هنر عامیانه هند عمیقا مدیون زنان هند است


دهه های 1970 و 1980 چیزهای منحصربفردی را به خود دیده اند ورود هنرمندان حرفه ای زن، که برخی از آنها در مقایسه با بسیاری از همتایان خود با استعدادتر بودند. برخلاف غرب که در انجا فمینیستها در همه جا متحد هستند و برتری مردان را زیر سوال می برند، و عادلانه خواستار برابری کامل هستند، این پدیده در هند در یک زمینه غیرخصمانه روی داد. زنان هند تنها خواستار نقاشی و مجسمه سازی بودند. آنها استعداد و درخشش خود را اثبات کردند و احترامی را که شایسته آن بودند به دست آوردند. هند شروع به بهره گیری از استعدادهای استثنایی مجسمه سازان بنگالی میرا موکرجی (متولد 1923)، مرینالینی موکرجی (متولد 1949)، نقاشان دهلی ارپیتا سینگ (متولد 1937)، که با نقاش برجسته منظره پارامجیت سینگ ازدواج کرد، و ارپانا کائور (متولد 1954)، انجولی الا منون (متولد 1940) که در پاریس تعلیم دیده بود، رکها رودویتیا (متولد 1958) فارغ التحصیل دانشکده سلطنتی هنر، و لاکنو شاگرد گوجی ساروج پال (متولد 1945)، کرد.


هنر عامیانه هند عمیقا مدیون زنان هند است. از زمآنهای کهن، تزئین درگاهها، رنگ آمیزی دیوار، طراحی کف اتاقها، سوزن دوزی، نساجی و حتی نقاشی تصاویر بر روی کاغذ بر عهده زنان بوده است (هنرمندان مادهوبانی از بیهار با نمایشگاههایی که از طراحی های بسیار رنگی خود برگزار کردند به شهرت ملی و بین المللی دست یافتند). اما به لحاظ تاریخی، تا دهه 1930، هیچ هنرمند زنی نبوده است که هنر والا یا هنر اصلی دغدغه او باشد. شیر گیل نخستین زن هنرمندی بود که پا به عرصه گذاشت، عمدتا به این دلیل که او فقط در هند به دنیا امده بود، ولی در کل شخصیتی اروپایی داشت و از جنبه ظرافت طبع نیز هندی بود. روی هم رفته در هندی بودن او جای تردید وجود دارد، در میان مزارع گندم پنجاب متولد و پرورش یافته بود، جایی که پدر او اصالتاً به انجا تعلق داشت، او می توانست یک نقاش باشد و یا اجازه داشت تا تبدیل به یک نقاش شود. هر چند او به دلیل شجاعت استثنایی و نبوغ خود تبدیل به یک الگو شد، ولی برای بیش از ربع قرن پس از مرگ او در سال 1941 هنوز هم هیچ زن هنرمندی نتوانسته با او برابری کند. حال ناگهان با تعداد فزاینده ای از آنها مواجه می شویم، که عمق و بعد جدیدی را به هنر می بخشند، آن را غنی و کشورهای خارجی را شگفت زده می سازند. مجسمه های فیبری کنفی مرینالینی، نفس گیر هستند و نیروهای مقدس الهی را پیش می کشند، در طول نمایشگاه او در سال 1994 در موزه هنر مدرن آکسفورد از آثار او استقبال شد (که در انجا تراپتی پاتل نیز مجسمه های سرامیکی خود را در همان سال به نمایش گذاشت که با استقبال گرمی مواجه شد). و موفقیت اثر saleroom انجولی الا منون در کریستی و ساتبی از سال 1989به طور متقاعد کننده ای نشان داده است که هنرمندان زن هند ارزش واقعی خود را دریافته اند.


با آنکه زنان همچنان در عرصه هنر هند پیشگام و سردمدار بودند، گروهی از هنرمندان خانگی روی صحنه آمدند که با خود شور و نشاط و بینشهای جدیدی به همراه آوردند. یوسف (متولد 1952)، اخیلش (متولد 1965)، ویجی شیند (کتولد 1958) و پی. سرینیواسان (متولد 1951) انتزاع را با یقین و حساسیت انتخاب کردند که این روزها به ندرت در غرب به چشم می خورد. اتول دودیا (متولد 1959) در نخستین حضور خود در اوایل دهه 1980 نور، فضا و سطوح را همراه با مورد آزمون دیوید هاکنی از یک سو و چشمان تیزبین ادوارد هاپر به کار برد. در نقاشی های جدید او، رئالیسم عکس دهه 1970 را با رئالیسم ذهنی تلفیق کرده است تا داستان گویی اتوبیوگرافی را به میان بیاورد. نوع بسیار متفاوتی از سورئالیسم در آثار سورندران نایر (متولد 1956) چشمها را خیره و بیننده را هیجان زده می سازد، در حالیکه آثار پارش میتی (متولد 1965) با قدرت بوسیله ابرنگ درگیری بین اب، زمین و اسمان، و رویارویی بین زن و مرد را طی یک مسابقه بی پایان به صورت شوخ طبعانه به تصویر می کشد. با اینهمه، جذاب ترین هنرمند جوان ان. ان ریمزون (متولد 1957) است. یک مجسمه ساز متفکر که اغلب کف و دیوار را با چندین تصویر به ظاهر نامرتبط اشغال می کند تا بتواند کار خود را انجام دهد، تصاویری از تنفس، سردرگمی و پریشانی، و به چالش کشیدن مغز.


دو هنرمند جوان که یک سرو گردن بالاتر از سایر هنرمندان قرار دارند، مجسمه سازان کاپور و میستری می باشند. بسیار ماهر و کارآموخته که هر دو دارای شهرت جهانی هستند و پس از نمایش Britain در نمایشگاه آثار هنری دوسالانه ونیز در سال 1991، کاپور دو سال بعد موفق به کسب جایزه ترنر شد و در سال 1996 موضوع کتاب برجسته ای به قلم Germano Celant شد، در حالیکه میستری در سن سی و چهار سالگی در سال 1991 برای اکادمی سلطنتی انتخاب شد، پس از ترنر او جوان ترین استاد این دانشگاه بود. کاپور در اوایل دهه 1980 با انتزاع فوق العاده جدید خود به شهرت رسید که شامل طراحی کف با تکه هایی از رزین، چوب و رنگدانه های خالص است، که یادآور مراسم مذهبی هند بود. او خستگی ناپذیر و مبتکر بود به گونه ای که در کار بعدی خود جسورانه تر عمل کرد و شگفتی آفرین شد، طرحی که در ان اشکال ساده ای از سنگی تراشیده می شوند که سرچشمه عرفان بی انتهای هند و همچنین حامل مضمون فلسفی است. میستری، که آثار او فیگوراتیو هستند، با خودنمایی برابر با فلز، سنگ و چوب به همان نتایج دست یافت. پیکره هایی شبیه به ابوالهول، بالدار و عظیم الجثه با سر انسان، که پس از کاباناهای (ناقلین خدایان) چوبی شمال هند، تجلی بخش قدرت و اقتدار بودند، و این حالی بود که نقش برجسته های او طنین انداز متافیزیکال کنار گذاشته شده از اساطیر ایین هندو بودند. این آثار مربعی شکل رمز و راز و زیبایی گیج کننده خاصی داشتند. ماسکهای او که از لوازم خانگی چوبی و قدیمی شکسته هند ساخته شده بودند سبب برانگیختن احساسی بسیار کهن می شدند، همانند آنچه ماسکهای افریقایی انجام میدادند که پیکاسو نیز به نوبه خود از آنها الهام گرفته است.

آینده هنر معاصر هند

دهه 1980 شاهد ورود هند به خونین ترین مرحله سیاسی از زمان استقلال بوده است و تحولات خشونت آمیز داخلی ناشی از تروریسم تجزیه طلب به قیمت زندگی ده ها هزار نفر، از جمله ایندیرا گاندی تمام شد. اما همان گونه که تاریخ گواه ان است، هند دارای صبر و شکیبایی سرسام اور و استعداد شگرفی برای بقا است. هند جان سالم به در برد. از درد خودتحمیل شده رها، و با نیاز مبرم به اکتا، اتحاد، و احساس نیاز عمیق به تغییرات اساسی در سیستم مالی مندرس هند، پدیدار شد.
دهه 1990 با معرفی "اقتصاد باز" وارد مرحله جدیدی از تغییر شد، به تقلید از سایر کشورهای موفق در خاور دور همانند سنگاپور، مالزی و کره جنوبی. این اثر کلی به تدریج در باقیمانده هند گسترش یافت، و در حوزه هنر این اثر موجب به وجود آمدن رونق مجازی شد فروش آثار هنری معاصر بهتر از قبل آغاز شد، یک رویه تشویقی تعیین شد که به ساخت گالری های مورد نیاز در کشور کمک می کرد، که به صورت خلاقانه توسط گالری های وادهرا در دهلی، راخی سرکار CIMA در کلکته و گالری پاندول در مومبای رهبری می شدند.
از لحاظ بین المللی نیز علاقه به هنر معاصر هند به سرعت در حال رشد است. جشنواره بزرگ هند در بریتانیای کبیر در سال 1982 این هنر را به شیوه قابل توجهی از طریق برپایی نمایشگاه بزرگی در اکادمی سلطنتی هنر به غرب معرفی کرد. از ان زمان به بعد جشنواره های مشابهی در پایتختهای مهم و سرآمد جهان برگزار شدند.
کلکسیونرهای برجسته امریکایی، چستر و دیوید هرویتز، در نظر مردم نخستین خارجی هایی بودند که علاقه بی تناقض خود را به جنبش هنر مدرن هند نشان دادند، همراه با دوراندیشی قابل توجهی که بواسطه ان هزاران اثر هنرمندان هندی را در طول سه دهه گذشته خریداری کردند. موزه فوکوکا و موزه گلن بارا در اوزاکای ژاپن، مجموعه های مشابهی را به رخ می کشند، و به طور منظم نمایشگاههایی را از آثار هنرمندان هندی ساکن در هند و خارج از کشور بر پا می کنند. گالریهایی که متخصص هنر معاصر هند هستند ناگهان در کلان شهرهای غربی پدیدار شدند در حال حاضر در لندن تعدادی از این گالریها وجود دارد. این روند در سال 1987 با گالری هوریزون در بلومزبری که توسط هنرمندان اداره می شود آغاز شد (با همکاری شواری هنرهای هند و بریتانیا) و در حال حاضر توسط گالری کاپیل جاری والا و سایر گالریها در بخش باختری لندن ادامه می یابد.
خانه های حراج مشهور دنیا، همانند ساتبی و کریستی، در حالیکه به مدت چندین دهه فروش آثار هنری تاریخی هند را بر عهده داشته اند، از سال 1989 نیز فروش آثار هنر معاصر هند را در مومبای، دهلی، لندن و نیویورک، با سیر صعودی موفقیت به دست گرفته اند. این فروشها کلکسیونرهایی را از سراسر جهان جذب کرده اند، که نشان دهنده ارزش تجاری رو به رشد هنر هند در سطح بین المللی است. پیش از مشاهده 100 سال نقاشی هند شرکت Sotheby در سال 1996، منتقد و ویراستار برجسته، پیتر تاونسند، اظهار می کند که " این آثار بسیار جهانی به نظر می رسند، اما این آثار تنها توسط هنرمندان هند نقاشی شده اند". در میهن، که بواسطه موفقیت، خلاقیت هنرمندانش شاداب بود و جان گرفته بود، هنرمندان همچنان به تجربه، تکامل و توسعه ادامه می دهند که صحنه هنر معاصر هند را در دنیا بسیار درخشان می سازد. در این فضای خوش بینی است که نبوغ خلاقانه هند به هزاره جدید دست می یابد. 

 

- نظرات

ویدا ویدا 24 مهر 1397 15:18
واقعا زنان هنرمندی داره ترکیب رنگ هاشون عالیه کلا زندگی جاری هستش با رنگ لباس هاشون و تقاشی ها و در و دیوار ......

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.