اثرات برنامه های کارآفرینی بر روی دانشجویان دانشگاه

 

اخیرا کارآفرینی به عنوان یک عنصر کلیدی برای پیشرفت مورد بررسی قرار گرفته شده است و حتی راه حلی برای موقعیت کنونی اقتصاد است. کارآفرینی یک نیروی پیش برنده مانند: تولیدات و در راس آنها محیط نوآورانه در پشت پیشرفت اقتصاد کشورهای توسعه یافته هستند .مشخص است که سناریوی برنامه ریزی کارآفرینی و چالش هایش مورد توجه سیاست های جهانی است اما این اصل و اهمیتش بر اساس آمادگی کارآفرینان فعال است که از اقتصاد پایا و ثابت حمایت کنند.(سیارک)

دانشگاه های سراسر دنیا برای ایفای نقششان این اصل را سرلوحه ی اصول کار دانشگاه های خود برای آموزش و محیطی برای پژوهش قرار داده اند. به علاوه نمونه های جدید آموزش سطح بالا اصولا آموزش های سطح بالای اروپایی و با سطح استاندارد های اروپاست که به نوبه ی خود به پیوستگی کارآفرینی به عنوان یک بخش اجتناب ناپذیر از برنامه های دانشگاهی کمک کرده است.

در این راه دانشجویان می توانند برای ایجاد یک کسب و کار در ترم های کوتاه تری احساس آمادگی کنند. چه بخواهند چه نخواهند بلاخره باید این راه را طی کنند.

به طور کلی تحول در سیر ایجاد کسب و کار های جدید با استفاده از این علوم نشان دهنده ی شایستگی بیشتر و بیشتر آن است و آشکار است که از میان دیگر موضوعات آموزشی و برنامه های مکمل آن ، هدف ترویج  اصل و جوهره ی کارآفرینی در دانشجویان دانشگاه است .

مطالعات زیادی بر روی این چهارچوب نظری برای نزدیک شدن به نقطه مورد توجه کارآفرینان انجام شده است. بحث راه اندازی یک کسب و کار در هر شرایطی همیشه توسط فاکتورهای مهم خارجی تحت تاثیر قرار می گیرد و با توجه به این مسئله که کار آفرینی می تواند یک نیروی محرکه برای رقابت در اقتصاد محسوب شود  به وسیله ی دولتمردان مختلف که اهداف راه خود را بر پایه آن تعیین کرده اند اثبات شده است و برنامه ها و هدف هایی که در سطح بین المللی کارآفرینان را حمایت و تشویق می کند. اتحادیه ی اروپا در سال های اخیر اصلاحاتی محتاطانه را در آموزش های سطح بالا انجام داده است به گونه ای که محیطی مطلوب را برای کار آفرینان مهیا کرده است. برای اثبات رابطه ی بین گسترش اقتصاد یک کشور و ظرفیتش برای کار ها و شرکت های تازه تاسیس تحقیقات زیادی انجام شده است. برای به دست آوردن موافقت جمعی در این مورد لازم است که مقصود کلی کارآفرینی مقدماتی روشن تر شرح داده شود. بهره بردن از یک پیشنهاد جامع به ظرفیت برای کشف فرصت در بازار، ساخت شرکت های تازه یا پروژه های نوآورانه و خلاقانه جدید باز می گردد.

به وسیله توسعه، کارآفرینان همیشه درگیرودار نوآوری در کسب و کار هستند، مسئولیت هایی را برعهده می گیرند، از فرصت های موجود در محیطشان بهره می برند، برای معاملاتشان ریسک می کنند و پروژه هایشان را به سرانجام می رسانند؛ سطوح تازه ای از کار و نوآوری هایی که به آنها اجازه می دهد در بازار کار پایدار باقی بمانند را آزمایش می کنند.

با این وجود کارآفرینی روندی است که در یک دوره زمانی اتفاق می افتد و گام اول برای آن برخورد کارآفرینانه است. این برخورد نتیجه یک راه فکر کردن و رفتار کردن شخصی  با دگرگونی های خارجی ، موقعیت و اجتماع  با هم است و همگی آنها از مدل اصلی رفتار های کارآفرینانه سرچشمه می گیرند و بر پایه آن هستند.

مطالعات گفته شده همگی بر پایه این عقیده هستند که برنامه های آموزشی، کارآفرینی را پرورش می دهند. برای یک وسعت معین و سرازیری به سوی کارآفرینی در سال های اخیر کنجکاوی در مورد این موضوع، به رشد آن سرعت بخشیده است. تحقیقات ایجاد کسب و کار را برای داشتن آینده ای روشن معرفی کرده است به صورتی که نگرانی در مورد کار آفرینان باعث بالا رفتن کارایی و پیشرفت سیستم آموزشی شده است و همچنین روش کارآفرینی دانشجویان دانشگاه ها را نیز تحت تاثیر قرار داده است. اگرچه امروزه بعضی از افراد معتقدند که به تنهایی برای خودکار کردن، بهتر از کار تیمی است اما بعضی از افراد نیز هستند که معتقدند لازمه ی کارآفرینی کار گروهی است زیرا سطح دانش چندین نفر به توسعه ی کسب و کار کمک می کند و دیگر جنبه های شخصیتی مانند: حس رهبری و حس کار کردن در یک گروه را تقویت می کند. تمامی این موارد باعث می شوند که دانشگاه ها این ریسک را بکنند که در برنامه های کارآفرینی خود، شخص، هم راه کسب و کار گروهی و هم راه کسب و کار فردی را بیاموزد.(سیارک)

سه عامل  روش های شخصی، معیار های اجتماعی و درک کنترل رفتاری که بر روی وضعیت کارآفرینان تمرکز دارند به وسیله ی زمان دهی های دیگر مستقیما مورد تاثیر قرار می گیرند.

همه ی مطالعات نشان می دهد که اختلافات فرهنگی تاثیر قابل ملاحظه ای بر روی استعدادهای فردی برای شروع کسب و کار دارد.

فاکتور های مورد توجه کار آفرینان نتیجه کنش و واکنش میان روش های شخصی، معیار های اجتماعی و درک کنترل های رفتاری است.

در این عرصه شخصی کارآفرین می شود که در جامعه تصویر ی مثبت از خود نشان داده است و توسط افراد با نفوذ مورد حمایت قرار گرفته است. برداشت شخصی، از قابلیت های کلیدی برای موفقیتش است. درست همان طور که به کسب و کار و زندگی اش معتقد باشد در آن موفق خواهد بود.

اولین متغیری که فاکتورهای مورد توجه کارآفرینان را معلوم می کند همگی به عنوان درک کنترل رفتاری در کارآفرینی شناخته می شوند و به این سمت سوق یافته اند. مردم عقیده های مثبت و منفی در مورد کارآفرینی دارند . پرطرفدارترین گزینه در این موارد اثبات استعداد رفتارهای کارآفرینانه در آینده است.

معیارهای اجتماعی: شروع معیار های اجتماعی به این درک بستگی داردکه فرد به حمایت افرادی که در دور و برش است نیاز دارد. مانند: خانواده، دوستان، همکلاسی های مدرسه یا دانشگاه، همکاران و .. این مدل رابطه بین توجه به شروع یک کسب و کار و توقع، فشار و رضایت افراد ی که  از فرد مورد نظر حمایت می کنند را اثبات می کند.

درک کنترل های رفتاری : مورد سوم فاکتور های مورد توجه کارآفرینان است که بر اساس درک کنترل های رفتاری درجه بندی شده است. این بدان معناست که شخص درک کرده باشد که هرچند سخت یا آسان ، کارآفرین است و عقایدش در مورد توانایی هایش را برای غلبه بر مشکلاتش استفاده کند و سر انجام به درجه های بالای قابل قبولی در کارآفرینی برسد و خطرهایی را مربوط به ایجاد کسب و کار خود انجام دهد. (سیارک)

 

نظرات

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربری شوید. ورود یا ثبت نام

بیشتر بخوانید