ضرب المثل های انگلیسی بخش دوم

بخش دوم

Each bird loves to hear himself sing

هر پرنده ای صدای آواز خود را دوست دارد. منظور این است که همه خود را کامل می دانند و کسی حاظر نیست نقاط ضعف خود را ببیند(معادل فارسی آن می شود: کسی به ماست خودش نمیگه ترش).

Early to bed and early to rise makes a man healthy

زود به رختخواب رفتن و زود از خواب بیدار شدن انسان را سلامت می کند(معادل فارسی آن می شود: سحر خیز باش تا کام روا باشی).

East or West ? home is best

شرق یا غرب؟ خانه بهترین است. منظور این است که مهم نیست کجا باشید خانه ی خودتان بهترین مکان است(معادل فارسی آن می شود: هیچ کجا خونه ی خود آدم نمیشه).

Easy come, easy go

چیزی که به آسانی به دست آمده باشد به آسانی نیز از دست می رود(معادل فارسی آن می شود: باد آورده را باد می برد).

Empty vessels make the greatest (the most) sound

کوزه ی خالی صدای بلند تری تولید می کند. منظور این است که افراد نادان بیشتر تمایل به خود نمایی دارند و بیشتر دوست دارند که دانش و علم خود را به رخ دیگران بکشند(معادل فارسی آن می شود: عین طبل تو خالی صدا می دهد، درخت هر چه پر بار تر شاخه هایش افتاده تر).

Every dog is a lion at home

هر سگ در خانه ی خود شیر است. منظور این است که افراد ترسو در جای امن ادعای شجاعت و شیر دلی دارند در حالی که در موقعیت های خطر ترسو هستند(معادل فارسی آن می شود: شیر خانه و روباه بیشه).

Everything is good in its season

هر چیزی در فصل خودش مناسب است(معادل فارسی آن می شود: هر چیزی به جای خویش نیکو است).

 Experience is the mother of wisdom

تجربه مادر دانش است. منظور این است که افراد تنها به دانش خود بسنده نکنند زیرا تجربه ی دیگران حاصل اشتباهات آن ها است که آن را بدون بها به دست نیاورده اند. این تجربه است که منجر به دانش می شود.

Experience keeps no school, she teaches her pupils singly

تجربه هیچ مدرسه ای ندارد. او به هر کدام از دانش آموزانش جداگانه درس می دهد.

Far from eye, far from heart

دور از چشم، دور از قلب. منظور این است که کسانی که از لحاظ فاصله از ما دور هستند از قلب ما هم دور می شوند و به دست فراموشی سپرده می شوند(معادل فارسی آن می شود: از دل برود هر آن کس که از دیده برفت).

First think, then speak

اول فکر کن و بعد صحبت کن.

Follow the river and you'll get to the sea

رودخانه را دنبال کن و تو حتما به دریا خواهی رسید. منظور این است که برای رسیدن به هدف های بزرگ لازم است ابتدا هدف های کوچکی را دنبال کنیم که به ما در رسیدن به هدف بزرگتر کمک می کند.

Fools and madmen speak the truth

نادان و دیوانه هر دو حقیقت را می گویند(معادل فارسی آن می شود: حرف راست را باید یا از بچه شنید یا دیوانه).

Forbidden fruit is sweet

میوه ی ممنوعه شیرین است. منظور این است که گناه در مقابل انسان قبل از این که انجام شود زیبا جلوه می کند. هر چیزی که برای انسان ممنوع شده باشد به نظر لذت بخش می رسد.

Four eyes see more (better) than two

چهار چشم بهتر از دو چشم می بیند. منظور این است که همکاری و هم فکری با دیگران به حل مشکلات بیشتر کمک می کند(معادل فارسی آن می شود:  دو عقل بهتر از یک عقل کار می کند).

From bad to worse

از بد تا بدترین. منظور این است که تنها دو حق انتخاب داشته باشی که هر دو بد هستند اما یکی از آن ها به نسبت دیگری وضعیت بهتری دارد(معادل فارسی آن می شود: بین بد و بدتر یکی را انتخاب کردن).

Give never the wolf the wether to keep

قوچ را برای نگه داری به دست گرگ نسپار. منظور این است که چیز هایی که با ارزش هستند را در اختیار افراد نا اهل قرار ندهید(معادل فارسی آن می شود: گوشت را به دست گرگ نده).

Good clothes open all doors

لباس های خوب تمام در ها را باز می کنند. منظور این است که ثروت و موقعیت اجتماعی انسان را عزیز کرده و باعث احترام دیگران می شود(معادل فارسی آن می شود: آستین نو بخور پلو).

Half a loaf is better than no bread

نصف قرص نان بهتر از نبود نان است. منظور این است که برخی چیز ها هر چند که کم یا کم ارزش هستند اما بودندشان بهتر از نبودنشان است(معادل فارسی آن می شود: کاچی به از هیچی).

He is not poor that has little, but he that desires much

فقیر کسی نیست که پول ندارد، فقیر کسی است که خواسته های زیادی دارد.

He that comes first to the hill may sit where he will

کسی که اولین نفر به بالای تپه می رسد می تواند هر جا که دوست داشت بنشیند. منظور این است که افرادی که برای انجام کاری اول از همه داوطلب می شوند زودتر از دیگران به موقعیت های خوب می رسند.

He that fears you present wiil hate you absent

کسی که در زمان حضورتان از شما می ترسد، در زمان نبودتان از شما متنفر است.

He that is ill to himself will be good to nobody

کسی که به درد خود نخورد نمی تواند برای هیچ کس دیگری هم مفید باشد.

He that is warm thinks all so

کسی که خودش گرم است فکر می کند همه همین طور هستند. منظور این است که افرادی که ثروتمند هستند یا کسانی که امکانات دارند فکر می کنند که همه هم عین خودشان هستند و از حال آن ها خبر نداشته و نمی توانند بقیه ی مردم را درک کنند.

 He that never climbed never fell

کسی که هیچ وقت صعود نمی کند هیچ وقت هم سقوط نمی کند. منظور این است که کسی که هیچ تلاشی نمی کند تا کاری را انجام دهد هیچ گاه هم اشتباه نمی کند.

He that promises too much means nothing

کسی که زیاد قول می دهد به هیچ کدام از وعده هایش عمل نمی کند.

He that talks much lies much

کسی که زیاد صحبت می کند زیاد دروغ می گوید.

He that would eat the fruit must climb the tree

هر آن کس که میوه می خواهد باید از درخت بالا برود. منظور این است که هیچ کاری بدون بها نیست و اگر چیزی می خواهید یا هدفی دارید باید برای آن تلاش کنید و برای رسیدن به آن دچار زحمت می شوید(معادل فارسی آن می شود: هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد).

He who likes borrowing dislikes paying

کسی که قرض گرفتن را دوست دارد پرداخت کردن را دوست ندارد. منظور این است که برخی از افراد با وعده های دروغین از دیگران سو استفاده می کنند.

He who makes no mistakes, makes nothing

کسی که اشتباه نمی کند در واقع چیزی نیز به دست نمی آورد.

He who pleased everybody died before he was born

او کسی است که آرزو می کند همه بمیرند قبل از این که او متولد شود. منظور انسان های حسود و خود خواهی وجود دارند که حاظر نیستند برای دیگران چیز خوبی آرزو کنند.

He who says what he likes, shall hear what he doesn't like

هر کس هر چیزی که دوست دارد را می گوید ممکن است چیز هایی بشنود که دوست ندارد.

He who would catch fish must not mind getting wet

کسی که در فکر ماهی گیری است نباید به این که خیس می شود فکر کند. منظور این است که کسی که هدفی دارد نباید از همان ابتدا نگران مشکلات پیش رویش باشد.(سیارک)

در سیارک بخوانیم:

ضرب المثل های انگلیسی 

اهمیت آموختن زبان انگلیسی 

اصطلاح های انگلیسی بخش اول

اصطلاح های انگلیسی بخش دوم

اصطلاح های انگلیسی بخش سوم

اصطلاح های انگلیسی بخش چهارم

اصطلاح های انگلیسی بخش پنجم

اصطلاح های انگلیسی بخش ششم 

تفاوت های بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی 

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.