بهترین فیلم های لئوناردو دی کاپریو بخش اول

لئوناردو دی کاپریو، از جمله بازیگرانی است که صرف نظر از این که به چه سبکی از فیلم های سینمایی علاقه مند باشید، اجرا های فوق العاده ای دارد که توجه شما را جلب خواهد کرد و یکی از معدود بازیگرانی است که طی بیست و پنج سال اخیر، طی روندی رو به رشد و بسیار خوب توانسته است هواداران دنیای سینما را سرگرم کند. البته بیشتر کسانی که از نقش آفرینی های دی کاپریو بر پرده های نمایش لذت برده اند، برای نخستین بار در فیلم تایتانیک بود که با او آشنا شدند، اما جالب است بدانید که درخشش این ستاره جدید دنیای سینما از سال ها قبل آغاز شده بود. با این وجود دی کاپریو از شهرتی که در فیلم تایتانیک به دست آورده بود، برای انجام کارهایی خلاقانه بهره گرفت و در فیلم هایی بازی کرد که شاید اگر او نقش اصلی شان را به عهده نمی گرفت، کسی حاضر به تماشای آن ها نمی شد، چرا که کارهای بسیار جدید و خلاقانه ای به شمار می رفتند و البته با بازخورد های خوبی هم مواجه شدند.

اخیرا و به واسطه بازی در فیلم «از گور برخاسته (The Revenant)» بود که لئوناردو دی کاپریو جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خود کرد، با این وجود، چنین جایزه ارزشمندی هم قادر نخواهد بود بازیگر با استعدادی چون دی کاپریو را از ادامه خلاقیت های اش باز دارد و مطمئنا در آینده ای نزدیک شاهده کارهای خلاقانه و جذاب دیگری از این بازیگر فوق العاده خواهیم بود. با توجه به این که دی کاپریو، هنوز چندان سن و سال بالایی ندارد و قادر به نقش آفرینی در فیلم های گوناگونی خواهد بود (در مقایسه با بازیگران بزرگی چون آل پاچینو و رابرت دنیرو که دیگر قادر به بازی در هر نقشی نخواهند بود)، و نیز با در نظر گرفتن کارگردانان بزرگی چون کوانتین تارانتینو و اسکورسیزی که دی کاپریو فیلم های چند سال اخیر خود را، غالبا زیر نظر آن ها انجام داده است، آینده او برای تمامی هواداران دنیای سینما حائز اهمیت خواهد بود و همگان در انتظار اند تا ببینند نقش های آینده او چگونه خواهد بود. البته این موضوع مقاله حال حاضر ما نیست و قصد نداریم آینده کاری این بازیگر را زیر ذره بین بگذاریم، بلکه قصد داریم نگاهی به گذشته پر فروغ این بازیگر فوق العاده انداخته و بهترین فیلم هایی که تا کنون در آن ها به ایفای نقش پرداخته را بررسی کنیم. ذکر این نکته حائز اهمیت است که بیشتر فیلم هایی که لئوناردو دی کاپریو تا کنون در آن ها به ایفای نقش پرداخته است، ارزش حداقل یک بار تماشا کردن را دارند و هیچ کدام بد نیست اند، با این وجود، ما از میان این فیلم ها، آن هایی را برگزیده ایم که بهترین بازخورد ها را در میان هواداران و منتقدان داشته اند. با سیارک همراه باشید.

ساحل/ The Beach 2000

حضور بازیگران با استعدادی چون دی کاپریو و تیلدا سوئینتون و نقش آفرینی آن ها در فیلم «ساحل»، توانست این فیلم را بدل به یک اثر هنری فوق العاده کند. دو شخصیت اصلی داستان فیلم ریچارد و سال هستند و این دو در جزیره ای بکر و دست نخورده یکدیگر را ملاقات می کنند؛ این در حالی است که نقشه ای که پیش از این در دست فردی بوده که در داستان فیلم خودکشی کرده است، به دست ریچارد افتاده است. ریچارد و سال به مرور وارد رابطه ای عمیق تر با یکدیگر می شوند و در کنار شکل گیری این رابطه، شاهد عادات و رسوم مردم بومی این جزیره هستیم (برای نمونه جشن هایی که در کنار آتش بر پا می کنند) و سایر فعالیت های آن ها، مانند کشاورزی که برای امرار معاش و گذران زندگی خود انجام می دهند و ریچارد و سال نیز نقشی در این گونه فعالیت ها به عهده می گیرند. با وجود این که این فیلم در زمان اکران خود با اقبال چندان خوبی از سوی منتقدان مواجه نشد و حتی کارگردان فیلم نیز طی مصاحبه هایی عنوان کرده بود که از محصول نهایی خود چندان رضایت ندارد، این نظری نبود که تماشاگران فیلم داشته باشند و برای آن ها روایت تازه و خلاقانه ای که از عشق و فداکاری در این فیلم مشاهده کردند، بسیار جالب توجه بود. «ساحل» از جمله فیلم هایی است که به خوبی می توان در آن شاهد استعداد های دی کاپریو و نقش آفرینی چشم نواز اش بود.

گتسبی بزرگ/ The Great Gatsby 2013

«گتسبی بزرگ» نیز از آن جمله فیلم هایی است که چندان توجه منتقدان را به خود جلب نکرد، با این وجود، همانند مورد قبلی، نظر بیشتر هواداران دنیای سینما، چیز دیگری بود و با این که چندان فیلم بی نقص و ایده آلی به شمار نمی رود، صحنه های به خصوصی در فیلم وجود دارد که می توان تنها به خاطر مشاهده دوباره و دوباره این صحنه ها، فیلم را تماشا کرد. باز لورمن، کارگردانی این فیلم را به عهده داشته است و تمامی تلاش خود را به کار بست تا بتواند چشمه ای از خلاقیت ها و سبک منحصر به فرد خود در به تصویر کشیدن وقایع داستان اش را به رخ بکشد که تا حدودی هم موفق به انجام این کار شد. داستان این فیلم در خصوص فردی به نام نیک (با بازی توبی مگوایر) است که از غرب آمریکا به شهر نیویورک سفر می کند تا شاید شرایط شغلی جدید و امکانات جدیدی برای زندگی اش فراهم شود. این سفر نیک مصادف می شود با همسایگی او با گتسبی بزرگ (با بازی لئوناردو دی کاپریو) و آشنایی این دو با هم که اتفاقات داستان فیلم را رقم می زند. البته گذشته از تمامی حرف و حدیث هایی که در خصوص این فیلم وجود دارد، از بازی فوق العاده دی کاپریو در نقش اصلی این فیلم نمی توان گذشت؛ بازی ای که جای هیچ گونه حرفی باقی نمی گذارد و به بهترین شکل ممکن انجام شده است. شاید کسی نمی توانست بهتر از او غرور و سر پا ایستادگی گتسبی را، در عین شکست هایی که متحمل شده و شرایط بد روحی اش، این گونه به تصویر بکشد.

دار و دسته های نیویورکی/ Gangs of New York 2002

«دار و دسته های نیویورکی» یکی از تجربه های نقش آفرینی لئوناردو دی کاپریو در فیلمی است که مارتین اسکورسیزی کارگردانی آن را به عهده داشت؛ همکاری ای که در نهایت ثمر بخش بود و تا حدودی انتظارات هواداران و منتقدان را بر آورده کرد. داستان این فیلم، روایت گر دار و دسته های خلاف کاری است که در نیویورک فعالیت می کنند و وقایع داستان فیلم، مربوط به زمانی می شود که هنوز جنگ های داخلی آمریکا به وقوع نپیوسته بود. همان گونه که در بیشتر فیلم های اسکورسیزی شاهد آن بوده ایم، در این فیلم نیز، بدون هیچ تعارفی  خشونت موجود در رفتار های اعضای این دار و دسته ها به تصویر کشیده می شود  و این مسئله، در کنار بازی های فوق العاده بازیگران این فیلم، از عوامل اصلی موفقیت آن بوده اند. دنیل دی لوئیز در این فیلم در نقش «بیل قصاب» بازی می کند و لئوناردو دی کاپریو در نقش والون که اصلیتی آمستردامی دارد. البته در مقایسه با سایر شاهکار های اسکورسیزی، شاید بتوان گفت که این فیلم چندان به پای آن ها نمی رسد، با این وجود، نقش آفرینی بازیگران اصلی آن فوق العاده بود و تا مدت ها در ذهن هواداران دنیای سینما ماندگار خواهد شد.

اگه میتونی منو بگیر/ Catch Me If You Can 2002

داستان این فیلم در ژانر درام و جنایی است و استیون اسپیلبرگ، کارگردانی آن را به عهده داشته است؛ فیلمی که از همان دقایق ابتدایی تا پایان فیلم، لحظات خوب و فرح بخشی برای تماشاگران آن به ارمغان می آورد. اسپیلبرگ، در این فیلم تمامی تلاش خود را به کار بست تا دی کاپریو شخصیتی بازیگوش و در عین حال با اعتماد به نفس پیدا کند تا بتواند به خوبی از پس نقش آفرینی یک خلافکار جذاب بر بیاید؛ در نهایت هم همین گونه شد و اسپیلبرگ توانست به این مهم دست پیدا کند. نقش مقابل دی کاپریو در این فیلم به عهده تام هنکس است و او نیز به خوبی از پس ایفای نقش شخصیت خوب داستان بر آمد و بازی بی نظیری از خود به نمایش گذاشت؛ تام هنکس در این فیلم در نقش پلیسی بازی می کند که در تعقیب و گریزی دائمی به دنبال دزد گریز پای خود، به نقاط مختلف کشیده می شود. سکانس پایانی فیلم و دوستی ای که بین دو شخصیت اصلی داستان شکل می گیرد، از دیگر نقاط قوت داستان و فیلم است.

یک مشت دروغ/ Body of Lies 2008

اگر قصد داشته باشید نقش آفرینی دو  تن از بزرگترین بازیگران نسل حاضر را بر روی پرده سینما و در کنار یکدیگر مشاهده کنید، «یک مشت دروغ»، انتخاب ایده آلی خواهد بود. علاوه بر این کارگردان این فیلم نیز، ریدلی اسکات، یکی از موفق ترین کارگردانان حال حاضر دنیای سینما است و در چند سال اخیر فیلم های بسیار خوبی روی پرده برده است. در فیلم های این سبک معمولاً شاهد صحنه های اکشن و درگیری های بسیاری هستیم، با این وجود، این فیلم از این حیث یک استثنا به شمار می رود و داستان خوب و پیچیده فیلم باعث شده است تا صحنه های اکشن تنها به عنوان قوت دهنده داستان فیلم و تقویت کننده آن به کار گرفته شوند. البته زمانی راسل کرو و لئوناردو دی کاپریو در کنار یکدیگر نقش آفرینی می کنند، امکان این که فیلم خوب از آب در نیاید تقریبا غیر ممکن خواهد بود. داستان فیلم، روایت گر اتفاقاتی است که مأمور های سی آی ای (سازمان امنیتی آمریکا) در خاور میانه تجربه می کنند و تدابیری که در خصوص مسائل مختلف می اندیشند و این مسائل به گونه ای بسیار باور پذیر و نزدیک به دنیای واقعی به تصویر کشیده شده است و اگر کسی قصد داشته باشد درک دقیق و درست تری از فعالیت های تروریستی و دنیای آن ها پیدا کند، با مشاهده این فیلم، به هدف خود دست خواهد یافت.

جدا افتاده/ The Departed 2006

زمانی که هدایت فرمان به عهده مارتین اسکورسیزی باشد، می توانید مطمئن باشید که تجربه سواری بسیار هیجان انگیز و فوق العاده ای خواهید داشت و «جدا افتاده» از آن فیلم هایی است که این تجربه را به بهترین شکل ممکن به ارمغان می آورد. جک نیکلسون، مت دیمون و لئوناردو دی کاپریو، سه بازیگر نقش های اصلی این فیلم فوق العاده هستند؛ فیلمی که به واسطه بازی خوب بازیگران و داستان خوب اش توانست نامزد دریافت جایزه اسکار در بخش های مختلفی شده و در نهایت جایزه بهترین تصویر پردازی و کارگردانی را از آن خود کند. جالب است بدانید که این فیلم در حقیقت بازسازی یک فیلم هیجان انگیز و معمایی هنگ کنگی است با نام «Internal Affairs». داستان فیلم روایت گر زندگی یک پلیس مخفی است (با بازی لئوناردو دی کاپریو) که وارد دار و دسته خلافکاری در شهر شده تا از مطالب مختلف و اقداماتی که قصد انجام دادن شان را دارند، آگاهی پیدا کند. بازی در نقش رئیس این گروه خلافکاری را جک نیکلسون به عهده دارد. نکته جالب توجه در خصوص داستان گیرا و جذاب این فیلم، بعد دیگر داستان است که در آن یکی از پلیس های عالی رتبه (با بازی مت دیمون) در حقیقت خبرچین این دار و دسته خلافکاری شده است و بیشتر اتفاقات داستان حول این دو عامل نفوذی و مخفی نگاه داشتن هویت شان می گردد. وقایع فیلم در بوستون جنوبی رخ می دهد و افراد این دار و دسته خلافکاری نیز اصلیتی ایرلندی دارند.

تایتانیک/ Titanic 1997

در سال 1997 بود که لئوناردو دی کاپریو، در نقش جک داوسن و در فیلم تایتانیک به بازی پرداخت؛ نقش آفرینی ای که بدل به یکی از ماندگار ترین کارهای او شد و فیلم نیز به طور کلی هواداران بسیاری در نقاط مختلف جهان پیدا کرد. تایتانیک در زمان اکران خود توانست رکورد بیشترین فروش در میان فیلم های هالیوود را از آن خود کند (رکوردی که برای سال های متمادی در اختیار اش ماند) و داستان فیلم به گونه ای است که تماشاگر را به سفری عاشقانه و جذاب و در عین حال غمیگین در تاریخ می برد و در نهایت همین داستان گیرا و جذاب فیلم بود که توجه هواداران بسیاری را در نقاط مختلف جهان به آن جلب کند. در کنار حادثه غم انگیزی که برای کشتی غول پیکر تایتانیک و سر نشینان آن رخ می دهد، شاهد رابطه عاشقانه دو شخصیت اصلی فیلم با بازی لئوناردو دی کاپریو و کیت وینسلت هستیم که جذابیت به خصوصی به داستان فیلم می دهد؛ بیش از هر چیز دیگری، بازی در این فیلم بود که بدل به سکوی پرتابی برای این دو بازیگر با استعداد شد و توانستند استعداد های بی نظیر خود در بازیگری را در این فیلم در معرض نمایش همگان قرار دهند. بدون این شک هنوز هم این فیلم به عنوان یکی از بهترین نقش آفرینی های دی کاپریو شناخته می شد و یکی از بهترین آثار سینمایی ای که هالیوود در بیست سال اخیر خود شاهد آن بوده است.

حقایقی جالب در خصوص فیلم: پیش از اتمام نهایی فیلم نامه تایتانیک، نسخه ای 165 صفحه ای توسط جیم کامرون نوشته شده بود و هنوز به اتمام نرسیده بود، با این وجود، لئوناردو دی کاپریو و کیت وینسلت از همان زمان علاقه زیادی به داستانی که در فیلم نامه روایت شده بود نشان داده و روی آن نسخه کار کرده بودند.

در صحنه ای از فیلم، شاهد دستی هستیم که در حال کشیدن نقشی از رز (با بازی کیت وینسلت) است؛ جالب است بدانید که این دست کارگردان فیلم، جیمز کامرون است و نه دی کاپریو. نکته ای که در این رابطه وجود داشت این بود که دی کاپریو راست دست بود و جیمز کامرون چپ دست، به همین خاطر مجبور شدند آینه ای مقابل دست جمیز کامرون قرار داده و تصویر در آینه را برای این کار ضبط کنند (در آینه دست راست نشان داده می شد).

در صحنه ای از فیلم، جک (با بازی دی کاپریو) دیالوگی را ادا می کند که از این قرار است: «من پادشاه جهان هستم.». این دیالوگ به نظر بسیاری از ماندگارترین دیالوگ های دنیای سینما به شمار می رود.

در صحنه ای از فیلم، دی کاپریو و کیت باید در مهمانی ای که توسط مسافران درجه سه کشتی تدارک دیده شده است برقصند و هر دوی آن ها پیش از شرکت در این صحنه مجبور شدند راه و روش رقص پلکا را بیاموزند.

جانی دپ، از جمله کسانی بود که بازی در نقش جک به او پیشنهاد شده بود و او این پیشنهاد را رد کرد؛ تصمیمی که حسرت بزرگی برای جانی دپ به شمار می رود.

جاده انقلابی/ Revolutionary Road 2008

این فیلم که در سال 2008 به روی پرده های سینما رفت، از این لحاظ که دو بازیگر نقش های اول فیلم تایتانیک، لئوناردو دی کاپریو و کیت وینسلت دوباره و در کنار هم به ایفای نقش می پرداختند، فیلمی منحصر به فرد به شمار می رفت و بسیاری برای تماشای آن لحظه شماری می کردند. داستان فیلم اقتباسی است از رمانی به همین نام، نوشته ریچارد ییتس و روایت گر داستان زندگی زوجی است که در حومه شهر با یکدیگر زندگی می کنند  و به مرور متوجه می شوند زندگی شان به آن سادگی ها که در ابتدای امر فکر می کردند، نیست و مشکلات زیادی گریبان گیرشان می شود. بر خلاف شور و شوق نو جوانی و زرق و برقی که در تایتانیک شاهد اش بودیم، در این فیلم بیشتر نظاره گر دنیای انسان های بالغی هستیم که با مشکلات مختلف خود دست و پنجه نرم می کنند. یکی از نکات مثبت فیلم که تا حدود زیادی باعث موفقیت آن شد، نقش آفرینی دی کاپریو در آن بود و در صحنه ای که با تمام وجود خشم و نا امیدی خود را پس از مدت ها خود داری بروز می دهد، تماشاگران فیلم برای مدتی شگفت زده و کمی وحشت زده شدند.

حقایقی جالب در خصوص فیلم: کیت وینسلت در زمانی که در حال ساخت این فیلم بودند، همسر رسمی کارگردان فیلم، سام مندس به شمار می رفت و به همین خاطر بازی به عنوان همسر دی کاپریو در این فیلم کمی برای او دشوار شده بود.

جاده انقلابی، دومین همکاری رسمی لئوناردو دی کاپریو و کیت وینسلت به شمار می رفت و همانند نخستین فیلم این دو بازیگر (تایتانیک)، این بار هم استودیوی پارامونت وظیفه پخش و تهیه منابع مالی فیلم را به عهده داشت.ترجمه  itrans.ir

این مقاله ادامه دارد...

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.