نقد و بررسی Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

نقد بازیRed Dead Redemption 2

شاهکاری با امتیاز 9 از 10

Red Dead Redemption 2 یک شاهکاراست. امتیاز بازی 9 از 10  که در آن تصمیمات شما نقش مهمی در پیشبرد بازی ایفا خواهند کرد و به گونه ای، برای هر بازیکن، بسته به سلیقه شخصی و سبک بازی، انتخاب هایی موجود خواهد بود. این انتخاب ها، علاوه بر این که چگونگی شخصیتی که بازیکن کنترل آن را به عهده دارد را تأیین می کند، جهان اطراف بازیکن را نیز تا حدود زیادی شکل می دهد. البته باید عنوان کرد که تصمیمات اجتناب ناپذیری پیش از شروع بازی و به واسطه داستان بازی گرفته شده است که آن ها را نمی توان تغییر داد و بازیکن ناچار است با آن ها کنار بیاید.در این مقاله به نقد و بررسی بازیRed Dead Redemption 2 می پردازیم.

از آن جایی که بازی به عنوان دنباله ای برای Red Dead Redemption روانه بازار شده است، احتمالا طرفداران بازی می توانند حدس بزنند که پایان این قسمت از بازی چگونه خواهد بود، با این حال، چیزی که بیشتر اهمیت دارد مسیری است که بازیکن تا رسیدن به نقطه پایان طی می کند و اتفاق هایی که شاهد شان خواهد بود.
یکی از مهمترین نکات تأثیر گذار داستان بازی، دو راهی هایی است که بازیکن با آن ها مواجه می شود و تصمیماتی که باید بگیرد. بعضا این تصمیم ها بازیکن را درگیر این مسئله می کند که کدام تصمیم خوب است و کدام بد، و در نهایت همین تنش و فشار تصمیم گیری است که بیش از هر چیز داستان بازی را جذاب و گیرا می کند.

آغاز بازی

در آغاز بازی مشاهده می کنیم که افراد گروه خلافکاری ون در لیند، اوضاع و احوال مناسبی ندارند و همان گونه که در پایان قسمت اول بازی شاهد آن بودیم، گروه تا حدود زیادی تأثیر و توانایی خود را از دست داده است. افراد گروه تصمیم به دزدی از مکانی در Blackwater گرفتند و نقشه شان، نقش بر آب شد.
پس از آن بود که مجبور به فرار شدند، تعداد زیادی از اعضای گروه کشته شدند، و کسانی که جان سالم به در بردند، در معرض خطراتی چون دستگیر شدن، گرسنگی و حتی طوفان های یخی قرار گرفتند. در Red Dead Redemption 2 شاهد شخصیت هایی از قسمت پیشین بازی هستیم (قهرمان و شخصیت اصلی قسمت پیشین، جان مارستون، مهمترین آن ها است) و علاوه بر این، شخصیت های جدیدی نیز به بازی افزوده شده اند.

در این قسمت، بازیکن کنترل شخصیتی به نام آرتور مورگان را به عهده می گیرد: آرتور مورگان به واسطه کارهایی که برای گروه انجام داده و خطراتی که به جان پذیرفته است، شهرتی نسبی پیدا کرده و حالا به عنوان دست راست سردسته گروه، داچ ون در لیند شناخته می شود.
داستان بازی به گونه ای پیش می رود که افراد باقی مانده از طوفان یخی و بارش برف جان سالم به در می برند و در نهایت در مکانی مستقر شده و اردوگاهی به راه می اندازند. در این اردوگاه، شما هستید که باید اوضاع مالی را کنترل کرده و بر خرید اجناس و به روز کردن ادوات نظارت داشته باشید. البته درست است که داچ ون در لیند سردسته این گروه خلافکاری است، اما آرتور (که بازیکن آن را کنترل می کند) نیز بر بسیاری از بخش های حیاتی کار نظارت دارد و همین مسئله است که قدرت و اختیار زیادی را نصیب او می کند.

قدرت و اختیار محول شده به آرتور

نقد بازی Red Dead Redemption 2

این قدرت و اختیار محول شده به آرتور، بازیکن را تشویق می کند تا بسته به صلاحدید خود برای پیشبرد کارها تصمیم بگیرد. در همان اوایل بازی، بازیکن تعداد نسبتا زیادی مأموریت انجام می دهد که مربوط به داستان اصلی بازی هستند و به این ترتیب به مرور زمان با فعالیت هایی آشنا خواهد شد که به واسطه آن قادر خواهد بود در دنیای بازی وقت خود را بگذراند: شکار، ماهیگیری، اسب سواری و حتی دزدی از جمله این فعالیت ها هستند. سیستم های متعددی برای بازی در نظر گرفته شده اند و یاد گرفتن تمامی آن ها، حداقل چند ساعتی زمان خواهد برد.

تمامی تلاش سازندگان بازی بر آن بوده است تا چند ساعت ابتدایی بازی همانند مراحل تمرینی معمول به نظر نرسد (که خیلی هم در دست یابی به این مهم موفق نبوده اند) و پیش رفتن داستان بازی در حین یادگیری سیستم ها و کارکردهای مختلف آن، تا حدودی یاری رسان آن ها در این امر بوده است. علاوه بر این، مراحل ابتدایی بازی، بازیکن را با شخصیت ها و نیز برخی نقاط مکان بازی آشنا می کند. برای نمونه، در یکی از مراحل بازی، شما به همراه شخصیت دیگری به نام جک مارستون، که اوضاع و احوال زندگی خانوادگی اش چندان مناسب نیست، به مکانی برای ماهیگیری می روید. جک شخصیتی شیرین و ساده دارد (و علاوه بر این، در برابر کارهای بعضا خشونت آمیز افراد گروه، به شدت احساس بدی پیدا می کند) و همین گونه مسائل است که این مرحله از داستان بازی را بسیار جذاب کرده و در ذهن ماندگار می کند.

فضایی شبه واقعی

علاوه بر مکانیسم منحصر به فرد هر فعالیت موجود در بازی، المان هایی نیز وجود دارند که هدف از قرار دادن آنها در بازی، به وجود آوردن فضایی شبه واقعی بوده است و بازیکن باید چم و خم این گونه المان ها را هم یاد بگیرد. به عنوان مثال، برای این که جان شخصیت تحت کنترل بازیکن پر شود، و یا این که نیروی کافی برای ادامه مسیر داشته باشد، نیاز به خوردن خوراک و غذا پیدا خواهید کرد.
خوردن بیش از اندازه، و نیز خوردن کمتر از حد نیاز، هر دو تأثیراتی بر وزن و توانایی آرتور خواهند گذاشت. صرف خوردن غذا مسئله ای نیست و در سایر بازی های ساخت شرکت راک استار نیز شاهده آن بوده ایم، با این حال، مسئله ای که کمی آزار دهنده می شود، این است که نگه داشتن وزن مناسب برای آرتور، بسیار کار دشواری می شود: به این معنا که اگر کمی غذای بیشتری بخورید، اضافه وزن پیدا می کند.
آرتور ملزم به خوابیدن نیست (هر چند برای تغییر زمان روز و بازیابی قدرت های آرتور می توان خوابید)، و نکته دیگر این که برای دوام آوردن در شرایط جوی مختلف، باید حتما لباس و تجهیزات مناسب به همراه داشته باشید (با وجود این همه المان، حفظ وزن ایده آل برای آرتور کمی غیر ضروری به نظر می رسد).

المان محدودیت سفرهای سریع

امتیاز بازی Red Dead Redemption 2

المان دیگری که برای حفظ فضای شبه واقعی بازی افزوده شده است، محدودیت سفرهای سریع در مکان بازی است. در ساعات ابتدایی بازی، به هیچ وجه امکان سفر سریع در طول نقشه بازی وجود ندارد و به طور کلی هم، راهکارهای در نظر گرفته شده برای این کار، بسیار اندک هستند، بنا بر این، برای گشت و گذار در مکان و نقشه بازی، تنها می توانید به اسب خود اتکا کنید.
ممکن است این کار کمی زمان بر باشد، با این حال، به اندازه ای مناظر موجود در مسیر و نیز کارهایی که بازیکن می تواند انجام دهد زیاد هستند، که این زمان طولانی به هیچ وجه آزاردهنده نخواهد شد. برخوردهای اتفاقی بازیکن با افراد دیگر در بازی، بسیار زیاد و متنوع هستند (و البته جالب توجه)؛ برای مثال ممکن است با غریبه ای رو به رو شوید که دنبال کسی می گردد تا او را به شهر برساند، و یا فردی که مار نیش اش زده است و به کسی احتیاج دارد تا زهر را از بدن او بمکد.
حتی ممکن است با یک صحنه قتل بسیار خشونت بار مواجه شوید که به طور کلی مسیر حرکت تان را تغییر دهد و شما را به سمت عاملان آن بکشاند، و ممکن است اتفاقی با کسی رو به رو شوید که جان اش در خطر افتاده است (البته در تمامی این موارد، بازیکن در انتخاب آزاد است و می تواند صحنه ها را ترک کند).

بازیکن، تقریبا با هر کسی که رو به رو می شود، توانایی این را دارد که آن فرد را بکشد یا از او دزدی کند، البته باید به خاطر داشت که هر کس دیگری هم ممکن است همین گونه کارها را با آرتور بکند. بنا بر این، اگر به طور کلی بخواهیم بگوییم، هر اندازه هم که گشت و گذارها در طول نقشه بازی طولانی شوند، تقریبا هیچ گونه احساس خستگی به بازیکن دست نخواهد داد و حتی اگر به جای گشت و گذار، از سفر سریع استفاده کند، مطمئنا بعد از مدتی از این کار پشیمان خواهد شد که چرا اتفاقات ممکن در طول مسیر را نادیده گرفته است.

آمریکای طراحی شده در Red Dead Redemption 2

آمریکای طراحی شده در Red Dead Redemption 2 از لحاظ جغرافیایی بسیار بزرگ و پهناور است. از قله های پوشیده از برف گرفته تا دشت های وسیع، از جمله نقاطی هستند که می توان در مکان بازی مشاهده کرد.
در نواحی شرقی نقشه بازی، شهری به نام دیپ ساوت (Deep South) وجود دارد که با الهام گرفتن از لوئیزیانا طراحی شده است و حتی پس از گذر نزدیک به چهل سال از جنگ داخلی آمریکا، هنوز می توان عواقب این جنگ خانمان سوز را در آن مشاهده کرد. نکته جالب توجه این است که بازیکن به هنگام گذر از منطقه یا ناحیه ای به ناحیه دیگر، کاملا متوجه تغییر شرایط جغرافیایی خواهد شد.

برای نمونه تپه های پر آب و علف، بدل به باتلاق هایی می شوند که پر از سوسمار است، یا زمین های کشاورزی، جای خود را به اردوگاه های افراد مختلف می دهند. این تغییر در شرایط زندگی مردم نیز قابل مشاهده است؛ برای نمونه در منطقه ای بیشتر مردم مهربان هستند و کاری به کار یکدیگر ندارند (به جز نژاد پرستی معمول آن زمان) و در منطقه ای دیگر، فقر و خشونت به اوج می رسد و امکان بروز هر اتفاقی وجود دارد.
همین تنوع و گستردگی دنیای بازی است که بیش از هر چیز دیگری سبب غنای بازی شده است و نکته جالب توجه دیگر این که، صرف نظر از تصمیمات شما و چگونگی پیشبردن بازی، دنیای بازی، تغییرات خود را خواهد داشت؛ به مرور زمان، ساختمان های جدیدی در نقاط مختلف ساخته می شوند، و برخی از افرادی که با آن ها برخورد داشته اید، در آینده دوباره ممکن است به گونه ای در مسیر شما قرار بگیرند (حال این که نیت شان خوب باشد یا بد مشخص نمی کند).

اخلاق آرتور

اخلاق آرتور در بازی Red Dead Redemption 2

بخشی در بازی وجود دارد که مربوط به اخلاق آرتور و تصمیمات بازیکن می شود و کارهای کوچک و بزرگی که در طول گشت و گذار در دنیای بازی انجام می دهید، بیشترین تأثیر را بر تأیین آن خواهد داشت و در نهایت بسته به همین کارها است که به شرافت و افتخار شما افزوده می شود یا از آن کاسته می شود.
به دست آوردن شهرت به عنوان فردی «خوب» مسئله ای نسبی است (هر چه باشد بازیکن عضو یک گروه خلافکاری است)، اما به طور کلی اگر بخواهیم عنوان کنیم، کارهایی هست که می توان به واسطه آن ها شرافت بیشتری داشت؛ مثلا از پا در آوردن فردی به وسیله مشت زدن، بهتر از آن است که به روی اش اسلحه بکشید.

علاوه بر این، کمک کردن به فردی که در دردسر افتاده و اوضاع خوبی ندارد، برای نمونه یک زندانی فراری، حتی اگر به قیمت کشتن یکی دو پلیس یا افراد دیگر هم تمام شود، به شرافت آرتور خواهد افزود. در این گونه موقعیت ها، این که انسان شریفی باشید، به مراتب ساده تر از آن است که بخواهید نقش یک یاغی واقعی را بازی کنید. مرتکب شدن جنایتی که به هیچ عنوان حاکی از شرافت آرتور نباشد، آن هم به گونه ای که کسی بویی نبرد، تقریبا غیر ممکن است (حتی در نقاط دور افتاده بازی) و پس از انجام دادن چنین کارهایی باید حتما یکی دو شاهد صحنه جنایت را پیدا کرده و آن ها را تهدید به مرگ کنید.
یا این که برای مدتی از دست مأموران قانون متواری باشید یا حتی با رشوه دادن و این گونه کارها، جان خود را نجات دهید. البته اگر از لحاظ اخلاقی انسان چندان خوب و شریفی نباشید، به دست آوردن پول ساده تر می شود، اما از سوی دیگر اگر میزان شرافت آرتور بالا باشد، به هنگام خرید از مغازه های مختلف معمولا به شما تخفیف خواهند داد. به هنگام انجام دادن مأموریت های بازی هم صرف نظر از این که خوب باشید یا بد، دستمزدی بسته به کاری که انجام داده اید، دریافت خواهید کرد.

شکل دادن شخصیتی خوب

به طور کلی، در بیشتر طول بازی، بازیکن به سمت شکل دادن شخصیتی خوب و نسبتا شریف برای آرتور سوق داده می شود. آن دسته از اعضای گروه خلافکاری که آرتور از ابتدای بازی با آن ها نشست و برخاست دارد، بیش از بقیه به انجام دادن کار درست اهمیت داده و برای خود قواعد و قوانینی دارند و به وفاداری و کمک کردن به دیگران احترام می گذارند.
این در حالی است که آرتور از سوی دیگر به آن دسته از افراد گروه که رفتاری خشونت آمیزتر دارند و برای پول هر کاری می کنند، روی خوشی نشان نمی دهد و مدام با آن ها بحث و جدل دارد.

منزجر کننده ترین این شخصیت های بد بازی، شخصی است به نام میکاه، که به اندازه ای متنفر شدن از او ساده است، که هم نظر نبودن با آرتور در این تنفر، در توان هر کسی نخواهد بود. نکته دیگر این که دست یابی به امکانات به روزتر در ارودگاه (برای مثال امکان سفر سریع به مکانی به خصوص) و نیز خریداری کردن وسایل و ادوات جدید برای محل استقرار اعضای گروه، خواه نا خواه، میزان شرافت آرتور را بیشتر می کند.
هر چند، تقریبا تمامی اعضای گروه در هزینه های اردوگاه کمک می کنند، اما در نهایت این شما هستید که برای خرید چیزی به خصوص باید صدها دلار پرداخت کنید و پس از پرداخت چنین هزینه ای است که به میزان شرافت آرتور افزوده می شود.

یکی از بهترین المان ها برای آرتور

بهترین المان ها در بازی Red Dead Redemption 2یکی از بهترین المان های به کار گرفته شده در بازی که کمتر توجهی به آن نشان داده شده است، دفترچه یادداشت آرتور است که در آن هم اتفاقات بزرگ را یادداشت می کند و هم آشنایی اش با افراد مختلف و اتفاقات معمول روزمره اش را. آرتور در این دفترچه نقشه ای سطحی از مکان هایی که به آن می روید را می کشد، راجع به حیوانات و گیاهان تازه ای که پیدا می کنید چیزی می نویسد و نیز افکاری را که کمتر به آن ها مجال صحبت می دهد.
بسته به میزان شرافت آرتور، محتویات این دفترچه متفاوت خواهد بود، با این حال، اگر یک آرتور نسبتا شریف را در نظر بگیریم، دفترچه اش پر خواهد بود از نگرانی ها و بحران هایی که ریشه در فلسفه اگزیستانسیالیسم دارند، مثل کشاکش درونی انسان و انتخاب خوب یا بد بودن، و همین گونه مسائل است که بازیکن را ترغیب می کند تا شخصیتی بهتر از آرتور به وجود بیاورد.

البته به هنگامی که بازیکن در حال پیشبردن مأموریت های داستان اصلی بازی است، این که بخواهد حس کند آرتور انسان خوبی است، به مراتب دشوارتر خواهد شد. آرتور، همانند تمامی اعضای دیگر گروه، پیش از هر چیز دیگری به گروهی که در آن فعالیت می کند وفادار است .
این مسئله مقدم بر هر تصمیم دیگری است که آرتور می گیرد. وفاداری به گروه به این معنا است که آرتور، به همراه سردسته شان، داچ ون در لیند، تقریبا وارد هر گونه مرافعه ای می شود، گاه به گاه باید دوستان اش را از زندان فراری دهد و زمانی که به پول نیاز پیدا می کنند، مجبور است به همراه برخی اعضای گروه، به مکانی برای دزدی بروند.

حتی اگر تمامی تلاش بازیکن این باشد که شخصیتی خوب از آرتور بسازد، در برخی از مراحل بازی مجبور خواهد شد قتل و غارتی در شهری به خصوص راه بیندازد. نکته ای که وجود دارد این است که در تمامی مراحل بازی، نمی توان در خفا به افراد حمله کرد و به جای کشتن شان، آن ها را بی هوش کرد، و علاوه بر این، سیستم قفل کردن هدف بر روی تعدادی از افراد، این رویکرد را به مراتب برای پیشبرد بازی ساده تر می کند.
بنا بر این به طور کلی می توان گفت که انجام دادن چنین کارهایی، علاوه بر این که برای زنده ماندن خود آرتور حیاتی است (چرا که او از ابتدا یک یاغی بوده و راه دیگری برای گذران زندگی سراغ ندارد)، برای بقای گروه خلافکاری و سایر اعضا هم ضروری و اجتناب ناپذیر است.

بازی خسته کننده نخواهد شد

نکته ای که در مورد مراحل داستان اصلی بازی وجود دارد این است که پس از طی کردن چیزی حدود نیمی از بازی، به مرور زمان آن چه قرار است در مرحله بعدی رخ دهد، قابل پیش بینی خواهد بود. البته این مسئله به این معنا نیست که بازی خسته کننده خواهد شد، بلکه بر عکس، در هر مأموریت و داستان جدید، هیجان قابل توجهی را تجربه خواهید کرد.

اما نکته ای که وجود دارد این است که پس از طی شدن این مدت زمان، یک الگوی به خصوص در ذهن بازیکن شکل خواهد گرفت و تقریبا به سادگی می توان پی برد که نتیجه سرقت یا مأموریتی به خصوص چه خواهد شد. تنها نکته منفی که در این باره به ذهن می رسد، این است که با وجود امکان تصمیم گیری ای که برای بازیکن در نظر گرفته شده است، در پیشبرد این گونه مأموریت های اصلی، تقریبا هیچ تأثیری نمی تواند بگذارد و این مسئله کمی آزار دهنده می شود.

البته این آزردگی، آزردگی خود آرتور هم هست که نقشی اساسی بر روند داستان بازی خواهد داشت (به قصد ایجاد شده است). میانه بازی، کاملا در خدمت روایت داستان بازی است و در پایان به اهمیت آن پی خواهید برد. علاوه بر آن چه گفته شد، تنوع مراحل اصلی و فرعی بازی به اندازه ای هست که پس از مدتی خسته کننده نشود.

مأموریت های جالب


همانند هر دنباله ای که بر قسمت دیگری ساخته می شود، برای پی بردن به این که چه اتفاقی رخ خواهد داد (بدون آن که دلیل و علت اتفاق مشخص باشد)، تنش بی اندازه ای بر بازیکن حاکم خواهد شد. اگر قسمت اول Red Dead Redemption  را بازی کرده باشید، خواهید دانست چه کسی در نهایت زنده می ماند و چه کسی خیر. حتی در قسمت های نسبتا فرعی بازی، شما انتظار خیانت ها و زخم هایی را می کشید که در قسمت پیشین اشاره ای جزئی به آن ها شده بود. منتظر این هستید که شخصیت های بازی، خود واقعی شان را نشان دهند و مشاهده کردن رو شدن وقایع احساس و تنش زیادی را متوجه شما می کند.

البته بدون داشتن اطلاعات در مورد داستان قسمت پیشین هم باز از انجام بازی و داستانش لذت خواهید برد. برخی از بهترین صحنه ها و اتفاقات Red Dead Redemption 2 تقریبا هیچ ارتباطی با داستان قسمت پیشین ندارند. برای نمونه یک مأموریت جانبی وجود دارد که در آن با زنی رو به رو می شوید، که شوهرش را کشته و زندگی اش را نابود کرده اید. به طور کلی از این گونه مأموریت های جالب توجه در بازی کم نیستند.

به طور کلی اگر بخواهیم اشاره ای داشته باشیم، سعی سازندگان بازی بر آن بوده است که اتفاقات و جریانات آن دوران آمریکا را در Red Dead Redemption 2 با ملاحظه روایت کنند. برای نمونه به جای این که شخصیت پردازی شخصیت های داستان آن ها را افرادی متعصب نشان دهد، سعی بر آن بوده است که تا حد امکان قابل توجه باشند و در عین حال برخی جنبه ها چون نژاد پرستی و مرد سالاری نسبی در آن ها قابل مشاهده باشد.

بازی تفکر برانگیز

Red Dead Redemption 2 بیش از هر چیز دیگری داستان اش متمرکز بر زندگی جان مارستون بود، حال آن که، Red Dead Redemption 2 درباره گروه خلافکاری ون در لیند به عنوان یک مجموعه و یک عقیده است و به خوبی می توان در آن شاهد چگونگی از بین رفتن غرب وحشی بود.
البته داستان بازی درباره زندگی شخصی خود آرتور هم هست، اما بیشتر سعی بر آن بوده که بازیکن از زاویه دید آرتور شاهد وقایع بزرگتری باشد. همان گونه که پیش تر از این هم عنوان شد، قابل پیش بینی شدن وقایع داستان بازی شاید تنها نقطه ضعف آن باشد که البته این مسئله هم کاملا عمدی بوده و در خدمت داستان بازی است (با به اتمام رساندن بازی به این نکته پی خواهید برد).
به طور کلی Red Dead Redemption 2 یک دنباله فوق العاده و بی نقص است، و علاوه بر این، داستان بازی به نوع خود تفکر برانگیز است و پس از پایان بازی، به سختی می توان از دنیای خلق شده توسط سازندگانش دل کند. امتیاز بازی: 9 از 10.

- نظرات

بهنام روشن 5 آبان 1397 21:44
امیدوارم بتوانیم بعضی از تصاویر خوب بومی را در بخش دوم ببینیم. من هرگز در تریلر Red Dead Redemption 2 ندیده ام

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.