بهترین فیلم ها تام هاردی بخش دوم

دوره گرد خیاط سرباز جاسوس/ Tinker Tailor Soldier Spy 2011

تا کنون نویسندگان اندکی بوده اند که قادر به آفرینش اثری باشند، که همچون اثر جان لی کری به واسطه جذابیت داستان و به خوبی کنار هم گذاشتن اتفاقات مختلف داستان، ذهن را درگیر خود کند (داستان در سبک جنایی جاسوسی است) و همین مسئله است که اقتباس از این اثر فوق العاده را نیز به مراتب دشوار تر می کند، چرا که اثر به گونه ای است که بیش از آن که به گیر و دار های ذهنی و این گونه مسائل بپردازد، هیجان انگیز است. با این وجود، توماس آلفردسون، کارگردان این فیلم، نوشتن این فیلم نامه اقتباسی را به عهده بریجت اکانر و پیتر استراگان گذاشت و در نهایت با فیلمی که در سال 2011 به روی پرده های سینما برد، نشان داد که کارگردان قابلی است و به خوبی از پس این کار دشوار برآمد. رمان اصلی که فیلم نامه از آن اقتباس شده است (دوره گرد خیاط سرباز جاسوس) در سال 1974 نوشته شده است. در این فیلم گری الدمن، در نقش یک جاسوس بازنشسته بازی می کند که به واسطه مشکلاتی که یک مأمور ناکارآمد ام آی سیکس (با بازی تام هاردی) ایجاد می کند، مجبور می شود دوباره وظایفی را به عهده گرفته و به کار مشغول شود. روایت داستان فیلم بسیار هنرمندانه و هوشمندانه انجام شده و در کنار بازی فوق العاده خوب بازیگران آن توانسته از عوامل اصلی موفقیت فیلم باشد؛ فیلمی که در زمان اکران توانست تحسین منتقدان بسیاری را بر انگیزد. الا تیلور، منتقد دنیای سینما در خصوص این فیلم عنوان کرد: «این فیلم به گونه ای نیست که تماشاگر بتواند تصمیمی در خصوص خوب و بد شخصیت ها بگیرد و از آن دسته فیلم هایی نیست که پیامی اخلاقی به همراه داشته باشند. تمامی تلاش فیلم نامه نویسان و کارگردان این اثر هنری، آن بوده است که به فضای غمگین و سرد رمان اصلی که داستان از آن اقتباس شده است، پایبند باشند و به خوبی توانستند از پس این کار بر آیند و لحظاتی از قرن بیستم را به نمایش کشیدند که شکوهمند بود و در عین حال ماتم زده.».

تلقین/ Inception 2010

نمایش درخشان تام هاردی در فیلم «برانسون» باعث شد تا تقریبا همگان از ظهرو یک استعداد جدید کسب اطمینان کنند و تام هاردی به واسطه بازی اش در آن فیلم توانست هواداران زیادی برای خود دست و پا کند، با این وجود در سال 2010 بود که اتفاق خوشایند دیگری برای این بازیگر دنیای هالیوود افتاد و زمینه ساز موفقیت اش را بیش از پیش فراهم آورد. در این سال، تام هاردی، به دعوت کارگردان بزرگ دنیای سینما، کریستوفر نولان برای بازی در فیلم تلقین دعوت شد و نمایش خوب اش توانست دست آورد جدیدی برای اش باشد. البته ستارگان دیگری نیز در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند؛ در رأس آن ها لئوناردو دی کاپریو، نقش اول فیلم بود و از دیگر بازیگران حاضر در این اثر سینمایی می توان به جوزف گوردون لویت و الن پیج اشاره کرد. تام هاردی در این فیلم در نقش ایمز بازی می کند؛ ایمز عضوی است از گروهی که لئوناردو دی کاپریو هدایت آن را به عهده دارد؛ شخصیت دی کاپریو در فیلم کسی است که شیوه و روش به خصوصی برای دزدیدن هویت افراد دارد، به گونه ای که به همراه سایر اعضای تیم اش وارد رؤیای فرد شده و در غالب کسانی در می آیند که فردی که هویت اش از او دزدیده شده است، به آن ها اعتماد دارد و تمامی اتفاقاتی که در دنیای خیال و رؤیا رخ می دهند تا حدودی بر دنیای واقعی فرد تأثیر می گذارند. ژانر اصلی این اثر سینمایی علمی خیالی است و پر است از صحنه هایی هیجان انگیز و تصویر برداری هایی فوق العاده که تماشاگر را به وجد می آورد. سکانس پایانی فیلم نیز به قدری خوب از آب در آمده بود که هنوز که هنوزه برخی در خصوص آن صحبت می کنند. آن هورنادی مقاله ای در خصوص این فیلم در روزنامه واشینگتن پست آمریکا منتشر کرد و در خصوص آن عنوان کرد: «تلقین از آن دسته فیلم هایی است که هم تصویر های فوق العاده ای دارد و تماشاگرانی که برای تفریح و ساعاتی خوش آمده اند را سر گرم می کند و هم لایه های عمیق تری در داستان آن نهفته است که تنها تماشاگران زیرک تر قادر به تشخیص آن خواهند بود. داستانی که قهرمان اصلی و نقش اول این فیلم در زندگی شخصی دارد، بسیار جذاب و گیرا است.».

شوالیه تاریکی بر می خیزد/ The Dark Knight Rises 2012

یکی از نکاتی که در خصوص فیلم های سه گانه یا تریلوژی حائز اهمیت است و فشار سنگینی را متوجه عوامل سازنده آن می کند (البته سه گانه هایی که موفق از آب در می آیند؛ سه گانه هایی چون جیسون بورن، پدر خوانده، ارباب حلقه ها) این است که قسمت های بعدی فیلم به گونه ای ساخته شود که احساس پسرفتی نسبت به قسمت قبلی آن احساس نشود و از لحاظ کیفی بهتر باشد (یا با قسمت قبلی اش در یک سطح باشد). این مسئله باعث شد تا در ساخت شوالیه تاریکی بر می خیزد (قسمت سوم و پایانی سه گانه بتمن) نیز همین فشار وجود داشته باشد؛ فشاری که بخش اعظم آن متوجه تام هاردی و نقشی می شد که به عهده گرفته بود؛ او در این فیلم در نقش بین بازی می کرد؛ تروریستی که همه او را با ماسک به خصوص اش می شناختند. تام هاردی در این فیلم شخصیت ضد قهرمان داستان را به عهده داشت و در مقابل بتمن و قهرمان داستان قرار می گرفت. تام هاردی، با گریم عجیب و غریب و خلاقانه خود در مقابل دوربین های فیلم برداری قرار گرفت و این در حالی بود که سایه بازی فوق العاده خوب هیث لجر در دو قسمت قبلی در نقش جوکر، به عنوان شخصیت ضد قهرمان داستان، بر روی او سنگینی می کرد، با این وجود این مسئله نتوانست از درخشش تام هاردی جلوگیری کند و او نیز امضای خود را با بازی فوق العاده خوب اش بر این سه گانه به یاد ماندنی گذاشت. کریستن بیل در این فیلم در نقش بتمن بازی می کرد و سکانس های درگیری او با بین (با بازی تام هاردی) که بعضا به شکستن استخوان های شان می انجامید، واقعا دیدنی بود. دن گایر، منتقد سینما و شاغل در مجله دیلی هرالد است و از جمله کسانی که شیفته بازی فوق العاده تام هاردی در نقش بین شده بود و بر این باور بود که جدای از گریم، دیالوگ ها، فیلم نامه و سایر مسائل این چنینی، بخش اعظم شخصیت ضد قهرمان داستان به واسطه استعداد و هنر تام هاردی نمایان شد.

The Drop 2014

در حال حاضر فیلم های سبک جنایی که در محله های مختلف شهر های امروزی جریان دارد، بسیار زیاد شده و تقریبا تمامی تکنیک های جالب برای تماشاگران در این گونه فیلم ها به کار بسته شده است. این مسئله باعث می شود تا کمتر امکان تولید فیلم های با کیفیت و خلاقانه ای در این ژانر وجود داشته باشد و نیز فیلمی چون The Drop (به کارگردانی مایکل آر روسکام و بر اساس فیلم نامه ای نوشته دنیس لیهین) به طور گسترده ای و بیش از هر مسئله دیگری به استعداد و هنر بازیگران اش در نقش ها شان متکی باشد (برای دست یابی به موفقیت). در این خصوص شانس با روسکام یار بود؛ نقش اصلی این فیلم به عهده تام هاردی است و در نقش یک متصدی محل سرو نوشیدنی مشغول به کار است که توسط یک گروه خلافکاری سازمان یافته چچنی کنترل می شود و به عنوان مکانی برای مخفی کردن پول های حاصل از فعالیت ها شان استفاده می شود. این محل سرو نوشیدنی، توسط پسر خاله نقش تام هاردی (آخرین نقش آفرینی جیمز گاندولفینی) هدایت می شود و متعلق به او است. از دیگر بازیگران حاضر در فیلم می توان به نومی رپیس و متیاس چوانارتز اشاره کرد که همگی توانستند از پس ایفای نقش خود به خوبی بر آیند. مایکل فیلیپس، منتقد دنیای سینما، در خصوص این فیلم و در مطلبی که در شیکاگو تریبون منتشر کرد، عنوان کرده بود: «مدت ها است که ساخت این گونه فیلم های جنایی دیگر چندان چنگی به دل نمی زند، با این وجود، بازی فوق العاده خوب و جالب تام هاردی، گالدونفینی و رپیس در کنار هم باعث شده است تا داستان و فیلم به طور کلی شانس این را پیدا کنند که تماشاگر را تا ثانیه های پایانی کنجکاو نگاه دارند. فیلم بسیار خوبی بود.».

لاک/ Locke 2014

این فیلم به طور کلی و از ثانیه های ابتدایی تا آخرین سکانس، تنها یک لوکیشن دارد و این لوکیشن اتومبیلی است که تام هاردی  در حال راندن آن است. جالب این جا است که دوربین فیلم برداری نیز تقریبا در تمامی لحظات فیلم روی صورت تام هاردی متمرکز است و کمتر صحنه های دیگری را نشان می دهد، با این وجود، داستان فیلم و نقش آفرینی تام هاردی به اندازه ای خوبند که در تک تک دقایق فیلم، تماشاگر را کنجکاو و هیجان زده نگاه می دارند. نقشی که تام هاردی در این فیلم ایفای آن را به عهده دارد، با سرعت در حال رانندگی به سمت مقصد و نیز سرنوشت خود است، چرا که در برهه زمانی ای تعیین کننده از زندگی خود به سر می برد و بحران هایی در زندگی شخصی و کاری اش پیش آمد کرده که باید بر آن ها غلبه کند و شرایط احساسی برای او به گونه ای می شود که همه نوع احساسی را تجربه می کند؛ از خواهش کردن و التماس گرفته تا خشم و بر افروختگی و تام هاردی همان گونه که عنوان شد، در ایفای این نقش منحصر به فرد، فوق العاده بوده است و هیچ گاه تسلیم شرایط سخت کاری اش در این فیلم نمی شود. تای بر، منتقد دنیای سینما در این خصوص عنوان کرد: «تام هاردی به خوبی توانست کاریزمای لازم برای این نقش را در خود شکل دهد. بازی او به اندازه ای خوب است که تماشاگر حتی برای لحظه ای قادر به چشم پوشیدن از او نخواهد بود و این اتفاق خوشایندی برای عوامل سازنده بود، چرا که جز تام هاردی و نقشی که به عهده داشت، چیز دیگری نمی شد دید و شکست تام هاردی در ایفای نقش اش، برابر می شد با شکست فیلم که خوشبختانه این گونه نشد.».

مکس دیوانه: جاده خشم/2015  Mad Max: Fury Road

برای چند سال اخیر، اتفاق خوشایند و فیلم های خیلی خوب و با کیفیت در سینمای هالیوود کمتر مشاهده شدند و هر گونه ایده تازه ای برای ساخت یک سری فیلم خوب، باز سازی یا ایده پردازی مجدد برای ساخت فیلم های قدیمی تر قابل دفاع به نظر می رسید. نزدیک به سی سال از نمایش آخرین نسخه فیلم های مد مکس می گذرد و این مسئله باعث شد تا ایده بازسازی این فیلم با استقبال خوبی رو به رو شود و از زمان اعلام اولین خبر های رسمی مبنی بر ساخت مجدد این فیلم و انتخاب تام هاردی به عنوان بازیگر نقش اصلی آن، چشم ها برای مدتی طولانی در انتظار پرده برداری از نسخه نهایی فیلم ماند. این مدت زمان طولانی دوری جورج میلر (کارگردان و دستیار نویسنده فیلم) از دنیای مد مکس سبب شد تا در این نسخه باز سازی شده با ایده های خلاقانه و جدیدی باز گردد؛ ایده هایی که تماشاگران و منتقدان را بیش از آن چه که انتظار می رفت شگفت زده کردند. به جرأت می توان عنوان کرد که مکس دیوانه: جاده خشم، از آن دسته فیلم هایی است که کمتر به عرصه ظهور می رسند و از همه جنبه ها فیلمی اس فوق العاده. این فیلم داستان و صحنه هایی بسیار هیجان انگیز دارد و بسیار فرا تر از قرار گرفتن چند سکانس معمولی در کنار یکدیگر است. در حقیقت مکس دیوانه از آن فیلم هایی است که بسیار بر روی آن فکر شده و برای طرح ریزی داستان آن زحمت کشیده شده است، چرا که در کنار صحنه های فوق العاده اکشن و هیجان انگیز که فیلم از آن ها لبریز است و نفس را در سینه ها حبس می کند، داستان فیلم نیز به همان اندازه گیرا است و پیامی که دارد را با تمام توان به گوش تماشاگران اش می رساند. گذشته از تمامی این مسائلی که قدرت فیلم را سبب شده اند، به بازی تام هاردی در نقش مکس راکاتانسکی می رسیم؛ نقشی که در کل مدت زمان فیلم چند کلمه بیشتر به عنوان دیالوگ ندارد و کمتر صحبت می کند؛ مکس، زمان زیادی از فیلم را با ماسکی بر صورت اش می گذراند و این مسئله به کلی امکان صحبت کردن را از او دریغ می کند. با این وجود، باز هم تام هاردی استعداد های خود را به عنوان بازیگری بالقوه به رخ می کشد و در کنار نقش دیگر فیلم، شارلیز ترون، به خوبی احساسات خود را در قالب حالات صورت و رفتار های خود نشان می دهد که کاری است بسیار دشوار. کریستی لمایر، منتقد دنیای سینما در خصوص این فیلم گفت: «مطمئن باشید که این همه تعریف و تمجیدی که از این فیلم می شنوید، به خاطر مسائل بازرگانی و بالا رفتن فروش فیلم نیست. مکس دیوانه فیلمی است که سال ها زمان می برد تا اثری مشابه با آن خلق شود.

- نظرات

برای ارسال نظر، لطفا وارد حساب خود شوید یا ثبت نام نمایید.