فقیر نشده است". مایا آنجلو
5- "شادی فعلی خود را با پول در آوردن معامله نکنید به این امید که بعدا دوباره آن را بخرید. شما نمی توانید." ناشناس
6- "شما از آن کاری که می کنید مهمترید. عنوان نباید شما را محدود کند و کار نباید شما را تعریف کند."، ناشناس
7- "چیزهای زیادی چشم شما را می گیرد ولی دنبال چیزی بگردید که قلب شما را بدست آورد."، ضرب المثل هندی
8- " وقتیکه 5 سالم بود مادرم به من می گفت که خوشحالی کلید زندگی است. وقتی به مدرسه رفتم از من پرسیدند وقتی بزرگ شدی میخواهی چه بشوی و من گفتم خوشحال. آنها گفتند که تو معنای این تمرین را نفهمیدی و من گفتم شما معنای زندگی را نفهمیدید." جان لنون(سیارک)
9- " یک زن واقعی تحت تاثیر پول قرار نمی گیرد چرا که می داند عشق او قابل ارزشگذاری نیست." نامشخص
10- " یک مرد ثروتمند کسی است که فرزندانش او را در آغوش بگیرند درحالیکه دستش خالیست." نامشخص
11- " اگر می خواهید فرزندانتان خوب تربیت شوند، دو برابر زمان برایشان بگذارید و خرجشان را نصف کنید." ابیگل ون بورن
12- " شکر گذار امروز باشید، و فکر که چقدر ثرونمندید. خانواده شما با ارزش است، وقتتان طلاست و سلامتی سرمایه تان است." نامشخص
13- " جنگ اصلی بر سر مدال طلا نیست. یک کشمکش درونی است، یک جنگ نامرئی درون ما- اینجاست که محل نزاع است." جسی اون
14- "شما ممکن است که از کاری بازمشسته شوید، ولی هرگز از انجام کارهای معنی دار در زندگی بازمشسته نشوید." استیون کوی
15- "اجازه ندهید که جاه طلبی های بزرگتان در برابر کارهای کوچک اما با معنی ایستادگی کنند."
16- "امروزه آسان است که غرق دنیای ستاره ها و مادیات شوید و برای تایید خودتان جستجو کنیدف در حالیکه می دانیم که باید آن را در درون خود و با ارتباط سالم با سایر افراد بدست آورد." جوفری. اس. فلچر
17- "راههای دیگری بجز مصرف گرایی و افزایش تولید برای رضایت بخشیدن به خود، شادی، لذت، شکوه و معنا وجود دارد." زیگمونت باومن
18- " به اطرافتان نگاه کنید، شما می توانید اندکی از پولتان کم کنید و به معنای زندگیتان بیافزایید." سوزی اورمن
19- " زندگیهای ما تنها عبارات با معنی عقاید ما هستند، و اینکه به چه کسی اعتقاد داریم. و تنها سرمایه واقعی ما، برای هر کداممان در ایمانمان نهفته است." گوردون بی هینکلی
20- "غنی ترین و با معنا ترین داستانها در جاهای کوچک پیدا شده است: ساخته شده، نقل شده، جدا شده، گفته شده، بازگو شده بوسیله ظاهرا مردم بی اهمیت." لوئیس براون(سیارک)
21- " برای تلاش کردن برای اینکه خود را پولدار نشان دهید ورشکسته نشوید. در حد دستمزد خودتان خرج کنید" نامشخص
22- " هدف پول بیشتر نیست، هدف زندگی کردن با اصول خودتان است."
23- " خیلی از مردمی که پولی را که بدست نیاورده بودند را برای خریدن چیزهایی که دوست نداشتند و جلب نظر مردمی که دوست نداشتند خرج کردند." ویل راجرز
24- " به فرزندانتان یاد ندهید که ثروتمند شوند، به آنها بیاموزید که شاد باشند تا بجای قیمت یک چیز ارزشش را بدانند." نامشخص
25- "امروزه مردم قیمت هر چیزی را میدانند اما ارزش هیچ چیز را نمی دانند." اسکار وایلد
26- "هرگز قبل از اینکه پول داشته باشی آن را خرج نکن". توماس جفرسون
27- " مادی گرایی شما را شاد نمی کند. فقط شما را نا امید نگه می دارد تا اطمینان حاصل کند که شما خرید خواهید کرد." سباستین مونزانی
28- " پول یک عدد است و اعداد بینهایتند. اگر این پول باشد که انسان را خوشبخت می کند، جستجوس شما برای خوشیختی پایانی ندارد." روبرت نستا مارلی
29- " از پول خورد بترسید، یک سوراخ کوچک یک کشتی را غرق می کند." نامشخص
30- "هیچ مقدار از پول و موفقیت نمی تواند جایگزین وقتی شود که شما با خانوادتان می گذرانید." نامشخص
31- " بیست سال بعد شما از این که کارهایی را باید می کردید که الان نکردید نا امید خواهید شد. پس طناب کشتی را بیاندازید، از یک بندر مطمئن حرکت کنید، بادهای موافق را در بادبان بیاندازید. جستجو کنید، خیالپردازی کنید و کشف کنید." مارک توآین

 

نظرات

در ادامه بخوانید...

راه رفتن کودک جدول زمانی از تولد تا یک سالگی

در

در اینجا مراحلی وجود دارد که کودک شما در مسیر تبدیل شدن به یک راه رونده ماهر طی خواهد کرد. یاد گیری راه رفتن شامل موارد بیشتری از استفاده از پا می باشد! ما همچنین سنین معمولی را ارائه می دهیم ولی به خاطر داشته باشید که این فقط یک راهنمای ساده است. برخی کودکان تا قبل از 9 ماهگی و برخی دیگر تا بعد از 17 ماهگی به راه می افتند. طیف گسترده ای از سنین طبیعی برای شروع راه رفتن کودکان وجود دارد. اگر شما راجع به پیشرفت کودک خود نگران هستید، با خود او چک کنید.

 

تولد تا 2 ماهگی

واکنش قدم زدن دارد. اگر در یک حالت ایستاده در سطحی سخت نگه داشته شود، نوزاد شما پاهایش را که گویی دارد راه می رود تکان خواهد داد. این واکنش حدود 2 ماهگی از بین خواهد رفت.

3 تا 4 ماه

کمی روی دست و پای خود راه می رود. این یعنی اینکه شکم کوچک خود را به زمین تکیه می دهد و سرش را بالا نگه می دارد و قفسه سینه اش را به زمین می چسباند و از بازوانش برای حمایت استفاده می کند. چهار دست و پا راه رفتن عضلات بالاتنه را برای راه رفتن قوی می کند.

5 ماه

هنگامی که در حالت ایستاده نگهداشته می شود بالا و پایین می پرد. این حرکت به قوی ساختن پا کمک می کند. با یادگیری جلوبردن بازوانش برای حمایت کردن از خود در حالت نشسته شروع به استفاده از "سه پایه" می کند.

سریع

خانه ی خود را برای کودک قبل از اینکه نوزاد شما به حرکت بیفتد ایمن کنید - که درست در کنار گوشه خانه است.

6 تا 9 ماه

نشستن را یاد می گیرد. نشستن بدون کمک نیازمند قدرت گردن، کنترل سر، تعادل و هماهنگی است - تمامی مهارت های مهم راه رفتن. اکثر نوزادان نیز بین سن 7 تا 10 ماهگی خزیدن را یاد می گیرند، اگرچه برخی همه را باهم نگه می دارند و مستقیما شروع به راه رفتن می کنند.

می تواند در حالی که با چیزی نگه داشته شده باشد بایستد. بزودی کودک شما شروع گشت زدن خواهد کرد - هنگامی که با چیزی که در نزدیکی برای حمایتش است نگهداشته می شود قدم های لغزشی برمی دارد.

پرچم قرمز : اگر تا 7 ماهگی کودک شما در حالی که با دستانش خود را پشتیبانی می کند نتوانست بنشیند یا هنگامی که او را ایستاده نگه می دارید نتواند وزنی را روی پاهایش تحمل کند، با دکترش او را چک کنید.

9 تا 12 ماه

خود را به حالت ایستاده با کمک یک شی محکم مانند مبل یا پایه میز بالا می کشد. می فهمد که چگونه زانوهایش را به منظور نشستن پس از ایستادن خم کند.

می تواند بدون کمک بایستد - برای چند ثانیه - و ممکن است هنگامی که دستانش را می گیرید بتواند راه برود. کودک شما ممکن است اولین قدم هایش را بردارد! (سیارک

- جدول زمانی رشد جنین از 3 هفتگی تا 40 هفتگی

- جدول زمانی اندازه و رشد کودک شما

- جدول زمانی صحبت کردن کودک شما از تولد تا یک سالگی

- جدول زمانی صحبت کردن کودک شما از یک تا هشت سالگی

- جدول زمانی راه رفتن کودک شما از یک سالگی تا 5 سالگی

- جدول زمانی اجتماعی بودن کودک شما از بدو تولد تا یک سالگی

- جدول زمانی اجتماعی بودن کودک شما از یک سالگی تا هشت سالگی

 - جدول زمانی تغذیه کودک شما از یک تا سه سالگی

- جدول زمانی تغذیه کودک شما از تولد تا یک سالگی

- جدول زمانی دندان در آوردن و افتادن دندان کودک شما 9 ماهگی تا 12 سالگی

- جدول زمانی دندان در آوردن و افتادن دندان کودک شما چهار تا دوازده ماهگی

- جدول زمانی خواب و استراحت کودک شما یک ساله تا هشت ساله

- جدول زمانی خواب و استراحت کودک شما یک تا نه ماهه

این پست را چگونه می‌بینید؟ برای شما مفید بود؟ لطفا با نوشتن کامنت در زیر ما را مطلع کنید.  

مترجم توسط itrans.ir  

نظرات

در ادامه بخوانید...

اعترافات مادرهای تنبل

در

برای خندیدن و احساس تنهایی نکردن آماده شوید. شما تنها مادری نیستید که چیزی را بخاطر اینکه پاک کردن آن خیلی سخت بوده دور انداخته باشید یا به کودکان اجازه داده اید که خودشان بخوابند. هر مادری می داند که برخی چیزها مهم هستند و برخی چیزها نه اما زمانی که وقت کافی برای همه ی کارها نیست، مواردی از دست شما درخواهد رفت.
تعدادی ازدوستان این اعترافات مادران تنبل خود را به اشتراک گذاشته اند. به جای پست  های دیگری که باعث می شود  شما از اینکه بهترین خانه و خانواده را ندارید، احساس گناه کنید، این پست باعث خنده شما خواهد شد. نگران آن جوراب ها که با هم منطبق نیستند نباشید. بگذارید کودکانتان برای لباسهای تمیزخود جستجو کنند . مانند جستجوی یک گنج است! 
این پست  ادای احترام ما به تمام مادرانی است که بیرون از اینجا عالی و فوق العاده هستند. چه کسی این موضوع مربوط به پدر و مادر زیر را دارد... حتی اگر به این معنی باشد که شما دوباره بجای خالی کردن ماشین ظرف شویی آن را روشن کنید. زندگی پر از این لحظات  است... و پس از این آن لحظات دیگر وجود دارند.
شما تنها نیستید! اعترافات خود را درقسمت نظر خواهی با مادران دیگر به اشتراک بگذارید. (سیارک

 اعتراف مادرهای تنبل

1. "وسیله نگهداری غذا را دور انداختم زیرا نمی خواستم که بوی غذای مانده هفته پیش را استشمام کنم" کریستین


2. "من جوراب ها را دور انداختم زیرا تعدادشان برای مطابقت با هم خیلی زیاد بود و تعدادی جدید خریدم" لورا


3. " پسرم روی پشت من خرابکاری کرد. من یک لباس تمیز، و یک حوله را دور انداختم و به تخت برگشتم" رجینا


4. "ظروف کثیف و تمیز را با هم در ماشین ظرف شویی گذاشتم و آن را دوباره روشن کردم زیرا نمیخواستم ماشین ظرف شویی را خالی کنم."  رائه


5. " بیسکوییت دندانی خیس کودک نوپایم را که به من داد خوردم زیرا نمیخواستم تا سطل آشغال بروم" بریجت


6. " من یک قاشق مخلوط کن و یک ظرف پلاستیکی را امشب دور انداختم زیرا نمی خواستم آن ها را بشویم" جس


7. " بجای برداشتن یک آشغال از روی زمین، من از روی آن رد شدم تا با جارو آن را تمیز کنم." جنیفر


8. " مریض بودم و سعی داشتم از دوقلوهایم مراقبت کنم ، فنجان های نوزاد و یک جعبه غلات صبحانه در کف اتاق نشیمن برای صبحانه گذاشتم تا بتوانم روی مبل دراز بکشم و تماشا کنم. آنها حدود دو سالشان بود."   انجی


9. " ظروف کثیف را داخل جعبه در گاراژ گذاشتم زیرا نمی خواستم آنها را قبل از اینکه مهمانانمان برسند بشویم" جکی (سیارک


10. " به کودک نوپای خود اجازه دادم که برای صبحانه چیپس و کلوچه بخورد زیرا من در حال حاضر باردار هستم و واقعا آن روز صبح خودم چیپس و کلوچه هوس کرده بودم. " ال


11. "ما برای یک هفته کامل با بسته های فویل غذا پختیم و غذا را در مهمانی کریسمس در بشقاب های کاغذی خوردیم" لورین


12. " بجای بالا رفتن از پله ها برای چک کردن اتاق پسرم، به او گفتم که یک عکس بگیرد" ورونیکا


13. "من چند جفت لباس زیر دختر دیوانه ی محصلم را که کثیف کرده بود را دور انداختم"  ملیسا


14. " من به پسر بزرگم گفتم که برای خودش و برادرش برای شام پاپ کورن درست کند، آنها خیلی خوشحال بودند" لورن


15. " به کودک بزرگم در وان غذا دادم. "  کیسی


16. "به نوجوانانم در خانه همیشه پیامک میفرستم. من به این بعنوان چاره ی قرن 21 ام می اندیشم نسبت به کسانی که از دهه 70 در اتاق ها آیفون می گذاشتند!" لین


17. " کودکان من ""آب دهان خود را پرتاب می کردند". آنها همیشه این کار را می کردند. من خیلی از تمیز کردن آن همه کثیفی خسته شده بودم، به سگم آموزش داده بودم تا آب دهان ها را لیس بزند."  آلیسا (سیارک


18. "  بعد از اینکه شیر سینه ام روی بالشت چکه میکرد و یا خیس می شد برای ادامه خواب برمیگرداندم."  ملیسا


19. " من تمام قاشق ها و چنگال هایم را دور ریختم و یکسری جدید خریدم زیرا احساس خوبی از شستن آنها پس از مهمانی تولد پسرانم نداشتم." جولیسا


20. " به اندازه کافی ماشین ظرف شویی را برای اینکه بشقاب های کثیف در آن جا شوند خالی نکردم و دوباره آن را روشن کردم." سیندی
21. " یک چیز مهم در فهرست  خریدم برای من فست فود خوردن در مسیبر خانه از فروشگاه مواد غذایی است."  جو
22. " همسرم یک بار نتوانست یک جفت جوراب تمیز برای دخترم پیدا کند پس یک جفت لباس تنگ کثیف قرمز و بنفش را تکه تکه کرد و او را در آنها به مدرسه فرستاد" لورا


23. " من یک جفت قنداق پوشکی بچه را دور انداختم زیرا نمی خواستم آنها را تمیز کنم." نادیا


24. " من یک صندلی لباسشویی دارم. اگر کودکان من نتوانند آنچه را که می خواهند را در کشو پیدا کنند، روی صندلی را نگاه می کنند." مند (سیارک

این پست را چگونه می‌بینید؟ برای شما مفید بود؟ لطفا با نوشتن کامنت در زیر ما را مطلع کنید.  

مترجم  itrans.ir  

نظرات

در ادامه بخوانید...

طرز تهیه تیلاپیا با لایه ای از بادام

در

ماهیتابه ی شما به اندازه ی کافی بزرگ نیست که همه ی فیله ها را بدون رویهم افتادن در آن قرار دهید. ما پیشنهاد می کنیم که آنها را دسته دسته طبخ کرده و می توانید به جای تیلاپیا از گربه ماهی ،‌سفره ماهی یا راگی نارنجی استفاده کنید.

مواد لازم برای 4 نفر

- 1 پیمانه بادام خرد شده 

- 1/4 پیمانه آرد

- 4 عدد فیله ی تیلاپیا (170 گرم)

- 1/2 ق چ نمک

- 2 ق س کره

- 2 ق س روغن زیتون

طرز تهیه  تیلاپیا با لایه ای از بادام

1/2 پیمانه بادام را در غذاساز مخلوط کرده تا زمانی که کاملا خرد شود و با 1/4 پیمانه آرد در کاسه ی کم عمقی ترکیب کنید.

نمک را کاملا روی ماهی پاشیده و در مخلوط بادام بغلتانید.

کره را با روغن زیتون در ماهیتابه  سنگین بزرگی روی حرارت متوسط  ذوب کرده و ماهی را اضافه نموده و به مدت 4 دقیقه هرطرف آن را یا تا زمان طلایی شدن ، طبخ کنید. فیله ها را برداشته و در ظرف غذاخوری قرار دهید.

1/2 پیمانه بادام باقیمانده را به ماهیتابه افزوده و به مدت یک دقیقه یا تا زمانی که طلایی شود ،‌ پخته و هر از چند گاهی هم بزنید. بادام ها را با کفگیر سوراخ دار برداشته و روی ماهی ها بریزید.(سیارک

این پست را چگونه می‌بینید؟ برای شما مفید بود؟ لطفا با نوشتن کامنت در زیر ما را مطلع کنید.  

مترجم  itrans.ir  

نظرات

در ادامه بخوانید...