شب یلدا 97: حکایت کباب غاز است

مهمانی شب یلدای امسال داستان کباب غاز است. از گرانی بیش از حد خشکبار و میوه گرفته تا هزینه های بالای زندگی، باید چشم به دست مهمان ها داشت که شاید از این سفره چیزی برای مابقی هم بماند!

کباب غاز داستان کوتاهی اثر محمدعلی جمال‌زاده است.

بخش جالبی از داستان کباب غاز در زیر آورده شده است،

میگویند انسان حیوانی است گوشتخوار، ولی این مخلوقات عجیب گویا استخوان خوار خلق شده بودند. واقعن مثل این بود كه هركدام یك معده ی یدكی هم همراه آورده باشند. هیچ باوركردنی نبود كه سر همین میز، آقایان دو ساعت تمام كارد و چنگال به دست، با یك خروار گوشت و پوست و بقولات و حبوبات، در كشمكش و تلاش بوده اند و ته بشقابها را هم لیسیده اند. هر دوازده تن، تمام و كمال و راست و حسابی از سر نو مشغول خوردن شدند و به چشم خود دیدم كه غاز گلگونم، لخت لخت و "قطعة بعد اخرى" طعمه ی این جماعت كركس صفت شده و "كان لم یكن شیئن مذكورا" در گورستان شكم آقایان ناپدید گردید.

نظرات

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربری شوید. ورود یا ثبت نام

بیشتر بخوانید