ابرقهرمان سیاه پوش تورین

در

(سیارک) شاید 500 سال دیگر تاریخ نگاران به ابرقهرمانان فیلمهای امروزی به چشم خدایانی نگاه کنند که در معرض هوای نفس انسانی قرارگرفته اند. خصایصی چون حسادت، غرور و... و این خیلی دور از انتظار نیست. چراکه اگر شما نوشته های تاریخ نگاران امروزی را نگاه کنید درخواهید یافت که اسطوره های یونانی، به چشم آنان، از همین خصایص انسانی سرچشمه گرفته اند. چراکه این انسان است که این ابرقهرمانان و اسطوره ها را برای خود تداعی می کند. با تمام این تفاسیر آنچه درخاطر ما باقی می ماند، آن اسطوره هایی هستند که هرچند به نظر می رسد فراانسانی باشند، اما کاملا در محدوده انسانیت می گنجند. اسطوره هایی چون آشیل و غرور عجیبش، هکتور و کله شق بودنش و بی پروایی اودیسه هومر.

جان لوئیجی بوفون، دوران فوتبالی خود را نه به عنوان یک ابرقهرمان یا حتی قهرمان، بلکه تنها به عنوان یک انسان به اتمام خواهد رساند. متأسفانه او درحالی از میادین خداحافظی کرد که هیچگاه قادر به کسب قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا با لباس تیمش نشد. این قهرمانی می توانست برای او به شیرینی کسب قهرمانی جهان باشد و شاید بتوان گفت که تنها چیزی است که بوفون با تمام وجود تمایل به کسب آن داشت و در کمال تأسف در رسیدن به این مهم ناکام بود.

درست در لحظه ای که تمام امیدها برای یوونتوس نقش برآب شده بود، بوفون نه به عنوان یک قهرمان و نه حتی به عنوان یک بازنده که شکست را می پذیرد، بلکه به تندی و تلخی و با یک کارت قرمز از زمین بیرون رفت. ظرف چهل ثانیه در اسپانیا خشم بر بوفون مستولی گشت و نشان داد که خیلی برایش مهم نیست دیگران در مورد او چه فکری دارند. همانگونه که طی چهل سالی که از عمرش می گذرد همینگونه بوده است.

حال بیایید نگاهی به اتفاقاتی که در بازی میان رئال و یوونتوس در چهارچوب رقابتهای لیگ قهرمانان (مرحله حذفی) افتاد بیندازیم و بازی و واکنشهای سنگربان یووه را از منظری دیگر نگاه کنیم.

هنگامی که سرود ملی دو کشور خوانده می شد

جالب توجه است که در این لحظه هر بازیکنی عکس العملهایی از خود نشان می دهد که می توان برداشتهایی از آن کرد. زمانی که سرود ملی کشور در بلندگوهای ورزشگاه طنین انداز می شود؛ زمانی که پرچمهای دو کشور برافراشته می شوند، بازیکنانی که به خط ایستاده اند، هرکدام عکس العملی از خود نشان می دهد. برخی چشمانشان را می بندند، برخی از روی اضطراب دستانشان را تکان می دهند، برخی سرجایشان کمی تکان می خورند و ... در مقابل هربازیکن یک کودک نیز ایستاده است. آنهاهم حالاتی مخصوص به خود دارند که به دوربین نمایشگر بنا به موقعیتی که درآن هستند، نشان می دهند. حال زمانی که دوربین از همه بازیکنان می گذرد و به جان لوئیجی بوفون می رسد، اورا می بینیم که با لباس سیاه رنگش، با اعتماد به نفس بالا سرجای خود کمی تکان می خورد و با مهربانی دست برشانه کودکی دارد که در مقابلش ایستاده. کودک از این خوشحال است و به دوربین چشمک می زند.

پرتاب سکه

یوونتوس در خانه متحمل شکست سنگینی شده بود. آنها با سه گل از کهکشانی ها شکست خورده بودند و یکی از گلها که روی ضربه قیچی برگردان فوق العاده رونالدو به ثمر رسید، تشویق هوادران یوونتوس را نیز برانگیخت. حال بوفون در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو در مقابل هواداران تیمی که این شکست را به آنها تحمیل کرده اند باید با انداختن سکه زمین تیم خودرا مشخص کند. اما برخلاف انتظار او کاملا عادی رفتار می کند و به هیچ وجه اضطرابی در صورتش مشهود نیست. انگار با جمعی از دوستان و هم محله ای های خود به برنابئو آمده تا فوتبال بازی کند. با صورتی بشاش به سمت داور می رود. سکه را می اندازند. مارسلو را در آغوش می گیرد و می بوسد. در تمام لحظات در حال لبخند زدن است. آرامش قبل از طوفان. دست می دهند. یکدیگر را می بوسند و با هم خوش و بش می کنند.

گل دوم یوونتوس به رئال

 

اگر اولین گل یوونتوس تنها از روی حساب و کتاب به دست آمده باشد، حساب و کتابی که برای رسیدن به هدف نهایی ملزم بود، گل دوم آنها از روی اعتقاد راسخشان به پیروزی به دست آمد. استفان لیختشتاینر از سمت راست خط دفاعی رئال نفوذ کرد و توپ را سانتر کرد. ستاره کروات یوونتوس، مانژوکیچ، با جاگیری فوق العاده ای که در گل اول هم داشت، با پروازی بلند خودرا به توپ رسانید و آنرا وارد دروازه کرد. با این گل یوونتوس اقبال بیشتری پیدا کرد. آنها تنها یک گل دیگر احتیاج داشتند تا خط دفاع کهکشانیها را که از رهبر و کاپیتان خود، راموس، محروم بودند، متزلزل تر از قبل کنند. مانژوکیچ داشت به بهترین نحو ممکن وظیفه اش را انجام می داد و کاری که دیبالا و هیگواین در خانه خود تنوانسته بودند انجام دهند، به دست این ستاره کروات درحال عملی شدن بود.

به دروازه تیم برمی گردیم و می بینیم که بوفون بسیار خوشحال است به گلزن تبریک می گوید اما در چهره اش می توان دید که می داند هنوز کار تمام نشده. آنها بازهم گل می خواهند. مکس آلگری روی نیمکت یوونتوس سعی می کند در کمال آرامش نکاتی را به بازیکنانش گوشزد کند. باید به آنها بفهماند که وقت فکر کردن است. وقت تمرکز کردن است. و شادی کافی است.

گل تساوی بخش

حال به گل سوم می رسیم. گلی که بلز ماتوئیدی به ثمر رساند و شادی وصف ناپذیری برای بوفون به ارمغان آورد. حال بوفون روبه هوادارن خود کرد. کسانی که از تورین به ورزشگاه آمده اند تا حامی تیمشان باشند. بوفون در کمال خوشحالی شروع به فریاد زدن می کند و این شادی را با آنها شریک می شود. پس از این خوشحالی دستانش را رو به آسمان می گیرد. حال یک قدم دیگر تا رقم زدن یک شگفتی فاصله دارند. تنها یک گل دیگر و کار کهشکانی ها تمام خواهد شد. بوفون به فینال مسابقات خواهد رسید.

تصمیم نهایی، کارت قرمز، خط پایان

بوفون، سنگربان افسانه ای ایتالیا، مردی است که به بلندترین غله های افتخار در زمان بازیگری اش رسیده، او کسی است که سال 2006، درآلمان کاپ قهرمانی جهان را بالای سر برد. اما همانند همه مردان بزرگ طعم تلخ شکست را نیز چشیده است. آنها پیش از این به فینال رقابتهای لیگ قهرمانان رسیده اند و ناکام مانده اند. حتی در فصل جاری پس از شکستی که یوونتوس مقابل ناپولی متحمل شد، ممکن است تنها فصلی برای آنان باشد که به هیچ جامی دست نیافته اند.

به بازی برمی گردیم. زمانی که مایکل اولیور سوت زد و برای رئال اعلام پنالتی کرد، همه چیز رنگ دیگری به خود گرفت، رنگ خشم و هیاهو. بوفون که تنها سی دقیقه بیش دست به آسمان برده بود و در رویای رسیدن به فینال و کسب این قهرمانی درکنار دیگر افتخاراتش بود ناگهان از کوره در رفت و به سمت داور آمد. اعتراضهای او کارت قرمز مایکل اولیور را به همراه داشت. تنها در یک لحظه، در چند ثانیه همه چیز دگرگون شد و آن همه امید و شادی تبدیل به خشم شد. بوفون سیاه پوش توپ را زیر بغل گرفته و با عصبانیت فریاد می زند و خود را این ور و آن ور می کند. او دیگر خودی را از ناخودی تشخیص نمی دهد و هم تیمی هایش را کنار می زند تا به داور برسد و خشم خود را با فریاد زدن بر سر او نشان دهد. درنهایت با کارت قرمزی که دریافت می کند از زمین مسابقه بیرون می رود.

همانگونه که قبل از این نیز اشاره کردم، بوفون سراسر احساسات است. او چیزی را مخفی نمی کند و همه احساس خود را با تمام وجودش نشان می دهد. به نظرم صحبتی که کارولینا بیانگر پس از بازی راجع به او کرد کاملا درست است. او گفت: « زمانی که پنالتی اعلام شد، بوفون همان حسی را تجربه کرد که هرکدام از هواداران یوونتوس درسراسر دنیا داشتند و با تمام ظرفیتی که قلب آدمیزاد از تحمل ناراحتی و عصبانیت دارد، آنرا نشان داد و گویی خشم میلیونها هوادار در سینه او جمع شده بود. پس از اعلام پنالتی دیگر فرقی نمی کرد چه کسی درون دروازه ایستاده باشد، و من ازاینکه به جای اینکه کاپیتان شکست خورده تیم را در دروازه ببینم، بسیار خوشحال شدم که او به جای اینکار، خودرا رها کرد و پس از اخراج از زمین بیرون رفت.»

برای بازیکنی چون بوفون، این پایان اصلا چیزی نبود که انتظارش را می کشید. تمام شادی و امیدهایش نقش برآب شده بود. فرقی نمی کند که اعلام پنالتی درست بوده باشد یا نه، بازیکنی چون بوفون به پایان بهتری نیاز داشت، این پایان در حد و اندازه او نبود. راستش را بخواهید این همان منصفانه نبودن ذاتی زندگی است (حتی اگر پنالتی درست بوده باشد)؛ تناقض زندگی است که آدمی را ازکوره به در می کند.

اما این تناقض عالی است. این همان چیزی است که نفس آدمی را به وجود می آورد. اگر در حق بوفون بی عدالتی شده بود او باید نشان می داد. باید خشم خود را رها می کرد. این همان کاری است که آدمیزاد در رویایی با بی عدالتی می کند. اینگونه است که می توان اورا انسانی شریف نامید. او همان چیزی را که به ذهنش رسید بیان کرد. با تمام وجود. با تمام جدیت و بی هیچ نقاب و رنگ و لعابی. کاملا بی تفاوت به آنچه درباره او خواهند گفت یا نوشت. این دقیقا نقطه مقابل نمایش دادن است، نقاب داشتن. کاری که کریستیانو رونالدو به خوبی انجام می دهد. او کودکی است که خوب می داند چگونه باید رفتار کند تا به طبع دیگران خوشایند باشد. او خوب بلد است نمایش بدهد.

من باور دارم، بوفون به اینکه دیگران چگونه راجع به او می اندیشند فکر نمی کند. البته این برخورد را نباید با برخورد آن نوجوان آزاردهنده ای که همه کار می کند تا نشان دهد برایش مهم نیست دیگران چه فکری می کنند، مقایسه کرد. من باور دارم بوفون جای دیگری سیر می کند. در زمانی دیگر. با تمام وجود احساسات خودرا نشان می دهد.

آن شب در برنابئو، بوفون کاری کرد که برخی از احترام خود به او کاستند. برخی اورا سرزنش کردند و برخی قضاوت. بسیاری از او انتقاد کردند و گفتند که در شأنش نبوده اینگونه رفتار کند.اما رفتار بوفون جدیت و بی پرده بودن ذات انسانی را نشان می داد. انسان یعنی همین. نظر شما در رابطه با رفتار بوفون چیست ؟ لطفا در قسمت نظرات با کاربران به اشتراک بگذارید.(سیارک)

 

نظرات

در ادامه بخوانید...

درخواست رومن آبراموویچ برای معاوضه گرت بیل با ادن هازارد

در

(سیارک) اخباری منتشر شده مبنی براینکه صاحب باشگاه چلسی، رومن آبراموویچ، به دنبال آن است که ادن هازارد را با گرت بیل معاوضه کند. با توجه به شایعاتی که پیرامون درخواست باشگاه تاتنهام برای خرید بیل شنیده می شود، حالا رومن آبراموویچ با تمام قوا به دنبال آن است که ستاره ولزی را در فصل آتی در اختیار بگیرد.

با توجه به مسائلی که میان بیل و سرمربی تیمش زین الدین زیدان در فصل جاری پیش آمده احتمال جدایی او از کهکشانیها بسیار قوی شده. در یک شانزدهم نهایی رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا، زیدان بازیکنانی چون مارکو آسنسیو و ایسکو را به بیل ترجیح داد و تنها فرصتی که نصیب بیل شد بازی در دور برگشت رقابت مقابل یوونتوس (یک هشتم نهایی) بود که برخلاف انتظار عملکرد خوبی نشان نداد و چند بار لو دادن توپ و چند حرکت اشتباه تنها ثمره زحمات بیل در نیمه اول بود. به همین خاطر بود که در نیمه دوم زیدان مجبور به تعویض او شد و تنش میان ایندو بیش از پیش قوت گرفت.

سال 2013 بود که گرت بیل جوان راهی مادرید شد و از آن زمان تا کنون در 183 بازی ای که برای کهکشانیها به میدان رفته مجموعا 140 گل و پاس گل به نام خود ثبت کرده است و نتوانسته آنگونه که باید انتظارات هواداران و رئیس باشگاه را برآورده کند. البته نقش مصدومیتهای پیاپی اش را نمی توان در این روند نزولی نادیده گرفت. با این حال رئیس باشگاه براین باور است که دیگر حضور او در تیمش مثمر ثمر نخواهد بود. بیل در فصل جاری تنها در شانزده بازی در چهارچوب رقابتهای لیگ برتر در ترکیب اصلی تیم قرار داشته و توانسته در 15 گلی که تیمش به ثمر رسانده نقش داشته باشد.

با توجه به مطالبی که عنوان شد، احتمال جدایی بیل از رئال تقریبا قطعی است. درسوی دیگر اما چلسی مهره ارزشمندی را برای معاوضه با او در نظر گرفته که برای مسئولان رئال وسوسه انگیز خواهد بود. ادن هازارد در فصل جاری در لیگ جزیره عملکرد نسبتا خوبی داشته و در 294 بازی که با پیراهن چلسی به میدان رفته در 161 گلی که تیمش به ثمر رسانده موثر بوده است. در سال 2012 بود که هازارد از لیل جدا شد و به آبیهای لندن پیوست و از آن زمان تاکنون روی هم رفته عملکرد خوبی داشته. باشگاه چلسی با انتخاب هازارد شاید بتواند به راحتی رقیب احتمالی خود، تاتنهام، را کنار بزند و موفق به جذب ستاره ناکام این فصل رئالیها شود.

باید خاطرنشان کرد که این اولین باری نیست که رئال اظهار علاقه برای جذب هازارد می کند و پیش از چلسی قصد خرید این بازیکن را داشته ولی موفق به نهایی کردن مذاکرات نشده بوده است. حالا همه چیز به گرت بیل بستگی دارد و تصمیم او.(سیارک)

نظرات

در ادامه بخوانید...

رکورد جدید کریستیانو رونالدو

در

روز یک شنبه گذشته بود که کریستیانو رونالدو که اکنون در باشگاه ایتالیایی یوونتوس توپ می زند، با به ثمر رساندن چهارصدمین گل باشگاهی خود به رکورد تازه ای دست یافت: او بدل به تنها بازیکنی شد که تا کنون در پنج لیگ معتبر اروپایی توپ زده است و مجموعا توانسته چهارصد گل در تمامی بازی های خود به ثمر برساند.

درخشش رونالدو در لیگ جزیره و با منچستر یونایتد آغاز شد، پس از آن به رئال مادرید رفت و در حال حاضر هم که در باشگاه یوونتوس توپ می زند. کریستیانو رونالدو، در مدت زمان فعالیت اش در لیگ جزیره، هشتاد و چهار بار پای اش به گلزنی باز شد، در لالیگای اسپانیا سیصد و یازده بار و در نهایت هم با به ثمر رسانده پنجمین گل خود با پیراهن یوونتوس (در بازی مقابل جنوا) به این رکورد دست یافت. این مسئله و رکورد تازه رونالدو، سبب شده است تا افرادی که علاقه به بحث و جدل در مورد مسی و رونالدو دارند و این دو بازیکن را مقابل یکدیگر قرار می دهند، بهانه تازه ای پیدا کرده و از کریستیانو رونالدو طرفداری کنند، با این حال، نکته ای که این افراد از توجه به آن نباید غافل بمانند این است که با وجود این که مسی هنوز نتوانسته است به رکورد چهارصد گل باشگاهی رونالدو دست یابد، با این حال با آمار 0.91 گلز زده در هر بازی، عملکرد نسبتا بهتری از کریستیانو رونالدو داشته است (با 0.80 گل زده در هر بازی). در جدول زیر می توانید نام شش بازیکنی را مشاهده کنید که از لحاظ گل زده باشگاهی عملکرد بهتری نسبت به دیگران داشته اند:

نام بازیکن

تعداد بازی های باشگاهی

گل زده

کریستیانو رونالدو

497

400

لیونل مسی

426

389

جیمی گریوز

529

366

گرد مولر

427

365

استیو بلومر

599

317

دیکسی دین

362

310

 این در حالی است که کریستیانو رونالدو به هنگام نوجوانی و شروع حرفه ای فوتبال خود، در باشگاه کشور زادگاه اش پرتغال، اسپورتینگ سی پی، سه گل در لیگ پرتغال به ثمر رسانده است که در این رکورد او لحاظ نشده اند. علاوه بر این، کریستیانو رونالدو یک رکورد دیگر هم به نام خود به ثبت رسانده است: او در تاریخ رقابت های جام قهرمانان اروپا تا کنون توانسته است صد و بیست گل به ثمر برساند که در نوع خود بسیار قابل توجه است. نفر بعدی پس از او، لیونل مسی است با هفده گل زده کمتر در این رقابت ها.

مدت زمان چندان زیادی از حضور کریستیانو رونالدو در یوونتوس نمی گذرد و در بازی چهارم اش با پیراهن این تیم بود که خودی نشان داد و دو گل به ثمر رساند. تابستان گذشته بود که با قرار دادی به ارزش صد میلیون دلار، این فوق ستاره پرتغالی از رئال مادرید روانه یوونتوس شد.

نظرات

در ادامه بخوانید...