
(سیارک) توسعهها در طول چند دههی اخیر منجر به شیوهی تفکر جدیدی در دیدگاههای اقتصاد و مدیریت شدهاند. دیدگاه علمی به مدیریت، که بر کاربردهای مدیریتیِ ابتدایی برنامهریزی، سازماندهی، ریاست و نظارت تأکید میکند، اکنون بهنظر میرسد که نمیتواند عصر تغییر را که اقتصاد و سازمانها را مشابه یکدیگر توصیف میکند، شرح دهد. این مقاله با تأکید بر مدیریت عادی، بر توضیح مدل منطقی مدیریت تمرکز میکند، و در ادامه به بحث درمورد دیدگاههای تازه مانند نظریهی آشوب یا بی نظمی که آنرا نظریهی پیچیدگی هم میخوانند و نیاز به مدیریت و نوآوری ویژه میپردازد. روش رسیدن به یک نقطهی تعادل بهنشانهی موفقیت، در اقتصاد امروز اعتبار ندارد. ما در یک محیط نامعلوم زندگی میکنیم ازنظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که نیاز به یکسری مهارتهای اجرایی جدید دارد. مهارتهای لازم عمدتاً براساس جمعآوری اطلاعات، تصور ایدهها برای شکلگیری مدلهای جدید، تنظیم چشماندازها و سپس شبکهبندی در داخل و خارج از محیط سازمان، با مردم و همکاران خواهد بود. این کار نیازمند به مدیران، مجریان یا سیاستمدارانی است که مهارتهای تفکر غیرخطی را بهدست آورند و بهعنوان رهبر ایفای نقش کنند و نه مدیرانی که بر مجموعهی ثابتی از اهداف رسیدگی و نظارت میکنند.
روند توسعهی تشکیلات سازمان تجاری نشاندهندهی مشخصههای پیچیدگی و تنوع است وآشوب یا بی نظمی بهناچار در این روند وجود دارد. ما باید یک نوآوری سازمانی را بهطور مثبت اجرا کنیم تا بتوانیم به این وضعیت رسیدگی کنیم. تشکیلات سازمانی یک نوع سیستم پیچیده است، و نوآوری سازمانی در روند توسعهی این سازمان، فرایند بهخصوصی است. سیستم نوآوری سازمانی نیز سیستمی پیچیده است. نظریهی آشوب یا بی نظمی موضوع تحقیق در قانون کلی سیستم پیچیده است. این نظریه برای روند پیچیدهی نوآوری سازمانی، بهعنوان دستورالعمل بهکار میرود. و موقعیت بحرانی خودسازماندهی درآشوب یا بی نظمی، مشخصهی مهم کاربرد عملی را برای "کمیتِ نوآوری" در روند نوآوری سازمانی داراست.
نظریهی آشوب یا بی نظمی یک رشتهی تحصیلی در شاخهی ریاضی است که در چند رشتهی علمی ازجمله هواشناسی، فیزیک، مهندسی، اقتصاد، زیستشناسی و فلسفه کاربرد دارد. نظریهی آشوب یا بی نظمی به مطالعهی رفتار سیستمهای دینامیکی میپردازد که نسبت به شرایط اولیه بسیار حساسند اثری که عموماً به آن اثر پروانهای گفته میشود. تفاوتهای کوچک در شرایط اولیه (مانند آنها که بهعلت خطاهای گردکردن هنگام محاسبه پیش میآیند) به نتایج بسیار واگرایی برای چنین سیستمهای دینامیکی منجر میشوند، که بهطور کلی پیشبینی درازمدت را غیرممکن میکنند. این رویداد حتی علیرغم اینکه این سیستمها معین هستند رخ میدهد، بدین معنی که رفتار آیندهی آنها کاملاً توسط شرایط اولیهشان تعیین شده، بدون اینکه هیچ عنصر تصادفی در آن دخالت داشته باشد. به عبارت دیگر، طبیعت معین این سیستمها، آنها را قابل پیشبینی نمیکند. این رفتار را با عنوانآشوب یا بی نظمی معین، یا صرفاًآشوب یا بی نظمی میشناسند. این موضوع را ادوارد لورنز بدین شرح خلاصه کرده است:
آشوب: هنگامی که حال، آینده را تعیین میکند، اما حالِ نسبی تقریباً آینده را تعیین نمیکند.
رفتارآشوب یا بی نظمی را میتوان در سیستمهای طبیعی بسیاری مشاهده کرد، ازجمله آب و هوا. توضیح چنین رفتاری باید از نظر تحلیل مدل ریاضی آشوب یا بی نظمی ، یا از منظر روشهای تحلیلی مانند طرح بازگشت و نقشههای پوانکاره دیده شود. ترجمه itrans.ir