اختلال وسواس یا سندرم OCD چیست؟

 

(بسیاری از منتقدان بر این باورند که نقش اصلی فیلم «قوی سیاه»، با بازی ناتالی پورتمن، مبتلا به اختلال سندرم او سی دی بوده است.)

سندرم OCD یا اختلال وسواس (به انگلیسی Obsessive Compulsive Disorder، OCD) به باور عموم، معمولا به توجه بیش از اندازه فرد به حفظ پاکیزگی و نظافت مربوط می شود و این تعریف اصلی ای است که برای این اختلال عنوان می شود. این در حالی است که افرادی که از اختلال وسواس یا سندرم OCD رنج می برند، مشکلاتشان تنها محدود به وسواس در حفظ پاکیزگی نمی شود و علاوه بر این مسئله افکار و نگرانی هایی غیر منطقی اغلب این افراد را آزار می دهد و اختلال وسواس به مرور زمان تا اندازه ای می تواند جدی شود که زندگی فرد را رو به نابودی بکشاند. مجله «اینسایدر» با دو دکتر روان شناس، باربارا مارکوی و ست جی گیلیان مصاحبه ای در مورد این اختلال و افراد مبتلا به آن انجام داده است و در این مقاله قصد داریم جزئیات این گفتگو را در اختیارتان قرار دهیم. با سیارک همراه باشید.

علائم اختلال وسواس فکری

اگر شما عادت کرده باشید محل زندگی، یا میز کار خود را همیشه مرتب و پاکیزه نگه دارید، آیا دیگران این گونه عادات شما را مربوط به اختلال وسواس یا سندرم او سی دی می دانند؟ به طور معمول، زمانی که افراد شخص دیگری را می بینند که برای نمونه روی پوشه های مدارک خود کاور می کشد تا آلوده نشود، یا عادات این چنینی دیگری دارد، او را مبتلا به اختلال وسواس می دانند، با این حال، اگر بخواهیم تعریف دقیق و علمی این اختلال را مد نظر قرار دهیم، باید عنوان کنیم که بسیاری از افراد از درک درست مفهوم  و تأثیرات آن عاجزند. به این معنا که لزوما هر کسی که از اختلال وسواس رنج ببرد، مدام درباره میکروب ها و جرم های روی بدنش نگران نیست و ده ها بار در طول روز دستان خود را نمی شوید (هرچند برخی از افراد مبتلا به این اختلال، دارای چنین عاداتی هستند). به طور کلی باید گفت که بسیاری از افکار و عقایدی که درباره اختلال وسواس روی زبان همه افتاده است، چندان هم بی پایه و اساس نیست، با این حال، این گونه افکار دیدی ساده انگارانه نسبت به این اختلال به وجود آورده است، حال آن که در حقیقت اختلالی است بسیار پیچیده تر از آن چه عامه مردم فکر می کنند و در نهایت می تواند تأثیرات مخربی بر زندگی فرد به جای بگذارد.
شاید خالی از لطف نباشد اگر تعریف محققان کلینیک مایو از علائم اختلال وسواس فکری را برایتان عنوان کنیم:

 سندرم یا اختلال وسواس (او سی دی) شامل افکار و نگرانی های غیر منطقی ای می شود که به سراغ فرد مبتلا به اختلال آمده و سبب می شوند رفتارهایی از او سر بزند که کنترل آن در اختیار خود فرد نیست و به گونه ای اجباری است. نگرانی و ترس از آلوده شدن محیط، افکاری ناخواسته در مورد خشم و خشونت و نیازی بیش از حد معمول به نظم و ترتیب در انجام کارها، از جمله مسائلی هستند که افکار مبتلا به اختلال وسواس یا او سی دی از آن رنج می برند.

البته این اختلال درجات مختلف  و انواع وسواس فکری دارد (از مراحل ابتدایی گرفته تا مزمن تر) و حتی ممکن است فرد در تمامی طول حیات خود به آن مبتلا بماند و علاوه بر این تنها به تمایل فرد برای پاکیزه نگه داشتن همه چیز، و یا ایده آل بودن همه آرزوها محدود نمی شود.
همانگونه که در بخش ابتدایی مقاله هم عنوان شد، برای این که تعریف دقیق و درستی از این اختلال به دست آمده و هر گونه سوءتفاهمی درباره آن برطرف شود، مجله اینسایدر به سراغ دو متخصص در این حوزه رفته و نظر آن ها را جویا شده است. باربارا مارکوی یکی از این متخصص ها است؛ او دکتر روان شناس است و تا کنون کتاب های مطرح و شناخته شده ای در مورد اختلالات روحی روانی به چاپ رسانده است. متخصص دیگر ست جی گیلیان نام دارد؛ او هم دکتر روان شناس است و در منطقه هاورفورد آمریکا صاحب یک کلینیک درمانی بیماران روانی است. در ادامه مطالب بیشتر بر اساس گفته های این دو متخصص به خصوصیات افراد دارای وسواس فکری می پردازیم.

اولین باور اشتباه

 

اولین باور اشتباه در مورد افراد مبتلا به اختلال وسواس: به شدت به پاکیزگی و نظم و ترتیب اهمیت می دهند
اگر از شما بپرسند به طور معمول فردی که از اختلال وسواس رنج می برد چه مشخصه ای دارد، چه پاسخی خواهید داد؟ اگر با پرسیدن این سؤال تصویر فردی به ذهنتان متبادر شود که که میز کاری که مقابلش قرار گرفته بسیار تمیز و مرتب است و حتی گرده خاکی بر روی آن مشاهده نمی شود، باید عنوان کرد که شما هم همانند افراد بیشمار دیگری به اشتباه افتاده اید.

البته باید این نکته را عنوان کرد که برخی افراد مبتلا به اختلال وسواس، افکار و نگرانی هایی دارند مبنی بر این که برای نمونه حتما قاب عکس های متصل به دیوار در یک ردیف قرار بگیرند یا کفش های در جا کفشی، طبق اصول مشخصی قرار بگیرند، با این حال این مشخصه اصلی این اختلال نیست و لزوما تمامی افراد مبتلا به آن، چنین افکاری ندارند. حقیقت این است که این گونه افراد، از لحاظ شرایط زندگی شخصیشان با یکدیگر فرق می کنند و حتی کسانی در میان آن ها هستند که به هیچ وجه به پاکیزگی و مرتب بودن وسایل و چیزهای دیگر اهمیت نمی دهند.

دکتر مارکوی در این باره عنوان کرد: «ممکن است فرد به واقع بخواهد همه چیز مرتب باشد و طبق اصول به خصوصی سر جایشان قرار گرفته باشند، اما افکار و نیاز آن ها به بی نقص بودن همه چیز ممکن است آن ها را از شکل دادن هر گونه اقدام عملی بازدارد و در نهایت، خانه، محیط کار یا هر جای دیگری که این افراد در آن هستند، به شدت به هم ریخته و نامرتب باشد.». بنا بر این، بر خلاف باور عامه، اختلال وسواس یا او سی دی، در برخی از موارد، نه تنها منجر به پاکیزگی و مرتب نگه داشتن محیط نمی شود، بلکه خلاف این مسئله رخ می دهد و بعضا حتی مکانی که این افراد در آن زندگی می کنند به اندازه ای به هم ریخته می شود که امکان زندگی در آن تقریبا غیر ممکن می شود.

دکتر گیلیان نیز این باور عامه درباره افراد مبتلا به اختلال وسواس را رد کرده و بر این باور است که این تعریف، تعریفی است بسیار ساده انگارانه از اختلالی که به واقع بسیار پیچیده است. او در این باره عنوان کرد: «اگر بخواهم درک درست تری از افراد مبتلا به این اختلال در اختیارتان قرار دهم، باید عنوان کنم که بر اساس تجربه ام، طیف گسترده ای از افکار و نگرانی ها به سراغ این افراد می آید؛ از نگرانی و ترس مریض شدن و مریض کردن دیگران گرفته تا ترس از دست دادن کنترل و آسیب رساندن به دیگران. حتی برخی از این افراد از نگرانی ها و افکاری رنج می برند که از باورهای خرافی موجود در فرهنگشان سرچشمه می گیرد. با این حال، این که بخواهیم این افکار و نگرانی ها را دسته بندی کنیم، تقریبا غیر ممکن است و بسته به شرایط زندگی شخصی هر فرد مبتلا به اختلال وسواس، می تواند متفاوت باشد.».

دومین باور اشتباه

 

دومین باور اشتباه در مورد افراد مبتلا به اختلال وسواس:  فوبیا یا ترس غیر منطقی از جرم و آلودگی همیشه گریبان گیر این افراد می شود

زمانی که صحبت از فرد مبتلا به اختلال وسواس می شود، دیگر تصویری که احتمالا به ذهنتان متبادر می شود، تصویر فردی است که مرتبا در حال دوش گرفتن و تمیز کردن خود است و از دست دادن با دیگران خودداری می کند (البته در صورتی که اطلاعات دقیقی درباره این اختلال نداشته باشید). باید عنوان کرد که این باور رایج در میان عامه مردم هم اشتباه است و لزوما افراد مبتلا به اختلال وسواس، چنین مسئله ای نخواهند داشت و در صورتی که این گونه افراد را صرفا به خاطر ترس از آلودگی و جرمشان مبتلا به اختلال وسواس تشخیص دهیم، در شناخت دقیق و درست این اختلال به اشتباه افتاده ایم.

دکتر مارکوی در این باره عنوان کرد: «تجربه کاری و ملاقات با بیماران مبتلا به اختلال وسواس به من ثابت کرده است که میان آن ها، هستند تعداد نسبتا زیادی که مشکلی با جرم و آلودگی نداشته و واهمه ای از آن ندارند.». به طور کلی می توان گفت که برخی از افراد مبتلا به اختلال وسواس، بسته به شرایط به خصوص و منحصر به فردشان ممکن است از جرم و آلودگی واهمه داشته باشند، با این حال چنین مسئله ای در تمامی افراد مشاهده نمی شود و دکتر مارکوی نیز در ادامه توضیحاتش در این باره افزود که ترس یا فوبیای این گونه افراد مبتلا به اختلال وسواس، از مسائل و مشکلات عمیق تری نشأت می گیرد: برای نمونه این افراد می ترسند دچار بیماری مهلکی شوند، یا این که مدام احساس می کنند قسمتی از بدنشان آلوده است و این احساس آلودگی هم می تواند به مراتب در آن ها شدیدتر شود. در نهایت این گونه احساسات ریشه ای تر و عمیق تر است که مسبب ترس از آلودگی یا جرم در این گونه افراد می شود.

سومین باور اشتباه

 

سومین باور اشتباه در مورد افراد مبتلا به اختلال وسواس: رفتارهای غیرارادی یا اجباری افراد مبتلا به اختلال وسواس، سبب نمایان شدن اختلالشان برای دیگران می شود

پیش از آن که پیشرفت های یک دهه اخیر در علم روان شناسی و اختلالات مرتبط با آن حاصل شود، بیشتر متخصص ها بر این باور بودند که وسواس، محدود به تفکری می شود که به ذهن افراد می رسد و مدام تکرار می شود، حال آن که رفتارهای غیر ارادی، در قالبی توسط فرد مبتلا به اختلال وسواس نمایان می شود. به عبارت دیگر، فردی که وسواس دارد عبارتی چون «من پاکیزه نیستم» را در ذهن آورده و مدام به آن فکر می کند، حال آن که رفتار غیر ارادی و اجباری به این معنا است که به جای این گونه افکار، رفتارهایی چون شستن مداوم دست از فرد سر بزند.

با وجود این که این گونه تعاریف تا حدودی به اساس اختلال وسواس یا او سی دی نظر دارند، با این حال، مسئله به همین جا ختم نمی شود و همانگونه که پیشتر از این هم عنوان شد، اختلال وسواس بسیار پیچیده تر از آنی است که به نظر می رسد. در حقیقت، همان افکاری هم که به ذهن فرد رسیده و کمتر نمود بیرونی پیدا می کنند هم می توانند به اندازه رفتارها، غیر ارادی و اجباری باشند.

دکتر گیلیان در این باره گفت: «زمانی که صحبت از فرد مبتلا به اختلال وسواس می شود، نخستین موضوعی که به ذهن می رسد این است که مطمئنا چنین فردی مدام در حال شستن دست های خود یا تمیز کردن گاز و سایر لوازم آشپزخانه خواهد بود، حال ان که بسیاری از این افراد، تنها به این خاطر بیمار مبتلا به اختلال وسواس شناخته می شوند که این گونه مسائل غیر ارادی، تنها به صورت ذهنی در آن ها وجود داشته و هیچگاه نمود بیرونی پیدا نمی کند.».

برای نمونه زمانی که فکری ناخوشایند به سراغ چنین فردی می آید، مجبور است عبارتی به خصوص را پیش خود چند بار تکرار کند تا بتواند بر اضطراب و نگرانی ناشی از آن فکر غلبه کرده و یا حداقل آن را تسکین دهد. این در حالی است که هیچ یک از دوستان و نزدیکان فرد، متوجه چنین فرایندی از سوی او نخواهند شد. بنا بر این می توان این مسئله را در مورد بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وسواس عنوان کرد که تنها با در نظر گرفتن رفتارهای آن ها نمی توان شناخت دقیقی از شدت و حالت بیماریشان به دست آورد.

دکتر مارکوی در این باره عنوان کرد: «تنها به این دلیل این گونه باورهای معمولا نه چندان درست در میان مردم شکل می گیرد که اختلال وسواس یا او سی دی، اختلالی پیچیده است و با اکتفا کردن به رفتارهای فرد مبتلا به آن نمی توان تعریف دقیقی از اختلال به دست داد. در حقیقت آن چیزی که اختلال وسواس را به واسطه آن می توان تا حدودی تشخیص داد، ترس یا نگرانی عمیق و ریشه داری است که فرد از آن رنج می برد؛ ترسی که به مانند رفتارهای بیرونی در هر فردی می تواند متفاوت باشد. برای نمونه فردی که به شدت به پاکیزگی اهمیت داده و از آلودگی واهمه دارد، ترس و نگرانی اصلی او می تواند ترس از مرگ باشد، یا شاید چیزی دیگر از این قبیل.».

برای نمونه ممکن است فردی مبتلا به اختلال وسواس تنها به این خاطر پیشخوان آشپزخانه را مرتبا تمیز و ضد عفونی کند که از مرگ به واسطه انتشار میکروب و آلودگی هراسان باشد، حال آن که شخص دیگری همین کار را به این خاطر انجام دهد که از قضاوت شدن توسط دیگران واهمه داشته باشد.

چهارمین باور اشتباه

 

چهارمین باور اشتباه در مورد افراد مبتلا به اختلال وسواس: اختلال وسواس چندان هم چیز بدی نیست و شاید در برخی موارد برای افراد مفید باشد

به صورت کلی اگر بخواهیم تعریف مردم از یک فرد مبتلا به اختلال وسواس را در نظر بگیریم، باید عنوان کنیم که بسیاری بر این باورند که چنین فردی، فردی است دقیق، منظم و همه چیز در زندگیش سازمان دهی مشخصی دارد. حال اگر به این خصوصیات دقت کنیم، متوجه می شویم که همگی چیزهای خوب و مثبتی برای زندگی هستند. اما نکته ای که این افراد از توجه به آن غافل می مانند این است که با به شوخی برگزار کردن مسائل مربوط به این اختلال و در نظر گرفتن آن به عنوان چیزی مطلوب، در حقیقت نیمه تاریک و بد این اختلال را نادیده گرفته اند.

دکتر گیلیان در این باره عنوان کرد: «اختلال وسواس یا او سی دی، باعث می شود فرد مبتلا به آن در طول روز زمان زیادی را صرف کارهای بیهوده کرده و از رسیدگی به کارهای اصلی خود باز بماند. این گونه افراد، در برقراری ارتباط با دیگران هم دچار مشکل شده و کارهای روزمره ای چون رفتن به مدرسه یا محیط کار، برای آن ها شاید تا ده برابر انسان های عادی دشوارتر می شود، و برای آماده شدن و رفتن به چنین مکان هایی به زمان به مراتب بیشتری نیاز خواهند داشت. من حتی در تجربه ملاقات با این گونه افراد شاهد کسانی بوده ام که به خاطر اختلال وسواسشان، عملکردشان در محیط کاری تحت تأثیر قرار گرفته و برخی از آن ها مجبور به ترک کار خود شده و برخی هم مجبور به گرفتن مرخصی برای مدتی محدود.».

در برخی موارد مشاهده شده است که افراد مبتلا به اختلال وسواس، به واسطه افکار و نگرانی های خود بعضا از ازدواج کردن یا به دنیا آوردن کودکان خودداری کرده اند. متأسفانه، مسئله ناراحت کننده ای که درباره این افراد وجود دارد این است که آن ها خود به خوبی از غیر منطقی و غیر واقعی بودن افکارشان آگاهی دارند، با این حال، توانایی غلبه بر آن ها را نداشته و به همین خاطر بعضا احساس این افراد نسبت به هویتشان تحت تأثیر قرار می گیرد.

در برخی موارد نادرتر حتی مشاهده شده است که افراد مبتلا به اختلال وسواس شدید و مزمن، برای رهایی از عذاب روحی روانی خود اقدام به خودکشی کرده اند. بنا بر این، بهتر است به این موضوع بیشتر فکر کنیم که ساده برگزار کردن این اختلال و به شوخی گرفتن آن تا چه اندازه می تواند غیر عقلانی باشد و اگر شما یا کسی از نزدیکانتان از این اختلال رنج می برید، بهتر است بدانید که حتی در موارد بسیار پیشرفته اختلال هم امکان درمان و بازیابی فرد وجود دارد.

پنجمین باور اشتباه

 

پنجمین باور اشتباه در مورد افراد مبتلا به اختلال وسواس: اختلالات وسواسی محدود به فعالیت هایی چون شستن دست ها و بررسی مرتب وسایل و چیزهای دیگر است (که یک وقت آلوده نباشند)

نکته مهمی که باید در مورد افراد مبتلا به اختلال وسواس در نظر داشته باشیم این است که سعی کنیم به گونه ای اطلاعات بیشتری در مورد افکار ناخواسته ای پیدا کنیم که به سراغ فرد مبتلا به این اختلال رفته و نمود بیرونی پیدا نمی کند. در بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وسواس، این گونه افکار همیشه ناخوشایند و عجیب و غریب هستند و خود فرد به طور ارادی آن ها را احضار نمی کند و برایش آزار دهنده هستند.

دکتر گیلیان در این باره عنوان کرد: «بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وسواس یا او سی دی، به شدت نگران این موضوع هستند که مبادا به شخص دیگری آسیب برسانند. نکته قابل توجه این است که هر اندازه هم که در واقعیت امر فرد مبتلا به اختلال وسواس، توان و پتانسیل آسیب رساندن به شخصی دیگر را نداشته باشد، و حتی اگر از این فکر بدش بیاید، اختلال وسواس سبب می شود رهایی از این گونه افکار تقریبا برای او غیر ممکن شود.».

دکتر گیلیان در ادامه صحبت هایش در این باره اضافه کرد که حقیقت امر این است که این گونه افکار عجیب و غریب در مورد آسیب رساندن به اشخاص دیگر، گاه به گاه به سراغ  بعضی از افراد می آید (برای مثال این اواخر برای خودتان پیش نیامده که به این فکر کنید که فلان شخص را از روی بالکن به پایین بیندازید یا چیزی شبیه به این؟)، با این حال، بیشتر افراد به سرعت به پوچی و بی پایه و اساس بودن این گونه افکار پی برده و آن را از سر خود بیرون می کنند و به کارهای روزمره خود می پردازند. اما همانگونه که پیش تر هم عنوان شد، فرد مبتلا به اختلال وسواس، خواه نا خواه گرفتار این گونه افکار می شود و رهایی از آن ها برایش تقریبا غیر ممکن می شود. در نهایت این گونه افکار سبب می شود فرد مبتلا به اختلال وسواس به این فکر بیفتد که آیا می تواند در کنترل کردن خود و آسیب نرساندن به دیگران، به خود اعتماد کند یا نه.

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.