10 فیلم برتر "آکیرا کوروساوا" از نظر خود کارگردان

در

 آکیرا کوروساوا

 

آکیرا کوروساوا به افسانه ای در سینمای جهان و مشهورترین کارگردان ژاپنی تبدیل شده است. او آرزو داشت که یک هنرمند شود ، اما نتوانست به دانشگاه برود و پس از آن سینما را زندگی خود خواند و فهمید: اگر ناگهان عاشق حرفه خود شود ، به راحتی آرزو  ناپدید می شود. بسیاری از  فیلمهای کوروساوا  به شاهکارهای واقعی تبدیل شده اند ، اما در میان  فیلمهای کروساوا  فیلم هایی وجود داشت که  کوروساوا  ، آنها را اصلی ترین فیلم ها در سرنوشت کارگردانی خود می دانست.

بهترین فیلم های کوروساوا
فیلم افسانه جودو ، 1943

 آکیرا کوروساوا

فیلم افسانه جودو کوروساوا

 

این اولین کار مستقل  آکیرا کوروساوا  در سینما بود ، در حالی که او نه تنها به عنوان کارگردان بلکه فیلمنامه را نیز براساس رمان تومیتا تسونژیرو نوشت. این فیلم با وجود اینکه بدون اطلاع کارگردان ، به شدت سانسور شد ، مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و در نتیجه افسانه ی جودو با 250 دقیقه زمان اکران  برش خورد. تنها پس از برش و درخواست دادخواست از بازیگر دنجیرو اوکوچی ، که نقش اصلی را بازی کرد ، تصویر بر روی صفحه نمایش منتشر شد.

 

فیلم راشومون ، 1950

 آکیرا کوروساوا

بهترین فیلم های کروساوا

این  فیلم کوروساوا  که براساس داستانهای کوتاه آکوتاگاوا ریونوسوکه ساخته شده ، آکیرا کوروساوا را به شهرت جهانی رساند. او در باکس آفیس پرفروش نشد ، اما منتقدانی را که توجهشان را به تکنیک خارق العاده کارگردانی جلب کردند ، به دست آورد: داستان مشابه از چهار دیدگاه مختلف نشان داده شد. این فیلم  آکیرا کوروساوا  جایزه اصلی جشنواره فیلم ونیز را به دست آورد ، دو نامزدی اسکار و یک جایزه افتخاری بهترین فیلم به زبان خارجی دریافت کرد.

 

فیلم ابله ، 1951

 آکیرا کوروساوا

فیلم ابله کوروساوا

 

آکیرا کوروساوا فیلم ابله را بهترین کار خود بر اساس رمان   فیودور داستایوفسکی نویسنده محبوب خود خواند. علی رغم اینکه این عمل از سن پترزبورگ به هوکایدو در قرن بیستم منتقل شد و به جای شاهزاده میشکین ، زندانی سابق جنگ کامدا روی صفحه ظاهر شد ، کارگردان در فیلم ابله دستایوفسکی  کاملاً موفق به حفظ فضای منبع ادبی  در  ابله (فیلم ۱۹۵۱)   شد. درست است که نسخه اصلی  ابله کوروساوا   به درخواست استودیوی فیلم (که  256 دقیقه ای را طولانی می دانست )، تقریباً به صد دقیقه کوتاه شد.

 

فیلم زیستن ، 1952

 آکیرا کوروساوا

فیلم آکیرا کوروساوا

 

درام فلسفی  آکیرا کروساوا  درباره دیوان سالار توکیو ، کانجی واتانابه ، که از بیماری لاعلاج خود آگاهی یافت ، جایزه ویژه جشنواره فیلم برلین را از آن خود کرد. این یک فیلم تلخ  اکیرا کوروساوا  درباره ارزش هر لحظه از زندگی انسان است که آکیرا کوروساوا از داستان مرگ ایوان ایلیچ ساخته لئو تولستوی الهام گرفته است.

 

فیلم هفت سامورایی ، 1954

 آکیرا کوروساوا

بهترین فیلم کوروساوا 

این فیلم که قلب بینندگان در سراسر جهان و بسیاری از جوایز قابل توجه فیلم را به خود جلب کرده است ، بازتابی از سبک کارگردانی بی نظیر آکیرا کوروساوا شده است. وی پس از انتشار فیلم در اکران ، بلافاصله جایگاه خود را بدست آورد و تأثیر زیادی بر سینمای جهان گذاشت. برخی از عناصر خط داستانی هفت سامورایی را می توان در جنگ ستارگان مشاهده کرد و فیلم Magnificent Seven Western چیزی بیش از بازسازی نوار کوروساوا نیست.

 

فیلم سه شرور در یک قلعه پنهان ، 1958

 آکیرا کوروساوا

 

علی رغم اختلافات فراوان ، متخصصان اطمینان دارند که فیلم سه شرور تأثیر بسیار شدیدی در طرح جنگ ستارگان داشته است. حتی خود جورج لوکاس نیز پنهان نکرد که از ژانر جیدایگکی الهام گرفته است ، که در آن آکیرا کوروساوا کار می کرد و ژنرال ماکابه نمونه اولیه اوبی وان کنوبی است. این کارگردان ژاپنی گفت که بعد از دو بوم جدی می خواهد یک فیلم سبک و سرگرم کننده پر از آهنگ بسازد. بنابراین تابلوی نقاشی سه شرور در یک قلعه پنهان متولد شد.

 

فیلم یوجیمبو ، 1961

 آکیرا کوروساوا

 

بسیاری از کارگردانان با استعداد از این فیلم الهام گرفتند که برنده شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز شد. سرجیو لئونه ایتالیایی یک طرح کاملاً مشابه در فیلم غربی برای یک مشت دلار ساخت ، قهرمان تنها والتر هیل ، با بازی بروس ویلیس ، شباهت زیادی به فیلم کوروساوا دارد. و حتی نیکیتا میخالکوف در فیلم 12 از کوروساوا قسمتی را قرض گرفت .

 

فیلم درسو اوزالا ، 1975

 آکیرا کوروساوا

 

آکیرا کوروساوا ، عاشق بزرگ ادبیات روسیه ، فیلم خود را بر اساس آثار ولادیمیر آرسنیف در استودیوی Mosfilm گرفت. همانطور که بعداً منتقدان می گفتند ، این کارگردان کار غیرممکن را انجام داد: او سبک خود را حفظ کرد و فیلم هایی  را درباره روسیه فیلمبرداری کرد. در کمال تعجب ، در صورت عدم موفقیت در گیشه ، درسو اوزالا برنده اسکار بهترین فیلم به زبان خارجی شد و جایزه طلای جشنواره فیلم مسکو را از آن خود کرد. 

 

فیلم رویاهای آکیرا کوروساوا ، 1990

 آکیرا کوروساوا

 

این فیلم جوایز زیادی ندارد ، اما از این حیث قابل توجه است که آکیرا کوروساوا در رویاها نظرات خود را درباره زندگی و مرگ ، درباره انسان و مکانش ، در مورد خلاقیت و در واقع در مورد خود با بیننده به اشتراک می گذارد. 

 

فیلم هنوز نه ، 1993

 آکیرا کوروساوا

آکیرا کوروساوا فیلم

آخرین فیلم یک کارگردان بزرگ که می خواهید بارها و بارها آن را تماشا کنید. و با هر بار دیدن فیلم ، برخی از جزئیات آشکار می شود که قبلاً قابل درک نبودند. هنوز نه پیروزی زندگی و نترسی در برابر مرگ است ، این گرمای روح و ایمان به بالاترین ارزش ها ، که همیشه باید در زندگی جایگاهی داشته باشد.

 

آکیرا کوروساوا از تنها خارجی مشهوری که خوانده بود و در فیلم هایش الهام گرفته ، داستایوفسکی بود. انیشتین نویسنده روسی ، داستایوفسکی  را دوست داشت ، فروید با او بحث می کرد ، نابوکوف از او متنفر بود. شایع شده بود که پرتره داستایوفسکی در دفتر هیتلر آویزان است و تبلیغ کننده اصلی رایش ، جوزف گوبلز ، همه آثار او را دوبار خوانده است. امروز داستایوفسکی یکی از پر استنادترین و یکی از نویسندگانی در جهان است که کتابهایش از همه بیشتر ترجمه شده است.

 

نظرات

در ادامه بخوانید...

100 فیلم محبوب تاریخ سینما از نگاه منتقدان هالیوود ریپورتر

در
1. پدرخوانده

 فیلم کلاسیک پدرخوانده براساس رمانی از ماریو پوزو ساخته شده و داستان فیلم درباره خانواده مافیایی کورلئونه می باشد بازیگران سرشناسی چون مارلون براندو، آل پاچینو، روبرت دووال و دایان کیتن در آن به نقش‌آفرینی پرداخته اند.

 

imdb بهترین فیلم های تمام دوران

فیلم پدرخوانده نامزد 11 جایزه اسکار شد و جایزه بهترین بازیگر مرد (مارلون براندو)، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه را به خود اختصاص داد همچنین درجوایز گلدن گلوب پنج جایزه اصلی را بدست آورد. کارگردان پدرخوانده فرانسیس فورد کاپولا است و در سال ۱۹۷۲ برای کمپانی پارامونت فیلم را ساخته و داستان جنایی پدرخوانده مربوط به  سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ می باشد

 2. جادوگر شهر اوز

جادوگر شهر اوز که معروفترین و موفق‌ترین اقتباس از رمان  فران باوم به حساب می  بیش از دو میلیون دلار در سینماهای آمریکا و 980 هزار دلاردر سینماهای سایر نقاط جهان فروش داشته است.

 

جادوگر شهر اوز بر اساس رمانی برای کودکان نوشته ال. فرانک باوم آمریکایی به کارگردانی ویکتور فلمینگ محصول 1939  ساخته شده است و بازیگرانی چون جودی گارلند، فرانک مورگان، ری بولگر، برت لار و جک هالی  به ایفای نقش پرداخته اند.   

3. همشهری کین

ساخت همشهری کین 10 هفته به طولکشید،و با حضور معروف‌ترین عوامل فیلم هالیوود، از جمله گرگ تولند فیلمبرداری شد. اورسن ولز، کارگردان مشهور  سینما در سن25 سالگی بود، ولی علاوه بر کارگردانی، نگارش فیلم‌نامه ، تهیه‌کنندگی، و نقش‌آفرینی در فیلم همشهری کین را انجام داد .

 

imdb بهترین فیلم های تمام دوران

فیلم همشهری کین در 9 بخش نامزد جوایز اسکار شد که فقط در رشته بهترین فیلم‌نامه‌ ، جایزه به فیلم تعلق گرفت.در دهه‌ 60 دانشکده‌های فیلم‌سازی همشهری کین را به عنوان واحد درسی تدریس و تعدادی از بزرگان سینمای فرانسه چون ژان لوک ‌گدار و فرانسوا تروفو در ساخت فیلم هایشان از این فیلم الگو گرفتند.

4. رستگاری در شائوشنک

فیلم رستگاری در شائوشنک درامی رازآلود جنایی به کارگردانی فرانک دارابونت و بازی تیم رابینز و مورگان فریمن، محصول سال ۱۹۹۴می باشد رستگاری در شائوشنک یکی از برترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان معرفی شده است. فیلم نامه از  رمان استفن کینگ به نام ریتا هیروث و رستگاری در شائوشنک می باشد.

 

فیلم رستگاری در شائوشنک نامزد هفت اسکار از جمله بهترین بازیگر مرد، بهترین فیلم، ، بهترین فیلمنامه، بهترین ویرایش فیلم ،بهترین فیلمبرداری، بهترین موسیقی فیلم، و بهترین صدابرداری شد ، اما موفق به کسب هیچ‌یک نشد.این مراسم  ، اسکار سال ۱۹۹۴ بود.


5. داستان عامه‌پسند

تارانتینو در فیلم  داستان خود را در ساختاری پیچیده با گذرهای زمانی و مکانی متناوب به به جلو برده است و از هیچ کدام ازاشکال متعارف روایی سینما استفاده ننموده  . بازیگران فیلم داستان عامه‌پسند جان تراولتا، ساموئل ال.جکسون و اما تورمن  می باشند. 

 

سناریو فیلم توسط تارانتینو  نگارش شده و مشتمل بر  سه اپیزود با سه قصه مه با هم در ارتباطند می گردد. جایزه بهترین فیلم‌نامه را داستان عامه پسند دریافت کرد و در جشنواره کن موفق به کسب نخل طلا گردید، جایزه بهترین فیلم پلیسی جوایز "ادگارآلن پو" را اخذ و در جوایز گلدن گلوب و بافتا انگلیس چهار جایزه را از آن خود کرد.بودجه فیلم داستان عامه پسند تنها 8 میلیون دلاری بود اما فروش جهانی  معادل 213 میلیون دلار داشت. 

6. کازابلانکا

 بازیگران فیلم کازابلانکا  ، همفری بوگارت و اینگرید برگمن می باشند که در سال 1942 تهیه شد و سه جایزه اسکار بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه به فیلم کازابلانکا تعلق گرفت.

 

کازابلانکا در انجمن فیلم آمریکا در مکان سوم از 100 فیلم برتر قرار دارد.

7. قسمت سوم پدرخوانده

بازیگران قسمت سوم پدرخوانده دایان کیتن ، آل پاچینو، اندی گارسیا، و سوفیا کاپولا می باشند.

 

قسمت سوم پدرخوانده در سال ۱۹۹۰تهیه  و قسمت آخر از سه‌گانه پدرخوانده‌ بر اساس رمانی از ماریو پوزو می باشد.فیلم پدرخوانده 3بیشتر از 136 میلیون دلار فروش داشت و  نامزد دریافت هفت جایزه اسکار بود اما،  موفق به دریافت هیچ هیچ یک از جوایز نشد.

8. ای.تی

کارگردان فیلم‌ ای.تی ، تولید 1982که در زمان اکران پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما شد استیون اسپیلبرگ می باشد . 

این فیلم موفق به اخذ چهار جایزه اسکار و در جوایز گلدن گلوب به عنوان  بهترین فیلم سال برگزیده شد.فیلم‌ ای.تی یکی از موفق‌ترین آثار اسپیلبرگ در زمینه تجاری به حساب می آید. ای.تی هر چند درباره دنیای کودکان و افسانه‌های تخیلی و فضاییاست ، اما توجه مخاطبین بزرگسالان را نیز به خود جلب می کند. فیلم ای.تی جایزه بهترین فیلم خارجی جوایز دیوید دوناتلو ایتالیا را در سال ‌1983 از آن خود نمود. 


9. ادیسه فضایی

فیلم ادیسه فضایی(2001) شاهکار استنلی کوبریک محصول 1968  می باشد.

 

فیلم نامه اقتباسی از داستان کوتاه آرتور.سی کلارک بود که موفق به کسب جایزه‌ اسکار بهترین جلوه‌های ویژه شد.

10. فهرست شیندلر

فهرست شیندلر یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌های تاریخ سینما به حساب می آید .موسیقی فیلم توسط جان ویلیامز آهنگساز مشهور هالیوودی خلق شده است.

کارگردان فیلم فهرست شیندلر   استیون اسپیلبرگ می باشد. فیلم محصول سال ۱۹۹۳ و فیلم نامه  بر اساس کتاب شیندلرز آرک  (برندهٔ جایزه بوکر )تولید شده است.  

فروش ۳۲۱ میلیون دلاری برای فهرست شیندلر یک موفقیت تجاری بزرگ به حساب آمد و علاوه بر فروش بالا  جوایز بسیاری از جمله جایزه اسکار  برای بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را کسب نمود.

هرچند که در ابتدا و انتهای فیلم، صحنه‌هایی به صورت رنگی وجود دارد اما فهرست شیندلر اولین فیلم سیاه و سفیدی می باشد که جایزه اسکار بهترین فیلم را بعد از سال ۱۹۶۰ برنده شد.   فهرست شیندلر سومین فیلم برتر تاریخ سینما در گونهٔ حماسی، در فهرست ۱۰ فیلم برتر در ۱۰ ژانر  بنیاد فیلم آمریکا می باشد.

11- جنگ ستارگان (1977) ، 12- بازگشت به آینده (1985) ، 13- مهاجمان کشتی گمشده (1981) ، 14- فارست گامپ (1994) ، 15- بر باد رفته (1939) ، 16- کشتن مرغ مقلد (1962) ، 17- اینک آخر‌الزمان (1979) ، 18- آنی هال (1977) ، 19- رفقای خوب (1990) ، 20- چه زندگی شگفت‌انگیزی (1946)؛

21- محله چینی‌ها (1974) ، 22- سکوت بره‌ها (1991) ، 23- لاورنس عربستان (1962) ، 24- اره‌ها (1975) ، 25- اشک‌ها و لبخندها (1965) ، 26- آواز در باران (1926) ، 27- باشگاه صبحانه (1985) ، 28- فارغ‌التحصیل (1967) ، 29- بلید رانر (1982) ، 30- پرواز بر فراز آشیانه فاخته (1975)؛

31- عروس شاهزاده (1987) ، 32- امپراطوری حمله را پاسخ می‌دهد (1980) ، 33- فارگو (1996) ، 34- زیبایی آمریکایی (1999) ، 35- پرتقال کوکی (1971) ، 36- روز تعطیل فریس بولر (1986) ، 37- دکتر استرنج لاو (1964) ، 38- وقتی هری به ملاقات سالی رفت (1989) ، 39- درخشش (1980) ، 40- باشگاه مشت‌زنی (1999) 

41- روانی (1960) ، 42- غریبه (1979) ، 43- داستان اسباب‌بازی (1995) ، 44- ماتریکس (1999) ، 45- تایتانیک (1997) ، 46- نجات سرباز رایان (1998) ، 47- بعضی‌ها داغش را دوست دارند (1959) ، 48- مظنونین معمولی (1995) ، 49- پنجره عقبی (1954) ، 50- پارک ژوراسیک (1993)

51- لبوفسکی بزرگ (1998) ، 52- همه چیز درباره ایو (1950) ، 53- هانتیگ خوش قلب (1997) ، 54- بوچ کسیدی و ساندنس کید (1969) ، 55- راننده تاکسی (1976) ، 56- درخشش ابدی یک ذهن پاک (2004) ، 57- شواله تاریکی (2008) ، 58- سانست بولوار (1950) ، 59- تلما و لوییس (1991) ، 60- آملی (2001)

61- داستان وست ساید (1961) ، 62- شمال از شمالغربی (1959) ، 63- روز گراندهاگ (1993) ، 64- مری پاپینز (1964) ، 65- گاو خشمگین (1980) ، 66- شیرشاه (1994) ، 67- آواتار (2009) ، 68- مانتی پیتون و جام مقدس (1975) ، 69- گلادیاتور (2000) ، 70- سرگیجه (1958)

71- تقریبا معروف (2000) ، 72- فرانکشتاین جوان (1974) ، 73- همه مردان رئیس جمهور (1976) ، 74- زین‌های شعله‌ور (1974) ، 75- پل رودخانه کوای (1957) ، 76- کوهستان بروک‌بک (2005) ، 77- شکارچیان روح (1974) ، 78- 12 مرد خشمگین (1957) ، 79- وال.ای (2008) ، 80- در بارانداز (1954)

81- آمادئوس (1984) ، 82- ارباب حلقه‌ها، یاران حلقه (2001) ، 83- جان سخت (1988) ، 84- آغاز (2010) ، 85- هفت (1995) ، 86- دیو و دلبر (1991) ، 87- ارباب حلقه‌ها ، بازگشت پادشاه (2003) ، 88- میلیونر زاغه‌نشین (2008) ، 89- شجاع قلب (1995) ، 90- ممنتو (2000)

91- راکی (1976) ، 92- بالا (2009) ، 93- برخورد نزدیک از نوع سوم (1977) ، 94- شکارچی گوزن (1978) ، 95- دکتر ژیواگو (1965) ، 96- هزارتوی پن (2006) ، 97- هواپیما (1980) ، 98 - سگ‌های پوشالی (1992) ، 99- بانی و کلاید (1967) ، 100- هفت سامورایی (1954) 

نظرات

۱۳۹۵/۱۲/۲۷Hello there, I dierevscod your website by the use of Google at the same time as looking for a similar topic, your site came up, it looks good. I have bookmarked it in my google bookmarks.

۱۴۰۰/۱۲/۸مارلون براندو ستاره درخشان هالیوود، مورد علاقه مردم و مردی با شخصیت دشوار - مارلون براندو به یک چهره نمادین در سینمای جهان تبدیل شده است. دوران کودکی این بازیگر را نمی توان پر از شادی نامید: پدر و مادرش از اعتیاد وحشتناکی به الکل رنج می بردند، بنابراین براندوی کوچک، همانطور که در کودکی به او می گفتند، اغلب مجبور بود در انواع میخانه ها به دنبال والدین الکلی خود بگردد. متعاقباً خود براندو به مطبوعات گفت: "من از یک خانواده الکلی ارثی ایرلندی هستم. همه اعضای خانواده ما مشروب خوردند. دایی، پدربزرگ، دو خواهرم، مادرم، پدرم…». خود هنرمند نیز از این سرنوشت در امان نماند.

۱۴۰۰/۱۲/۸مارلون براندو با بازی در نمایشنامه تنسی ویلیامز «تراموا به نام هوس» در سال 1947 محبوبیت و علاقه زیادی بین تهیه کنندگان به دست آورد و چند سال بعد این نمایش فیلمبرداری شد و براندو به عنوان نماد جنسی جدید هالیوود لقب گرفت. به دنبال آن یک سری بی پایان از نقش های موفق و نه چندان زیاد موفق و دو جایزه اسکار - برای نقش های اصلی در فیلم های On the Waterfront ( در بارانداز 1954) و The Godfather ( 1972پدرخوانده ) دنبال شد. این بازیگر به دلیل اجرای درخشان نقش ها و همچنین جنجال های مفتضحانه متعدد ، بد خلقی ، نگرش بد نسبت به زنان و عشق به مواد مخدر و الکل مشهور بود.

۱۴۰۰/۱۲/۸مارلون براندو سه بار ازدواج کرد، همه منتخبان او منحصراً شرقی بودند: هندی، مکزیکی و تاهیتی. شایعات حاکی از آن است که مارلون براندو عاشق همسر سوم خود (شریک در فیلم "شورش در بانتی")بود، او حتی چندین جزیره در نزدیکی تاهیتی خرید تا با او زندگی کند و برای مدتی سینما را ترک کرد تا در نقش یک مرد خانواده تلاش کند.اما معلوم شد که چنین زندگی هنوز به مذاق یک سلبریتی هالیوود خوش نیامده است ، براندو دوباره دچار مشکلات جدی شد.

۱۴۰۰/۱۲/۸از دهه 80، حرفه بازیگری مارلون براندو کاهش یافته است. او به حرمیت رفت و تقریباً در انظار ظاهر نشد ، فعالیت ادبی نوشتن خاطرات را آغاز کرد . در مجموع ، این هنرمند 30 سال را در جزایر زندگی کرد ، او سعی کرد آنها را به مرکز جذب محققان تبدیل کند: او از جانورشناسان ، باستان شناسان و بوم شناسان برای کمک به حفظ زیبایی طبیعی آن دعوت کرد. متأسفانه در دهه 90 پس از یک حادثه غم انگیز (پسر براندو، کریستن، به نامزد خواهرش شلیک کرد)، مارلون هرگز نتوانست به تاهیتی بازگردد و هالیوود را به کلی ترک کرد.

در ادامه بخوانید...

زمان پخش فصل هفتم بازی تاج و تخت

در

 (سیارک)  : پس از ماه‌ها انتظار، دوست‌داران مجموعه تلویزیونی "بازی تاج و تخت" بالاخره مطلع شدند که پخش فصل هفتم این مجموعه محبوب از ماه ژوئیه آغاز خواهد شد.شبکه تلویزیونی اچ.بی.او، تهیه‌کننده مجموعه بازی تاج و تخت، در یک رویداد مطبوعاتی که به صورت زنده در صفحه فیسبوک این شرکت هم‌رسانی گردید، اعلام نمود که اولین قسمت فصل جدید روز ۱۶ ژوئیه پخش می شود.


در این ویدئو  تاریخ آغاز مجموعه جدید با آب شدن تدریجی یک قالب یخ بزرگ ، نمایان گردید.
 هنوز هیچ تیزر تبلیغاتی‌ای که تصاویری از فصل هفتمرا نشان بدهد ، منتشرنگردیده. اما، پوستر رسمی که تصویر یخ و آتش در آن دیده می شود احتمالا حاکی از نبرد دنریس تارگرین با ارتش یخ می باشد.

 این پست را چگونه می‌بینید؟ برای شما مفید بود؟ لطفا با نوشتن کامنت در زیر ما را مطلع کنید.  (سیارک

نظرات

۱۴۰۳/۲/۳۰خاک بر سر هر کسی که این سایت رو طراحی کرده و رو این مقاله کار کرده! مزخرفترین سایت و مطلبی بود که خوندم نصف مطالب اشتباه بودن

در ادامه بخوانید...

سرانجام بازی تاج و تخت از نظر طرفداران دوآتشه سریال

در

(این گزارش بخش‌هایی از فصل هفتم سریال بازی تاج‌وتخت را لو می‌دهد. اگر نمی‌خواهید بدانید، نخوانید.)
فصل هفتم سریال بازی تاج‌وتخت یکشنبه ۲۸ اوت به پایان می‌رسد. فصلی که بسیاری معتقدند از مهیج‌ترین فصل‌های این سریال بوده، فصلی که در آن لشکرها به آتش کشیده شدند و خاندان‌ها به تمامی نابود شدند.
در قسمت یکی‌مانده ‌به ‌آخر سریال، دنریس تارگرین و وایت واکرها به مصاف هم رفتند و پادشاه شب، اژدهایی را از آن خود کرد.
اما قسمت آخر (که ۷۹ دقیقه خواهد بود) بیش از این‌ها فرازونشیب و حادثه خواهد داشت. در این قسمت همه چهره‌های مهم این فصل حاضرند. جان اسنو و سرسی لنیستر رودررو می‌شوند که برای برخورد با وایت واکر چاره‌ای بیاندیشند.
می‌توان تصور کرد که دیدارشان پایان خوشی نداشته باشد.
از سال ۲۰۱۱ که بازی تاج‌وتخت شروع شد، هواداران دوآتشه سریال روی اینترنت در مورد آن حرف می‌زدند، و حالا که سریال به پایانش نزدیک می‌شود، حرف‌ها به اوج رسیده.
در این گزارش بعضی از پیش‌بینی‌های هواداران در باره قسمت آخر فصل هفتم را گردآورده‌ایم.
آریا لیتل‌فینگر را فریب می‌دهد
بعضی‌ها معتقدند خط داستانی خواهران استارک بدترین نکته فصل هفتم است.
در فصل ششم آریا یاد گرفت چطور بفهمد کسی دروغ می‌گوید. (سیارک)
بعضی‌ها می‌گویند داستان فراتر از آن است که به نظر می‌آید و سنسا و آریا به خاطر وابستگی‌های خانوادگی‌شان دچار مشکل شده‌اند. و بعضی دیگر می‌گویند آریا استارک - که دو فصل سریال داشت آموزش می‌دید "مرد بی‌چهره" باشد - دارد وانمود می‌کند که از لیتل‌فینگر گول خورده.
کریس مندل، از نویسندگان مجله شورت‌لیست و هوادار دوآتشه بازی تاج‌وتخت، می‌گوید: "همین یک فصل پیش بود که آریا یاد گرفت دروغ آدم‌ها را بفهمد. اینکه یک آدم‌کش تمام‌عیار براوس را ترک کند و سه روز بعد نفهمد خواهرش دروغ می‌گوید یا نه، به نظرم صرفا برای ایجاد هیجان است. به همین خاطر خیلی‌ها فکر می‌کنند کل ماجرا نقشه است و احتمالا دست‌به‌یکی کرده‌اند که کار لیتل‌فینگر را بسازند.
برن استارک نایت کینگ است
خیلی‌ از بینندگان فکر می‌کنند نایت کینگ(پادشاه شب) برن استارک است. در کل، تکلیف سریال با ماجراهای سفر در زمان و اینجور چیزها روشن نیست.
قرار است برن سه بار در زمان سفر کند، که در هر کدام بیش از قبلی گند بزند و نهایتا پیش‌گوی فلج در گذشته گیر بیافتد.
کریس مندل معتقد است کل ماجرا باورپذیر نیست. می‌گوید: "به نظر می‌رسد تکلیف سریال با ماجرای سفر زمان روشن نیست، و به همین خاطر است که برن را زیاد نمی‌بینیم. ولی از طرف دیگر در مورد وایت واکر هم هیچی نمی‌دانیم. ممکن است سروکله برن در آخرین لحظه پیدا شود. شاید به همین خاطر است که چیز زیادی در موردشان نمی‌دانیم.
سگ تازی با کوه می‌جنگد
علاقمندان بازی تاج‌وتخت چندین فصل است منتظرند سندور و گرگور کلگان به جان هم بیافتند. و از ظواهر امر این‌طور پیداست که در قسمت آخر این اتفاق می‌افتد.
سگ تازی از جنگجویان دنریس است که قرار است "وایت" ربوده‌شده را به کینگز لندینگ ببرند که سرسی را راضی کنند به مصاف وایت واکرز برود - جایی که برادرش، که زامبی است، زندگی می‌کند.
کریس مندل معتقد است "زامبی را برادرش یعنی سگ تازی می‌کشد"، اما زمان زیادی به این ماجرا اختصاص داده نخواهد شد.
می‌گوید: "پرداختن به این ماجرا، با این همه ماجرای دیگری که در جریان است، اتلاف وقت است. این بخش داستان از آن چیزهایی است که می‌توانست خیلی زودتر اتفاق بیافتد، اما آن را گذاشتند برای این فصل و سریع از رویش گذشتند و شخصیت‌ها درست پرداخته نشد. "
جان و دنریس بالاخره به هم می‌رسند (سیارک)
نام قسمت آخر "اژدها و گرگ" است - که تقریبا واضح است به کدام شخصیت‌ها اشاره دارد.
جای تأسف است که او دست‌آخر به کسی دل می بازد که با او نسبت خونی دارد.
بعضی بینندگان سریال معتقدند شخصیت‌های کیت هارینگتون و امیلیا کلارک در فصل‌های اخیر سریال چیزی را که باید بین دو نفر باشد، نداشته‌اند. اما در فصل هفتم این دو شخصیت به هم نزدیک‌تر شده‌اند.
نکته مهمتر اینکه این دو نفر نسبت خانوادگی دارند.
کریس مندل معتقد است این دو نفر "به هم می‌رسند". می‌گوید: "البته همین که سازندگان چنین چیزی را طرح کرده‌اند کمی عجیب است. این همه آدم مجرد در وستروس هست. جای تأسف دارد که دل به قوم و خویش خودش ببازد."

نظرات

در ادامه بخوانید...

سریال نوستالژیک "خانه کوچک"

در

در مجموعه تلویزیونی خانه کوچک، ملیسا گیلبرت (چپ) نقش لورا اینگلز وایلدر را بازی کرده است

یکصد و پنجاه سال از تولد لورا اینگلز وایلدر نویسنده مجموعه کتاب‌های "خانه کوچک" می‌گذرد. اما آیا هنوز داستان‌های او که درباره یک خانواده کشاورز است، برای دختران جوان در عصر فن‌آوری جذابیت دارد؟این سریال حدود چهل سال پیش در ایران پخش می شد. این سریال داستان خانواده‌ای کشاورز را در قرن نوزدهم نشان می‌داد که در روستایی به نام والنات گرو اقامت کردند. در این سریال داستان زندگی لورا اینگلز فرزند دوم این خانواده، قهرمان اصلی این فیلم، از کودکی تا دوران تدریس در مدرسه  نشان داده می‌شد.
دیوید اسکرایونر، نوازنده ویولن هر بار که در پاییز در مراسم "روز وایلدر" در مزرعه راکی ریج شرکت می‌کند، با این سوال طرفداران مجموعه کتاب‌های این نویسنده مواجه می شود که "آیا او ویولن پدر را دارد."
" روز وایلدر" همه ساله در گرامیداشت یاد لورا اینگلز وایلدر برگزار می‌شود.


خانواده‌های زیادی در چنین روزی در خانه واقع در این مزرعه در میسوری جمع می‌شوند. این همان محلی است که خانم اینگلز وایلدر هشت کتاب "خانه کوچک" را نوشت.
این خانواده‌ها با جمع شدن در این محل می‌توانند ببینند که چگونه دیوید با همان ویولنی که این نویسنده در داستان‌های دوران کودکیش از آن یاد کرده بود، برای آن‌ها می نوازد.
بسیاری از کودکانی که به این محل آمده‌اند درست مثل "لورا" شخصیت اصلی این مجموعه داستان ها، موهایی بافته شده و کلاه‌هایی بنددار دارند.
سومین کتاب از مجموعه کتاب‌های "خانه کوچک" به دلیل آن که در دهه ۱۹۷۰مجموعه‌ای تلویزیونی براساس آن ساخته شد، به یکی از محبوب‌ترین آنها تبدیل شده است.
در این سریال تلویزیونی که ملیسا گیلبرت نقش لورا و دین باتلر نقش همسر آینده او را بازی می کرد، زندگی آن ها در دهه‌های ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ در غرب آمریکا به تصویر کشیده شده است.
نویسنده، این مجموعه کتاب‌ها را براساس خاطرات دوران کودکی خود به زیبایی به رشته تحریر در آورده است.
این کتاب‌ها از زمان انتشار در میان پرفروش ترین کتاب‌ها در جهان بوده‌اند.
این مجموعه کتاب‌ها باعث اتصال نسل‌ها درخانواده‌ها شده است. جنیفر و الیزابت از جمله این خانواده‌ها هستند که خود را طرفدار پرو پا قرص این مجموعه کتاب‌ها می دانند. آن‌ها تا کنون از ده محل واقعی که به خانواده نویسنده مربوط می‌شود، دیدن کرده اند.
"بسیار هیجان‌انگیز"
نگارش این داستان‌ها با عبارت "روزی روزگاری" آغاز شده و لحنی داستانی دارد و به توصیف فعالیت کشاورزان مهاجر در تغییر شکل طبیعت وحشی می‌پردازد.
در جلد ششم این مجموعه کتاب‌ها به نام "زمستان طولانی"، سختی‌هایی که اعضای خانواده تجربه کرده‌اند، به خوبی ثبت شده از زوزه گرگ‌ها در شب تا جان به در بردن پس از یک زمستان طولانی پر برف هشت ماهه و گرسنگی .
کتاب نهم به نام "چهار سال اول" چندین سال پس از مرگ نویسنده و براساس نسخه پیش‌نویس به جا مانده از او منتشر شد.
جنیفر و الیزابت همانند بسیاری دیگر از بازدید کنندگان در حالی که اشک در چشمانشان حلقه شده به نواختن ویولن دیوید گوش می دهند. آن‌ها به همراه مادرو دو فرزند جنیفر به این مزرعه آمده اند.آن ها به شوخی در این باره که چه کسی نقش لورا را داشته باشد با هم بحث می‌کنند.
بازدیدکنندگان در فروشگاهی که در این محل است، اغلب چیزهایی را پیدا می کنند که ارتباط احساسی عمیقی با داستان‌های خانم اینگلز وایلدر دارد.
زنی جوان که به این محل آمده می گوید: "وقتی که سال سوم دبستان بودم، معلم ما به ما گفت که می خواهد چند داستان برایمان بخواند. من شیفته این کتاب ها شدم و همه آن ها را سال بعد خواندم. جسارت و قدرت نویسنده مرا مجذوب کرد. "

"بیش از حد سعادتمند"
مجموعه کتاب‌های خانم اینگلز وایلدر زندگی لورا را از ۵ تا ۱۹ سالگی شامل می‌شود، یعنی تا زمانی که با آلمانزو ازدواج می کند.
خوانندگان این کتاب‌ها با این شخصیت بزرگ شد‌ند، درست همانند کودکان امروز که با هری پاتر بزرگ می‌شوند.
دین باتلر، بازیگرکه در سریال تلویزیونی نقش همسر لورا را بازی کرده و یکی از سخنرانان مراسم بزرگداشت این نویسنده است، می‌گوید خیلی‌ها این مراسم را همانند کتاب‌های این نویسنده به دلیل آن که مهربانی و ارزش‌های خانوادگی را ستایش می‌کند، دوست دارند.
آقای باتلر همچنین می‌افزاید: "خودم را خیلی سعادتمند حس می‌کنم، خیلی تحت تاثیر قرار می‌گیرم وقتی که مردم به من می‌گویند که این شخصیت را دوست دارند به این دلیل که لورا عاشق این شخصیت بود."
"واقعی"
بازدیدکنندگان در داخل خانه کوچکی که لورا و آلمانزوی واقعی ساخته بودند با توقف در آشپزخانه‌ای که همچنان تمیز است و پیشخوان کوچکی دارد، شور و نشاطش را تحسین می‌کنند. پیشخوان آشپزخانه به اندازه قد او یعنی ۱.۵۰ متر) است،
ویولن پدر در مواقعی که نواخته نمی‌شود در سالن به دیوار آویزان است.
مثل این است که کتاب‌های خانم اینگلز وایلدر جان می‌گیرند. آن دختر موسیاه سرکشی که با گول زدن نلی بدجنس او را به سوی نهری پر از زالو می‌کشاند و یا بر یک اسب کوچک بدون زین سواری می‌کند.
ویلیام آندرسون، زندگینامه نویس خانم اینگلز وایلدر که در این مراسم حضور دارد، می‌گوید: " معلمی به من گفت که به نظر می‌رسد لورا برای دانش‌آموزانش خیلی واقعی است. طوری که وقتی آن‌ها به خانه می‌روند مرتب درباره لورا صحبت می‌کنند. و والدین دانش‌آموزان از آن‌ها می‌پرسند که این دختر جدید در کلاس کیست؟ لورا مثل عضوی از خانواده آن هاست."
جین کودی کسی است که خانواده‌اش به خوبی لورا و آلمانزو را می شناختند.
او از سال ۱۹۶۰ یعنی سه سال پس از مرگ لورا اینگلز وایلدر، در تبدیل مزرعه راکی ریج به موزه نقش داشته است. خانم کودی هنوز هم این نویسنده را منبع الهام خود می داند و او را به دلیل مدرن بودن در دورانی که مدرن نبود، تحسین می‌کند.

نظرات

در ادامه بخوانید...

زندگی دوگانه ورونيکا

در


فيلم يک خصوصيت خيلی دلنشين دارد، آن هم نقاشی بودنش است. خيلی از نماها نقاشی هستند. يک عکس هستند. يک لحظه دوست داشتنی هستند.
ساختار کنايه آميز زندگی دوگانه ورونيک
به همراه بسياری از کارگردانها و فيلمسازهای اروپای مرکزی، کريستوف کيشلوفسکی و کريستف پیزیویچ با ايجاد يک ساختار کنايه ‏آميزی ايجاد کرده اند تا به بررسی زندگی يک زن جوان در دوران معاصر بپردازند. آنها در اين کار از امير کوستاريکا زيرکانه تر عمل کرده اند، ‏کيشلوفسکی و پیزیویچ عامل های محرک سياسی را پرداخت به جنبه های روانکاوانه کنار زده اند. ‏


زندگی دوگانه ورورنيک درباره دو زن جوان است، ورونيک که در فرانسه زندگی می کند و ورونيکا که ساکن لهستان است. هر ‏دوی آنها در يک زمان متولد شده اند و در شرايطی مشابه با هم بزرگ شده اند، ولی همديگر را نمی شناسند، حداقل به شکل ‏خودآگاه هم را نمی شناسند. ورونيکا يک موزيسين است، خواننده با استعدادی است که در ميانة کنسرت از دنيا می رود. در همان ‏لحظه، ورونيک مشغول عشق بازی است و ناگهان احساس می کند چيزی را از دست داده است.

 

او بدون اين که بداند چرا يا ‏توضيحی برای کارش داشته باشد درس آوازش را رها می کند. داستانی که بعد از اين اتفاق می آيد درباره چگونگی عاشق شدن ‏ورنيک به مردی خيمه شب باز و نويسنده است. به نظر می آيد ورونيک با اينکه فقط يک بار مرد را در اجرای مدرسة بچه ها ‏ديده است، می داند چطور مرد خودش را به او می رساند. در حين اينکه روابط آنها گسترش می يابد، ورونيک به اين دانش می ‏رسد که گويی به صورت خودآگاه می تواند پيش بينی حوادث و احساساتش را بکند، گويی او يک زندگی ديگر نيز داشته است.

 

‏در اواخر فيلم، خيمه شب باز عکسی پيدا می کند که اعتقاد دارد عکس ورونيک در سفر خارکف است، ولی آن عکس متعلق به ‏ورونيکا است. در نهايت درکی از وجود ورنيکای ديگر ايجاد می شود. نويسنده ها اين دو زن را از پس ظواهر بهم ارتباط می ‏دهند. هر دو به پدرشان نزيدک هستند، هر دو مادرشان را در دوران کودکی از دست داده اند و هر دو دارای استعداد موسيقی ‏هستند.‏
از نظر ساختار، ادراک وجود يک همزاد درماتيک باعث می شود تماشاگر و شخصيت به بازتابی از شخصيت نگاه داشته باشند. ‏استفاده از همزاد يک ابزار برای ايجاد فاصله است. سئوال اين است که فيلم زندگی دوگانه ورونيک به چه منظور از کنايه استفاده ‏می کند؟ ورونيک دختری سر زنده، زيبا و جذاب است.

مثالی از نيروی مثبت در زندگی. در همين بين ورنيکا که همزاد اوست، ‏به ناگاه در خارکف می ميرد. گويی کشيلفسکی و پیزیویچ دارند از دست رفتن و ترس از دست دادن را بررسی می کنند و به ‏ضرورت، ترس از مرگ را از طريق زنی جوان و جذاب به نمايش می گذراند. با ايجاد يک همزاد برای او، نويسنده به ‏ديالکتيکی درباره زندگی و مرگ می پردازند، برای اين کار تفسيری بر کيفيت زندگی می دهد. برای ورونيک زندگی کردن يعنی ‏عشق ورزيدن و به خاطر سپردن ورونيکای ديگر، ورونيکايی که نمايندة انباشت از دست دادنها در زندگی خودش است.‏


خوانشی ديگری که از ساختار می توان انجام داد اين است که آن را راهی برای هدايت وقايع در نظر گرفت. زمانی که ورونيک ‏متوجه می شود چه اتفاقی برای ورونيکا افتاده است، می تواند از خودش محافظت کند. بازتاب اين نگاه احتياط آميز به خود، در ‏مرد خيمه شب باز هم ديده می شود ـ او عروسکی هايی از ورنيکا و ورونيک ساخته است، اما به ورونيک می گويد فقط زمانی ‏از عروسک دوم استفاده می کند که اولی در طول اجرا آسيب ببيند. هنرمند، که در اينجا مرد خيمه شب باز و نويسنده است، به ‏اندازة خود ورونيک احتياط به خرج می دهد.‏


فیلم زندگی دوگانه ورونيک منظور را می رساند، اما فقط يکی از مثالهای ساختار کنايه آميز است. کارهای کيشلوفسکی معمولاً از ‏نظر سختار شکلی کنايه آميز دارند. فيلمهای سفيد و فيلمی درباره عشق قدرتمندتر هستند، چون از ساختار کنايه آميز استفاده می ‏کنند. اما در هر صورت کریستوف کيشلوفسکی با ظرافت و زيرکانه تر از ساير نويسنده ها و کارگردانهای اروپای مرکزی و سینمای جهان، کنايه را در ‏آثارش به کار می برد.‏(سیارک)

نظرات

در ادامه بخوانید...

نقد فیلم گارد ساحلی baywatch 2017

در

گارد ساحلی

 

داستان گارد ساحلی

گارد ساحلی گروهی از نجات غریق ساحل در سواحل اقیانوس آرام کار می کنند.گارد ساحلی همیشه در پست خود هستند و از تعطیلات در برابر حوادث روی آب محافظت می کنند. قهرمان داستان ، میچ بوکانون ، ناجی نجات باتجربه و همکار جوان او مت برودی به طور تصادفی متوجه می شوند که ساحل آنها در معرض خطر است. صاحب یک کلوپ شبانه پرمدعا ، که همچنین "ارباب مواد مخدر" محلی است ، در تلاش است تا دست خود را در ساحل نشان دهد. این خانم تمام املاک و مستغلات را خریداری می کند ......

 

معرفی فیلم گارد ساحلی

Rescuers Malibu بدون شک یک سریال تماشایی دهه 90 است ، که در زمان خود بسیار محبوب بود ، همه ما در آن زمان احتمالاً بیشتر از الان سریال تماشا می کردیم ، من آن سریال را افسانه ای می نامم. اما شخصاً من طرفدار او نبودم ، اگر از من بپرسید که چه چیزی از آن سریال به یاد دارم ، پس کم می گویم. من پاملا اندرسون شگفت انگیز را به یاد می آورم ، دیوید هسلهوف را به یاد می آورم ، دختران زیبا و ساحل را به یاد می آورم.

 

با این حال ، اعتراف می کنم که آن سریال بخشی از دوران کودکی خوش من بوده و هست. فیلم ست گوردون بسیار شایسته به نظر می رسید ، مقایسه آن با آن مجموعه برای من سخت است ، زیرا حتی یک قسمت از آن زمان را به خاطر نمی آورم ، اما این فیلم بسیار جالب ، مبتذل ، سرگرم کننده ، خنده دار و گاهی اوقات بسیار عاشقانه این فیلم وانمود نمی کند که چیزی عالی و خارق العاده است ، این یک فیلم ساده در مورد نجاتگران عادی است ، که در طول فیلم با موقعیت های مختلفی روبرو هستند ، به بهای جوک شوخی می کنند ، مفرح می کنند ، مردم را نجات می دهند ، یک جرم را حل می کنند ، پخت و پز می کنند و روحیه می گیرند. بله ، فیلم البته بسیار فرمولی و افسانه است ، زیرا تصور این مسئله در زندگی واقعی دشوار است ، اما چنین فیلم هایی برای آرامش ، سرگرمی ، رفع خستگی و به منظور روحیه دادن به خود و صرف وقت خوب به آن نیاز دارند. 

 

 گارد ساحلی

فیلم گارد ساحلی دوبله فارسی بدون سانسور نماشا داره

 

 گارد ساحلی برای من ،  برای فراموش کردن همه چیز عالی است ، فقط در این دنیای افسانه ای و بهشتی غوطه ور شوید ، جایی که توسط زیباترین دختران احاطه شده اید ، جایی که هوا بسیار گرم است ، جایی که دائماً اتفاق جالب می افتد ، جایی که همه مهم هستند و سزاوار احترام است. جایی که همه برابر هستند و به همه فرصت داده می شود. رابطه بین شخصیت ها بر اساس جوک است ، بسیار سرگرم کننده است ، و همه شخصیتهای مثبت با یکدیگر به گونه ای خانوادگی رفتار می کنند. این چیزی است که فیلم مرا لمس می کند. من شروع فیلم ، نمای عالی ، موسیقی عالی را خیلی دوست داشتم. People Champion Rock هر کسی که نیاز به کمک دارد را می دود و نجات می دهد بسیار چشمگیر به نظر می رسید.

 

من می خواهم به خصوص از موسیقی گارد ساحلی را یادداشت کنم ، متنوع و بسیار جذاب ، تابستانی ، عاشقانه و آتشین بود. علی رغم طرح کلیشه ای و پیش پا افتاده بودن وقایع ، این فیلم انگیزه من را می دهد تا تلاش زیادی داشته باشم و در ساحل باشم ، جایی که هم می توانید به راحتی نور بگیرید و هم استراحت کنید ، به ویژه رونی به من انگیزه داد ، که به لطف پشتکار و جذابیت خود ، به سادگی باعث شد که به او توجه کنم.

 

هنرپیشه های گارد ساحلی

هنرپیشه‌های بی‌واچ

غیرممکن است که در مورد پاملا اندرسون بی نظیر نگوییم ، او فقط در یک قسمت ظاهر شد ، اما دیدن این زیبایی در حرکت آهسته شگفت انگیز بود ، او اکنون از بسیاری از دختران جوان باحال تر است و در دهه 90 چقدر باحال بود. فقط یک رویا. ابتذال زیادی در فیلم وجود دارد ، بسیاری از لحظات صریح است که همه دوست نخواهند داشت ، اما من بسیار سرگرم شدم.

 

 گارد ساحلی

هنرپیشه‌های گارد ساحلی   فکر نکنم فیلم گارد ساحلی دوبله فارسی بدون سانسور داشته باشیم

- شما بتمن هستید؟ - بله 

 

دواین جانسون در گارد ساحلی

دواین جانسون در گارد ساحلی فقط بزرگتر و تیره تر ، قهرمان قهرمان راک ، مثل همیشه ، غیر قابل مقایسه بود ، جذابیت او ، مثل همیشه ، ناامید کننده نبود ، او هم از نظر جسمی و هم به لطف پخت و پز بسیار خوب بود. من درگیری او با زک افرون را بسیار دوست داشتم ، تماشای مسابقات آنها جالب بود و لذت قهرمان مردم من را بسیار خوشحال کرد. به طور کلی ، او برای من در نقش میچ بوکانون موفق شد ، دواین یک رهبر واقعی است ، که او دوباره نشان داد که بسیار زیبا است.

 

زک افرون در فیلم سینمایی گارد ساحلی

زک افرون در فیلم سینمایی گارد ساحلی ،صادقانه اعتراف کنم برای مدت طولانی من نمی توانستم او را تحمل کنم ، چهره زیبا و هیچ چیز دیگری ، احتمالاً بنابراین من زودتر او را درک کردم ، یا من بالغ شدم ، یا زک  شروع به بازی جالب تر کرد ، از نظر داده های خارجی او بسیار خوب است. شخصیت او مت برودی یک پسر بسیار خودخواه و خودشیفته است که فقط به خودش فکر می کند ، که استعداد بالایی دارد ، او به تیم فکر نمی کند ، اما در یک مرحله همه چیز تغییر می کند. من عاشق تماشای زاك در موقعیت های مختلف خنده دار بودم و انتظار خیلی كمتری از او داشتم.

 

گارد ساحلی

فیلم گارد ساحلی راک

بازیگران زن گارد ساحلی

پریانکا چوپرا ، در کل فیلم خیلی غیر واقعی بود. تبدیل شدن یک زن به آنتاگونیست اصلی یک خطر است. با این حال ، ویکتوریا لیدز بسیار سکسی ، جذاب و  خطرناک است. عالی بازی کرد  من صدای دوبله Evgenia Vagan را خیلی دوست داشتم ، جذاب ، سکسی ، درست برای ویکتوریا. تماشای او و بازی بسیار لذتبخش بود. بسیار حیله گر و بیرحم.

 

الکساندرا دادداریو ، در نقش سامر کوین ، جذابیت او را دوست داشتم. نکات زیادی در مورد سینه های او وجود داشت ، اما چشمان او بسیار زیبا هستند.

کلی روهرباخ ، احتمالاً تقریباً س کس ی ترین بازیگر این فیلم ، مخصوصاً در حرکت آهسته مهارت داشت.

 

گارد ساحلی

عالی ترین تکنیک

جان باس  ،وقتی او را در تریلر دیدم و اولین قسمت را با او دیدم ، فکر کردم او مورد شوخی و تمسخر قرار خواهد گرفت. اما همه چیز طور دیگری رقم خورد ، نقش رونی به سادگی قابل مقایسه نبود و رقص او در مقابل ویکتوریا بسیار شاد ، خنده دار و بانشاط بود. کاریزمای او در طول فیلم بسیار خوشایند بود. فیلم بسیار تابستانی ، خنده دار ، مونوکسیدکربن ، خنده دار ، تا حدودی انگیزه آور شد ، اوقات خوبی داشتم.

میچ؟ - بله ، من میچ هستم - تو بخشی از این خلیج نیستی. تو خلیج هستی

 

 

نقد و بررسی گارد ساحلی

قبل از اینکه راجع به فیلم گارد ساحلی یا بی‌ واچ به انگلیسی Baywatch صحبت کنیم باید به این نکته اشاره کنم که رکورد پربیننده ترین سریال تلویزیونی تاریخ با بیش از 1.1 میلیارد بیننده در اختیار هیچکدام از سریالهای نام آشنای چند سال اخیر نیستند بلکه موضوع برمیگردد به سالهای 1989 تا 2001 یعنی 12 سالی که سریال گارد ساحلی پخش میشده است. بله سریال گارد ساحلی بر طبق آمار کتاب گینس پربیننده ترین سریال تاریخ تلویزیون بوده است.


بی شک که این موضوع بی ارتباط به بازی خانم پاملا اندرسون در نقش سی‌جی پارکر در سالهای اوج معروفیت و محبوبیتش در آن سریال نبوده است.
تصویر خانم اندرسون در آن سالها بارها و بارها بر روی جلد مجله پلی بوی ظاهر شد. خانم اندرسون در یک زمانی تبدیل به نماد س ک س در آمریکا شد، فعالیت او در دنیای مدلینگ و البته یک فیلم خصوصی که از او در فضای اینترنت پخش شد در آن سالها او را تبدیل به یکی از بزرگترین سلبریتیهای آمریکا و جهان کرد. و البته جذابیتهای بصری دیگر، همه و همه در کنار اسم دیوید هسلهاف، بازیگر و خواننده دوست داشتنی باعث شد که سریال گارد ساحلی پربیننده ترین سریال تاریخ شود. خوب حالا بعد از گذشت 16 سال جناب آقای سث گوردون تصمیم میگیرد که فیلمی بر اساس سریال موفق دهه نود بسازد.
آقای گوردون برای فتح گیشه به شدت روی محبوبیت سریال حساب باز کرده است و به همین دلیل تا جایی که توانسته و البته میشد به آن سریال ارجاعات آشکار و تابلو و غیر تابلو داده است. از نقشهای کوتاه جناب دیوید هسلهاف و پاملا اندرسون در فیلم تا لباسهای مشابه بازیگران فیلم و سریال تا پخش پشت صحنه همه و همه حاکی از حساب ویژه سث گوردون روی طرفداران سریال گارد ساحلی بوده است.
در سریال دیوید هسلهاف نقش کاپیتان میچ بوکانن را بازی میکرده و اینجا آقای دووانی جانسون، و البته بازیگر نقش سی جی پارکر هم خانم کلی روهاربک است که سعی کرده اند تا جای ممکن شبیه کسی که در سریال نقش پارکر را بازی میکرد باشد یعنی همان پاملا اندرسون معروف.
baywatch چیست
بگذریم، baywatch یا فیلم خوب گارد ساحلی بیشتر از هر چیزی شبیه یک کلیپ تبلیغاتی است البته نه تبلیغ یک محصول بلکه تبلیغ یک سبک زندگی.

 

هنرپیشه‌های گارد ساحلی


قبلا در فیلمهای هالیوودی خیلی مستقیم به مسئله رویای آمریکایی اشاره میشد ولی الان خیر. الان آنقدر این نوع زندگی با کیفیت به تصویر کشیده میشود که محال است دل ما جهان سومی های خاورمیانه نشین را نبرد.
ساحل جذاب و زیبا، بدنهای بی نقص، سیکس پک های خارق العاده، چهره های میکاپ شده، زیبارویان لبخند به لب و مهربان در کنار یک نقش منفی که اتفاقا او هم تمام خصوصیات بالا را دارد تبدیل میشود به دو ساعت فیلم گارد ساحلی که البته ادعایی هم ندارد. یعنی گارد ساحلی 2017 هرگز مدعی اینکه قرار است از پیچیدگیهای شخصیت انسان و تلخیهای جامعه امروز بشری صحبت کند، نیست.
فيلم گارد ساحلي قصدش ارائه یک داستان مفرح و سرراست در کنار حداکثر جذابیت ظاهری است به طوری که تمام اقشار جامعه مصرف کننده امروزی را راضی نگه دارد و انصافا که در بخش جذابیت ظاهری بسیار موفق عمل کرده است به طوریکه دوست ندارید حتی یک ثانیه قاب تصویر فیلم گارد ساحلی را از دست بدهید.

 

انتخاب هنرپیشه های گارد ساحلی

هنرپیشه‌های گارد ساحلی

انتخاب بازیگران فیلم گارد ساحلی بسیار با دقت انجام شده است تا خدای ناکرده کوچکترین خللی به نحوه نمایش زندگی مفرح و پر از آدرنالین آمریکایی وارد نشود.
در فیلم سینمایی گارد ساحلی چهار بازیگر زن انتخاب شده همگی در صنعت مدلینگ هم فعالیت داشته و یا دارند. تقریبا هر کسی که در ساحل رفت و آمد می کند برای خودش یک مانکن است.
در اکثر لحظات اگر تصویر را متوقف کنید انگار در حال تماشای پوستر تبلیغاتی یکی از این شرکتهای گردشگری هستید.

 

گارد ساحلی راک


بازیگران مرد هم که دیگر نیازی به معرفی ندارند ستاره بی چون و چرای فیلمهای اکشن و کمدی این روزهای هالییود یعنی دووانی جانسون یا همان راک دنیای کشتی کج در نقش ستوان میچ بوکانن و مانکن خوش چهره جناب زک افرون در نقش مت برودی و همچنین آقای جون باس در نقش رونی که قرار است نقش پسر تپل و بامزه فیلم را بازی کند و البته به تماشاگر بقبولاند که برای قهرمان بودن نیازی به سیکس پک ندارید کافیست که کودن و جوگیر باشید.
فیلم بی واچ ارزش یکبار دیدن را دارد ولی هرگز در ذهن شما نخواهد ماند. راستش شاید چند سال دیگر اصلا خاطرتان نباشد چنین فیلمی را دیده اید. جلوه های ویژه فیلم کم و کسری ندارند. تصویربرداریهای زیر آب شبیه مستندهای بسیار با کیفیت درباره خلیج های مرجانی است.

فیلم با اینکه یک موضوع جدی را دنبال میکند و در واقع در طول فیلم چند نفری هم می میرند ولی خیلی کارتونی و احمقانه روابط انسانها رو در نظر میگیرد. پلیس احمق، خلافکار کودن، و حتی کودنِ احمق در فیلم فراوان است. به نظرم اگر فیلم تا حدودی جدی تر بعضی کاراکترها و روابطشان نگاه میکرد تعداد بیشتری از شوخیهای فیلم خنده دار میشدند.

 

سینمایی گارد ساحلی سراسر نمایش صورتهای جذاب و چشمان رنگی و عضله و مانکن در قالب اسلوموشن است. که البته یکی دوباری با خود همین قضیه اسلوموشن هم در فیلم به صورت مستقیم شوخی میشود. مردم خوشحال و خندان و بی اطلاع از هر اتفاق شومی در اطرافشان در ساحل مشغول شنا و موج سواری و عشق و حال هستند. شادابی و تنوع رنگ در فیلم به صورت تعمدی آنقدر زیاد است که گاهی دچار سرگیجه میشوید.


دواین جانسون گارد ساحلی یا همان راک خودمان بار دیگر در قالب کوهی از عضله با صورتی مهربان و قلبی از طلا و البته زبانی تند و شوخ ظاهر میشود. من نمیدانم درست از کی شد که آقای دووانی جانسون از کوه عضله ای غضبناک به نام راک و از عقرب شاه عصبانی و کم حرف تبدیل شد به این کاراکتر شوخ و شنگ مهربان و مردم دوست، ولی هر چه بود و هر چه شد فعلا که خوب میفروشد و به همین خاطر است که تهیه کنندگان و کارگردانان بی خیال این کاراکتر نمی شوند. دقت کنید که دووانی جانسون چند نقش با همین شخصیت بازی کرده است!


زک افرون در سینمایی گارد ساحلی هم که مثل همیشه صرفا به عنوان یک مانکن و با ظاهر یک پسر سفید پوست و جذاب و چشم رنگی با بدنی سراسر عضله که البته در برابر راک هر عضله ای چربی می نماید، وارد قصه میشود و قضیه عشق و علاقه بین او و دیگر بازیگر فیلم هم به حدی غیر طبیعی و نچسب است که ترجیح میدهم به همان شکل نیمه طنز نگاهش کنم. نکته جالب در مورد زک افرون این است که در هنگام ادای دیالوگ صورتش تا حدود زیادی شبیه یکی از سوپراستارهای سینمای خودمان میشود. عاری از هرگونه احساس و بدون هیچگونه میمیک خاص موقعیت.
رونی در بسیاری از لحظات بار طنز فیلم را به دوش میکشد و انصافا هم کاراکتر با مزه ای از کار درآمده است
چند صحنه تعقیب و گریز با جت اسکی و نجات غریق و تیراندازی و آتش بازی در فیلم گارد ساحلی آمریکا  الحق و الانصاف جلوه های ویژه قابل قبولی دارد.

 

چند نکته جالب در مورد فیلم غریق نجات راک :

فیلم گارد ساحلی بدون سانسور  را دانلود کنید زیرا تمام فیلم در کنار ساحل و غریق نجات ها با مایو هستند.فیلم گارد ساحلی دوبله فارسی سانسور شده اپارات 

- دیوید هسلهاف که در سریال نقش میچ بوکانن را بازی کرده بود در اینجا هم باز در نقش استاد میچ که باز هم نامش میچ است برای لحظات کوتاهی بازی میکند،
- در فیلم نگهبانان کهکشان 1 و 2 هم در یکی دو صحنه از دیوید هسلهاف نامبرده میشود. او در دهه نود به شدت محبوب و معروف بود
- جاسوئیچی که میچ بوکانن یعنی دووانی جانسون به مت برودی میدهد همان جا سوئیچی است که در سریال استفاده میشد.
- خانم پاملا اندرسون از بازیگران فیلم baywatch  هم در انتهای فیلم برای لحظات کوتاهی بدون هیچ دیالوگی با همان استایل سوپر مانکن گونه بازی میکند.
- کارگردان فیلم گارد  آقای سث گوردون هم در فیلم بازی میکند او در نقش خلبان هلیکوپتر در انتهای فیلم نقش کوتاهی دارد.
- در یکی از پشت صحنه ها دیوید هسلهاف به شوخی میگوید که چرا من نقش میچ را بازی نکردم و این حق من بوده است.
- احتمال ساخت گارد ساحلی دو به شدت بالاست

نظرات

۱۴۰۰/۳/۱۵طبق گفته های پریانکا چوپرا مدل و بازیگر هندی که در این فیلم بازی می کند ، نقش آنتاگونیست در ابتدا برای یک مرد نوشته شده بود ، اما کارگردان ست گوردون پس از ملاقات با وی دستور بازنویسی فیلمنامه را داد و وی را برای بازی در نقش ویکتوریا لیدز تأیید کرد. از جمله مسئولیت هایی که ممکن است به یک سرویس گارد ساحلی سپرده شود عبارتند از: جستجو و نجات، اجرای قانون دریایی ، ایمنی کشتی ها ، تعمیر و نگهداری علامت های دریایی ، و کنترل مرزی .

۱۴۰۰/۳/۱۵دواین جانسون دهمین کشتی گیر حرفه ای درگیر در پروژه Rescuers Malibu و اولین کشتی گیر بازیگر شد ، اما در این سریال ظاهر نشد. خورخه گونزالس ، جیمی هارت ، هالک هوگان ، رندی Savage ، ریک فلیر ، لئون وایت ، کوین سالیوان ، شان مایکلز و توری ویلسون ستاره های مهمان سریال نجات دهنده های مالیبو (1989-2001) هستند. گارد ساحل و یا گارد ساحلی سازمان امنیت دریایی یک کشور خاص است. گارد ساحل و یا گارد ساحلی مسئولیت های گسترده ای را در کشورهای مختلف شامل می شود ، از یک نیروی نظامی به شدت مسلح با وظایف گمرکی و امنیتی گرفته تا یک سازمان داوطلب با وظیفه جستجو و نجات بدون اختیارات اجرای قانون. در بیشتر کشورها ، وظایف معمول گارد ساحلی از وظایف نیروی دریایی ( خدمات نظامی ) و پلیس ترانزیت (یک سازمان اجرای قانون ) متمایز است ، در حالی که در کشورهای خاص شباهت هایی به هر دو دارد .

۱۴۰۰/۳/۱۵نینا دوبروف ، اشلی بنسون ، الکساندرا شیپ ، شلی هنیگ ، بیانکا آ. سانتوس و دنیس تونتز برای نقش سامر در نظر گرفته شدند . این نقش به الكساندر داداریو رسید گارد ساحلی - خدمات شبه نظامی تخصصی تعدادی از ایالت ها ، طراحی شده برای نظارت بر رعایت رژیم حقوقی آبهای سرزمینی و داخلی ، منطقه اقتصادی دریایی و فلات قاره تحت صلاحیت دولت ، برای اطمینان از ایمنی ناوبری در آبهای سرزمینی ، برای کمک به کشتی ها و هواپیماهای سرگردان ، اطلاعات جوی ، حفاظت از شیلات و قاچاق کالا .آنها برای انجام مأموریت های خود از کشتی های گشت زنی ، یخ شکن ، یدک کش ، قایق گشتی ، هواپیما و هلی کوپتر استفاده می کنند . در برخی از کشور ها ، گارد ساحلی یک ذخیره نیروی دریایی در زمان جنگ است (به عنوان مثال ، گارد ساحلی ایالات متحده ). در زمان جنگ ، گارد ساحلی درگیر مبارزه با زیردریایی ها ، پوشش ارتباطات ساحلی و ساحل ، دفاع از آب پایگاه ها ، بنادر و لنگرگاه ها و انجام عملیات جستجو و نجات است.

۱۴۰۰/۳/۱۵من واقعاً ماهیت بسیاری از بررسی های منفی در گارد ساحلی را درک نمی کنم. به نظر می رسد که مردم منتظر نوعی شوخ طبعی فوق العاده بزرگ فلسفی و پیامی از فیلم درباره نجاتگران گارد ساحلی بودند كه براساس یك پروژه نسبتاً ضعیف با پاملا اندرسون ساخته شده بود. در واقع ، اگر شما فقط می خواهید چند ساعت بعد از کار بنشینید و مناظر خوب ، طنز آسان را تحسین کنید و فقط آرام باشید ، این فیلم قطعاً برای شما مناسب است. فیلمبرداری و جلوه های قابل توجه است. برخی لحظات وجود دارد که ، بسیار خوب ، از آن فیلمبرداری شده است. تصاویر پویا در یک قاب ، با حرکت طولانی قهرمان. در همان زمان ، بعضی از گفتگوهای شخصیت ها به طرز وحشتناکی فیلم برداری می شوند ، وقتی قهرمان در یک قاب به سمت چپ نگاه می کند ، و در دیگری - به مرکز. بازیگری خوب در اینجا دواین جانسون مثل یک خدای پادشاه از طرف "سریع و خشمگین" رفتار نمی کند بلکه کاملاً طبیعی و متواضعانه رفتار می کند. شوخی هایی در مورد رابطه جنسی وجود دارد ، اما آنها خیلی ناپسند نیستند. همچنین جوک هایی با موضوع متفاوت وجود دارد. بنابراین ، مفسران را که فقط شوخی با دستگاه تناسلی در آنجا دیده اند باور نکنید. به طور کلی ، فیلم عالی نیست ، اما اگر می خواهید بعد از یک هفته سخت واقعاً آرام باشید ، پس من آن را به شدت برای شب تعطیلات توصیه می کنم!

۱۴۰۰/۳/۱۵تهیه کنندگان می توانستند یک فیلم عالی بسازند و فرمول دیگری برای طنز انتخاب کنند. اما شوخ طبعی گارد ساحلی مبتذل است و گاهی اوقات صریحاً کودکانه است.، با همه اینها ، گارد ساحلی فاقد کنایه از خود است. این فیلم سعی می کند آموزنده باشد ، که بیشتر آزار دهنده است. به دلیل انتخاب اشتباه کمدی است که فیلم به سرعت شروع به از دست دادن علاقه تماشاگر می کند ، در اواسط فیلم گارد ساحلی غیر قابل تحمل و خسته کننده می شود ، تمام حرکات داستانی خوانده می شوند و شخصیت ها به سادگی بی چهره و جالب نیستند. آنچه در فیلم خوب است تابستان ، دریا ، سواحل زیبا و عکسبرداری با حرکت آهسته است.

۱۴۰۰/۳/۱۵دواین جانسون و زک افرون در گارد ساحلی به ترتیب نقش جانبازان و تازه واردان خدمات نجات را بازی می کنند. یکی با تجربه و پخته ، دیگری جوان و متشکر از خود. آنها در اینجا ستاره های اصلی هستند و در اطراف آنها الكساندرا دادداریو و كلی روهرباخ بانوان جذابی را با لباس شنای قرمز بازی می كنند. خوب ، جان باس نیز در نقش یک احمق دست و پا چلفتی عاشق یک نجات دهنده زیبا بازی می کند. ساحل ، دریا ، شن و ماسه ، دختران زیبا با لباس شنا ، کمی عمل. اگر مقدار زیادی از شوخ طبعی مبتذل شما را اذیت نمی کند ، پس می توانید آرام باشید و این فیلم را تماشا کنید. مانند یک کمدی سبک 18+ و غیر مدعی

۱۴۰۱/۱/۵دواین جانسون رکورد جدیدی برای سلفی ثبت کرد در لندن، در جریان نمایش فیلم اکشن «گسل سن آندریا»، این بازیگر و کشتی گیر آمریکایی رکوردی را به نام خود ثبت کرد: 105 سلفی در 3 دقیقه. تمام سلفی ها با طرفداران استعداد راک گرفته شده است. به گفته دواین، او عاشق عکاسی به خصوص سلفی گرفتن است. شایان ذکر است که با چنین تعداد عکس، این بازیگر رکورد قبلی خود را شکست - 75 شات در 3 دقیقه. یک داور از کتاب رکوردهای گینس سلفی را برای وضوح تصویر بررسی و مستند کرد و اظهار داشت که همه چهره ها به راحتی قابل تشخیص هستند.

در ادامه بخوانید...